به گزارش شهرآرانیوز؛ کارکنان یکی از مراکز درمانی شهر در تماس با پلیس درخواست کمک کردند. آنها گزارش دادند که زنی سالمند پس از یک سانحه به این مرکز درمانی منتقل شده است و ادعا میکند همراهی که او را به بیمارستان آورده، دهها گرم طلایش را دزدیده و متواری شده است.
در پی این گزارش، سرهنگ حسن آخوندی، رئیس کلانتری میدان جهاد، با صدور دستوراتی تخصصی، گروهی از مأموران دایره تجسس این مرکز پلیس را مسئول رسیدگی به پرونده و کمک به زن سالمند کرد. اعضای تیم تحقیق پس از حضور در بیمارستان، ضمن گفتوگو با مال باخته و برادرش، به آنها قول دادند که همه تلاش خود را برای بازگرداندن طلاهای زن سالمند به کار بگیرند. این وعده، خیال زن سالمند را آرام کرد و ساعتی بعد او از بیمارستان ترخیص شد.
در جست و جوی همراه مرموز
تلاش پلیس برای رسیدگی به پرونده در حالی آغاز شد که مأموران با توجه به سن و مصدومیت مال باخته، نمیخواستند کمترین اضطرابی به پیرزن وارد شود. به همین سبب، پیش از گفتوگو با او به بازبینی دوربینهای مداربسته بیمارستان پرداختند. تیم تحقیق در بازبینی تصاویر متوجه شدند پس از ورود آمبولانس به مرکز درمانی، زنی جوان همراه پیرزن وارد بیمارستان شده است.
بعد مشخص شد که این زن، خود را از نزدیکان زن سالمند معرفی کرده و همراه او وارد اورژانس شده است. او حدود نیم ساعت بعد، هم زمان با ورود برادر پیرزن به بیمارستان، با عجله از مرکز درمانی خارج شده است. تیم تحقیق با تصاویر به دست آمده از متهم، با استفاده از تجهیزات نوین پلیس عملیات شناسایی این زن را آغاز کردند.
هم زمان با این تحقیقات، مأموران با نشان دادن تصاویر به پیرزن، درباره آشنایی و ارتباطش با متهم از او سؤالاتی کردند. زن سالمند که از ناحیه چشم آسیب دیده بود، به مأموران گفت: سوار اتوبوس بودم. وقتی نزدیک مقصدم شدم، از روی صندلی بلند شدم تا خودم را به نزدیک در برسانم. اما ناگهان ماشینی جلوی اتوبوس ترمز گرفت و من تعادلم را از دست دادم و روی زمین پرت شدم. پس از این اتفاق چشمم آسیب دید و از ناحیه گردن هم احساس درد میکردم.
زن جوان به بهانه سی تی اسکن دزدی کرد
او ادامه داد: راننده با اورژانس تماس گرفت. در میان مسافران، این زن جوان به من نزدیک شد. وقتی آمبولانس رسید، به بهانه اینکه از نزدیکان من است و باید داروهایم را بدهد، سوار آمبولانس شد. وقتی به اینجا رسیدیم، من چشمم خیلی درد میکرد. همان زن به من گفت: مادر، باید برای تصویربرداری آماده شوی. الان پرستار میآید تا تو را برای سی تی اسکن ببرد.
بعد هم گفت که باید طلاهایت را از دست، گوش و گردنت بیرون بیاوری. من هم که درد زیادی داشتم، به او اعتماد کردم. او خودش گوشواره، انگشتر و گردن بندم را درآورد. بعد هم سراغ النگوهایم رفت، اما نتوانست النگوها را در بیاورد، تا حدی که عصبانی شدم و دستم را که درد گرفته بود، محکم کشیدم و به او گفتم این طلاها را در کیفم بگذارد.
من حالم خوب نبود، اما دیدم زن جوان در چهارچوب اتاق با برادرم روبه رو شد. برادرم ابتدا فکر کرد من با این زن تصادف کردهام و پرسید: شما که هستید؟ زن جوان خودش را شهروندی معرفی کرد که به من کمک کرده است. او از برادرم عذرخواهی کرد و گفت که بیشتر نمیتواند بماند و باید برود.
اما برادرم که انگار حرفش را باور نکرده بود، یک بار دیگر جلویش را گرفت و از او شماره اش را به این بهانه که شاید نیاز به شهادتش باشد، گرفت؛ هرچند برادرم با این شماره تماس گرفت و زن دیگری پاسخ داد. او خودش را به من مهتاب معرفی کرده بود، اما شخصی که پاسخ داد به من گفت: مریم هستم مادر! اشتباه گرفتهای.
شرمندگی شوهر از دزدی همسر
پس از ثبت اظهارات پیرزن، مأموران با استفاده از شیوههای نوین پلیس، موفق به شناسایی هویت و کشف محل سکونت متهم شدند. تیم تحقیق با هماهنگی مقام قضایی به خانه متهم در محدوده رضاشهر رفت، اما پس از حضور مأموران در محل، مشخص شد متهم و همسرش مدتی قبل از آن خانه نقل مکان کردهاند. همسایهها درباره متهم به مأموران گفتند که هرگز از این زن و شوهرش بدی ندیدهاند.
همسایههای متهم در ادامه آدرس محل سکونت، محل کار و شماره تلفن شوهر متهم را در اختیار مأموران قرار دادند. هرچند تیم تحقیق آدرس خانه متهم و حتی محل کار شوهرش را داشت، با توجه به اینکه تحقیقات میدانی پلیس نشان میداد متهم و شوهرش آبرومند هستند، به احضار تلفنی متهم و شوهرش بسنده کردند.
دقایقی پس از احضار متهم، مردی جوان با ظاهری موجه وارد کلانتری میدان جهاد شد. او در بدو ورود به دایره تجسس این مرکز پلیس، خودش را شوهر متهم معرفی کرد. این مرد جوان که در ظاهر از کردار همسرش شرمگین بود، در اظهاراتی ادعا کرد: نمیدانم چرا همسرم چنین کاری کرده است. ما به تازگی توانستیم با زحمت زیاد خانه بخریم. هرچند قرض زیادی داریم، اما به پول نیازی نداشتهایم و نداریم. متأسفانه همسرم به من نمیگوید با طلاها چه کار کرده است، اما من برای حفظ آبرویم، حاضرم هر طوری که مال باخته بخواهد با پول نقد یا طلا خسارتش را جبران کنم.
عذرخواهی از پیرزن
همسر متهم پس از مواجهه با پیرزن، با او گفتوگو کرد. این زن سالمند هرچند از اعتماد به همسر این مرد زخم خورده بود، در اظهاراتی عجیب، ارائه رضایت به این خانواده را مشروط به رفتار مناسب مرد با همسرش کرد. لحظاتی بعد متهم خودش وارد کلانتری میدان جهاد شد. او ضمن عذرخواهی از شاکی ادعا کرد در ابتدا قصد کمک داشته است. این زن جوان هرچند نگفت با طلاها چه کار کرده است، قول داد معادل طلاهای به سرقت رفته را بازگرداند. با رضایت شاکی، این پرونده مختومه شد.