این برنامه در فصل جدید با مرور روایتهای پیشین و معرفی چهرههای تازه از شهرهایی نظیر بروجرد، ساری، پیشوا، بروجن، مشهد و تهران، داستان واقعی پیشرفت نوجوانان را روایت میکند. امید نعیمیخرد، تهیهکننده این مستند درباره انگیزه ساخت فصل جدید به جامجم گفت: «ما بازخورد خیلی خوبی هم از خود نوجوانانی که سری قبلی مستندهایشان ساخته شد گرفتیم، هم از خانوادهها و اطرافیانشان و هم از مخاطبان عام و اهالی فرهنگ و رسانه که کار را دیده بودند. فکر نمیکردم این بچهها آنقدر انگیزه بگیرند. اینکه یک تیم از سمت صداوسیما بیاید پای قصه آنها بنشیند، ضبط کند و فیلم زندگیشان را بسازد و پخش کند، برایشان بسیار امیدبخش بود.» او با اشاره به تأثیر این مستند بر خودباوری دانشآموزان افزود: «مربی سه تا از این دانشآموزان بعد از پخش کار به ما گفت این بچهها با یک انرژی چندبرابری و با جدیت خیلی بیشتری درگیر پروژههای جدید شدند و همین گروه بعدا در مسابقات نوجوان خوارزمی شرکت کرد و مدال طلا و سهمیه کنکور گرفت.» نعیمیخرد با تاکید بر هدف این برنامه در برابر هجمه سیاهنماییها ادامه داد: «هدف زنگ امید این است که به نوجوانان و دانشآموزان امید بدهد. در این حجم از اخبار منفی و تصاویر تیره و تاریک از آینده، ما این مستند را ساختیم تا به بچهها نشان دهیم نمونههای موفقی وجود دارند که تلاش میکنند و میایستند. مسأله امید یک مسأله مقطعی نیست که بگوییم شش ماه امید میدهیم و بعد رها میکنیم. این بحث باید ادامه داشته باشد و ما تازه اول راهیم.» او همچنین درباره کشف قصههای تازه بیان کرد: «نوجوانها بینهایت قصه دارند و هرچه بیشتر کار تولید کنیم، هم جامعه متنوعتری از نوجوانان ایرانی را پوشش میدهیم و بهعنوان الگو معرفی میکنیم و هم اثر تربیتیاش بیشتر میشود. این مستند پتانسیل تبدیل شدن به یک برند را دارد و تفاوت این فصل با قسمتهای قبلی آن است که سراغ موضوعات جدیدتری مثل رباتیک و محیطزیست و شهرهای جدید رفتهایم.»
چالشهای تولید زنجیرهای و لوکیشنهای پراکنده
این تهیهکننده درباره سختیهای تولید مستند در شهرهای مختلف گفت: «این پروژه بهدلیل تنوع جغرافیایی، سفر کردنها و لزوم هماهنگی با تعداد زیادی از آدمها بسیار پیچیده است. در هر شهر باید با خانوادهها، کادر مدرسه، مسئولان محلی و حتی فامیل هماهنگی انجام دهیم. مستند ویژگی غیرقابلپیشبینی بودن دارد. گاهی موقع ضبط، سوژه حال مساعدی ندارد یا شرایط آبوهوایی نامساعد و قطعی برق برنامه ما را بههم میریزد.»
او افزود: «یکی از سختیهای دیگر کار این بود که باید یکدستی کار را حفظ میکردیم چرا که سوژهها، داستانها، لحن، میزانسن، نوع مصاحبه گرفتن، حجم آرشیو و ریتم تدوین در میان چند کارگردان مختلف متفاوت بود و تلاش کردیم این انسجام حفظ شود.»
چالشهای مالی و انتخاب سوژههای نخبه
نعیمیخرد درباره دغدغههای مالی این دست آثار ادامه داد: «رویکرد مالی و حمایت نهادها از آثار نوجوانان به اندازه کافی نیست. وقتی میبینیم سبد محصولات فرهنگی نوجوانان سهم کمی از تولیدات دارد، یعنی دستگاههای فرهنگی اهمیت کمتری میدهند و کار تهیهکنندگان سختتر میشود.» او درباره سختی انتخاب سوژهها افزود: «انتخاب سوژهها یکی از مراحل سخت کار بود. باید سراغ دانشآموزان نخبهای میرفتیم که وسیلهای ساخته یا مسألهای را حل کرده بودند. پیدا کردن این بچهها و متقاعد کردنشان برای همراهی با تیم تولید، بهدلیل اهمیت زمان برای آنها کار چالشیتری بود، اما بازخوردهای مثبت باعث شد مصممتر پیش برویم.»
نامگذاری معنادار و اهمیت الگوسازی برای نوجوانان
او درباره علت نامگذاری این برنامه گفت: «چون سوژهها و مخاطبان اصلی ما دانشآموزان هستند و فضای کار در مدرسه جریان دارد، گفتیم این برنامه میتواند در کنار زنگهای ریاضی، علوم و دین و زندگی، بهعنوان یک زنگ به نام «زنگ امید» تعریف شود تا بچهها با قصههای همسنوسالان خود آشنا شوند و امید بگیرند.»
نعیمیخرد در پایان درباره تاثیر پخش تلویزیونی این مستند بیان کرد: «این کار خیلی مؤثر است چرا که خود این سوژهها و الگوها دقیقا همسن مخاطب اصلی مستندند. بچهها از تلویزیون قصه واقعی کسی مثل خودشان را میبینند که با چه شرایطی تلاش کرده، شکست خورده و موفق شده است و این «شدنی بودن» ایدهها، الگوی خوبی برای نسل نوجوان خواهد بود.»