به گزارش ایسنا،این استان که به عنوان قطب مذهبی، اقتصادی و کشاورزی منطقه شناخته میشود، از کوههای سرسبز و مرتفع در شمال و غرب تا دشتهای خشک و پهناور کویری در جنوب و شرق با تضاد اقلیمی عمیقی روبروست، اما در دهههای اخیر، تعادل شکننده این اکوسیستم به دلیل تشدید پدیده گرمایش جهانی و کاهش شدید بارشها، به شدت متزلزل شده است.
امروز، خراسان رضوی تنها با کمبود آب روبرو نیست، بلکه با پدیدهای بسیار خطرناکتر یعنی پیشروی بیابانها دستوپنجه نرم میکند؛ پدیدهای که مرزهای بین زمینهای حاصلخیز و عرصههای بیابانی را جابجا کرده و امنیت زیستی منطقه را به مخاطره انداخته است.
بسیاری از مناطق حاشیه کویر در این استان، به دلیل ماهیت شنی و نبود پوشش گیاهی کافی، به کانونهای فعال فرسایش بادی تبدیل شدهاند. این وضعیت به این معناست که بادهای شدید، نه تنها خاکهای حاصلخیز را جابجا میکنند، بلکه با ایجاد طوفانهای گردوغبار، کیفیت زندگی میلیونها نفر در کلانشهرهایی مانند مشهد و شهرهای کوچکتر را تحت تأثیر قرار میدهند.
نیمی از عرصههای منابع طبیعی این استان با اقلیم بیابانی و نیمهبیابانی دستوپنجه نرم میکنند
خراسان رضوی، استانی با تنوع اقلیمی بینظیر و میراث تاریخی و فرهنگی غنی، اکنون در خط مقدم یکی از چالشهای بزرگ زیستمحیطی قرن حاضر ایستاده است. این استان که بافت جغرافیایی متنوعی از فلاتهای مرتفع تا مناطق کویری خشک و بیآب را در بر میگیرد، شاهد گسترش نگران کننده پدیده بیابانزایی و فرسایش بادی است.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان خراسان رضوی اعلام کرد: نیمی از عرصههای منابع طبیعی این استان با اقلیم بیابانی و نیمهبیابانی دستوپنجه نرم میکنند و توسعه کاشت تاغ به خصوص در شهرستانهای کویری مانند بجستان به عنوان سد دفاعی اول علیه پیشروی بیابانها، حیاتیترین راهکار برای حفظ توازن اکولوژیک و امنیت اقتصادی منطقه است.
علی شکاری از گستردگی پدیده فرسایش بادی در استان و شناسایی ۳۰ کانون بحرانی فرسایش بادی در ۲۳ شهرستان خبر داد و اظهار کرد: خراسان رضوی به لحاظ جغرافیایی و اقلیمی، در خط مقدم نبرد با بیابانزایی کشور قرار دارد.وی تأکید کرد: هرگونه غفلت در مدیریت این عرصهها، پیامدهای جبرانناپذیری برای اقتصاد منطقه و کلانشهرهای اطراف در پی خواهد داشت.شکاری، بیابانزایی را فراتر از یک پدیده زیستمحیطی ساده توصیف کرد و آن را تهدیدی مستقیم بر امنیت غذایی، زیرساختهای اقتصادی و سلامت عمومی ساکنان مناطق حاشیه کویر قلمداد کرد.
وی تصریح کرد: از مجموع بیش از ۱۱ میلیون هکتار سطح استان و بیش از ۸ میلیون هکتار عرصههای منابع طبیعی در خراسان رضوی، حدود ۵.۵ میلیون هکتار دارای اقلیم بیابانی و نیمهبیابانی است. عملاً نیمی از عرصههای تحت مدیریت منابع طبیعی استان با چالشهای جدی خشکسالی، فرسایش بادی و کاهش پوشش گیاهی دستوپنجه نرم میکنند.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی بیان کرد: ۲ میلیون و ۴۷۰ هزار هکتار از عرصههای استان مستقیماً تحت تأثیر فرسایش بادی قرار دارد و در معرض جابجایی مداوم خاک و ماسههای روان هستند.
وی با اشاره به توزیع جغرافیایی این کانونهای خطر، افزود: بر اساس پایشهای ماهوارهای دقیق و بازدیدهای میدانی، تاکنون ۳۰ کانون بحرانی فرسایش بادی در ۲۳ شهرستان استان شناسایی شده است.
مجموع مساحت این کانونهای بحرانی به حدود یک میلیون و ۲۶۰ هزار هکتار میرسد. در این مناطق، سرعت پیشروی این ماسهها به سطحی رسیده که تهدیدی جدی و روزافزون برای جادهها، ریلهای راهآهن، خطوط انتقال انرژی و روستاهای حاشیهای کویر ایجاد میکند.
شکاری گفت: علاوه بر کانونهای بحرانی فعال، ۴۷۰ هزار هکتار رخساره بیابانی فاقد پوشش گیاهی در ۲۵ شهرستان دیگر وجود دارد که اگر اقدامات تثبیت کننده در زمان مناسب انجام نشود، سالهای آینده به کانونهای جدید و فعال فرسایش بادی تبدیل خواهند شد که منابع طبیعی استان در ۵ سال اخیر توانسته این کانونها را مهار کند.
وی اظهار کرد: همچنین، ۵۹۲ هزار هکتار جنگل بیابانی با گونههای بومی و سازگار با خشکی که نقش سبزبان در جلوگیری از پیشروی بیابان را ایفا میکنند، نیازمند حمایت ویژه و آبیاری هدفمند هستند.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی خاطرنشان گرد: پدیده فرسایش بادی و بیابانزایی سالانه حداقل هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال خسارت مستقیم به زیرساختها، اماکن مسکونی، داراییهای خصوصی و دولتی و محیطزیست استان وارد میکند.
وی تأکید کرد: این رقم صرفاً مربوط به هزینههای فیزیکیترمیم و پاکسازی جادهها، خطوط برق، تأسیسات شرب و اراضی کشاورزی است.شکاری با تکیهبر اینکه هزینههای غیرمستقیم این پدیده چندین برابر خسارات فیزیکی است، افزود: آلودگی هوا ناشی از گرد و غبار بیابانی، سالانه هزینههای هنگفتی را بر دوش سیستم درمانی و جامعه تحمیل میکند. افزایش شیوع بیماریهای آسمپزشکی و تنفسی، خسارت به پوشش گیاهی و کاهش حاصلخیزی خاکهای کشاورزی، تهدید به خشک شدن چاههای آب و تخریب اکوسیستمهای محلی، همگی بخشی از معادله سنگین خسارات بیابانزایی هستند.
وی تصریح کرد: همچنین، بیثباتی ایجاد شده در روستاهای حاشیهای کویر به دلیل تهدید به غرق شدن زیر شنها، منجر به مهاجرت روستاییان و از دست رفتن نیروی انسانی و اجتماعی مناطق محلی میشود که ریشههای اجتماعی عمیقی دارد.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی با اشاره به جایگاه خراسان رضوی در سطح ملی، تصریح کرد: بیش از ۹ درصد مناطق تحت تأثیر فرسایش بادی کل کشور و حدود ۱۰ درصد کانونهای بحرانی فرسایش بادی ایران در این استان قرار دارد.
جنوب استان در وضعیت قرمز تخریب سرزمین
پدیده بیابانزایی در استان خراسان رضوی، به ویژه در مناطق جنوبی، از یک چالش اقلیمی ساده به یک بحران ساختاری تبدیل شده است که تمامی ابعاد زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.
یک پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی، با اشاره به وضعیت تخریب سرزمینها در شرق کشور، هشدار داد: تلاقی تغییرات اقلیمی جهانی با مدیریت نادرست منابع آب و خاک در سطح محلی، سرعت پیشروی شنها و تخریب پوشش گیاهی را به شکلی نگران کننده افزایش داده است و اگر تدابیر فوری و علمی اتخاذ نشود، بسیاری از مناطق به خصوص مناطق جنوبی استان با خطر غیرقابل بازگشت مواجه خواهند شد.
فاطمه سعیدینیا، در تشریح ابعاد این بحران تأکید کرد: بیابانزایی در خراسان رضوی تنها به معنای گسترش تپههای شنی نیست، بلکه یک فرآیند پیچیده تخریب کیفیت خاک است که در آن، لایههای حاصلخیز زمین بر اثر فرسایش بادی و آبی از بین میروند و توانایی خاک برای حمایت از حیات گیاهی به شدت کاهش مییابد.
وی اشاره کرد: به خصوص در مناطق جنوبی استان، به دلیل ویژگیهای خاص جغرافیایی و قرار داشتن در حاشیه دشتهای خشک، پتانسیل تبدیل اراضی نیمهبیابانی به بیابانهای مطلق بسیار بالا است.
این پژوهشگر آب و خاک معتقد است که فشار بیش از حد بر منابع آبی و استخراج بیرویه از سفرههای زیرزمینی، باعث شده تا تراز آبی مناطق به شدت افت کند و این امر منجر به خشک شدن ریشههای گیاهان بومی و در نتیجه گسیختگی ساختار خاک شده است؛ گسیختگی که در نهایت زمین را در برابر بادهای شدید موسمی بیدفاع کرده و منجر به وقوع توفانهای گرد و غبار مکرر میشود.سعیدینیا خاطرنشان کرد: این مناطق به دلیل اقلیم خشکتر و حساسیت بالای اکوسیستم، در خط مقدم مقابله با بیابانزایی قرار دارند.
وی توضیح داد: در جنوب استان، تخریب مراتع به دلیل چرای بیش از حد و خشکسالیهای متوالی، باعث شده است تا پوشش گیاهی طبیعی که نقش سپر دفاعی خاک را داشت، از بین برود. این وضعیت منجر به ایجاد کانونهای تولید گرد و غبار شده است که نه تنها بر کیفیت هوای شهرهای جنوبی اثر میگذارد، بلکه باعث جابجایی تودههای عظیم شن و پوشاندن زمینهای کشاورزی و روستاها میشود.
این پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی تأکید کرد: این فرآیند تخریبی، مستقیماً امنیت غذایی منطقه را هدف قرار داده است؛ چراکه محصولات استراتژیک و ارزآوری مانند زعفران و پسته که ستون فقرات اقتصاد روستایی جنوب خراسان هستند، در برابر فرسایش بادی و کاهش رطوبت خاک بسیار آسیبپذیرند و کاهش کیفیت خاک به معنای کاهش بهرهوری این محصولات و در نهایت ضربه به معیشت هزاران خانواده است.
وی در ادامه به بررسی ریشههای انسانی این بحران پرداخت و گفت: رویکردهای سنتی و تکبعدی در مقابله با بیابانزایی دیگر پاسخگو نیستند. سعیدینیا اشاره کرد: بسیاری از پروژههای درختکاری در سالهای گذشته به دلیل عدم شناخت دقیق از نیازهای اکولوژیک هر منطقه و استفاده از گونههای غیربومی یا ناسازگار با کمآبی شدید، با شکست مواجه شدهاند.
وی تأکید کرد: مقابله با بیابانزایی نیازمند یک استراتژی جامع و دادهمحور است که در آن ابتدا آمایش دقیق سرزمین انجام شود و سپس بر اساس لایههای خاکشناسی و هیدرولوژیکی، نوع مداخله تعیین گردد.
این پژوهشگر آب و خاک پیشنهاد داد: در درخت کاریها، باید به سمت تثبیت بیولوژیک حرکت کرد؛ یعنی استفاده از گیاهان بومی و مقاوم که قادرند با کمترین میزان آب، ساختار خاک را تقویت کرده و مانع از جابجایی ذرات خاک توسط باد شوند.
سعیدینیا همچنین بر لزوم بازنگری در مدیریت منابع آب در استان تأکید و اظهار کرد: تا زمانی که حقابه محیطزیستی در برنامههای توسعهای لحاظ نشود، هرگونه تلاش برای احیای پوشش گیاهی بیفایده خواهد بود.
وی بیان کرد: برای متوقف کردن پیشروی بیابانها، باید بخشی از منابع آبی به طور هدفمند برای مرطوبسازی لایههای سطحی خاک در مناطق حساس اختصاص یابد تا امکان بازگشت طبیعی پوشش گیاهی فراهم شود.
این پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی افزود: خشک شدن دشتهای سیلابی و تبدیل آنها به زمینهای بایر، یکی از شتاب دهندههای اصلی بیابانزایی است و بازگرداندن حیات به این دشتها باید در اولویت برنامههای سازمان محیطزیست و جهاد کشاورزی قرار گیرد.وی در ادامه به پیامدهای اجتماعی و انسانی بیابانزایی اشاره کرد و هشدار داد: تخریب سرزمینها تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه یک عامل محرک برای مهاجرتهای گسترده است.
وی معتقد است که وقتی زمین کشاورزی به دلیل شوری یا فرسایش بادی از دست میرود و دامداران به دلیل نابودی مراتع دیگر قادر به تأمین خوراک دامهای خود نباشند، تنها راه پیش روی روستاییان مهاجرت به حاشیه شهرهاست. این پدیده علاوه بر ایجاد فشارهای اجتماعی و اقتصادی در مراکز شهری، منجر به خالی شدن روستاها و از بین رفتن فرهنگ کشاورزی و سنتی منطقه میشود که در بلندمدت، هزینههای جبرانناپذیری را برای دولت و جامعه به همراه خواهد داشت.
سعیدینیا برای خروج از این وضعیت بحرانی، مدل مدیریت مشارکتی را پیشنهاد داد و گفت: دولت و نهادهای پژوهشی نمیتوانند به تنهایی با بیابانزایی مقابله کنند و باید دامداران و کشاورزان محلی را به عنوان شرکای اصلی در حفاظت از منابع طبیعی به رسمیت شناخت.
وی پیشنهاد داد: قراردادهایی مستقیم با بهرهبرداران محلی منعقد شود تا آنها در مقابل حفاظت از مراتع و اجرای طرحهای تثبیت شن، مشوقهای اقتصادی دریافت کنند.
این پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی تأکید کرد: تبدیل نگاه مردم از بهرهبردار به پاسدار محیطزیست، تنها راهی است که میتواند تداوم برنامههای حفاظتی را تضمین کند، چراکه محلیها بیشترین نفع را از سلامت زمین میبرند و بیشترین آگاهی را از تغییرات محیطی منطقه خود دارند.
مقابله با بیابانزایی در خراسان رضوی، نیازمند یک رویکرد بینرشتهای است که در آن متخصصان خاکشناسی، هیدرولوژی، گیاهشناسی و جامعهشناسی در کنار هم قرار گیرند. زمان برای مداخلات ساده به پایان رسیده است و اکنون نیاز به اقدامات جسورانه علمی، نظارت دقیق بر استخراج آبهای زیرزمینی و اجرای طرحهای جامع احیای مراتع است تا بتوان مانع از تبدیل استان به یک بیابان مطلق شد و میراث طبیعی و اقتصادی این منطقه را برای نسلهای آینده حفظ کرد.
∎
امروز، خراسان رضوی تنها با کمبود آب روبرو نیست، بلکه با پدیدهای بسیار خطرناکتر یعنی پیشروی بیابانها دستوپنجه نرم میکند؛ پدیدهای که مرزهای بین زمینهای حاصلخیز و عرصههای بیابانی را جابجا کرده و امنیت زیستی منطقه را به مخاطره انداخته است.
بسیاری از مناطق حاشیه کویر در این استان، به دلیل ماهیت شنی و نبود پوشش گیاهی کافی، به کانونهای فعال فرسایش بادی تبدیل شدهاند. این وضعیت به این معناست که بادهای شدید، نه تنها خاکهای حاصلخیز را جابجا میکنند، بلکه با ایجاد طوفانهای گردوغبار، کیفیت زندگی میلیونها نفر در کلانشهرهایی مانند مشهد و شهرهای کوچکتر را تحت تأثیر قرار میدهند.
نیمی از عرصههای منابع طبیعی این استان با اقلیم بیابانی و نیمهبیابانی دستوپنجه نرم میکنند
خراسان رضوی، استانی با تنوع اقلیمی بینظیر و میراث تاریخی و فرهنگی غنی، اکنون در خط مقدم یکی از چالشهای بزرگ زیستمحیطی قرن حاضر ایستاده است. این استان که بافت جغرافیایی متنوعی از فلاتهای مرتفع تا مناطق کویری خشک و بیآب را در بر میگیرد، شاهد گسترش نگران کننده پدیده بیابانزایی و فرسایش بادی است.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان خراسان رضوی اعلام کرد: نیمی از عرصههای منابع طبیعی این استان با اقلیم بیابانی و نیمهبیابانی دستوپنجه نرم میکنند و توسعه کاشت تاغ به خصوص در شهرستانهای کویری مانند بجستان به عنوان سد دفاعی اول علیه پیشروی بیابانها، حیاتیترین راهکار برای حفظ توازن اکولوژیک و امنیت اقتصادی منطقه است.
علی شکاری از گستردگی پدیده فرسایش بادی در استان و شناسایی ۳۰ کانون بحرانی فرسایش بادی در ۲۳ شهرستان خبر داد و اظهار کرد: خراسان رضوی به لحاظ جغرافیایی و اقلیمی، در خط مقدم نبرد با بیابانزایی کشور قرار دارد.وی تأکید کرد: هرگونه غفلت در مدیریت این عرصهها، پیامدهای جبرانناپذیری برای اقتصاد منطقه و کلانشهرهای اطراف در پی خواهد داشت.شکاری، بیابانزایی را فراتر از یک پدیده زیستمحیطی ساده توصیف کرد و آن را تهدیدی مستقیم بر امنیت غذایی، زیرساختهای اقتصادی و سلامت عمومی ساکنان مناطق حاشیه کویر قلمداد کرد.
وی تصریح کرد: از مجموع بیش از ۱۱ میلیون هکتار سطح استان و بیش از ۸ میلیون هکتار عرصههای منابع طبیعی در خراسان رضوی، حدود ۵.۵ میلیون هکتار دارای اقلیم بیابانی و نیمهبیابانی است. عملاً نیمی از عرصههای تحت مدیریت منابع طبیعی استان با چالشهای جدی خشکسالی، فرسایش بادی و کاهش پوشش گیاهی دستوپنجه نرم میکنند.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی بیان کرد: ۲ میلیون و ۴۷۰ هزار هکتار از عرصههای استان مستقیماً تحت تأثیر فرسایش بادی قرار دارد و در معرض جابجایی مداوم خاک و ماسههای روان هستند.
وی با اشاره به توزیع جغرافیایی این کانونهای خطر، افزود: بر اساس پایشهای ماهوارهای دقیق و بازدیدهای میدانی، تاکنون ۳۰ کانون بحرانی فرسایش بادی در ۲۳ شهرستان استان شناسایی شده است.
مجموع مساحت این کانونهای بحرانی به حدود یک میلیون و ۲۶۰ هزار هکتار میرسد. در این مناطق، سرعت پیشروی این ماسهها به سطحی رسیده که تهدیدی جدی و روزافزون برای جادهها، ریلهای راهآهن، خطوط انتقال انرژی و روستاهای حاشیهای کویر ایجاد میکند.
شکاری گفت: علاوه بر کانونهای بحرانی فعال، ۴۷۰ هزار هکتار رخساره بیابانی فاقد پوشش گیاهی در ۲۵ شهرستان دیگر وجود دارد که اگر اقدامات تثبیت کننده در زمان مناسب انجام نشود، سالهای آینده به کانونهای جدید و فعال فرسایش بادی تبدیل خواهند شد که منابع طبیعی استان در ۵ سال اخیر توانسته این کانونها را مهار کند.
وی اظهار کرد: همچنین، ۵۹۲ هزار هکتار جنگل بیابانی با گونههای بومی و سازگار با خشکی که نقش سبزبان در جلوگیری از پیشروی بیابان را ایفا میکنند، نیازمند حمایت ویژه و آبیاری هدفمند هستند.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی خاطرنشان گرد: پدیده فرسایش بادی و بیابانزایی سالانه حداقل هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال خسارت مستقیم به زیرساختها، اماکن مسکونی، داراییهای خصوصی و دولتی و محیطزیست استان وارد میکند.
وی تأکید کرد: این رقم صرفاً مربوط به هزینههای فیزیکیترمیم و پاکسازی جادهها، خطوط برق، تأسیسات شرب و اراضی کشاورزی است.شکاری با تکیهبر اینکه هزینههای غیرمستقیم این پدیده چندین برابر خسارات فیزیکی است، افزود: آلودگی هوا ناشی از گرد و غبار بیابانی، سالانه هزینههای هنگفتی را بر دوش سیستم درمانی و جامعه تحمیل میکند. افزایش شیوع بیماریهای آسمپزشکی و تنفسی، خسارت به پوشش گیاهی و کاهش حاصلخیزی خاکهای کشاورزی، تهدید به خشک شدن چاههای آب و تخریب اکوسیستمهای محلی، همگی بخشی از معادله سنگین خسارات بیابانزایی هستند.
وی تصریح کرد: همچنین، بیثباتی ایجاد شده در روستاهای حاشیهای کویر به دلیل تهدید به غرق شدن زیر شنها، منجر به مهاجرت روستاییان و از دست رفتن نیروی انسانی و اجتماعی مناطق محلی میشود که ریشههای اجتماعی عمیقی دارد.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان رضوی با اشاره به جایگاه خراسان رضوی در سطح ملی، تصریح کرد: بیش از ۹ درصد مناطق تحت تأثیر فرسایش بادی کل کشور و حدود ۱۰ درصد کانونهای بحرانی فرسایش بادی ایران در این استان قرار دارد.
جنوب استان در وضعیت قرمز تخریب سرزمین
پدیده بیابانزایی در استان خراسان رضوی، به ویژه در مناطق جنوبی، از یک چالش اقلیمی ساده به یک بحران ساختاری تبدیل شده است که تمامی ابعاد زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.
یک پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی، با اشاره به وضعیت تخریب سرزمینها در شرق کشور، هشدار داد: تلاقی تغییرات اقلیمی جهانی با مدیریت نادرست منابع آب و خاک در سطح محلی، سرعت پیشروی شنها و تخریب پوشش گیاهی را به شکلی نگران کننده افزایش داده است و اگر تدابیر فوری و علمی اتخاذ نشود، بسیاری از مناطق به خصوص مناطق جنوبی استان با خطر غیرقابل بازگشت مواجه خواهند شد.
فاطمه سعیدینیا، در تشریح ابعاد این بحران تأکید کرد: بیابانزایی در خراسان رضوی تنها به معنای گسترش تپههای شنی نیست، بلکه یک فرآیند پیچیده تخریب کیفیت خاک است که در آن، لایههای حاصلخیز زمین بر اثر فرسایش بادی و آبی از بین میروند و توانایی خاک برای حمایت از حیات گیاهی به شدت کاهش مییابد.
وی اشاره کرد: به خصوص در مناطق جنوبی استان، به دلیل ویژگیهای خاص جغرافیایی و قرار داشتن در حاشیه دشتهای خشک، پتانسیل تبدیل اراضی نیمهبیابانی به بیابانهای مطلق بسیار بالا است.
این پژوهشگر آب و خاک معتقد است که فشار بیش از حد بر منابع آبی و استخراج بیرویه از سفرههای زیرزمینی، باعث شده تا تراز آبی مناطق به شدت افت کند و این امر منجر به خشک شدن ریشههای گیاهان بومی و در نتیجه گسیختگی ساختار خاک شده است؛ گسیختگی که در نهایت زمین را در برابر بادهای شدید موسمی بیدفاع کرده و منجر به وقوع توفانهای گرد و غبار مکرر میشود.سعیدینیا خاطرنشان کرد: این مناطق به دلیل اقلیم خشکتر و حساسیت بالای اکوسیستم، در خط مقدم مقابله با بیابانزایی قرار دارند.
وی توضیح داد: در جنوب استان، تخریب مراتع به دلیل چرای بیش از حد و خشکسالیهای متوالی، باعث شده است تا پوشش گیاهی طبیعی که نقش سپر دفاعی خاک را داشت، از بین برود. این وضعیت منجر به ایجاد کانونهای تولید گرد و غبار شده است که نه تنها بر کیفیت هوای شهرهای جنوبی اثر میگذارد، بلکه باعث جابجایی تودههای عظیم شن و پوشاندن زمینهای کشاورزی و روستاها میشود.
این پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی تأکید کرد: این فرآیند تخریبی، مستقیماً امنیت غذایی منطقه را هدف قرار داده است؛ چراکه محصولات استراتژیک و ارزآوری مانند زعفران و پسته که ستون فقرات اقتصاد روستایی جنوب خراسان هستند، در برابر فرسایش بادی و کاهش رطوبت خاک بسیار آسیبپذیرند و کاهش کیفیت خاک به معنای کاهش بهرهوری این محصولات و در نهایت ضربه به معیشت هزاران خانواده است.
وی در ادامه به بررسی ریشههای انسانی این بحران پرداخت و گفت: رویکردهای سنتی و تکبعدی در مقابله با بیابانزایی دیگر پاسخگو نیستند. سعیدینیا اشاره کرد: بسیاری از پروژههای درختکاری در سالهای گذشته به دلیل عدم شناخت دقیق از نیازهای اکولوژیک هر منطقه و استفاده از گونههای غیربومی یا ناسازگار با کمآبی شدید، با شکست مواجه شدهاند.
وی تأکید کرد: مقابله با بیابانزایی نیازمند یک استراتژی جامع و دادهمحور است که در آن ابتدا آمایش دقیق سرزمین انجام شود و سپس بر اساس لایههای خاکشناسی و هیدرولوژیکی، نوع مداخله تعیین گردد.
این پژوهشگر آب و خاک پیشنهاد داد: در درخت کاریها، باید به سمت تثبیت بیولوژیک حرکت کرد؛ یعنی استفاده از گیاهان بومی و مقاوم که قادرند با کمترین میزان آب، ساختار خاک را تقویت کرده و مانع از جابجایی ذرات خاک توسط باد شوند.
سعیدینیا همچنین بر لزوم بازنگری در مدیریت منابع آب در استان تأکید و اظهار کرد: تا زمانی که حقابه محیطزیستی در برنامههای توسعهای لحاظ نشود، هرگونه تلاش برای احیای پوشش گیاهی بیفایده خواهد بود.
وی بیان کرد: برای متوقف کردن پیشروی بیابانها، باید بخشی از منابع آبی به طور هدفمند برای مرطوبسازی لایههای سطحی خاک در مناطق حساس اختصاص یابد تا امکان بازگشت طبیعی پوشش گیاهی فراهم شود.
این پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی افزود: خشک شدن دشتهای سیلابی و تبدیل آنها به زمینهای بایر، یکی از شتاب دهندههای اصلی بیابانزایی است و بازگرداندن حیات به این دشتها باید در اولویت برنامههای سازمان محیطزیست و جهاد کشاورزی قرار گیرد.وی در ادامه به پیامدهای اجتماعی و انسانی بیابانزایی اشاره کرد و هشدار داد: تخریب سرزمینها تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه یک عامل محرک برای مهاجرتهای گسترده است.
وی معتقد است که وقتی زمین کشاورزی به دلیل شوری یا فرسایش بادی از دست میرود و دامداران به دلیل نابودی مراتع دیگر قادر به تأمین خوراک دامهای خود نباشند، تنها راه پیش روی روستاییان مهاجرت به حاشیه شهرهاست. این پدیده علاوه بر ایجاد فشارهای اجتماعی و اقتصادی در مراکز شهری، منجر به خالی شدن روستاها و از بین رفتن فرهنگ کشاورزی و سنتی منطقه میشود که در بلندمدت، هزینههای جبرانناپذیری را برای دولت و جامعه به همراه خواهد داشت.
سعیدینیا برای خروج از این وضعیت بحرانی، مدل مدیریت مشارکتی را پیشنهاد داد و گفت: دولت و نهادهای پژوهشی نمیتوانند به تنهایی با بیابانزایی مقابله کنند و باید دامداران و کشاورزان محلی را به عنوان شرکای اصلی در حفاظت از منابع طبیعی به رسمیت شناخت.
وی پیشنهاد داد: قراردادهایی مستقیم با بهرهبرداران محلی منعقد شود تا آنها در مقابل حفاظت از مراتع و اجرای طرحهای تثبیت شن، مشوقهای اقتصادی دریافت کنند.
این پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی تأکید کرد: تبدیل نگاه مردم از بهرهبردار به پاسدار محیطزیست، تنها راهی است که میتواند تداوم برنامههای حفاظتی را تضمین کند، چراکه محلیها بیشترین نفع را از سلامت زمین میبرند و بیشترین آگاهی را از تغییرات محیطی منطقه خود دارند.
مقابله با بیابانزایی در خراسان رضوی، نیازمند یک رویکرد بینرشتهای است که در آن متخصصان خاکشناسی، هیدرولوژی، گیاهشناسی و جامعهشناسی در کنار هم قرار گیرند. زمان برای مداخلات ساده به پایان رسیده است و اکنون نیاز به اقدامات جسورانه علمی، نظارت دقیق بر استخراج آبهای زیرزمینی و اجرای طرحهای جامع احیای مراتع است تا بتوان مانع از تبدیل استان به یک بیابان مطلق شد و میراث طبیعی و اقتصادی این منطقه را برای نسلهای آینده حفظ کرد.