مخالفتهای چین با قطعنامه ضدایرانی «تمدید مأموریت تیم موسوم به کارشناسان کمیته تحریمها علیه ایران»، قطعنامه شورای حکام آژانس انرژی اتمی و تحریمهای آمریکا نشان دهنده همراهی سیاسی این کشور با ایران در مقابله با آمریکا است. این همراهی ناشی از وجود منافع مشترک مابین این دو کشور در عرصه نظام بین الملل و اهمیت ایران برای چین است. موضوعی که سبب ایجاد سوال شده که چرا چین با وجود روابط تجاری حدود ۶۰۰ میلیارد دلاری با آمریکا، حاضر شده دربرابر اقدامات سیاسی این کشور بایستد؟ پاسخ این سوال را باید در متغیرهای ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک جستوجو کرد.
چین بزرگترین واردکننده نفت جهان با واردات حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز است که بیش از ۶۵ درصد آن توسط آمریکا و کشورهای تحت نفوذ آن یعنی عربستان سعودی (۱۴%)، عراق (۱۱%)، برزیل (۸%)، امارات (۷%)، عمان (۶%)، کویت (۳%)، کانادا (۳%)، قطر (۱.۳%) و کلمبیا (۱.۳%) تامین میشود. همچنین در گاز طبیعی نیز چین با واردات سالانه حدود ۸۴ میلیارد متر مکعب از طریق خط لوله و حدود ۹۴ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی مایع شده (LNG)، بزرگترین واردکننده این محصول در دنیا به شمار میرود. عمده واردات گاز نیز از مسیرهای دریایی تحت نفوذ یا کنترل آمریکا و یا مبدا آمریکایی صورت میگیرد؛ به گونهای که در سال ۲۰۲۵، بیش از ۶۰ درصد گاز وارداتی چین توسط کشورهای تحت نفوذ آمریکا، چون ترکمنستان، قطر، مالزی، امارات، استرالیا، اندونزی و قزاقستان تامین شده است.
نمودار شماره (۱): تامینکنندگان نفت خام چین در سال ۲۰۲۵
رشد اقتصادی چین به ویژه از دهه ۲۰۰۰ سبب شد نیاز این کشور به واردات نفت و گاز افزایش یابد. افزایش رشد اقتصادی چین و تبدیل شدن به تهدیدی برای آمریکا، تلاشهایی برای محدود کردن این رشد به ویژه از طریق ایجاد اختلال در تامین انرژی و امنیت مسیرهای آن (تنگه مالاکا) از سوی واشنگتن شکل گرفت. چین نیز تلاش کرد به سمت تنوع بخشی به منابع تامین کننده نفت و گاز خود حرکت کند که حضور در آفریقا به ویژه در لیبی، نیجر و آنگولا با هدف تنوع مبادی وارداتی نفتی ارزیابی میشود. با این وجود، اقدامات چین در آفریقا به دلیل ناپایداریهای سیاسی-امنیتی در لیبی (۲۰۱۱) و نیجر (۲۰۲۳)، تغییرات سیاسی و نیز کاهش میزان تولید در آنگولا (۲۰۲۳) به نتیجه دلخواه نرسید. در زمینه گاز نیز چین به مرور سهم واردات LNG را افزایش داد؛ بنابراین یکی از نیازهای اساسی چین در تامین انرژی موردنیاز خود یعنی نفت و گاز است.
نقشه شماره (۱): نقشه خط لولههای نفت وارداتی به چین
نقشه شماره (۲): نقشه خط لولههای گاز وارداتی به چین
همچنین بخش عمده کالاهای صادراتی و نفت وارداتی چین از تنگه هرمز، تنگه بابالمندب و کانال سوئز عبور میکنند. آبراهههایی که جمهوری اسلامی ایران در نبرد اخیر با آمریکا نشان داده است که به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و قدرت نظامی خود، میتواند جریان عبور کالا و نفت و گاز از آنها را در تنش احتمالی کنترل یا تهدید کند. از سوی دیگر، ایران در مجموع ذخایر نفت و گاز دنیا در جایگاه نخست قرار دارد. این موضوع سبب اتصال این دوکشور پس از تحریمهای بانکی و نفتی آمریکا از سال ۲۰۱۰ به این سو و افزایش خرید نفت ایران ازسوی چین به عنوان یک منبع تامین نفت پایدار و مستقل شده است. این مسئله، به چین در کاهش وابستگی به آمریکا و متحدان آن در برابر تهدیدات احتمالی برای جایگزینی منابع انرژی وارداتی خود خصوصاً در هرگونه اقدام برای محاصره چین کمک میکند.
در نهایت، برای فهم چرایی اهمیت ایران برای چین باید مسئله اصلی را منافع راهبردی چین دانست. ایران برای پکن هم یک منبع مهم و مستقل انرژی است و هم در موقعیتی قرار دارد که میتواند بخشی از آسیبپذیری چین در برابر فشار آمریکا و اختلال در مسیرهای تأمین انرژی را کاهش دهد. به همین دلیل، رابطه با ایران برای چین نه یک انتخاب مقطعی، بلکه بخشی از محاسبه بلندمدت این کشور برای حفظ امنیت انرژی، تنوعبخشی به منابع و کاهش وابستگی راهبردی به آمریکا است.