صاحبخبر - گروه سیاسی: آیت الله شبیری زنجانی که در ۹۹ سالگی درگذشت، فقیهی بود که بخش مهمی از عمر خود را به تدریس، تحقیق و تربیت شاگردان گذراند و در کنار جایگاه علمی، در مقاطع مختلف با مواضع و رفتارهایی روبهرو شد که نشان میداد استقلال جایگاه مرجعیت برای او اهمیت ویژهای دارد.
از شاگردی تا مرجعیت
آیت الله سیدموسی شبیری زنجانی در سال ۱۳۰۶ در قم و در خانوادهای روحانی متولد شد و از کودکی در حوزه علمیه راه طلبگی را در پیش گردف. مسیر علمی او در حوزه قم شکل گرفت و در طول سالهای تحصیل از محضر استادان برجستهای بهره برد. او بعدها خود به یکی از استادان شناختهشده حوزه تبدیل شد و بهویژه در زمینه علم رجال و بررسی اسناد و روایات جایگاهی ویژه پیدا کرد.
مسیر او از شاگردی نزد استادانی چون سیدصدرالدین صدر، سیدحسین بروجردی، سیدمحمد محقق داماد، سیدابوالقاسم خویی، سیدمحسن حکیم و سیدعبدالهادی شیرازی آغاز شد و به تدریس طولانیمدت فقه، اصول، رجال و حدیث انجامید.
آیت الله شبیری زنجانی برخلاف برخی چهرههای حوزوی، علاقهای به حضور پررنگ رسانهای و مطرح شدن در فضای عمومی نداشت. کمگویی و پرهیز از شهرت از ویژگیهایی بود که در توصیف شخصیت او بارها مورد اشاره قرار گرفته است. همین رویکرد باعث شد تصویر عمومی او بیش از آنکه با سخنرانیهای سیاسی و حضور در مناسبات قدرت شکل بگیرد، با درس، تحقیق و مرجعیت علمیاش شناخته شود.
با این حال، دور ماندن از هیاهوی سیاسی به معنای کنار گذاشتن کامل مسائل سیاسی و اجتماعی نبود. در کارنامه او مواردی وجود دارد که نشان میدهد نسبت به برخی تحولات و اتفاقات حساس، موضع خود را داشته یا برای حل یک مسئله تلاش کرده است.
رابطه او نهضت امام خمینی (ره)
آیت الله شبیری زنجانی از جمله روحانیونی بود که پیش از انقلاب با نهضت امام خمینی (ره) ارتباط داشت. در سالهای پیش از انقلاب، حوزه قم یکی از کانونهای اصلی مخالفت با حکومت پهلوی بود و آیت الله شبیری زنجانی نیز در همین فضای حوزوی حضور داشت و رشد کرد.
با این حال، مسیر او پس از انقلاب تفاوتی مهم با روحانیونی داشت که مستقیماً وارد ساختار اجرایی و سیاسی شدند. وی در جایگاه مرجع و مدرس حوزه باقی ماند و در ساختار رسمی قدرت مسئولیت اجرایی یا سیاسی برعهده نگرفت. همین فاصله از قدرت اجرایی، بعدها به یکی از ویژگیهای اصلی جایگاه او تبدیل شد.
در واقع، آیت الله شبیری زنجانی را نمیتوان در قالب یک مرجع سیاسی به معنای رایج این واژه قرار داد. او نه به فعالیت حزبی و جناحی وارد شد و نه در منازعات سیاسی روزمره حضور مستمر داشت. اما در بزنگاههایی که پای شأن مرجعیت، مسائل اجتماعی یا سرنوشت افراد در میان بود، گاه نقش خود را ایفا کرد.
اقامه نماز بر پیکر آیت الله منتظری
یکی از نقاط قابل توجه در کارنامه عمومی شبیری زنجانی، نوع رابطه او با آیتالله حسینعلی منتظری بود. آیت الله شبیری زنجانی بر پیکر آیت الله منتظری نماز خواند، اقدامی که در فضای سیاسی آن روزها معنای خاص خود را داشت. ارتباط او با آیت الله منتظری نیز صرفاً به این مراسم محدود نماند. بعدها در ماجرای پرونده احمد منتظری نیز از نقش آیت الله شبیری زنجانی برای جلوگیری از اجرای حکم او سخن گفته شد.
بر اساس روایتی که احمد منتظری در سالهای گذشته مطرح کرده، آیت الله شبیری زنجانی از آیتالله محمدعلی استادی خواسته بود نامهای درباره مصلحت نبودن اجرای حکم احمد منتظری به مقام معظم رهبری بنویسد. به روایت احمد منتظری، در ادامه اجرای حکم متوقف شد. این روایت از سوی احمد منتظری بیان شده و نشان میدهد که آیت الله شبیری زنجانی حتی در موضوعی که به یکی از حساسترین پروندههای سیاسی ـ قضایی آن سالها مربوط میشد، تلاش خود را برای حل مسئله از مسیرهای حوزوی و غیررسانهای دنبال کرده بود.
اقامه نماز بر پیکر شخصیتهای برجستهای، چون آیتالله حسینعلی منتظری، آیتالله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، آیتالله جلالالدین طاهری و آیتالله یوسف صانعی، نشاندهنده نگاه فراگروهی و وفاداری او به سوابق مجاهدت و فضل علمای دین بود.
ماجرای دیدار با خاتمی و یک نامه جنجالی
اما مشهورترین حضور آیت الله شبیری زنجانی در یک مناقشه سیاسی، به سال ۱۳۹۷ بازمیگردد، زمانی که انتشار تصاویر دیدار او با جمعی از چهرههای سیاسی، واکنش تند محمد یزدی، رئیس وقت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، را به دنبال داشت.
در آن دیدار، سیدمحمد خاتمی، عبدالله نوری، محمد موسویخوئینیها، غلامحسین کرباسچی و شماری دیگر از چهرههای سیاسی حضور داشتند. انتشار تصاویر این دیدار موجب شد حجت السلام محمد یزدی در نامهای سرگشاده به آیت الله شبیری زنجانی نسبت به این دیدار اعتراض کند و درباره شأن مرجعیت و نوع ارتباط مراجع با نظام و رهبری مطالبی را مطرح کند.
نامه یزدی به یکی از بحثهای مهم درباره استقلال حوزه و مرجعیت تبدیل شد. در سوی دیگر، واکنشهایی در دفاع از آیت الله شبیری زنجانی شکل گرفت و برخی استادان و چهرههای حوزوی نسبت به نحوه مواجهه با یک مرجع تقلید انتقاد کردند.
اهمیت این ماجرا بیش از آنکه به خود دیدار محدود باشد، در این بود که بار دیگر مسئله نسبت میان مرجعیت و قدرت سیاسی را به عرصه عمومی آورد. آیت الله شبیری زنجانی در این ماجرا وارد یک جدال رسانهای نشد و دفتر او نیز اعلام کرد که درباره نامه نظری ندارد و شاگردان و طلاب او پاسخ خواهند داد. همین شیوه مواجهه نیز با تصویری که از او وجود داشت، یعنی پرهیز از ورود مستقیم به هیاهوی سیاسی، سازگار بود.
مرجعی که جناحی نشد
اگرچه برخی رفتارها و مواضع آیت الله شبیری زنجانی در مقاطع مختلف مورد توجه جریانهای سیاسی قرار گرفت، اما او را نمیتوان به یک جریان سیاسی مشخص منتسب کرد. دیدار با چهرههای اصلاحطلب به معنای تبدیل شدن او به یک مرجع اصلاحطلب نبود.
وی در سالهای مختلف با چهرههای متنوعی دیدار داشت و تلاش میکرد جایگاه مرجعیت را بالاتر از رقابتهای جناحی نگه دارد. در تیرماه امسال، مسعود پزشکیان در سفر به قم با آیت الله شبیری زنجانی دیدار کرد و درباره شرایط کشور و مسائل اقتصادی و اجتماعی با او گفتوگو داشت.
این نوع ارتباطات نشان میداد که آیت الله شبیری زنجانی ضمن حفظ فاصله خود از مناسبات جناحی، ارتباطش را با ساختار رسمی کشور نیز قطع نکرده بود. او ترجیح میداد نقش خود را به عنوان مرجع و عالم دینی ایفا کند، نه یک بازیگر سیاسی.
نگاه او به سیاست، مبتنی بر اخلاق، مصلحت عمومی، کرامت انسانها و صیانت از حریم مرجعیت بود.
استقلال، ویژگی یک مرجع
شاید بتوان مهمترین ویژگی آیت الله شبیری زنجانی در عرصه عمومی را همین استقلال دانست، استقلالی که الزاماً به معنای تقابل با حکومت یا سکوت در برابر تحولات سیاسی نبود. او تلاش میکرد شأن مرجعیت را از مناسبات روزمره قدرت جدا نگه دارد و در عین حال، هرگاه مسئلهای را مهم میدانست، از جایگاه خود برای اثرگذاری استفاده کند.
از نماز بر پیکر آیت الله منتظری و تلاش برای حل پرونده احمد منتظری گرفته تا دیدار با خاتمی و واکنشها به نامه محمد یزدی، مجموعهای از رفتارها در کارنامه او دیده میشود که نشان میدهد مرجعیت برای آیت الله شبیری زنجانی بیش از آنکه ابزاری برای حضور سیاسی باشد، جایگاهی مستقل و برخوردار از اعتبار علمی و اخلاقی بود.
او در سالهای پایانی عمر نیز همچنان در حوزه قم حضور داشت و به عنوان یکی از مراجع شناخته شده شیعه، محل مراجعه مقلدان و روحانیون بود. در نهایت، با درگذشت او، حوزه قم یکی از چهرههای شناختهشده نسلی از فقهای معاصر را از دست داد، فقیهی که نامش نه با حضور در قدرت، بلکه بیش از هر چیز با دانش حوزوی، مرجعیت و تلاش برای حفظ استقلال این جایگاه گره خورده بود.
∎