به گزارش مشرق، مسعود دهنمکی کارگردان تلویزیون و سینما طی یادداشتی نوشت:
آنچه امروز در سینمای ایران میبینیم، برآیند مجموعهای از عوامل است و نمیتوان همه تقصیرها را فقط بر گردن سینماگر انداخت. سیاستگذار سینما و آثار نمایشی، سینماگران، مخاطبان و همچنین اقتضائات زمان و ظهور رسانههای جدید، هر کدام بخشی از این وضعیت را شکل دادهاند.
امروز فضای مجازی و رسانههای شخصی امکان تولید محتوا را بهصورت لحظهای فراهم کردهاند و هوش مصنوعی نیز در حال گشودن دنیای جدیدی در برابر سینما و تلویزیون است. وقتی یک اتفاق برای تبدیل شدن به سریال یک یا دو سال زمان میخواهد و برای سینما نیز حدود شش ماه، در فضای مجازی همان اتفاق میتواند در همان لحظه و همان روز به محتوا تبدیل شود.
تغییر ذائقه مخاطب نیز به مرور اتفاق افتاده و خود سینما هم در این تغییر بیتأثیر نبوده است. زمانی آثار طنز دغدغهمند و قصهگو بودند و بار و معنای مشخصی داشتند، اما امروز بخشی از سینمای طنز به شوخیهای جنسی و اروتیک، رقص و آواز و مواردی از این دست تقلیل پیدا کرده و در کنار آن، پز رکورد فروش نیز داده میشود؛ در حالی که، باید پرسید آیا هر اثری که فروش میکند، الزاماً سینماست؟
منتقدانی که در دهههای ۷۰، ۸۰ و ۹۰ میگفتند فروش ملاک نیست و باید به محتوا نگاه کرد، امروز سکوت کردهاند و بخشی از تقصیر مسابقه ابتذالی که شکل گرفته، متوجه منتقدان است. نتیجه این وضعیت میتواند این باشد که ذائقه مخاطب سطحیتر شود و حتی آثار اجتماعی و انتقادی نیز برای جذب مخاطب ناچار به استفاده از ستارهها یا حاشیههای جنجالی شوند.
تورم و افزایش قیمت بلیت باعث شده ارقام میلیاردی نوعی خودفریبی ایجاد کند و دیگر تعداد واقعی مخاطبان به اندازه رقم فروش مورد توجه قرار نگیرد. زمانی مخاطب از تلویزیون به سینما مهاجرت کرد و امروز بخشی از مخاطبان سینما به سمت رسانههای دیگر رفتهاند و این وضعیت نیازمند آسیبشناسی همهجانبه و رسیدن به راهکار عملی است.
افول مخاطب سینما از یک سو و گرانشدن صنعت سینما از سوی دیگر، باعث شده کسی نتواند با پول خودش فیلم بسازد. در چنین شرایطی، آثاری ساخته میشوند که یا دولتی، یا خصولتی و یا متکی به منابع نامشخص هستند و در چنین وضعیتی ممکن است فروش، بازگشت سرمایه و حتی تعداد مخاطب اهمیت خود را از دست بدهد.
در چنین شرایطی، قشر فرهیخته و دغدغهمند سینما اگر در ابتذال هضم نشوند، ممکن است به بیکاری و گوشهنشینی کشیده شوند. پلتفرمها نیز اگرچه در مقاطعی بهعنوان مسکن عمل کردهاند، اما بهتنهایی نمیتوانند مسئله سینما را حل کنند.
برخی کامنتها ممکن است هدایتشده باشند و برخی نیز بازتاب واقعی ذائقه مخاطب؛ اما هنرمند بهعنوان قشر فرهیخته و پیشرو باید به مردم جهت و خط فکری بدهد، نه اینکه از واکنش دیگران جهت بگیرد و مرعوب آن شود. هنرمند باید بتواند ذائقه مخاطب را بسازد و حتی اگر ذائقه موجود چیز دیگری است، آن را بهتدریج به سمت محتوای هدفمند و دغدغهمند ببرد.
این نگاه که سینما فقط سرگرمی است، به نوعی سادهسازی مفهوم سینماست؛ چراکه حتی در سینمای سرگرمکننده نیز میتوان نگاه ایدئولوژیک و فکری پیدا کرد. ضعف در نقد و تحلیل فیلم و همچنین عافیتطلبی باعث شده گاهی «سینما یعنی فقط سرگرمی» و «سرگرمی یعنی ابتذال» تلقی شود.
نمیتوان در مسائل شخصی افراد وارد شد و تفتیش عقاید کرد، اما معمولاً بازیگران در آثاری که به آن اعتقاد دارند مشارکت میکنند. او تأکید کرد که درصد محدودی از افراد ممکن است با مردم، کشور و منافع ملی عناد داشته باشند و چنین افرادی تاکنون مورد استفاده او قرار نگرفتهاند.
بازیگر مانند بلندگوست و مهم آن کسی است که پشت این میکروفون قرار دارد.
«اخراجیها» در پشت صحنه با مشکلات فراوانی روبهرو شد؛ بخشی از افراد حاضر در جنگ فیلم را برنمیتافتند و بخشی از سینما و سینماگران نیز جریانی را نزد مقامات عالی کشور ایجاد کرده بودند تا فیلم به اکران نرسد. پس از اکران نیز برخی بخشهای حکومتی و سینمایی در قاچاق فیلم نقش داشتند و مسائل دیگری نیز وجود داشته که او اعلام کرده در خاطراتش به آنها خواهد پرداخت.