زنگ مدرسه، از دیرباز نماد حیات، سرزندگی و نویدبخش بالندگی نسلها بوده است. اما امسال، از آن حال و هوای همیشگی *مهر* در *میناب* خبری نیست.
مهر امسال «میناب» بغض دارد؛ بغضی سنگین و جگرسوز که سخت راه گلو را میبندد.
در نهم اسفند ۱۴۰۴در نخستین روز تجاوز نظامی آمریکا به ایران، دو موشک به دبستان *شجره طیبه، میناب* اصابت کرد؛ مدرسهای که ماهیت و هویت آموزشی آن کاملاً آشکار بود.
۱۶۸دانشآموز معصوم دختر و پسر ۷تا ۱۲ساله در خاک و خون غلتیدند و به شهادت رسیدند؛ جنایتی که مصداق عینی "جنایت جنگی" و "حمله کور علیه کودکان و غیرنظامیان" بود، پشت این عدد، ۱۶۸جریان زندگی، ۱۶۸خانواده و بی شمار رویای ناب بود که در یک آن، در میان دود و آوار پرپر شد.
آنچه در *میناب* زیر آوار رفت، تنها یک ساختمان و پیکرهای کودکان نبود؛ نسلی بود که قرار بود الفبای دانایی و عشق را بیاموزد، فردا را روشنتر از امروز بسازد و بازوان توانمند میهن باشد.
اکنون در آستانه مهر در مدرسهای که ۱۶۸نیمکت آن تا ابد خالی مانده، زنگ مدرسه نواخته میشود؛ زنگی که هرچند برای خانوادههای داغدیده یادآور غمی جانکاه است؛ اما فراتر از یک سوگ، طنین "پیمانی ابدی" است.
حقیقت بنیادین این است؛ جامعه امروز محصول دیروز مدارس است و جامعه فردا از امروز مدارس سرچشمه میگیرد.
اگر ما جامعهای پویا، بانشاط و آگاه میخواهیم و اگر "جامعه زنگزده" نمیخواهیم، باید مشتاقانه و مدام، "مدرسه زنگزده" را مطالبه کنیم؛ مدرسهای که زنگ آن هرگز خاموش نشود.
زنگ مدرسه باید همواره به صدا درآید تا جامعه زنگ نزند؛ زیرا هرگاه طنین زنگ مدرسه در جامعهای کم رنگ یا خاموش شود، آن جامعه در ورطه زنگزدگی، رخوت و فرسایش فرو میرود.
با خاموشی این زنگ است که کیفیت زندگی کاهش پیدا می کند، سلامت اجتماعی دچار اختلال و بحران می شود و گرانبهاترین دارایی ملی، یعنی "سرمایه اجتماعی" نابود میشود.
نواختن زنگ مدرسه نباید در انحصار روزهای آغازین پاییز بماند؛ این زنگ باید *از مهر تا مهر* و به وسعت تمام ایام زندگی طنینانداز باشد.
زنگ مدرسه، زنگ نیکیها و فضایل اخلاقی، زنگ توسعه و پیشرفت و زنگ شجاعت خواهی و حقطلبی است. با درست نواختن این زنگ از "مهر تا مهر" است که میتوانیم "مدرسه بدون دیوار" را محقق کنیم؛ مدرسهای در همتنیده با جامعه، زندگی واقعی و محله.
"مدرسه بدون شکست" را رقم بزنیم؛ مدرسهای که برای هر استعداد و هر انسانی، فرصت شکوفایی و بالندگی فراهم میسازد.
"مدرسه محافظتی" را شکل دهیم؛ مأمنی امن، تابآور و پناهگاهی مطمئن در برابر آسیبها، بحرانها و تندبادهای روزگار؛ و "مدرسه تمامساحتی" را بنیان گذاریم؛ کانون تربیت همهجانبه انسان در ساحتهای اخلاقی، علمی، اجتماعی، زیستی، هنری و فناورانه.
ما در قبال *۱۶۸کبوتر خونینبال دبستان شجره طیبه میناب* وظیفهای فراتر از ساختارها و بخشنامهها داریم؛ _وظیفه به یاد داشتن؛ به یاد داشتن اینکه پشت هر لبخندِ پرکشیده، اسمی و صدایی بود که هرگز نباید در تاریخ این سرزمین فراموش شود.
ما و نظام تعلیم و تربیت کشور مسئولیم صدای مظلومیت آنان باشیم، در پاسداری از حریم کودکان این خاک و تنبیه متجاوزان ذرهای تردید نکنیم و در جوار نیمکتهای خالیشان سوگند یاد کنیم که پرچم آگاهی، دانایی و عدالتطلبی را بر زمین نخواهیم گذاشت.
این است معنای زنگ *مهر* در شهری که بغض دارد؛ زنگی که داغ شهیدان کوچکش را به نیروی آگاهی، مقاومت، سلامت اجتماعی و بالندگی فردا پیوند میزند.
یادشان جاودان و امانت صدایشان تا همیشه بر دوش ما باد.
*رییس سازمان بهزیستی کشور