شناسهٔ خبر: 79804008 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه همشهری | لینک خبر

حضور رئیس‌کل دادگستری استان تهران در پویش بخشایش در دادسرای جنایی

۱۷محکوم به قصاص از مرگ گریختند

ماه‌ها تلاش و پیگیری تیم صلح و سازش دادسرای جنایی تهران نتیجه داد و 17قاتل که هرکدام در جریان پرونده‌های جداگانه مرتکب قتل و به قصاص محکوم شده بودند، از مجازات مرگ رهایی یافتند. روزنامه همشهری امروز،روزنامه همشهری صبح،صفحه روزنامه همشهری،دانلود روزنامه همشهری امروز،همشهری آنلاین

صاحب‌خبر -

الهه فراهانی | روزنامه‌نگار

ماه‌ها تلاش و پیگیری تیم صلح و سازش دادسرای جنایی تهران نتیجه داد و 17قاتل که هرکدام در جریان پرونده‌های جداگانه مرتکب قتل و به قصاص محکوم شده بودند، از مجازات مرگ رهایی یافتند.

 به گزارش همشهری، صبح دیروز محکومانی که از مجازات مرگ گریخته بودند از زندان به دادسرای جنایی تهران انتقال یافتند تا مقدمات آزادی آنها فراهم شود. درمیان آنها 2زن نیز حضور داشتند که سال‌ها قبل در پرونده‌های جداگانه مرتکب قتل شده بودند. در ابتدای جلسه دیروز محمد شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی با اشاره به اینکه انگیزه بیشتر این قتل‌ها نزاع و تصمیمات هیجانی و لحظه‌ای بوده، گفت: به همراه صلح‌یاران تا پای چوبه دار برای اخذ رضایت تلاش می‌کنیم؛ حتی فضایی فراهم کرده‌ایم تا خانواده مقتول پیش از اجرای حکم با محکوم گفت‌وگو کند. وی افزود: از ابتدای امسال ۱۷نفر از قصاص نجات یافته‌اند و تلاش برای تکمیل وجه و رهایی ۱۲محکوم دیگر نیز ادامه دارد. به‌گفته شهریاری، در مراسم دیروز زمینه آزادی ۱۷نفر از زندانیان محکوم به قصاص فراهم شد که 4نفر از آنان همان روز و ۱۳نفر دیگر نیز پس از طی مراحل قانونی، در روز‌های آینده آزاد خواهند شد. به‌گفته سرپرست دادسرای جنایی تهران، 3نفری که دیروز آزاد شدند، بیش از ۲۰سال در زندان بوده‌اند. در ادامه جلسه ناصر عتباتی، رئیس‌کل دادگستری استان تهران، با قدردانی از اقدام انسان‌دوستانه اولیای‌دم مقتولان تأکید کرد: اکثر این جنایت‌ها، ناشی از یک تصمیم مجرمانه قبلی نبوده، بلکه حاصل رفتارهای هیجانی و ناتوانی در کنترل خشم بوده است و اولیای‌دم با بخشش خود نه‌تنها یک فرد، بلکه پیام‌های مثبت و الهی به جامعه منتقل می‌کنند.

پیاده تا کربلا 
یکی از محکومان به قصاص 25سال پشت میله‌های زندان بوده است. او هنوز باورش نمی‌شود که طعم آزادی را خواهد چشید. مرد میانسال می‌گوید: وقتی وارد زندان شدم، در دهه 20زندگی‌ام بودم اما حالا در آستانه 50سالگی هستم. او درباره جزئیات قتلی که مرتکب شده است می‌گوید: 25سال قبل با همدستی برادرم، نقشه سرقت ارزهای مرد صرافی را کشیدیم که یکی از آشنایانمان بود اما ماجرا به جنایت منجر شد و ناخواسته مرد صراف را به قتل رساندم. وی ادامه می‌دهد: در طول مدتی که زندان بودم، هر هفته دست و پایم می‌لرزید که مبادا نام من در فهرست اعدامی‌ها باشد. شاید این جملات به ظاهر ساده باشد، اما هیچ‌کس جز کسی که زیر تیغ است، درکش نمی‌کند. این حسی است که در همه این سال‌ها تجربه کردم و حالا که قرار است بعد از گذشت 25سال آزاد شوم، دلم می‌خواهد به محض اینکه در زندان باز شد، پیاده حرکت کنم به سمت کربلا. این یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای من بوده که باورم نمی‌شود قرار است محقق شود.

حفظ قرآن، نجاتم داد 
«من معتقدم که حفظ قرآن نجاتم داد.» این را جوان محکوم به قصاصی می‌گوید که 4سال قبل مرتکب جنایت شد. با چشمانی پر از حسرت می‌گوید: سر هیچ و پوچ قاتل شدم. 4سال قبل یکی از بچه‌محل‌هایمان با فردی درگیری داشت. به طرفداری از او در نزاع شرکت کردم اما ناخواسته جان جوانی را گرفتم. وی ادامه می‌دهد: وقتی حکم قصاصم رسید، کابوس‌هایم بیشتر شد. بارها به سوئیت منتقل شدم و حتی یک‌بار از پای چوبه دار به زندگی برگشتم. من مرگ را دیدم و برگشتم. در زندان توبه کردم و هر روز برای رسیدن به آرامش قرآن می‌خواندم. 
چندین بار کامل قرآن را خواندم و چند جزء از آن را حفظ کرده‌ام. به‌نظر خودم قرآن نجاتم داد. اما بهترین قسمت ماجرا این است که اولیای دم بدون دریافت حتی یک ریال رضایت داده‌اند؛ به‌خاطر رضای خدا. آنها یک شرط برایم گذاشتند که دور خلاف را خط بکشم و به‌مدت 5سال در پایتخت(تهران) آفتابی نشوم. به محض آزادی، مستقیم به مشهد مقدس می‌روم؛ همراه با دوقلوهایم که برای زندگی در کنار آنها، همه قلبم پرمی‌کشد و دیگر مرتکب هیچ خلافی نخواهم شد.

نذر مرد بوکسور
یکی دیگر از محکومان نجات‌یافته، مردی است که 7سال از عمر خود را در انتظار قصاص سپری کرد. او که پیش از این مربی بوکس بوده، می‌گوید: تمام ماجرا یک درگیری خیابانی ساده بود. در یک لحظه‌ کنترلم را از دست دادم و مشتی ناخواسته به‌صورت فرد مقابل کوبیدم. آن ضربه، به قیمت جان او تمام شد و زندگی من را هم به کلی تغییر داد. حالا که با جلب رضایت اولیای‌دم، ورق زندگی او برگشته، دیدگاهش به دنیا تغییر کرده است. او می‌گوید: در تمام این سال‌ها نذر کرده بودم اگر روزی آزاد شوم، دیگر اجازه ندهم خشم، زندگی کسی را ویران کند. می‌خواهم به سراغ افرادی بروم که مانند خودم، در لحظات خشم مرتکب جنایت شده‌اند؛ می‌خواهم در راه گرفتن رضایت از اولیای‌دم به آنها کمک کنم تا شاید فرصتی دوباره برای زندگی بیابند. علاوه بر آن، نذر کرده‌ام که بخشی از توان و وقتم را صرف یاری‌رساندن به نوجوانانی کنم که با معلولیت‌های جسمی دست‌وپنجه نرم‌می‌کنند.