این سوال شما به یکی از حساسترین نقاط بحث «کارآمدی در برابر شفافیت» اشاره دارد. استدلال طرفداران سیستم تراستیها (یا همان شبکههای محرم) این است که در شرایط جنگ اقتصادی و تحریمهای شدید، *«قوانین رسمی، بوروکراسی اداری و شفافیت»، سرعت عمل را میگیرد و باعث لو رفتن مسیرهای مخفی فروش نفت میشود.
از نظر آنها، برای دور زدن تحریمها به افرادی نیاز است که:
۱. خارج از کادرهای رسمی عمل کنند تا ردپایی قانونی باقی نماند.
۲. وفاداری مطلق به مرکز قدرت داشته باشند تا اطلاعات محرمانه را لو ندهند.
۳. بتوانند با واسطههای غیررسمی و غیرقانونی در کشورهای ثالث معامله کنند.
اما پاسخ به این سوال که «اگر تراستیها نباشند، نفت چطور فروخته شود؟» در جایگزینی «تراستیهای شخصی» با «تراستیهای حرفهای و نهادینهشده» است. در ادامه توضیح میدهم که این جایگزینی چگونه عمل میکند:
### ۱. جایگزینی «رابطه شخصی» با «تخصص عملیاتی»
برای فروش نفت در تحریم، شما به «آدم مورد اعتماد» نیاز ندارید، بلکه به «متخصص عملیات سیاه (Black Ops) در تجارت» نیاز دارید.
- تراستی سنتی: کسی است که چون فامیل یا دوست مدیر است، مسئول فروش نفت میشود (اما لزوماً بلد نیست چطور کشتیها را در وسط دریا جابجا کند یا سیستمهای پرداخت جایگزین بسازد).
- جایگزین حرفهای: استخدام یا همکاری با شرکتهای بازرگانی تخصصی و افرادی که در زمینه «تجارت سایه» (Shadow Trade) تخصص دارند. تفاوت این است که این افراد بر اساس «توانایی عملیاتی» انتخاب میشوند، نه «نزدیکی شخصی».
### ۲. ایجاد «ساختارهای موازی اما نظاممند»
شفافیت لزوماً به معنای اعلام همهچیز در روزنامه نیست. میتوان سیستمی داشت که در برابر «دنیای بیرون» محرمانه باشد، اما در «داخل» دارای نظارت باشد.
- به جای یک نفر (تراستی): ایجاد یک «واحد عملیات ویژه» با دسترسیهای خاص که هر عضو آن توسط عضو دیگر نظارت میشود (Cross-Check).
- حسابرسی محرمانه: به جای اینکه پولها در حسابهای شخصی تراستیها در خارج از کشور بچرخد، از سیستمهای حسابرسی داخلی و محرمانه استفاده شود تا از رانتخواری و دزدی توسط همین تراستیها جلوگیری شود. (بسیاری از تراستیها در پوشش «دور زدن تحریم»، مبالغ هنگفتی را به جیب خود میزنند).
### ۳. استفاده از تکنولوژیهای نوین (FinTech)
در گذشته برای دور زدن تحریمها به «واسطههای انسانی» (تراستیها) نیاز بود تا پول را جابجا کنند. امروز ابزارهای جایگزین وجود دارد:
- ارزهای دیجیتال و بلاکچین:* برای تسویه حسابها بدون نیاز به سیستم سوئیفت و بدون نیاز به واسطههای انسانی که احتمال خیانت یا دزدیشان زیاد است.
- *سیستمهای تهاتری (Barter): ایجاد قراردادهای کالا در برابر کالا که در لایههای دولتی و رسمی (اما به صورت محرمانه) مدیریت شود، نه توسط گروههای کوچک غیررسمی.
### تحلیل هزینه-فایده: تراستیها سود میدهند یا ضرر؟
اگر دقت کنید، بزرگترین نقطه ضعف تراستیها در فروش نفت این است که «انحصار» ایجاد میکنند. وقتی فروش نفت در دست چند نفر «مورد اعتماد» باشد:
۱. آنها قیمت را میکوبند تا سود شخصیشان بیشتر شود.
۲. چون نظارتی روی آنها نیست، بخشی از درآمد نفت هرگز به خزانه دولت نمیرسد.
۳. با یک ضربه اطلاعاتی به یکی از این افراد، کل شبکه فروش نفت کشور فرو میپاشد چون همه چیز به یک «شخص» وابسته بود، نه به یک «سیستم».
نتیجهگیری:
برای فروش نفت در تحریم، «محرمانه بودن» لازم است، اما «تراستی بودن» لازم نیست. ما میتوانیم «سیستمی محرمانه اما حرفهای» داشته باشیم که در آن افراد بر اساس تخصص در جنگ اقتصادی انتخاب شوند و توسط نهادهای نظارتی داخلی کنترل شوند، تا اینکه مدیریت استراتژیکترین منبع کشور را به «افراد نزدیک» بسپاریم که لزوماً تخصص مدیریت بحران ندارند.
در واقع، جایگزین تراستیها، «تخصصِ محرمانه»* است، نه «شفافیتِ عامه».