بسیاری قانون جذب را به این شکل تعریف میکنند "به هر چیزی فکر کنید همان را جذب میکنید". در صورتی که با فکر کردن هیچچیز به دست نمیآید. ما برای جذب خواستهها نیاز داریم با آن پدیده هم ارتعاش شویم. برای هم ارتعاش شدن با هر پدیده نیاز داریم آن را به طور کامل حس کنیم. اما قانون جذب واقعاً چطور کار میکند و چطور میتوانیم ارتعاشمان را بالا ببریم؟
قانون جذب یک فرآیند است. فرآیندی که طی آن شما خواسته خود را به طور واضح مشخص کرده و سپس باورهای لازم برای کسب آن را در ذهن ایجاد میکنید. باورهایی که به شما اجازه میدهند رسیدن به خواستهتان را دست یافتنی و همچنین ساده بدانید. هنگام اندیشیدن به آن جایگاه حس خوب داشته باشید. زیرا اگر باور داشته باشید رسیدن به خواسته موردنظر سخت یا غیرممکن است، از فکر کردن به آن خواسته حس خوبی ندارید و نخواهید توانست خود را در جایگاهی ببینید که به آن خواسته دست پیداکردهاید.
باور، مجموعهای از افکار، دیدگاهها، طرز فکرها، مثالها، مشاهدات و… است که در ذهن شخص بهصورت سازمانیافته و نظاممند درآمده است. هر چه ارتباط بیشتری میان این طرز فکرها در ذهن شخص برقرار شود، بهصورت یک منطق در میآیند. این منطق هر چه با مثالها و مشاهدات بیشتری تایید شود، قدرت بیشتری پیدا میکند. این منطق ذهنی باور نام دارد و اگر باورها به دفعات زیاد تکرار شوند، به الگوهای ذهنی تبدیل میشوند.
باورهای مناسب برای رسیدن به هر هدف متفاوت است اما از مهم ترین باورهای عمومی که موجب میشوند رسیدن به هر خواستهای آسان شود باور فراوانی و باور لیاقت است. باورهایی که بر این اعتقاد هستند که همه چیز به وفور و بیش از نیاز همه در همه جا وجود دارد. همچنین شما لیاقتِ داشتنِ بهترین زندگی، شرایط عاطفی و روحی را دارید.
حالا که هدفتان دقیقا مشخص شده و از درون خودتان را لایق رسیدن به آن میدانید، دیگر هیچ مانع ذهنی یا حس بدی شما را از فکر کردن به خواستهتان بازنمیدارد. دقیقاً در همین نقطه است که برای مهمترین بخش قانون جذب آماده شدهاید.
با خواستههایتان هم ارتعاش شوید
قانون ۱۷ ثانیه که نخستین بار توسط آبراهام هیکس در مباحث قانون جذب معرفی شد، یک تکنیک تمرکز ذهنی است که نشان میدهد اگر شما بتوانید یک فکر خالص را بدون هیچ شک و مقاومت درونی تنها برای ۱۷ ثانیه در ذهن نگه دارید، فرآیند جذب آن خواسته آغاز میشود. با تمدید این زمان به ۶۸ ثانیه، مسیرهای عصبی جدیدی در مغز شکل میگیرد که با ایجاد تغییرات واقعی در سیستم فعالساز مشبک مغز (RAS مغز) شما را در مدار دریافت خواستههایتان قرار میدهد. این روش ترکیبی از اصول روانشناسی و تمرکز حواس است که روی برنامهریزی مجدد ناخودآگاه تمرکز دارد تا ذهن شما بهصورت خودکار فرصتهای مالی محیط را شکار کند.
اندیشیدن به هدف چگونه باید باشد و چه تاثیری دارد؟
در این جهان همه چیز از انرژی ساخته شده و طبق قوانین انرژی، پدیدههای با سطح انرژی یکسان به سمت یکدیگر جذب میشوند. انسان تنها موجودی است که میتواند سطح ارتعاش خود را بالا و پایین ببرد. ما اگر بتوانیم سطح ارتعاش ذهنمان را هم سطح با اهداف و خواستههایمان کنیم، جهان به سرعت راه رسیدن به آنها را به ما نشان میدهد.

برای هم ارتعاش شدن با خواستهها نیاز داریم به آنها بیندیشیم. این اندیشیدن یک اندیشه ساده و گذرا نیست. قواعدی دارد که اگر رعایت شود به سرعت پاسخ جهان را در بر خواهد داشت.
فرض کنید خواسته شما تبدیل شدن به مدیر یک شرکت بزرگ و معتبر با درآمد بسیار خوب در ماه است. ابتدا باید رقم موردنظر را مشخص کنید و سپس خودتان را روی صندلی مدیریت شرکت ببینید. صندلی لوکس و راحت مدیریت، میز چوبی بزرگ و گرانقیمت را در ذهن مجسم کنید. اتاق بزرگتان که در آن صندلیها برای جلسات چیده شده را به تصویر بکشید. ببینید که معاونان شرکت برای مشورت با شما و کسب اجازه برای تایید و اجرای برنامههایشان پیش شما میآیند. خودتان را در حال کسب موفقیت و فتح بازارهای جدید ببینید. به طور کلی برای دقایقی باید از جایی که اکنون هستید خارج شده و در جایگاه دلخواهتان زندگی کنید. هر چه بتوانید واقعیتر شرایط دلخواه را در ذهن به تصویر بکشید، بهتر جایگاه جدید را احساس میکنید و با خواسته جدید هم ارتعاش میشوید. حال جهان به تدریج راه رسیدن به آن را به شما نشان میدهد.
برای جذب خواستهها باید حرکت کنید
بخش نهایی این فرآیند حرکت است. هنگامی که با خواستهتان هم ارتعاش شوید، نشانههای آن را در اطرافتان خواهید دید. سپس جهان راه رسیدن به هدف را مرحله به مرحله به شما نشان میدهد. در این شرایط باید حرکت کنید. برای رسیدن به خواستهها باید قدم بردارید. بدون اقدام عملی هیچچیز به دست نمیآید. هیچگاه هم تمام مسیر به یکباره به شما نشان داده نمیشود. اعتماد کنید و حرکت کنید تا در نهایت به مقصد برسید. این اقدام حتما کار فیزیکی سخت نیست. گاه نیاز است یک تماس تلفنی برقرار کنید، از یک فرد درخواستی کنید، موضوعی را پیگیری کنید، اطلاعاتتان را در زمینهای خاص افزایش دهید، تجهیزاتی بخرید، کتابی مطالعه کنید و ... . اما اقدام لازم هرچه باشد در زمان مناسب در ذهن شما مانند یک لامپ راه را روشن میکند.

نتیجهگیری:
فکر کردن ساده به خواستهها اتفاقی را رقم نمیزند. پروسه جذب خواستهها نیازمند طی کردن یک فرآیند است. فرآیندی که با مشخص کردن دقیق هدف و آمادهسازی ذهن با باورهای صحیح آغاز میشود. سپس باید با این ذهن آماده به هدفتان بیندیشید. اما این اندیشیدن یک تجسم عمیق همراه با تصویرسازی از لحظه رسیدن به هدف و حس کردن آن است. بودن در این وضعیت است که کائنات را به واکنش وا میدارد و سبب میشود راهی برای شما بیابد و آن را به شما نشان دهد. حال در پایان این شما هستید که با اقدامات لازم خواستهتان را دریافت میکنید.
منبع: گروه تحقیقاتی یکشو