به گزارش ایرنا، شهریار شاعری فراتر از مرزهاست که نام و شعرش در محافل ادبی ایران و بسیاری از نقاط جهان شناخته شده و «حیدربابایه سلام» او به یکی از ماندگارترین آثار ادبیات ترکی آذربایجانی تبدیل شده است. سیدمحمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار، با زبان شعر از خاطرات، عواطف، ارزشهای انسانی و زندگی مردم سخن گفت و توانست تجربههای شخصی و بومی خود را به تصویری آشنا برای نسلهای مختلف تبدیل کند.
در میان آثار شهریار، «حیدربابایه سلام» جایگاهی ویژه دارد. خواندن این منظومه، مخاطب را به کوچهپسکوچههای کودکی میبرد، به روزهایی که سادگی و صداقت بخشی از زندگی بود و هنوز تلخیهای بزرگسالی شناخته نشده بود. حیدربابا گاهی مخاطب را میخنداند و گاهی به گریه میاندازد و در میان خاطرات دور، او را با حسرت روزهایی روبهرو میکند که دیگر بازنمیگردند.
قدرت این منظومه تنها در بازگویی خاطرات کودکی نیست، بلکه در تصویری است که از زندگی و گذر زمان ارائه میدهد. شهریار در حیدربابا از روزهایی سخن میگوید که انسان هنوز الفبای اندوه را نمیدانست و نمیفهمید چرا پیرمردان خمیده راه میروند، چرا بزرگترها گاهی ساعتها در سکوت فرو میروند و چرا زندگی میتواند آدمی را در برابر سرنوشت تسلیم کند. به همین دلیل، حیدربابا برای بسیاری از مخاطبان تنها یک شعر نیست؛ بازگشت به بخشی از زندگی و خاطراتی است که در گذر زمان از آنها فاصله گرفتهاند.
حیدربابا آیینهای از زندگی
حیدربابایه سلام را میتوان اوج هنر شهریار و نتیجه پیوند عمیق او با سادگیها و خاطرات سرزمین مادریاش دانست. شاعر در این اثر از مردم، آیینها، طبیعت، کودکی، مرگ، دلتنگی و گذر زمان سخن میگوید و همین عناصر آشنا باعث شده است مخاطبان با آن ارتباطی عاطفی برقرار کنند.
در این منظومه خنده و گریه در کنار یکدیگر قرار دارند و شیطنتهای کودکانه در کنار خاطره رفتگان و شادیهای گذشته در کنار حسرت روزهایی که دیگر وجود ندارند. شهریار از نامردمیها و جفای روزگار نیز سخن میگوید و یاد کسانی را زنده میکند که زمانی حضورشان زینتبخش محافل و زندگی مردم بوده است.
مهدی روشنضمیر ادیب و پژوهشگر ایرانی، حیدربابای شهریار را «آیینه تمامنمای زندگی» میداند و معتقد است این منظومه بیشتر گریه است و گاهی خنده اما حتی خندههای آن نیز رنگی از اشک و اندوه دارد. به گفته وی تعبیرها، تشبیهها، کنایهها و استعارههای بهکار رفته در این اثر چنان ظریف است که ترجمه کامل آنها دشوار خواهد بود.
روشنضمیر همچنین بر ویژگی مهم دیگری در شعر شهریار تاکید دارد. اینکه حیدربابا هم برای مردم عادی قابل فهم است و هم مورد توجه اهل ادب قرار گرفته است. به باور وی جذابیت این اثر به اندازهای است که میتواند کودک هفت ساله را به شور و طرب آورد و در عین حال پیرمردی ۷۰ ساله را تحت تاثیر قرار دهد.
وی با اشاره به جایگاه ویژه این منظومه در کارنامه شهریار میگوید همان گونه که برخی شاعران با یک اثر یا تصویر خاص در ذهن مخاطبان ماندگار شدهاند، شهریار را نیز میتوان شاعر حیدربابا نامید.
شاعری که ارزشهای انسانی را روایت کرد
البته جایگاه شهریار تنها به حیدربابایه سلام محدود نمیشود. او در بخش قابل توجهی از اشعار خود به موضوعاتی همچون اخلاق، محبت، وفاداری، ایمان، انساندوستی و ارزشهای اجتماعی پرداخته است. همین ویژگی سبب شده است برخی پژوهشگران و نویسندگان او را شاعر ارزشها بدانند.
فردین میلانی نویسنده و کارگردان ارومیهای، شهریار را شاعری متعهد، پایبند به اخلاق و دوستدار اهل بیت(ع) توصیف میکند و شعر «علی ای همای رحمت» را یکی از نمونههای شناختهشده این رویکرد میداند.
او انس شهریار با قرآن را نیز در شکلگیری نگاه اخلاقی شاعر موثر میداند و معتقد است شهریار با استفاده از زبان شعر، به نقد زشتیها پرداخت و جامعهای پاک و متعهد را آرزو کرد. به گفته میلانی شهریار را میتوان شاعر ارزشها دانست، زیرا تلاش کرد ارزشهای اصیل انسانی را با زبان شعر ماندگار کند.
این نگاه در بخش دیگری از شعر شهریار نیز دیده میشود. جایی که شاعر از فراق یاران، جدایی انسانها و حسرت گذشته سخن میگوید. اندوه شهریار در چنین اشعاری تنها اندوهی شخصی نیست و گاهی به حسرتی جمعی برای از دست رفتن آدم ها، پیوندها و روزهای گذشته تبدیل میشود.
پیوند شعر و موسیقی در زندگی شهریار
موسیقی نیز بخش جداییناپذیری از دنیای شهریار بود. او با ساز و موسیقی الفتی دیرینه داشت و در مواقعی که واژهها نمیتوانستند تمام احساس او را منتقل کنند، موسیقی به یاریاش میآمد. سه تار از جمله سازهایی بود که با زندگی و خلوت شاعر پیوند داشت و شهریار گاه احساسات و اندوه خود را از طریق آن بیان میکرد.
این پیوند میان شعر و موسیقی را میتوان در بسیاری از سرودههای او نیز احساس کرد. شهریار به موسیقی کلام اهمیت زیادی میداد و از ظرفیت آهنگین واژهها برای انتقال عاطفه و احساس بهره میگرفت. در یکی از اشعار خود میسراید که «از غم جدا مشو که غنا میدهد به دل/اما چه غم، غمی که خدا میدهد به دل»
در ادامه این شعر نیز غم را همچون عنصری میبیند که میتواند درون انسان را دگرگون کند و به آن عمق ببخشد. چنین نگاهی نشان میدهد که اندوه در شعر شهریار تنها یک احساس منفی نیست، بلکه گاهی راهی برای شناخت بیشتر زندگی و انسان است.
از غزل فارسی تا حیدربابای ترکی
شهریار در گونههای مختلف شعر فارسی از جمله قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی توانایی داشت. با این حال غزلهای او بیش از هر چیز به دلیل زبان ساده، صمیمی و عاطفی مورد توجه قرار گرفتهاند. او سرچشمه شعر را فراتر از عالم مادی میدانست و روح و جان شعر برایش اهمیت ویژهای داشت. همین نگاه باعث شد در سرودههایش تنها به بازی با واژهها بسنده نکند و تلاش کند احساس و تجربه انسانی را در قالب شعر منتقل کند.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته شعر شهریار، توانایی او در ساختن تصاویر زنده و ماندگار است. او با استفاده از تخیل و توصیف، صحنههایی را در برابر چشم مخاطب قرار میدهد که گاهی حتی تجربه مستقیم آنها برای خواننده ممکن نیست. نمونههایی از این توانایی را میتوان در آثاری مانند «افسانه شب»، «هذیان دل» و «تخت جمشید» مشاهده کرد.
شهریار همچنین در استفاده از زبان محاوره، اصطلاحها و تعبیرهای عامیانه مهارت ویژهای داشت. او با نزدیک کردن زبان شعر به زبان مردم، توانست ارتباطی مستقیمتر با مخاطبان برقرار کند و اوج این ویژگی را میتوان در منظومه حیدربابایه سلام مشاهده کرد که زبان و فرهنگ مردم آذربایجان را در قالبی شاعرانه ثبت و ماندگار کرد.
شعر خوانی استاد شهریار در محضر رهبر شهید
جایگاه شهریار در ادبیات ایران و تاثیر آثار او، بهویژه «حیدربابایه سلام»، از سوی چهرههای مختلف ادبی و فرهنگی نیز مورد توجه قرار گرفته است. رهبر انقلاب اسلامی نیز درباره جایگاه این شاعر سخن گفته و شهریار را یکی از بزرگترین شاعران همه دورانهای تاریخ دانستهاند و اهمیت «حیدربابایه سلام» را در این جایگاه مورد تأکید قرار دادهاند.
این نگاه، در کنار دیدگاه پژوهشگران و نویسندگان درباره ویژگیهای شعر شهریار، نشان دهنده جایگاه ویژه او در ادبیات معاصر ایران است که توانست در دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی آثاری ماندگار خلق کند و در سرودههای خود، میان زبان ادبی و زندگی روزمره مردم پیوند برقرار سازد.
شهریار، شاعری میان دو زبان
یکی از ویژگیهای مهم شهریار، توانایی او در سرودن به دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی است. او در هر دو زبان آثار ماندگاری خلق کرد و همین ویژگی جایگاه او را در ادبیات ایران برجستهتر کرده است.
حیدربابایه سلام از مهمترین آثار ادبیات ترکی آذربایجانی به شمار میرود و در کنار آن، مجموعهای گسترده از اشعار فارسی نیز از شهریار به یادگار مانده است. مجموع این آثار، تصویری از شاعری ارائه میدهد که هم با ادبیات کلاسیک فارسی پیوند داشت و هم توانست زبان و فرهنگ بومی خود را به سطحی گستردهتر معرفی کند.
در همین زمینه از شهریار به عنوان شاعری یاد شده که توانست تجربههای محلی و شخصی را به موضوعاتی انسانی و قابل درک برای مخاطبان مختلف تبدیل کند، به گونهای که خاطرات یک روستا، خانواده یا دوران کودکی در شعر او میتواند برای خوانندهای در نقطهای دیگر نیز آشنا و تاثیرگذار باشد.
از کودکی تا ماندگاری در ادبیات ایران
سیدمحمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار، در سال ۱۲۸۵ شمسی در یکی از روستاهای اطراف تبریز متولد شد. استعداد او در شعر از دوران کودکی نمایان بود و در ۱۳ سالگی برخی سرودههایش با تخلص «بهجت» در مجله ادب منتشر شد. او بعدها با تفأل به دیوان حافظ، تخلص «شهریار» را برگزید که سرانجام با نام او گره خورد و در تاریخ ادبیات ایران ماندگار شد.
شهریار در بهمن ۱۲۹۹ به تهران رفت و در دارالفنون به تحصیل پرداخت و سپس وارد دانشکده پزشکی شد. نخستین دفتر شعر او در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملکالشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر شد و نام او به تدریج در میان شاعران شناختهشده آن دوره قرار گرفت.
در سالهای بعد شهریار با سرودن مجموعهای گسترده از اشعار فارسی و ترکی، جایگاه خود را تثبیت کرد. گفته میشود او بیش از ۲۸ هزار بیت شعر فارسی و حدود سه هزار بیت شعر ترکی سروده است، آثاری که موضوعات متنوعی از عشق و دلتنگی تا اخلاق، ایمان، خاطرات کودکی و مسائل اجتماعی را دربرمیگیرد.
شهریار سرانجام روز ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ در ۸۳ سالگی و بر اثر بیماری در بیمارستان مهر تهران درگذشت. با این حال مرگ او پایان حضورش در ادبیات نبود. شعرهایش همچنان خوانده میشوند و حیدربابایه سلام همچنان نسلهای مختلف را به دنیای کودکی، خاطرات، آدمهای گذشته و بخشی از فرهنگ و زندگی مردم آذربایجان پیوند میدهد.
به همین دلیل شهریار تنها نام یک شاعر در تاریخ ادبیات ایران نیست، بلکه او توانست با زبان شعر، بخشی از زندگی مردم، خاطرات یک نسل و ارزشهای انسانی را ثبت کند و آنها را به نسلهای بعد بسپارد. شاید راز ماندگاری او نیز همین باشد، این که شعرش از زندگی فاصله نمیگیرد و مخاطب در میان واژههای او، بخشی از خودش و خاطراتش را پیدا میکند.