شناسهٔ خبر: 79777346 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

شخصیت مجرم و خشونت جنسی

صاحب‌خبر -
مریم رامشت 
روانشناس و مدرس دانشگاه 
هنگامی که در جامع حوادثی همانند ماجرای نیلوفر و نیلوفر‌ها پیش می‌آید که در یک منطقه محروم چنین اتفاق هولناکی بوجود آمده بیشتر توجه‌ها به قربانی و دلایل بروز این اتفاق از طرف قربانی ، معطوف می‌گردد. مانند ساختار خانوادگی ،مشکلات اقتصادی ، عدم آموزش به افراد در معرض خطر و... در حالیکه عامل بروز این حادثه و دلایل و شرایطی که منجر به بروز این عمل مجرمانه توسط ارتکاب کننده شده است مغفول می‌ماند و در بسیاری از مواردی علیرغم اینکه قربانی تمام و یا اکثریت فاکتورهای پیشگیری و سلامت را دارا بوده اما باز این اتفاق افتاده است زیرا همواره افراد بیمار و بزهکار و ناسالمی در جامعه وجود دارند که خارج از شرایط قابل کنترل دست به تجاوز و آزار و خشونت می‌زنند.
اینجاست که لازم است در تحلیل این حوادث به شخصیت مجرم نیز دقت کنیم. وقتی به تاریخچه زندگی افرادی مانند غلامرضا خوشرو که قاتل بسیاری از زنان بی گناه بوده و یا بیجه که قاتل کودکان بی گناه در حاشیه تهران بوده است دقت می‌کنیم می‌بینیم که آنها و بسیاری از مجرمین دیگر در این موقعیت‌ها دارای زندگی سخت و بسیاری از آسیب‌ها در طول زندگی خود و خصوصا دوران کودکی می‌باشند ، پس تشخیص افراد در معرض خطر در محیط جامعه و خانواده بسیار اهمیت دارد و البته که توجه ویژه به شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه نیز دارای اهمیت بسیار می‌باشد.
خشونت جنسی
 یک نعریف عام برای خشونت جنسی وجود ندارد ؛ زیرا هنجارها و قوانین فرهنگی و اجتماعی این عمل را تعریف می‌کنند؛ با وجود این، بسیاری از متخصصان در مورد مفاهیم بنیادی خشونت جنسی اتفاق‌نظر دارند. خشونت جنسی، شامل هرگونه رفتار ناخواسته یا غیرقانونی می‌باشد که با استفاده از اجبار ویا زور علیه قربانی توسط شخصی آشنا یا ناآشنا اتفاق می‌افتد. خشونت جنسی یک مشکل جهانی با پیامدهای بسیار برای فرد (افراد) درگیر، خانواده و اجتماع و جامعه به‌عنوان یک کل است. اگرچه خشونت جنسی اغلب به‌عنوان شکلی افراطی از خشونت درک شده است، اما طیف گسترده‌ای از رفتارها، خشونت جنسی محسوب می‌شوند، از حرف‌ها و اشاره‌های زبانی اذیت‌کننده گرفته تا تماس و دخول جنسی.
درحالی‌که عمل خشونت جنسی اغلب به‌وسیلة رفتارهای جسمی و زبانی توصیف می‌شود، یک عنصر مهم خشونت جنسی، ذهنی است. خشونت جنسی، نمایش تبعیت است که به موجب آن، توازن نابرابر قدرت و کنترل بین متجاوز و قربانی متجلی می‌شود. قدرت ممکن است به دارایی‌های جسمی شخص نسبت داده شود، مانند اندازه و قدرت بدنی شخص یا اینکه ممکن است به دارایی‌های اجتماعی، مالی یا سیاسی نسبت داده شود. متجاوز از این عدم توازن قدرت استفاده می‌کند تا قربانی را مجبور به پذیرش تسلط متجاوز کند.
برخلاف این باور عمومی که بیگانگان اغلب مرتکب خشونت جنسی می‌شوند، بیشتر حوادث جنسی خشن، بین آشنایان رخ می‌دهد. به دلایلی، خشونت جنسی یکی از کم‌ گزارش‌شده‌ترین حوادثی است که به عوامل فردی، نظام‌های اعتقادی و توقعات فرهنگی بستگی دارد.
زنان و کودکان، در معرض بیشترین ریسک قربانی خشونت جنسی‌شدن قرار دارند؛ اما گروه‌های دیگر نیز آسیب‌پذیرند، مانند سالمندان، معلولان و جمعیت‌های زندانی. عوامل دیگری نیز وجود دارد که با در معرض خشونت جنسی قرار گرفتن ، همبستگی دارد که عبارتند از: سابقة خشونت جنسی، استفاده از مواد و الکل، رفتارهای جنسی پرخطر و فقر. افراد با پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایین‌تر، معمولاً فاقد منابع اقتصادی و آموزشی برای بقاء و توانایی واکنش نشان‌دادن به خشونت جنسی هستند. در نتیجه این افراد بیشتر در معرض خطر قربانی‌شدن قرار می‌گیرند. زنان فقیر نیز در معرض خشونت زیادی هستند که خشونت جنسی یکی از عناصر آن است. بسیاری از این‌گونه عوامل آسیب‌پذیری معمولاً پیامدهای خشونت جنسی نیز هستند.
دلایل ارتکاب خشونت جنسی 
ماجرای نیلوفر که بسیار غم انگیز و دردآور بود ظاهرا از یک دوستی که حتی خانواده نیز تا حدودی از آن آگاه بودند شروع شد اما گزارش هایی از دختر به خانواده می‌رسد که قربانی در مراحل دوستی نیز در معرض آسیب بوده است که اینجا خانواده‌ها می‌باید نسبت به این حادثه حساسیت زیادی داشته باشند و پیگیر باشند. مردان بیشتر در معرض خطر ارتکاب خشونت جنسی قرار می‌گیرند. هیچ تبیین منفردی برای علت خشونت جنسی وجود ندارد؛ اما عوامل بسیاری وجود دارد که با ارتکاب خشونت جنسی پیوند می‌خورند. عوامل فردی، مرد را در خطر ارتکاب قرار می‌دهد، ازجمله مصرف مواد و الکل، خصومت با زنان و آزار جنسی و جسمی کودک. عوامل رابطه‌ای که مرد را در معرض خطر ارتکاب خشونت جنسی قرار می‌دهند، عبارت‌اند از: داشتن رابطه با هم‌سالان بزهکار و پرخاشگر، محیط‌های خانوادگی بی‌ثبات و خشن و ساختارهای خانوادگی و اجتماعی پدرسالارانه.
سایر عوامل اجتماعی که احتمال خشونت جنسی را افزایش می‌دهد، عبارت‌اند از: مجازات‌های ضعیف و اغماض در برابر، مرتکبان خشونت جنسی؛ فقدان ابزارهای اقتصادی، مانند اشتغال و فقدان حمایت از اجرای قانون. عوامل اجتماعی گسترده‌تر بر این احتمال اثر می‌گذارند که مردان ازلحاظ جنسی به دیگران تجاوز ‌می‌کنند؛ ازجمله به‌دلیل فقر و فقدان سیاست مربوط به نابرابری جنسیتی. اغماض در برابر انقیاد زنان و برتری مردان و استحقاق جنسی، همچنان در بسیاری از کشورها بر ارتکاب خشونت جنسی اثر می‌گذارد.
بسیاری از جرایم دیگر، مانند روسپیگری و قاچاق جنسی، به‌طور بالقوه خشونت جنسی، به‌ویژه تجاوز را ایجاب می‌کنند. افزایش استفاده از فناوری، به‌ویژه استفاده از اینترنت، حوزه‌های جدیدی برای خشونت جنسی و تبلیغات می‌آفرینند، مانند کودک‌آزاری و تعقیب آزارنده. سرانجام، تجاوز به‌عنوان یکی از ابزارهای ستیز علیه زنان در جنگ‌های بی‌شماری در دوره‌های مختلف تاریخ بوده است. تمام این پیام‌ها، دیدگاه متفاوتی به این مشکل جهانی را ایجاب می‌کنند
گسترش خشونت و نابراری در جامعه و خصوصا گسترش بی عدالتی چه به لحاظ اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی می‌تواند آسیب هایی از این دست را گسترش دهد و افراد بزهکار را شجاع تر در ارتکاب جرم نماید. در یک ذهن بیمار که می‌تواند یک دختر را تا سر حد مرگ آزار جسمی و جنسی بدهد طبیعتا کمتر خود را در معرض خطر می‌بیند و قطعا محاسباتی برای عبور از بحران دارد که یعنی می‌تواند خود را نجات دهد.
این باور که فرد مجرم با استفاده از شرایط جامعه خود را رها شده تصور می‌کند بسیار خطرناک است و دستگاههای ذیربط می‌باید قوانین و مقررات خود را در این مورد تغییر دهند. توجه بفرمائید که اعدام کردن لزوما باعث کاهش این جرم‌ها نمی شود و فرد مجرم می‌باید از طریق مراقبت‌های روانی از عواقب کارخود و احساسات جامعه آگاه و در معرض این تفکرات که نسبت به او وجود دارد قرار بگیرد. اعدام سریع فرد فقط احساسات جمعی را آرام می‌کند اما حل مسئله و پیشگیرانه نمی باشد.
گاهی این اعدام‌ها در ملاعام انجام می‌شود که به مراتب مخرب تر خواهد بود. متاسفانه در یکسال گذشته جامعه ما شاهد خشونت هایی بوده است که بر این دست از آسیب‌ها نیز بی تاثیر نبوده و بعضا عدم توجه به انجام مراحل قانونی رسیدگی به یک اتهام و تصمیمات عجولان و اعدام در برابر نگاه جامعه خشونت را ترویج داده که می‌باید متولیان رفاه اجتماعی و روانی به این مهم بیشتر توجه و آن را متوقف نمایند. غفلت از بعضی امور موجب بروز حوادثی از این دست می‌شود که بشدت احساسات جامعه را جریحه دار می‌نماید. ماجرای اعدام خواننده جوان مازندرانی که مرتکب قتل شده است جامعه را بشدت ملتهب نموده. عده ای از مرگ این جوان و عده ای نیز از مرگ مقتول بسیار ناراحت می‌باشند و جامعه از لحاظ احساسی دچار تعارض و سردرگمی می‌باشد که ذهن‌ها را درگیر می‌کند و قطعا می‌تواند به گسترش خشونت و التهاب افراد درگیر بیافزاید و شاید درست بود که به گونه ای دیگر رفتار می‌شد و خصوصا بحث اعدام یک موضوع بسیار پر اهمیت می‌باشد که می‌باید در مورد آن تامل و تعمق بیشتر کرد.