فرارو- در چشمانداز سینمای امروز که بازگشت به آثار حماسی تاریخی اغلب با مخاطرات متعددی روبهروست، پل گرینگراس با رویکردی واقعگرایانه و تکیه بر جنبههای انسانی بحرانهای بزرگ، اثری خلق کرده که همزمان تکاندهنده، غمانگیز و حامل پیامهای سیاسی صریح برای جوامع امروز است.
به گزارش فرارو به نقل از اسکرین رنت، ژانر حماسه تاریخی همواره جایگاهی ویژه در حافظه تاریخ سینما داشته است. از نخستین دهههای پیدایش هنر هفتم، این قالب سینمایی فرصتی کمنظیر فراهم آورد تا مقیاس عظیم رویدادها، جنگها و دگرگونیهای تمدنی به گونهای به تصویر کشیده شود که هیچ هنر دیگری توان رقابت با آن را نداشت. در طول دههها، این ژانر بارها دورههای اوج و افول را پشت سر گذاشته و هر نسل از فیلمسازان برداشت و زاویه دید خاص خود را از آن ارائه کردهاند.
در سال جاری نیز مخاطبان سینما شاهد عرضه چند اثر قابلتوجه در این حوزه بودهاند؛ عناوینی نظیر «ادیسه» نشان دادند که چگونه میتوان جهانهایی عظیم و پرپیچوخم بنا نهاد بدون آنکه عنصر انسانی که قلب تپنده داستان است، در ازدحام صحنهها گم شود. همین ویژگی بهشکلی پررنگ در فیلم «قیام» (The Uprising)، ساخته جدید پل گرینگراس، تجلی یافته است؛ بازآفرینی تأملبرانگیزی از شورش مشهور دهقانان در قرن چهاردهم انگلستان.
گرینگراس با الهام از رویدادهای تاریخی سال ۱۳۸۱ میلادی و نگریستن به آنها از منظر تحولات سیاسی امروز، داستانی به موقع و چندوجهی درباره پیچیدگیهای نهاد بشری روایت میکند. این فیلم موفق میشود همزمان یک حماسه خیره کننده بصری و درامی دلخراش درباره چگونگی شکلگیری تاریخ توسط پستترین و والاترین خصلتهای آدمی باشد.
در کانون این روایت، بازی شگفتانگیز اندرو گارفیلد قرار دارد که وزن احساسی داستان را به دوش میکشد. عملکرد تیم بازیگری اثر چنان قدرتمند است که اندک نقاط ضعف ناشی از پرداخت ناکافی برخی شخصیتهای فرعی را نیز به خوبی پوشش میدهد و فیلم را به سطحی بالاتر از تولیدات متعارف این رده ارتقا میبخشد.
روایت در بستری از روستاهای انگلستان آغاز میشود؛ سرزمینی که هنوز زخمهای هولناک طاعون سیاه بر تن آن التیام نیافته است. در این میان، طبقه حاکم و اشراف برای جلوگیری از قدرتمند شدن تجار نوظهور و جبران کسریها، بار مالیاتهای سنگین را بر دوش تودههای فرودست میگذارند. این اجحاف ساختاری، جرقههای ناآرامی را روشن میکند. کانون این خروش مردمی شخصیتی به نام «پلومن» با نقشآفرینی درخشان اندرو گارفیلد است؛ کشاورزی رنج کشیده و داغدار که تمامی اعضای خانوادهاش را در برابر چشمانش به خاک سپرده و دیگر هیچ صبری برای تحمل باجخواهیهای مأموران مالیاتی و سربازان دربار ندارد.
گارفیلد این نقش را با ترکیبی متوازن از خشم مهارناپذیر و غمی درونی و عمیق به تصویر میکشد. اقدام مقاومت اولیه پلومن به سرعت به شعلهای سرکش تبدیل میشود. سربازان از جنگ برگشته، کارگران و رهبران مذهبی معترض خیلی زود به راهپیمایی او به سوی لندن ملحق میشوند تا عدالت را مستقیماً از پادشاه مطالبه کنند. با این حال، در طول این مسیر دشوار، ناکامیهای کهنه، تسویهحسابهای فردی و اختلافنظرهای درونی میان معترضان پیچیدگیهایی ایجاد میکند که بذر نفاق را میان آنان میپاشد و آرمانهای والای جنبش را با خطر فروپاشی از درون مواجه میسازد.
پل گرینگراس که بیشتر با آثار مبتنی بر وقایع معاصر شناخته میشود، در بازسازی این برهه تاریخی تبحر چشمگیری نشان میدهد. او امضای مشهور بصری خود، یعنی دوربین روی دست و حرکات پرشتاب را برای لحظات آشوب و بحران نگه داشته تا اضطراب و بهای سنگین نزاعها را تشدید کند؛ در سایر فواصل زمانی، او به خوبی میداند چه زمانی قاب تصویر را برای نمایش گستره محیطی باز کند و چه زمانی با نماهای نزدیک به ژرفای تجربیات ذهنی شخصیتها نفوذ نماید.
در کنار گارفیلد، بازیگرانی چون جیمی بل، کازمو جارویس و بهویژه توماسین مککنزی موفق شدهاند شورشیان را در قامت انسانهایی باورپذیر، رنجدیده و با تصمیمگیریهای اخلاقی خاکستری به نمایش بگذارند. در جبهه مقابل، چهرههای خاندان سلطنتی نیز حضوری موثر دارند؛ بهویژه کاترین واترستون در نقش «جوآن کنت» که تلاشهای پرالتهاب او برای هدایت فرزند نوجوانش، ریچارد دوم با بازی وودی نورمن، به سوی پادشاهی عادلانه، ابعاد دراماتیک اثر را دوچندان میکند.
شاید رویدادهای «قیام» در سال ۱۳۸۱ رخ دهد، اما بنمایههای آن بهطرز دردناکی مدرن است. هرچند فیلم گاهی در پرداخت برخی درباریان و صاحبمنصبان به دام کلیشههای کاریکاتورگونه میافتد، اما سنگینی درونمایه نبرد طبقاتی چنان ملموس است که فیلم را هیجانانگیز و اثرگذار نگه میدارد. تمرکز هوشمندانه گرینگراس بر منازعات اجتماعی و نحوه انشعاب گروههای مردمی بر اثر تعارض منافع، یادآور بحرانهای اجتماعی دنیای معاصر است.
«قیام» اثری محافظهکار یا پیچیده در لایههای پنهان نیست؛ فیلم پیامهای سیاسی خود را صریح و بیپرده به مخاطب منتقل میسازد. ساخته جدید گرینگراس یکی از جسورانهترین آثار کارنامه او به شمار میرود که با پایانی تکاندهنده، بحرانهای امروز جامعه بشری را در آینه گذشته بازتاب میدهد.