شناسهٔ خبر: 79773384 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

چله پنجم مردم مبعوث

مردم مبعوث ایران با دریافت اعلام رضایت امام و با افتخار، پنجمین چله را نیز پشت سر گذاشت؛ چله‌ای بسیار گرهگشا و به‌ظاهر پرتنوع که شاید تا آخرین ساعات هم یافتن عنوان برای آن دشوار می‌نمود اما اینک و با پایان یافتن این مقطع مهم به‌نظر می‌رسد می‌توان نام و ماموریتی ویژه برای آن در نظر گرفت. مردم مبعوث ایران با دریافت اعلام رضایت امام و با افتخار، پنجمین چله را نیز پشت سر گذاشت؛ چله‌ای بسیار گرهگشا و به‌ظاهر پرتنوع که شاید تا آخرین ساعات هم یافتن...

صاحب‌خبر -

در ابتدای چله به‌نظر می‌رسید ما هم مانند مسلمانان صدر اسلام، با همان الگو و اصل تکرار حوادث تاریخ برای قوم آخرالزمان، سرمست از پیروزی بدر، در سومین و چهارمین چله در حال ورود به شرایط جنگ احد و آزمایش به تنگه‌ احد هستیم. در میانه‌ چله نیز تاب‌آوری مردم بسیار برجسته شد و به‌وضوح دیدیم که نقطه‌ هدف دشمن قرار گرفت. در ادامه، حوادث مهمی در داخل و در منطقه رخ داد که چهره واقعی این چله را برای ما روشن‌تر کرد. اینک به‌نظر می‌رسد می‌توانیم برای این چله نامی بگذاریم که توان جمع‌ کردن همه این امور و وقایع را ذیل خود دارد: چله تام. 
در بازگشت به نظام عددی حاکم بر آفرینش، عدد ۵ عدد تام است. اگر ۴۰ عدد کمال باشد و ۷ عدد کثرت، بر این مبنا اگر کمالی بخواهد به کثرت برسد و افراد زیادی را دربرگیرد، آنگاه باید شاهد شکل‌گیری رابطه‌ای میان ۴۰ و ۷ باشیم. این رابطه که حداقل هنوز برای بنده مبهم است و البته عالم خود را دارد، می‌تواند نتیجه ضرب ۴۰ در ۷، یا افزودن این دو بر هم یا در کنار هم قرار گرفتن‌شان باشد به شکل ۴۰۷ یا اشکال دیگر. اما در این مسیر لامحاله پیش از رسیدن به ۷ با عدد تام ۵ مواجه می‌شویم. کار عدد ۵ به‌عنوان تمام‌کننده، آن است که یک نمونه کامل را از آنچه قرار است تا پایان ۷ تکثیر شود و به ثمر بنشیند ساخته و در جلوی چشم قرار ‌دهد. نقش خمسه طیبه در جریان عالم چنین نقشی است، یک الگوی کامل برای رسیدن و رساندن همه‌ انسان‌ها به سرمنزل مقصود. این تمام بودن را حتی می‌توان در شکل ظاهری رقم ۵ نیز مشاهده کرد؛ آنجا که دو سرخط به شکل دایره به‌هم می‌رسد. با این تبیین می‌توان چنین اندیشید که در چله‌ پنجم، طرح الهی مقابله با استکبار در این قیام آخرالزمانی و رساندن آن به نابودی صهیون و جریان ظهور بلافاصله پس از آن، در کوران حوادث بالاخره کامل شد و اصطلاحا الگو در آمد.
آغازگر این سلسله به‌هم پیوسته همچنان جوشش خون امام شهید بود و بعثت مردم و استمرار حضور مؤثر آنان در صحنه. پیش از ورود به چله، خبرهایی مبنی بر ورود برخی سازمان‌ها و مراجع به طراحی و اجرای جهاد خیابان به گوش رسید که ظاهرا در نخستین اجرای آزمایشی و با مقاومت مردم، از دستور خارج شد. در ادامه زمزمه‌هایی بیشتر روشنفکرانه و برخاسته از جایگاه خواص و آنانی درگرفت که آسیب‌شناسی را بیش از پیشرفت دوست دارند. فصل مشترک این اظهارنظرها این بود که تعداد تجمعات و جمعیت آنها کم شده و بالاخره باید برای پایان طبیعی آن فکری کرد. مشاهدات هر شب همه‌ ما گواهی بر نادرست بودن این ادعا و پایمردی مردم مبعوث بر عهدشان با امام خود است؛ و البته در کنار این مقاومت و حضور وحدت‌طلبانه، شاهد بروز نوآوری‌ها و گسترش حوزه‌های کاری در برنامه‌های خیابان‌ها و میادین نیز هستیم.
در ادامه‌ این تثبیت قدرت و جایگاه در مردم بود که امام همانند موارد پیشین وارد صحنه شده و تغییراتی مهم را در مدیریت‌های کلان جنگ و جامعه رقم زدند. تحولات از فرماندهان جنگ و شعام آغاز شد و تا پایان چله به دفتر خود ایشان نیز رسید. در پیام ویژه دولت نیز به موارد مهمی اشاره شد که دولتمردان به‌ویژه در همراهی و خدمت به مردم باید نصب‌العین خویش قرار دهند. این می‌تواند بنابر ماهیت چله نویدی باشد برای استمرار ایجاد تغییرات مهم و ثمربخش در اداره‌‌ کشور و جنگ در روزهای پیش رو در چله‌‌ ششم.
جریان نفوذ و نفاق نیز در این چله به یک مرحله‌ تمام رسید. در پی تثبیت و قدرتی که در ارکان کشور ایجاد شد، جریان نفوذ که همواره نقش راه‌بازکن برای آمریکا و ایادی‌اش را داشت، تمام تلاش خود را کرد تا یک دیپلماسی ذلیلانه یا یک شورش کور خیابانی را بر کشور تحمیل کند و نتوانست. نقطه‌ اوج این جریان ورود جمعی و سازماندهی شده جریان منتسب به دولت اسبق بود که خیلی آشکارا افراد، دیدگاه‌ها و جلسات خود را به چشم آورد. البته از این نوع هجمه، این به ذهن متبادر می‌شود که نکند جریان نفوذ در اعماق خود به مرحله‌ آشکارشدگی در برابر مردم رسیده و اصطلاحا در حال لو رفتن است، که مهره‌های سوخته را برای منحرف کردن توجه و حواس جامعه به میدان آورده است و با کمی تأمل این احتمال معقول می‌نماید و هوشیاری بیشتری را می‌طلبد. 
در کنار جریان نفوذ، جریان خطاکار و ضعیف در میان مسئولان صادق و دلسوز نیز وارد فرآیند تام‌سازی شد و اندک اندک یاد گرفت که جریان دیپلماسی و خدمت را به‌عنوان ارکان سوم و چهارم در کنار میدان و خیابان مطرح نکند و به‌جای ادعا تلاش کند خود را با حرکت مردم هماهنگ نماید. افزایش قیمت‌ها و به‌ویژه ماجرای بنزین در کنار استمرار قطعی آب و برق با وجود ورود به فصل خنک همه می‌توانست تاب‌آوری مردم را هدف گرفته و آنان را از پا درآورد اما این مردم نشان دادند حتی با این تکانه‌های شدید نیز از جای خود تکان نمی‌خوردند و دشمنان باید آرزوی بازگشت آنان به خانه و ترک صحنه‌ خیابان را با خود به گور آتشین‌شان ببرند اما به‌ظاهر آخرین خطای این جریان، اعلام پیام گفت‌وگوی مجدد و برپایی جلسه‌ای با حضور عمان و برخی کشورهای منطقه برای امضای برنامه‌ عبور و مرور تنگه هرمز بود، که البته به نتیجه هم نرسید و بلکه تنها نتیجه آن کاستن از سرعت بالارفتن قیمت نفت بود. امید داریم این جریان در ادامه به مسیر مردم مبعوث بپیوندد و اگر خدای نکرده چنین نشود، شاید ویژگی چله‌ پنجم این باشد که فرصت بازگشت را برای همه‌ طرف‌ها محدود و محدودتر می‌کند. یوم لا ینفع نفساً ایمانها لم تکن آمنت من قبل...
اما شاه‌کلید چله‌ پنجم، تنگه هرمز بود و توان نگهداری آن بدون ورود مخرب دیپلماسی از نوع مضر پیشین آن. با تغییراتی که به‌ویژه در مدیریت جنگ شکل گرفت، تنگه هرمز که در این دوره برای ما حکم همان تنگه احد در صدر اسلام را داشت، سرنوشتی متفاوت از آن تنگه را در این سوی تاریخ تجربه کرد و همچنان بسته ماند تا به‌عنوان یک اهرم کلیدی، دشمنان ما را به‌روز مرگ و فروپاشی نزدیک‌تر کند. فتوحاتی که یکی پس از دیگری در شکار انواع سلاح‌های هدایت‌پذیر از دور، در غیاب و ترس نیروهای انسانی دشمن، نصیب جریان مقاومت شد، در محاسبه‌ای الهی، نتیجه اعتماد به خداوند و استمرار جهاد در راه او بوده و هست. 
در ادامه‌ پایمردی در تنگه‌ هرمز بود که از چله‌ پیشین، زمینه‌ ورود جدی‌تر یمن به کارزار فراهم شد. با ماجرای درگیری بر سر فرود هواپیمای حامل تشییع‌کنندگان یمنی امام شهید در فرودگاه صنعاء، درگیری خفته میان مقاومت یمن و عربستان سعودی شعله‌ور شد و منطقه را وارد دوره‌ای کاملا متفاوت کرد. الگوی آزادتر یمن در مواجهه با دشمن و پیشبرد امور، کار خود را کرد و نه‌تنها باب‌المندب به تنگه هرمز پیوست و راه را به شکل تصاعدی هندسی بر دشمن بست که موجودیت عربستان را نیز در معرض خطر قرار داد. امروز نه آمریکا، نه اروپا و نه پیمان مضحک مکه، هیچ‌کدام به فریادهای کمک‌خواهی عربستان وقعی نمی‌نهند و این جریان می‌رود تا در آینده‌ای بسیار نزدیک، منطقه را با خلأ گاو شیرده و غلام حلقه به‌گوش نخست آمریکا مواجه کند.
تثبیت وضعیت در دو جبهه‌ مقاومت ایران و یمن، دشمن را به طمع ورود از ناحیه‌ دو رکن دیگر این جبهه یعنی عراق و شام انداخت. هر دو رکن فداکار مقاومت در این کشورها دوران سخت و افتخارآمیزی را می‌گذرانند که ناشی از وابستگی دولت‌های‌شان به جریان غرب و استکبار جهانی است اما در تأملی الهی، می‌توان دریافت که در برنامه‌ خدا، این دو نقطه‌ به‌ظاهر آسیب‌پذیر، در حال ایفای نقش تحریک‌کننده‌ دشمن برای ورود به باتلاقی هستند که روایات اهل ‌بیت آن را برای ما به نام فتنه‌ شام و عراق تصویر کرده و آن را آوردگاهی برای قلع و قمع سپاه سفیانی معرفی نموده‌اند. با مقاومت و ایثار بزرگی که در این دو رکن شکل گرفته، می‌توان امیدوار بود که منطقه از زیان‌های این خطای بزرگ دشمن مصون مانده و ملحمه‌ عظیم نهایی نصیب دشمن گردد.
اما تحلیل و پیش‌بینی آنچه پیش رو داریم قاعدتا براساس معنای تام، بایستی شدت گرفتن حوادث برای تکثیر الگو از هر دو طرف باشد، با ظاهری شدید و گذری نرم و آسان. در این میان بی‌شک تاب‌آوری میدان و خیابان باز هم حرف اول را در این هنگامه خواهد زد. همچنین اگر نام دیگر چله‌ پنجم چله‌ اُحُد باشد بایستی بنابر نظر یکی از دوستان، منتظر شکل‌گیری شرایط احزاب در چله‌ ششم باشیم. 
در جنگ احزاب همه با هم جمع شدند که کار را یکسره کنند اما خداوند مومنین را از ورود به یک جنگ بزرگ کفایت کرد و کار با یک ضربه‌ امیرالمومنین(ع) به انجام رسید؛ و نکته‌ مهم در این جنگ آن‌که این نبرد با جنگ بنی‌قریظه یک جنگ واحد با فاصله فقط یک نماز ظهر محسوب می‌شود و پایان آن ناامیدی مطلق همه‌ دشمنان و نابودی و تبعید یهود بنی‌قریظه به‌‌عنوان همسایگان خائن مسلمانان در مدینه بود. امیدواریم پایان چله‌ ششم، بازگشت دشمن به سرزمین خود در انتظار برای فتح قریب و نهایی مسلمین و پایان یافتن دشمنی همسایگان باشد، تا چله‌ هفتم و فتح خیبر ان‌شاءالله.

برچسب‌ها: