شناسهٔ خبر: 79758475 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اطلاعات | لینک خبر

معاون وزیر میراث فرهنگی: هیأت امنایی شدن به معنای انتقال مالکیت نیست

مدیریت حافظیه و سعدیه با الگوی جدید

تغییر شیوه مدیریت ابنیه تاریخی از مدیریت مستقیم دولتی به مدل هیأت امنایی، برنامه‌ای است که بر اساس قانون قابلیت اجرا در سراسر کشور دارد و اکنون حافظیه و سعدیه شیراز به عنوان نقطه آغاز اجرای آزمایشی این روند مطرح شده‌اند

صاحب‌خبر -

سیده مریم ترابی. 

طرحی که در کنار حمایت مسئولان، با نقدها و پرسش‌هایی درباره نحوه اجرا، حدود اختیارات و چرایی انتخاب این ۲ مجموعه همراه شده است.
واکنش‌ها نسبت به تغییر مدیریت مجموعه‌های حافظیه و سعدیه شیراز به مدل هیأت امنایی از چند روز قبل درپی صدوربیانیه‌ای از طرف ۵۸تشکل و انجمن تخصصی حوزه میراث فرهنگی کشور افزایش یافته و موافقان و مخالفان را به واکنش واداشته است؛ در چنین شرایطی این پرسش پیش روی تصمیم‌گیران قرار گرفته است که آیا این ۲ مجموعه، با توجه به جایگاه ویژه حافظ و سعدی در هویت فرهنگی ایران، می‌توانند محل آغاز یک الگوی جدید مدیریتی باشند یا بهتر است این مدل ابتدا در مجموعه‌ای با حساسیت کمتر آزموده شود؟
۵۸تشکل و انجمن تخصصی حوزه میراث فرهنگی کشور در بیانیه خود ضمن اعلام مخالفت با تغییر مدیریت مجموعه‌های یاد شده، خواستار شفاف شدن ترکیب هیأت امنا، حدود اختیارات، مسئولیت حقوقی، نحوه نظارت و جایگاه کارشناسان میراث فرهنگی شده‌ و بر تعیین اهداف، شاخص‌های ارزیابی، دوره آزمایشی و حضور کارشناسان مستقل و تشکل‌های تخصصی تأکید کرده‌اند.
اهمیت این مطالبه از آنجا ناشی می‌شود که حافظیه و سعدیه را نمی‌توان صرفاً ۲ مجموعه گردشگری یا ۲ بنای تاریخی تلقی کرد. مجموعه‌های مذکور به واسطه نام و جایگاه حافظ و سعدی، بخشی از سرمایه هویتی ایران و از شناخته‌شده‌ترین نشانه‌های فرهنگی شیراز هستند؛مکان‌هایی که کارکردشان فقط به حفظ بنا یا ارائه خدمات به گردشگران محدود نمی‌شود.
تغییر مدیریت، نه واگذاری مالکیت
علی دارابی، معاون وزیر میراث فرهنگی، در این باره در سفر اخیرش به شیراز در گفت‌وگو با خبرنگار اطلاعات در این شهر با تأکید بر این که هیأت امنایی شدن به معنای انتقال مالکیت نیست، گفت: با تغییر مدیریت سعدیه و حافظیه، مالکیت این ۲ مجموعه همچنان در اختیار دولت باقی خواهد ماند و آنچه تغییر می‌کند، نظام بهره‌برداری و مدیریت آنهاست. حافظیه و سعدیه از نفایس ملی هستند و در صورت اجرای این کار، مدیریت بهره‌برداری در چارچوب ضوابط میراث فرهنگی به هیأت امنا سپرده می‌شود.
وی در تشریح ترکیب پیشنهادی هیأت امنا افزود: استاندار رئیس هیأت امنا، مدیرکل میراث فرهنگی استان نایب‌رئیس و مدیرکل راه و شهرسازی و رئیس سازمان برنامه و بودجه استان از اعضای حقوقی این امنا خواهند بود. همچنین ۵ تا ۷ نفر از شخصیت‌های حقیقی صاحب‌نظر، از جمله معماران و باستان‌شناسان، در ساختار هیأت امنا حضور خواهند داشت.
دارابی با تأکید بر این که ایران حدود ۱۴هزار بنای تاریخی، ۲۳هزار محوطه و تپه تاریخی و ۸۳۰موزه دارد و قرار است تعداد موزه‌ها تا پایان برنامه هفتم به یکهزار مورد برسد، در دفاع از این مدل تأکید کرد: با توجه به این گستردگی، دولت نباید مجری مدیریت اماکن میراثی باشد چون نه بودجه، نه توان و نه «صلاحیت ذاتی» اداره مستقیم این اماکن را دارد.
چرا حافظیه و سعدیه؟
مهدی پارسایی، معاون هماهنگی امور گردشگری و زیارت استانداری فارس نیز انتخاب این دو مجموعه را حاصل ارزیابی ظرفیت‌های استان و ویژگی‌های خود آنها دانست و گفت: حافظیه و سعدیه از نظر هویتی و گردشگری برای شیراز بسیار مهم هستند، اما از نظر حساسیت‌های حفاظتی و مرمتی با بناهایی مانند تخت‌جمشید و کاخ‌های ساسانی قابل مقایسه نیستند؛ به همین دلیل می‌توانند گزینه مناسبی برای آزمودن یک الگوی جدید مدیریتی باشند.
وی با بیان این که یکی از مزیت‌های اداره هیأت امنایی، رسمی شدن همکاری دستگاه‌هایی است که اکنون نیز به صورت غیررسمی به حافظیه و سعدیه کمک می‌کنند، افزود: اداره هیأت‌امنایی اماکن تاریخی در اساسنامه میراث فرهنگی و ماده ۵قانون حفاظت صنایع دستی، معادن و آثار فرهنگی ـ ملی مصوب ۱۳۷۹پیش‌بینی شده و اجرای این مدل در چارچوب تکالیف قانونی وزارت میراث فرهنگی دنبال می‌شود.
معاون هماهنگی امور گردشگری و زیارت استانداری فارس تأکید کرد: حافظیه و سعدیه، هرکدام با دو عمارت نزدیک به ۱۰۰ سال، از نظر حفاظت و مرمت ملاحظات محدودتری نسبت به آثار بسیار حساس و پیچیده دارند و بخش مهمی از چالش مدیریت آنها به مدیریت گردشگران و خدمات اجرایی بازمی‌گردد.
پارسایی تأکید دارد مسأله اصلی در این طرح مالکیت نیست و حفاظت و مرمت همچنان در حیطه مسئولیت وزارت میراث فرهنگی باقی می‌ماند. با این حال، اجرای این تفکیک در عمل نیازمند تعیین دقیق حدود اختیارات است؛ زیرا تصمیم‌های مربوط به بهره‌برداری، توسعه فضاها یا برنامه‌های فرهنگی همیشه کاملاً از موضوع حفاظت جدا نیستند .
وی ادامه داد: در شرایط فعلی درآمدهای مجموعه به خزانه و در تهران متمرکز می‌شود، در حالی که در مدل هیأت امنایی، درآمد می‌تواند در خود مجموعه باقی بماند و برای همان مجموعه هزینه شود؛ از برنامه‌های فرهنگی و حافظ‌خوانی و انتشار کتاب تا ساماندهی و توسعه بخش‌هایی مانند باغ‌موزه.
نگرانی‌های مدیرکل میراث فرهنگی فارس
همچنین بهزاد مریدی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فارس در گفت‌وگو با خبرنگار اطلاعات گفت: با اصل مشارکت مردم در مدیریت اماکن فرهنگی مخالفتی ندارم و شوراها، تشکل‌ها و هیأت‌های امنا را در ذات خود گامی در جهت مشارکت بیشتر مردم می‌دانم اما نگرانی‌ام از اجرای مدل در عمل آغاز می‌شود؛ جایی که میان مدل نظری و اجرای واقعی فاصله وجود دارد و باید تجربه‌های مشابه ابتدا بررسی شود.
وی با طرح این سؤال که حافظیه و سعدیه بر اساس چه شاخصی برای اجرای آزمایشی انتخاب شده‌اند و چرا هر ۲ مجموعه باید همزمان وارد این فرآیند شوند، تأکید کرد: پیشنهاد می‌دهم ابتدا یک مجموعه کم‌ریسک‌تر انتخاب شود، عملکرد آن در حوزه مدیریت، بودجه، حفاظت، مرمت، تبلیغات و بهره‌برداری سنجیده و سپس درباره تعمیم مدل تصمیم لازم اتخاذ شود.
مریدی یکی از نگرانی‌هایش را وضعیت ساختاری این ۲  مجموعه اعلام و تصریح کرد: حافظیه و سعدیه در سال‌های گذشته صاحب ساختار اداری، مدیریت، معاونت، نیروی انسانی و بودجه مشخص شده‌اند و تغییر ساختار باید با تعیین تکلیف کارکنان، مسئولیت نهادها و سازوکار بازگشت یا جبران در صورت بروز مشکل همراه باشد.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فارس در ادامه با بیان این که نسبت به خودکفایی مالی از محل درآمد مجموعه‌ها تردید دارم، گفت: مجموع درآمد مجموعه‌های میراث فرهنگی فارس در سال گذشته حدود ۱۴۸میلیارد تومان بود که سهم سعدیه حدود ۲۵میلیارد تومان و حافظیه ۴۲میلیارد تومان بوده است؛ در حالی که هزینه‌های نیروی انسانی، نگهداری، حفاظت و اداره مجموعه نیز باید محاسبه شود.
مریدی افزود: اگر حدود ۲۵میلیارد تومان هزینه برای مجموعه‌ای مانند سعدیه در نظر گرفته شود، درآمدهای داخلی به‌تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی هزینه‌های آن باشد. ۲۷بهره‌بردار در مجموعه‌های مختلف وجود دارند که قراردادهای آنها از سال ۱۳۹۷منعقد شده است و برخی تا ۲۰سال آینده ادامه خواهد داشت؛ بنابراین امکان ایجاد درآمد جدید از این محل محدود است.وی تأکید کرد: اگر قرار است درآمد مجموعه یکی از پایه‌های مدل جدید مدیریت باشد، میزان درآمد قابل دسترس، تعهدات موجود و هزینه‌های واقعی نگهداری و حفاظت باید پیش از اجرا روشن باشد.
مریدی نسبت به تغییر سیاست‌ها با تغییر دولت‌ها و مدیران هشدار داد و گفت: باید اجازه داد مسیر تکمیل شود و شتاب‌زده عمل نشود تا این ۲ مجموعه و ساختار آنها دچار خسران نشوند.
چرا اینجا نقطه آغاز است؟
در نهایت، اختلاف دیدگاه‌ها به یک پرسش اساسی بازمی‌گردد؛ اگر قرار است یک الگوی جدید مدیریتی برای مجموعه‌های میراثی کشور آزموده شود، چرا نقطه آغاز آن باید حافظیه و سعدیه باشد؟
پاسخ موافقان این است که این ۲ مجموعه از مهم‌ترین برندهای فرهنگی ایران هستند، ظرفیت مدیریتی و علمی فارس بالاست و از نظر حساسیت‌های حفاظتی و مرمتی، اجرای آزمایشی در آنها نسبت به آثاری مانند تخت‌جمشید کم‌ریسک‌تر است. پاسخ منتقدان نیز این است که دقیقاً به دلیل جایگاه هویتی و فرهنگی حافظیه و سعدیه، بهتر است یک مدل جدید ابتدا در یک مجموعه آزموده شود و شاخص‌های موفقیت و شکست آن از پیش تعیین شود.
در این میان، یک سؤال دیگر نیز اهمیت دارد؛ این که اگر این طرح آزمایشی در عمل موفق نشود، معیار شکست آن چه خواهد بود و مسئولیت اصلاح یا بازگشت از ساختار جدید بر عهده کدام نهاد خواهد بود و چه تمهیداتی برای جبران هزینه ها و خسارت های احتمالی اندیشیده شده است؟
از این منظر، مسأله امروز دیگر فقط «هیأت امنایی شدن یا نشدن حافظیه و سعدیه» نیست. پرسش مهم‌تر این است که آیا می‌توان یک الگوی جدید مدیریت را بر سرمایه‌ای با چنین وزن فرهنگی و هویتی آزمود، بدون آن که پیشاپیش چرایی انتخاب این ۲ مجموعه، حدود اختیارات و مسئولیت‌ها، منابع مالی، جایگاه نظارت تخصصی و معیار موفقیت یا شکست این تجربه روشن شده باشد؟

سیده مریم ترابی. 

طرحی که در کنار حمایت مسئولان، با نقدها و پرسش‌هایی درباره نحوه اجرا، حدود اختیارات و چرایی انتخاب این ۲ مجموعه همراه شده است.
واکنش‌ها نسبت به تغییر مدیریت مجموعه‌های حافظیه و سعدیه شیراز به مدل هیأت امنایی از چند روز قبل درپی صدوربیانیه‌ای از طرف ۵۸تشکل و انجمن تخصصی حوزه میراث فرهنگی کشور افزایش یافته و موافقان و مخالفان را به واکنش واداشته است؛ در چنین شرایطی این پرسش پیش روی تصمیم‌گیران قرار گرفته است که آیا این ۲ مجموعه، با توجه به جایگاه ویژه حافظ و سعدی در هویت فرهنگی ایران، می‌توانند محل آغاز یک الگوی جدید مدیریتی باشند یا بهتر است این مدل ابتدا در مجموعه‌ای با حساسیت کمتر آزموده شود؟
۵۸تشکل و انجمن تخصصی حوزه میراث فرهنگی کشور در بیانیه خود ضمن اعلام مخالفت با تغییر مدیریت مجموعه‌های یاد شده، خواستار شفاف شدن ترکیب هیأت امنا، حدود اختیارات، مسئولیت حقوقی، نحوه نظارت و جایگاه کارشناسان میراث فرهنگی شده‌ و بر تعیین اهداف، شاخص‌های ارزیابی، دوره آزمایشی و حضور کارشناسان مستقل و تشکل‌های تخصصی تأکید کرده‌اند.
اهمیت این مطالبه از آنجا ناشی می‌شود که حافظیه و سعدیه را نمی‌توان صرفاً ۲ مجموعه گردشگری یا ۲ بنای تاریخی تلقی کرد. مجموعه‌های مذکور به واسطه نام و جایگاه حافظ و سعدی، بخشی از سرمایه هویتی ایران و از شناخته‌شده‌ترین نشانه‌های فرهنگی شیراز هستند؛مکان‌هایی که کارکردشان فقط به حفظ بنا یا ارائه خدمات به گردشگران محدود نمی‌شود.
تغییر مدیریت، نه واگذاری مالکیت
علی دارابی، معاون وزیر میراث فرهنگی، در این باره در سفر اخیرش به شیراز در گفت‌وگو با خبرنگار اطلاعات در این شهر با تأکید بر این که هیأت امنایی شدن به معنای انتقال مالکیت نیست، گفت: با تغییر مدیریت سعدیه و حافظیه، مالکیت این ۲ مجموعه همچنان در اختیار دولت باقی خواهد ماند و آنچه تغییر می‌کند، نظام بهره‌برداری و مدیریت آنهاست. حافظیه و سعدیه از نفایس ملی هستند و در صورت اجرای این کار، مدیریت بهره‌برداری در چارچوب ضوابط میراث فرهنگی به هیأت امنا سپرده می‌شود.
وی در تشریح ترکیب پیشنهادی هیأت امنا افزود: استاندار رئیس هیأت امنا، مدیرکل میراث فرهنگی استان نایب‌رئیس و مدیرکل راه و شهرسازی و رئیس سازمان برنامه و بودجه استان از اعضای حقوقی این امنا خواهند بود. همچنین ۵ تا ۷ نفر از شخصیت‌های حقیقی صاحب‌نظر، از جمله معماران و باستان‌شناسان، در ساختار هیأت امنا حضور خواهند داشت.
دارابی با تأکید بر این که ایران حدود ۱۴هزار بنای تاریخی، ۲۳هزار محوطه و تپه تاریخی و ۸۳۰موزه دارد و قرار است تعداد موزه‌ها تا پایان برنامه هفتم به یکهزار مورد برسد، در دفاع از این مدل تأکید کرد: با توجه به این گستردگی، دولت نباید مجری مدیریت اماکن میراثی باشد چون نه بودجه، نه توان و نه «صلاحیت ذاتی» اداره مستقیم این اماکن را دارد.
چرا حافظیه و سعدیه؟
مهدی پارسایی، معاون هماهنگی امور گردشگری و زیارت استانداری فارس نیز انتخاب این دو مجموعه را حاصل ارزیابی ظرفیت‌های استان و ویژگی‌های خود آنها دانست و گفت: حافظیه و سعدیه از نظر هویتی و گردشگری برای شیراز بسیار مهم هستند، اما از نظر حساسیت‌های حفاظتی و مرمتی با بناهایی مانند تخت‌جمشید و کاخ‌های ساسانی قابل مقایسه نیستند؛ به همین دلیل می‌توانند گزینه مناسبی برای آزمودن یک الگوی جدید مدیریتی باشند.
وی با بیان این که یکی از مزیت‌های اداره هیأت امنایی، رسمی شدن همکاری دستگاه‌هایی است که اکنون نیز به صورت غیررسمی به حافظیه و سعدیه کمک می‌کنند، افزود: اداره هیأت‌امنایی اماکن تاریخی در اساسنامه میراث فرهنگی و ماده ۵قانون حفاظت صنایع دستی، معادن و آثار فرهنگی ـ ملی مصوب ۱۳۷۹پیش‌بینی شده و اجرای این مدل در چارچوب تکالیف قانونی وزارت میراث فرهنگی دنبال می‌شود.
معاون هماهنگی امور گردشگری و زیارت استانداری فارس تأکید کرد: حافظیه و سعدیه، هرکدام با دو عمارت نزدیک به ۱۰۰ سال، از نظر حفاظت و مرمت ملاحظات محدودتری نسبت به آثار بسیار حساس و پیچیده دارند و بخش مهمی از چالش مدیریت آنها به مدیریت گردشگران و خدمات اجرایی بازمی‌گردد.
پارسایی تأکید دارد مسأله اصلی در این طرح مالکیت نیست و حفاظت و مرمت همچنان در حیطه مسئولیت وزارت میراث فرهنگی باقی می‌ماند. با این حال، اجرای این تفکیک در عمل نیازمند تعیین دقیق حدود اختیارات است؛ زیرا تصمیم‌های مربوط به بهره‌برداری، توسعه فضاها یا برنامه‌های فرهنگی همیشه کاملاً از موضوع حفاظت جدا نیستند .
وی ادامه داد: در شرایط فعلی درآمدهای مجموعه به خزانه و در تهران متمرکز می‌شود، در حالی که در مدل هیأت امنایی، درآمد می‌تواند در خود مجموعه باقی بماند و برای همان مجموعه هزینه شود؛ از برنامه‌های فرهنگی و حافظ‌خوانی و انتشار کتاب تا ساماندهی و توسعه بخش‌هایی مانند باغ‌موزه.
نگرانی‌های مدیرکل میراث فرهنگی فارس
همچنین بهزاد مریدی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فارس در گفت‌وگو با خبرنگار اطلاعات گفت: با اصل مشارکت مردم در مدیریت اماکن فرهنگی مخالفتی ندارم و شوراها، تشکل‌ها و هیأت‌های امنا را در ذات خود گامی در جهت مشارکت بیشتر مردم می‌دانم اما نگرانی‌ام از اجرای مدل در عمل آغاز می‌شود؛ جایی که میان مدل نظری و اجرای واقعی فاصله وجود دارد و باید تجربه‌های مشابه ابتدا بررسی شود.
وی با طرح این سؤال که حافظیه و سعدیه بر اساس چه شاخصی برای اجرای آزمایشی انتخاب شده‌اند و چرا هر ۲ مجموعه باید همزمان وارد این فرآیند شوند، تأکید کرد: پیشنهاد می‌دهم ابتدا یک مجموعه کم‌ریسک‌تر انتخاب شود، عملکرد آن در حوزه مدیریت، بودجه، حفاظت، مرمت، تبلیغات و بهره‌برداری سنجیده و سپس درباره تعمیم مدل تصمیم لازم اتخاذ شود.
مریدی یکی از نگرانی‌هایش را وضعیت ساختاری این ۲  مجموعه اعلام و تصریح کرد: حافظیه و سعدیه در سال‌های گذشته صاحب ساختار اداری، مدیریت، معاونت، نیروی انسانی و بودجه مشخص شده‌اند و تغییر ساختار باید با تعیین تکلیف کارکنان، مسئولیت نهادها و سازوکار بازگشت یا جبران در صورت بروز مشکل همراه باشد.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فارس در ادامه با بیان این که نسبت به خودکفایی مالی از محل درآمد مجموعه‌ها تردید دارم، گفت: مجموع درآمد مجموعه‌های میراث فرهنگی فارس در سال گذشته حدود ۱۴۸میلیارد تومان بود که سهم سعدیه حدود ۲۵میلیارد تومان و حافظیه ۴۲میلیارد تومان بوده است؛ در حالی که هزینه‌های نیروی انسانی، نگهداری، حفاظت و اداره مجموعه نیز باید محاسبه شود.
مریدی افزود: اگر حدود ۲۵میلیارد تومان هزینه برای مجموعه‌ای مانند سعدیه در نظر گرفته شود، درآمدهای داخلی به‌تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی هزینه‌های آن باشد. ۲۷بهره‌بردار در مجموعه‌های مختلف وجود دارند که قراردادهای آنها از سال ۱۳۹۷منعقد شده است و برخی تا ۲۰سال آینده ادامه خواهد داشت؛ بنابراین امکان ایجاد درآمد جدید از این محل محدود است.وی تأکید کرد: اگر قرار است درآمد مجموعه یکی از پایه‌های مدل جدید مدیریت باشد، میزان درآمد قابل دسترس، تعهدات موجود و هزینه‌های واقعی نگهداری و حفاظت باید پیش از اجرا روشن باشد.
مریدی نسبت به تغییر سیاست‌ها با تغییر دولت‌ها و مدیران هشدار داد و گفت: باید اجازه داد مسیر تکمیل شود و شتاب‌زده عمل نشود تا این ۲ مجموعه و ساختار آنها دچار خسران نشوند.
چرا اینجا نقطه آغاز است؟
در نهایت، اختلاف دیدگاه‌ها به یک پرسش اساسی بازمی‌گردد؛ اگر قرار است یک الگوی جدید مدیریتی برای مجموعه‌های میراثی کشور آزموده شود، چرا نقطه آغاز آن باید حافظیه و سعدیه باشد؟
پاسخ موافقان این است که این ۲ مجموعه از مهم‌ترین برندهای فرهنگی ایران هستند، ظرفیت مدیریتی و علمی فارس بالاست و از نظر حساسیت‌های حفاظتی و مرمتی، اجرای آزمایشی در آنها نسبت به آثاری مانند تخت‌جمشید کم‌ریسک‌تر است. پاسخ منتقدان نیز این است که دقیقاً به دلیل جایگاه هویتی و فرهنگی حافظیه و سعدیه، بهتر است یک مدل جدید ابتدا در یک مجموعه آزموده شود و شاخص‌های موفقیت و شکست آن از پیش تعیین شود.
در این میان، یک سؤال دیگر نیز اهمیت دارد؛ این که اگر این طرح آزمایشی در عمل موفق نشود، معیار شکست آن چه خواهد بود و مسئولیت اصلاح یا بازگشت از ساختار جدید بر عهده کدام نهاد خواهد بود و چه تمهیداتی برای جبران هزینه ها و خسارت های احتمالی اندیشیده شده است؟
از این منظر، مسأله امروز دیگر فقط «هیأت امنایی شدن یا نشدن حافظیه و سعدیه» نیست. پرسش مهم‌تر این است که آیا می‌توان یک الگوی جدید مدیریت را بر سرمایه‌ای با چنین وزن فرهنگی و هویتی آزمود، بدون آن که پیشاپیش چرایی انتخاب این ۲ مجموعه، حدود اختیارات و مسئولیت‌ها، منابع مالی، جایگاه نظارت تخصصی و معیار موفقیت یا شکست این تجربه روشن شده باشد؟