شناسهٔ خبر: 79757939 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

تناقض‌زدایی، راه‌حلی عقلایی

آیا متوجه شده‌‌اید رفتارهای متناقض به یکی از ارکان ساختاری مدیریت کلان بدل شده است؟ آیا متوجه شده‌‌اید رفتارهای متناقض به یکی از ارکان ساختاری مدیریت کلان بدل شده است؟

صاحب‌خبر -
ملت بیدار ایران، هراندازه که از دو امام سفرکرده به لقاء‌الله، رفتار موزون و معقول و هماهنگ و منظم و مضبوط به‌یاد دارد، از مخالفان غرب‌گرای‌شان چه در دولت‌های غرب‌گرا و چه افراد و رهبران‌شان شاهد تناقض بوده است. از همکنشی یک لیبرال چون بنی‌صدر با وحشی‌ترین تروریسم و جنایت، تا مانور اشرافیت آقای هاشمی رفسنجانی، این پیشتاز عدالت‌خواه نمازهای جمعه دوران امام‌(ره) در پسا‌امام و خدمت به الیگارشی مرعشی و قشر نومانکلاتورای اسلامی، تا آدم‌های دو‌آتشه منتظر امام زمان و سینه‌چاک انقلاب که بسم‌الله را هم فراموش کرده‌اند همچون احمدی‌نژاد و مهدی نصیری. تا روحانی زمان امام‌(ره) که در خط مقدم مبارزه ضد استکباری خود را جا زده بود و امروز نماد سقوط بزرگ است و تناقضات گیج‌کننده دولت کنونی، که هم مدعی وفاداری به قانون اساسی و ولایت فقیه و خط امام و مردم و مقاومت ضد سلطه است و هم تلاش برای آشتی با بردگی و دور‌زدن اصول ولایت فقیه و زدن زیر تعهداتش به ولی‌فقیه، هم مدعی پیروی از امام حسین‌(ع) و هم عاشق دوستی و صلح با یزید!
باید پرسید این تناقضات عام، چه تناقضاتی در جزئیات عمل حکمرانی پدید آورده و این امر به چه‌معنی است؟ آیا آقایان در نهان بی‌تناقضند و عمل‌شان در مسیر نظرشان، تفکرشان، باورشان پیش می‌رود و فقط پیش مردم دچار نمایش دیگری هستند یا به‌سبب توهم نسبت به کفار و جهل نسبت به ماهیت و وجودشان، دچار اشتباه شده و گرفتار تناقض گشته‌اند؟ یا پیوندهای مادی، وابستگی مقام‌شان به پول و منافع حرام الیگارش‌های غرب‌گرا آنان را دچار خطا، سرگردانی و کنش ضد انقلابی، و مردمی کرده است؟ 
این انقلاب جز به نام امام خمینی‌(قده) و ادامه راه امام راحل، توسط امام شهید‌(ره) به هیچ نامی متکی نبوده و به‌گفته رهبر والامقام شهید سید علی خامنه‌ای (قده) به هیچ نام دیگری جز نام امام‌(ره) در دنیا شناخته شده نیست. مردم انقلابی که قدرت غصب شده را از چنگ آمریکا و پهلوی بازپس گرفتند حاضر نبودند و نیستند جز راه امام که همان راه دفاع از توحید و قران و عترت و امام زمان‌(عج) بود برای هیچ‌کس یک قطره خون‌شان را هدر دهند اما آنان جانفدای اسلام و ایران به فرمان فقط امام خمینی و امام خامنه‌ای عمل کردند شرافتمندانه و با عزت و مجاهدانه زیستند و جنگیدند و بر آرمان‌های انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی از سیطره شیطان بزرگ و هرقدرت جائر مستکبر جهانی و ملی، و بر عدالت و حق پایمال شده مستضعفان و حق پیشرفت ملی ایستادگی کردند و می‌کنند و سند این حرف وصایای شهداست که امروز ارزش‌شان در دفاع از ولایت فقیه عیان شده و از مستندات است. 
در این سرزمین هرکس، خود را یار امام اعلام کرد عزت یافت و به‌محض تقابل با آن دو امام بزرگوار بی‌آبرو و طرد شد و چون براندازان پیش از خود، منفور ملت گشت. 
به این تناقض‌ها توجه کنید: 
نیروها و خواصی که همه نام و مقام و قدرت و دارایی‌های خود را بنا به ادعای اعتقاد و خدمت به اسلام و انقلاب وجمهوری اسلامی به کف آوردند اما امروز همه تلاش‌شان نفی ولایت فقیه، مخالفت با حکمرانی دینی و جمهوری اسلامی است. 
نیروهایی که می‌دانند مردم ومستضعفان در این انقلاب، ولی‌نعمت مسئولان نامیده شدند ولی حالا ولی‌نعمت‌شان الیگارش‌ها و حرام‌خوارها هستند. 
نیروها و کسانی که معتقدند با سلطه‌گری فرعون و استکبار بجنگید اما امروز علیرغم کشتار امام ما و مردم و قهرمانان ملی‌شان و..... خلاف مقاومت مردم به‌بهانه مردم، گدایی صلح دروغین و در اصل تسلیم می‌کنند. 
کسانی که می‌دانند هرچه ایران دردنیا عزت و آبرو و بزرگینگی یافته از انقلاب اسلامی و راه امام و مقاومت یافته با این همه در پی نابودی جمهوری اسلامی و استحاله آن نهان‌کارانه راه شیاطین می‌پویند و آب دشمن گرم می‌کنند. و از همه عجیب‌تر و مضحک‌تر طلبکارند که چرا تندروها در مقابل ما می‌ایستد و منظورشان از تندرو مردم مبعوث در خیابان است. 
کسانی که می‌گویند برای حق زندگی کردن، برای حفظ زیر ساخت‌ها باید سازش کرد اما خود را به جهل می‌زنندکه سیاست «بده‌بره» کل ایران را پای آمریکا و اسرائیل قربانی می‌کند، تجزیه می‌کند، روح استقامت را می‌کشد. و مردم را بدتر ار مردم لیبی گرفتار نابودی نوامیس و دارایی‌های مادی و معنوی می‌نماید.... 
آنان به شیطان خوشبین هستند و اگر اهل مقاومت برابر شیطان بودند، امروز مقاومت می‌کردند، و مردم را به دنیا‌پرستی و شیطان‌گرایی سوق نمی‌دادند و بی‌ایمانی و سکولاریسم را تشویق نمی‌کردند. 
 
این تناقضات سازگانی بستر هزاران تناقض رفتاری دولت شده است و نهانکاری و به‌قول خانم وزیر، فرزانه صادق مایه دروغ‌ها و فریب مردم!
این رفتارهای متناقض محصول همان تناقضات بنیادین دولت متمایل به نگاه روحانی و جبهه اصلاحات و مشاوران اسرائیل‌گرا و تفکر ضدقرآنی قائم‌پناه‌هاست. 
اجازه دهید به برخوردهای تناقض‌آلود متعدد عملی اشاره کنم که هرگز به صورت پژوهشی جدی به تاثیر خسارت بار سیستماتیک‌شان بر امر کلی مقاومت برابر دشمن وحشی نپرداختیم و اثر ویرانگر رفتار خود‌رای و متناقض این سیاست‌های ضد مقاومت را بر استقلال و حفظ ایران، آزادی و کرامت ملی مردم ایران، عزت ایران،، شرافت و عزت ملت ایران، حیات جمهوری اسلامی و نظام دینی ما و.... نسنحیده‌ایم و ندیده‌ایم سد سدید مقاومت مردمی و نطامی و تربیت روحی مردم علیه بردگی وسلطه شیطان بزرگ که دو امام بپا داشتند، چگونه ارزان با این رفتارهای متناقض و نگاه سطحی تباه می‌گردد. و امنیت و قدرت ملی ما را نابود می‌سازد. این تناقضات روزمره وسرخودو بی‌منطق رامرور کنیم:
چرا تناقض وانموده پوچ و نابجای مذاکره بی‌پایه مسقط بنا به توهمات حضور گفت‌وگوی نمایشی و بازی کودکانه با حضور دشمنانی که در اوج دشمنی با ما هستند با عملیات افتخار‌آفرین یمن وضدیت با آن و تضعیف دستاوردهایش و نقشش در پایین کشبدن قیمت نفت و کمک به ترامپ و ادعاهایش دیده نمی‌شود و این تناقض رفتاری مخرب و بازی سطحی که به توهین به سیاست ایران بوسیله شاهک‌های مزدور نفتی ختم شده، جداً وارسی نمی‌گردد؟ خبر پراکنی در باره مسیر دریایی جدید، چه معنی دارد در حالی که قراراست سلاح بستن تنگه کارامد عمل کند تا مهار متجاوز وحشی مخصوصا تا انتخابات میان دوره‌ای ادامه یابد؟ چرا به عملیات باب المندب ضربه می‌زنیم بجای تقویت آن؟ چرا زبونی گدایی از نیروهای همدست در کشتار کودکان میناب و لامرد و گاوهای شیرده ترامپ را که همین اکنون در جنگ با ما هستند، به مردم تحمیل میکنید؟ و آنان را در تصمیم‌گیری امور ما شریک می‌کنید؟ این رفتار متناقض با مقاومت ما علیه تجاوز چه معنی دارد؟ چه دردی را دوا می‌کند جز ایجاد تصویر وهن و ذلت؟ 
پراکندن تصور متناقض تفاهم وهمی و دروغین و فریبناک با آمریکا، فایده‌‌اش چیست، در حالی که بدون تقویت فشار و عملیات قدرتمند مثل یمن هیچ تاراندن گرگ آمریکا از پیرامون‌مان و اسرائیل از سرزمین خزب الله متعال با تفاهم روی کاغذ متصور نیست. کاملا واضح است و همه می‌دانند امریکا با همه نقشه‌ها وعملکردها و طرح‌ها در سر توهم تغییر حکومت و تجزیه ایران را می‌پروراند و بدون قدرت و وادارکردن آمریکا، به تغییر رفتار، هرگز با تفاهمنامه روی ماغذ او از نقشه‌‌اش دست نخواهد کشید با این همه به صورت متناقضی دست نیروی نظامی را می‌بندیم ومدام فقط دنبال تفاهنی هستیم که آمریکا به مسخره‌‌اش گرفته و جز نقش فرسایشی و خسته کردن مردم فایده‌ای ندارد. بازی مذاکره یک صلح موهوم با سکوت نظامی، امری متناقض با فهم سه امام حکیم و انقلاب اسلامی و شناخت حقیقی مقاصد شیطان بزرگ است. این دیپلماسی گردن نهادن به بازی مذاکره دروغین متناقض باصلح واقعی و جدی و همسو با مسیر تسلیم است. 
چرا از رویکرد متناقض با ایستادگی، دردولت چهاردهم درس نمی‌آموزیم؟از روز اول رویکرد خسارت بار سازش طلبان و رفتار متناقض بامقاومت وضد تفکر سازگانی و رفتار سیستمی، تجربه شده اما همچنان با اثبات غلط بودن این رفتار متناقض به آن ادامه می‌دهند. 
ما ادعا می‌کنیم تن دادن به ظلم و تجاوز وقتی قادرید مقابله کنید گناه است. ظلم پذیری حرام است اما به نحو متناقض پاسخ ترور هنیئه در کشور خودمان را نمی‌دهیم. نتیجه عدم پاسخ سزاوار و بازدارنده و تعلل در پاسخ در خور به شهادت سلیمانی و هنیئه، جرئت به شهادت رساندن سید حسن نصراله را تقویت کرد و عدم انتقام قتل سید حسن به شهادت فرماندهان و فاجعه امام جامعه ختم شد. قتل امام جامعه مسلمین نابخشودنی و قصاص آن چشمپوشی ناپذیر است اما به نحو شدیدا متناقضی دولت مانع انتقام است و برعکس در آن نهاد نامور هموار کردن ارتباط با رژیم‌صهیونیستی است، اگر امام در قید حیات بود، حضور چنین افرادی را از هرگونه مقام دولتی وحکومتی منع می‌کرد. 
ولی فقیه ملت، نیروهای نظامی، مردم، تنها راه رفع ظلم را تنگناو به فشار تا حد خفگی بر گلوگاه انرژی آمریکادر باتلاق خلیج‌فارس می‌دانند اما از آغاز جنگ هروقت نفس‌های نفتی آمریکا و دخایرش به شمار افتد به انحای مختلف به نحو متناقض باتنفس مصنوعی نجاتش دادند. پالس‌های ضدمقاومت صادر کردند و مذاکره نجاتبخش را بپاکردند. خوب چرا مرجعی قانونی این را بررسی و پیگیری نمی‌کند؟
 
آیا هیچ مرجعی پژوهش کرده تا معلوم شود نوع ارتباط با امارات، عربستان، کویت، عمان، قطر، و میانجیگری پاکستان که خود تحت فرمان و امربر آمریکاست، چه نتیجه‌ای ببار آورده؟ آیا تناقضی بین «امربری» و میانجیگری مستقل وجود ندارد؟ 
سیاست، متناقض بین مقاومت و انفعال در واکنش به ان پی تی و شخص گروسی و جاسوسی تیم او چگونه قابل توجیه است؟ چرا به این تناقض پاسخ نمی‌دهیم، چرا از ان پی تی خارج نمی‌شویم؟ 
آیا در نشست اسلام آباد تناقض گیم آمریکا تسلیم و جدیت ما برای صلح منجر‌به فریب دادن ما، پیشروی اسرائیل در لبنان و گشایش بحران ذخایر نفت آمریکا نشد؟
رفتار قابل محاسبه، ابراز ضعف و ترس و زبونی و خود باختی‌های مکرر و عجزو ناله با دست برتر ایران وپبروزی وضرورت رفتار دفاع تهاجمی تنافض دارد تهدید عمل و تحمیل هزینه سنگین، آن عملی است که مانع می‌شود آمریکا از ترس مقابله به مثل دست از تخریب و کشتار بردارد. 
تناقض دیگر بین ادعای بهبود وضع معیشت با رساندن نرخ دلار به ۲۴٠ هزارتومان و رفتن به سمت۳٠٠هزار تومان و فشار تحمل ناپذیر بر گرده ملت است. این سیاست شناور ی نرخ ارز با توجه به نقش مافیای همدست آمریکا متناقض با تاب آوری مردم است. گرفتن ۷٠ درصد پول سرقت شده از توان خرید برای دارو از مردم زیر خط فقر، معنای متناقضش یاری به معیشت مردم مقاومت نیست. 
تفکر غلط در باره جنگ و صلح سبب اراده ضعیف دولت در مقاومت و عدم یاری اقتصادی وابتکارات شده وبرعکس با نفی ارز ترجیحی به عدم مقاومت و تسلیم طلبی یاری برساند. احساس فریب و دروغ مردم را بی‌اعتماد می‌کند. 
منازعه با صداو سیما و حمله مدافعان تسلیم به رسانه‌ملی سبب بی‌اعتمادی مردم مبعوث در خیابان و توطئه علیه استقامت مردم انقلابی شده است و تناقض بزرگ با شعار وفاق دارد. قرار بود وفاق بر حسب مقاومت معنا شود نه وفاق برای تسلیم و جریمه رسانه‌ملی برای دفاع از مردم مبعوث و وادار کردنش به تعطیل ثریا به جرم مقابله با الیگارشی و افشای صلخواهی آمریکایی، افشای خیانت غربگرایان در نابودی امکانات ارتباط باچین برای تحکیم مقاومت و تنافضاتی از این دست. و مخالفت با نجات ترامپ از فلج
وادادگی برابر خرابکاری‌های فکری و تبلیغی مستمر الیگارش‌ها نظیر مرعشی و روحانی و اهل سازندگی وابستگی و تسلیم مجدد به شیطان بزرگ علیه مقاومت
تناقض در رفتار مجلس در عدم تصویب قوانین ضروری اداره تنگه هرمز با مدیریت ایرانی. 
رها کردن غارتگران و فاکتور سازان خائن شرکت‌های کلان صد مردم
عدم مجازات تراستی ها
عدم کنترل گوگل و اینستاگرام و.... فضاهای مخرب دشمن و اتاق جنگ اسرائیل برای شورش و کودتاو تبلبغ و اجرای طرح و دستورالعمل جنگی، تناقض دیگری است علیه مقاومت وتشویق فریب برای اغتشاش. 
ترس از احقاق حق، سبب شده است تن به ظلم دشمن و اذنابش بدهیم. و ازظرفیت درآمد زایی تنگه هرمز چشم بپوشیم زیان کلان و ستم را بپذیریم. این عدم دریافت عوارض نگاه داری تنگه هرمز، متناقض مقاومت است. 
انواع تلاش دردرون دولت برای بازگشایی تنگه هرمز مبین، یک تناقض نیست؟ 
عدم مقابله نظامی با محاصره دریایی و عدم ضربه دردناک به اموال آمریکا کاملا تناقضی علیه استقامت برحق مردم ماست. امریکا ما را از بازار جهانی نفت جدامیکند، با محاصره در حال حنگ با ماست، اقتصاد ما را فرو می‌پاشد و دولت فقط می‌نالدو تماشا می‌کند. 
عدم انتقام و پاسخ به قتل امام شهید، شهیید رئیسی، فرماندهان، شهدایی نظیر لاریجانی و تماشای تخریب آنان خیانت است به مقاومت 
ممانعت از نقد کارنامه اقتصادی و سیاسی و فرهنکی دولت بزیان دولت و رهاکردنش در سقوط در چاه غربگرایان است. 
از جمله تناقضات ضد عدالت عدم دفاع قضاییه از تهاجم به رسانه‌ملی است. و خدمت به تبدیل رسانه‌ملی به ابزار ضد مقاومت و ضد جمهوری اسلامی حقیقی و در خدمت رژیم چنج است. 
سکوت حوزه علمیه برابر تناقضات دولت و.... کمک به بد عاقبتی دولت است. 
عدم مقابله جدی و نقد و افشای یاری ظریف به سیاست غرب در زینت و فارین افرز در رسانه‌ملی، رفتاری ضد ملی است. طرح‌های ملی کنسرسیوم چند جانبه برای غنی‌سازی و ادغام امنیت هسته‌ای در امنیت منطقه‌ای خیانت است. چرا باید علیه ایران این تبعیضات تنقض ألود را پذیرفت؟ جرم ایران چیست؟ مقاومت علیه سلطه گری کثیف شیطان؟پیشنهاد مشارکت نیروهای فرامتطقه‌ای و دشمن در تأسیسات غنی‌سازی مشروع و قانونی، خیانت است
تناقض بزرگ با تجربه صدساله و ۴۷ ساله این است که دولت هنوز نفهمیده امنیت ملی ما با تفاهمنامه‌های روی کاغذ به دست نمی‌‌اید بلکه مؤلفه‌های واقعی قدرت امنیت بوجود می‌آورد چیزی که دولت و اصلاح طلبان ضد آن عمل میکنند. 
دعوت ظریف از آلمان شریک جنایت برای خارج شدن از رخوت دیپلماتیک کاری متناقض با منافع ملی است. زیرا آلمان در نسیر خواست اسرائیل عمل می‌کندو هیج هم منفعل نیست. 
نابودی توان عظیم محور مقاومت و ممانعت از تحرک آنچه در یمن و چه در لبنان و عراق خیانت و متناقض با منافع ملی آنان و ماست. 
خنده آور است که بخواهیم اقتدار ملی را باجلب موافقت دشمن بدست‌آوریم. 
عدم مقابله با توهمات دیپلماسی و خطای مکرر محاسباتی که محصول دیدگاه منحرف است علیه منافع ملی خسارات جبران ناپذیر ببار می‌آورد بدتر از ترکماچای. 
اجازه به دولت برای رفتاری متناقض، سفید شویی و فریب کاری دولتهای همدست دشمن در خلیج‌فارس بجای تنبیه کاری بس خطرناک است. 
اجازه قوه قضاییه به تخریب اسوه‌های مقاومت مثل شهید رئیسی ضد مقاومت است. 
ترمیم نفوذ آمریکا یک خیانت و ناقض منافع ملی است. 
 
این همه گویای وجود یک ریشه تپبید تناقض‌های رفتاری در قوای کشور است. ان ریشه باید افشا شود. چه منافغی حکم می‌کند روزنامه‌های غربگرا که بوق الیگارشی فاسد و خائن ایرانند و از امتیازات این خدمت فربه شده‌اند، آزادانه عمل کنند؟ انان خم اکنون پرده دوم سخنرانی دکتر روحانی را به اجرا درمی آورند. پرده دوم نمایش، هیاهو علیه منتقدان سخن شالوده شکنانه کسانی چون ظریف و روحانی و مظلوم نمایی است. این شیوه از عادی‌سازی برای نسل ما آشناست. سال‌های آغازین انقلاب اسلامی پر از این مظلوم نمایی هاست. آنان در حالی که در شالوده شکنی نظام نوپا جداً کوشا بودند و با عملیات تروریستی و جاسوسی در جبهه‌های دفاع‌مقدس علیه موجودیت جمهوری اسلامی قیام کرده بودند، مظلوم نمایی می‌کردند با نشریه مجاهد وسخنرانی‌ها مردم رامی فریفتند. امروز هم با همین روش خواب تسلیم و پیروزی در انتخابات را می‌بینند. 
 این تناقضات بابد نقد و نفی شود.