انسان فطرتاً از فقر بیزار است و به دنبال حس مالکیت و ثروتاندوزی است؛ از سوی دیگر، قرآن کریم با صراحت میفرماید همه انسانها فقیرند و غنی مطلق خداست. چگونه میتوان میان این میل درونی انسان و این حقیقت قرآنی جمع کرد؟
خداوند متعال انسانها را به شکلی آفریده است که ذاتاً از فقر بیزارند و حس مالکیت را دوست دارند؛ حتی گاهی این حس سلطهجویی به جایی میرسد که انسان میخواهد مالک قبر مردگان هم باشد، چنانکه قرآن کریم میفرماید: «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ حَتَّی زَرْتُمُ الْمَقَابِرَ» (سوره تکاثر، آیات ۱ و ۲). اما وقتی به کلام الهی در قرآن میرسیم، با این آیه مواجه میشویم که میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» (سوره فاطر، آیه ۱۵). میان این دو موضوع هیچ تعارضی وجود ندارد. ثروتمندترین انسان کسی است که دست خود را به سوی بینیاز مطلق دراز کرده است. سند خانه و اتومبیل و امکانات دنیایی تا به روزی دست ماست و مالکیت حقیقی محسوب نمیشود. ثروت واقعی، همان «فقر الی الله» است. همانطور که یک کودک خردسال را به این دلیل که فرزند شخصیتی ثروتمند است، همه غنی میبینند بدون اینکه خودش سندی به نامش باشد، انسان نیز با اتصال به غنی مطلق، به بالاترین غنا میرسد. این همان معنای کلام پیامبر اعظم (ص) است که فرمودند افتخار من در عالم، فقر الی الله است؛ یعنی دستم به سوی خدا دراز است.
با توجه به این نگاه عمیق، اولیای الهی و انبیا چگونه این احساس نیاز و فقر ابدی به پروردگار را در تمام لحظات زندگی خود جاری میساختند؟
امیرالمؤمنین (ع) در نامهای به امام مجتبی (ع) تأکید میکنند که اولویت انسان در انتخاب شغل نباید صرفاً کارمند شدن باشد، بلکه باید شغلی داشته باشد که چشمش مستقیماً به دست خدا باشد؛ به همین دلیل است که در اسلام روی کشاورزی اینقدر سفارش شده است، چون کشاورز بذر را میپاشد، اما تمام چشمش به رحمت خداست تا باران ببارد و آفت نیاید. پیامبر کرم (ص) با وجود عظمت بینظیرشان، مأمور بودند که در هر کاری بگویند انشاءالله، چنانکه در قرآن میفرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلُ ذَلِکَ غَدًا إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ» (سوره کهف، آیات ۲۳ و ۲۴)؛ و همچنین تصریح کنند که: «قُلْ لَا أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ» (سوره اعراف، آیه ۱۸۸). حتی حضرت یوسف (ع) با آن مقام عصمت میفرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی» (سوره یوسف، آیه ۵۳).ام سلمه روایت میکند که پیامبر رحمت (ص) نیمه شب در سجده نماز شب عرض میکردند: «رَبِّ لَا تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَدًا»؛ خدایا یک چشم به هم زدن پیامبرت را به خودش واگذار نکن. همچنین امام صادق (ع) به کسی که پرسید آیا اجازه دارم خودم را از همسایه گناهکارم بهتر بدانم، نهی فرمودند و دستور دادند که بگوییم خدایا اگر تو لحظهای ما را رها میکردی، ما نیز گرفتار میشدیم.
گاهی انسان در زندگی روزمره احساس میکند همه چیز روی غلتک است، نیازی به دعا ندارد و زندگی بر حسب میل او پیش میرود. در چنین شرایطی، چرا معصوم باز هم اینقدر بر دعا اصرار دارد؟
این دقیقاً همان آسیب بزرگ غفلت است. وقتی زندگی انسان بدون مشکل پیش میرود، ممکن است دچار حس بینیازی و غرور شود که این خصلت فرعونی است. هر شخصی که نیازی به ذکر و خلوص درگاه الهی نبیند، دچار طغیان میشود. ما گاهی فکر میکنیم، چون مریضی در خانه نداریم یا کارمان روی روال است، به خدا نیازی نداریم. در حالی که وقتی امام رضا (ع) به عیادت بیمار رو به موت رفتند و لبخند زدند، حکمتش این بود که دیدند اطرافیان عزادار از خود آن بیمار زودتر از دنیا خواهند رفت. این حس بینیازی به خدا، همان بیماری خطرناکی است که باید بسیار مراقب آن باشیم.
در نگاه دین، تفاوت مواجهه انسانهای کمظرفیت و باظرفیت با مقولههای فقر و ثروت چیست و هر کدام چه واکنشی نشان میدهند؟
امام باقر (ع) در روایتی بسیار زیبا به تبیین ظرفیت انسانها پرداختند. انسان کمظرفیت اگر در کوره فقر قرار گیرد، به کفر میافتد و اگر در میان نعمت و ثروت قرار گیرد، طغیان میکند؛ درست مانند قارون که وقتی به ثروت رسید گفت: «إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَی عِلْمٍ عِنْدِی» (سوره قصص، آیه ۷۸) و همه چیز را به زور بازوی خود نسبت داد، یا صاحب دو باغ در سوره کهف که مغرورانه گفت: «مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هَذِهِ أَبَدًا» (سوره کهف، آیه ۳۵). اما انسان مؤمن و باظرفیت، اگر در فقر باشد صبر پیشه میکند که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند صبر، زینت بلاست؛ و اگر در ثروت قرار گیرد، شکر میکند. شکر یعنی هم خود را محتاج خدا میبیند و هم میداند این مال از آن خداست و باید در مسیر رضای او خرج شود.
یکی از پرسشهای رایج در حوزه دعا این است که وقتی همه مقدرات از سوی خداوند رقم خورده است، اساساً چه نیازی به دعا کردن وجود دارد و آیا دعا تغییری در تقدیر ایجاد میکند؟
باید در نظر داشته باشیم که خداوند متعال همان چیزی را برای بنده مقدر میکند که او با دعایش مطالبه میکند. از سوی دیگر، ارزش اعمال نیک ما به تنهایی در دستگاه محاسبه الهی بسیار ناچیز است؛ اعمال ما با هزاران غفلت و ریا آمیخته است؛ بنابراین به کسی نیاز داریم که ما را از شر اعمال حسن خودمان نجات دهد. در این میان، امام صادق (ع) فرمودند که خداوند دعای مؤمن را که بنا نیست در دنیا مستجاب شود، بیسروصدا به پاداش و عمل صالح در آخرت تبدیل میکند. مثلاً کسی توفیق زیارت کربلا نداشته، اما برای مریضی دعا کرده است؛ خداوند آن دعا را به زیارت مقبولی در نامه عملش بدل میسازد. بنابراین، اگر تمام عمر دعا کنیم و حتی یک دعای ما در دنیا مستجاب نشود، باز هم برگ برنده با ماست.
با توجه به این حقیقت، نگاه پیشوایان معصوم (ع) به دعاهای مستجابنشده در دنیا چیست و در قیامت چه حسرتی در این زمینه خورده میشود؟
امام صادق (ع) فرمودند وقتی انسان در روز قیامت با اثر دعاهای مستجابنشده دنیوی خود روبهرو میشود و میبیند که چه پسانداز بینظیری برای آخرت او شدهاند، آرزو میکندای کاش در دنیا تمام دعاهایش مستجاب نمیشد و با انواع گرفتاریها مواجه میگردید تا پاداش بیشتری ذخیره کند. این نشان میدهد که هیچ دعایی در درگاه الهی گم نمیشود و نتیجه آن قطعا به سود انسان است.
به عنوان جمعبندی، چه آدابی را باید در راز و نیاز با پروردگار رعایت کنیم و در این چهارشنبه که متعلق به آقا علی بن موسی الرضا (ع) است، چطور باید این ارتباط معنوی را برقرار کنیم؟
آداب دعا را باید از مکتب اهلبیت (ع) بیاموزیم. نخستین ادب، یقین به استجابت است؛ وقتی خداوند در این روز چهارشنبه و در حریم امام رضا (ع) به ما اجازه دعا کردن داده، قطعاً اراده استجابت دارد. دومین اصل، عدم عجله در اجابت است؛ چرا که تدبیر الهی حکیمانه است و نباید با شتابزدگی، آداب بندگی را مخدوش کنیم. سومین ادب، شروع دعا با حمد و ثناست؛ پیش از طرح خواستهها، باید قدردان نعمتهای الهی باشیم. در نهایت، بهترین راه برای این ارتباط معنوی در این روز عزیز، اتصال دل به آستان ثامن الائمه (ع) است تا در سایهسار لطف این خاندان کریم، دعاهایمان به بهترین شکل به درگاه الهی برسد.