شناسهٔ خبر: 79753056 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: صراط‌نیوز | لینک خبر

دوقطبی سازش یا جنگ این‌بار از تریبون نشریات اروپایی تکرار شد؛

نسخه نخ‌نمای ظریف برای غرب

صاحب‌خبر -

به گزارش صراط به نقل از فارس، «محمد جواد ظریف» این روز‌ها بیشتر از هر کنش رسانه‌ای دیگری روی ستون یادداشت‌ها و مقالات رسانه‌های غربی و اروپایی دیده می‌شود. ماهیت فعالیت ظریف با توجه به اینکه یک دیپلمات است تاکید بر مذاکره و معاهدات بین المللی است.

این موضوع از لحاظ شخصیت سیاسی ظریف مسئله عجیبی نیست، اما نگاهی به محتوای مقالاتی که وی در نشریات غربی منتشر می‌کند نشان می‌دهد که وی یک نسخه قدیمی و نخ نما شده که حتی در زمان غیر جنگ نیز قابلیت اجرای آن زیر سئوال است را چندین بار در مقالات مختلف تکرار می‌کند.

نسخه قدیمی که بار‌ها ظریف تکرار می‌کند

اخیرا، ظریف در نشریه آلمانی «زنیت» بازهم راهکار‌های خود را به همان وجه گذشته ارائه کرده و نوشته است: «برای حل بن‌بست کنونی بر سر غنی‌سازی ایران، غرب باید این واقعیت را بپذیرند که ایران این حق و توانمندی را با هزینه‌ای بسیار سنگین به دست آورده است. یک کنسرسیوم چندجانبه غنی‌سازی سوخت شاید تنها فرصت باقی‌مانده برای دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک باشد.»

وی تاکید کرده که «گزینه بدیل، ادامه تبعیت از سیاست جنگ و بی‌ثباتی دائمی است. این مسیر نه در خدمت منافع آلمان، اروپا یا جهان است و نه به آرمان صلح در آسیای غربی کمک می‌کند.»

این نوع فضاسازی سیاسی توسط ظریف دارای چند خطای راهبردی است. اول اینکه تجربه ایران از همکاری هسته‌ای و توافق در این خصوص بسیار تلخ و منفی است.

برجام که ماحصل و نتیجه کار دیپلماتیک و کارنامه کاری این دیپلمات است به سرنوشتی بد فرجام مبتلا شد. سرنوشتی که در انتها خود اروپایی‌ها روی تابوت دفن شده برجام خاک پاشیدند.

حالا وی به کسانی پیشنهاد همکاری هسته‌ای می‌دهد و به دنبال جلب نظر آنان است که در گذشته اقدامات ضدهسته‌ای فراوانی علیه ایران انجام دادند.

قطعا در آ‌ینده هیچ امید و اعتمادی به آنان برای عدم تکرار چنین رفتاری نیست! خصوصا اینکه کشورمان در حوزه هسته‌ای بار‌ها توسط دشمن محل حملات مختلف قرار گرفته است و موضع دشمن اعلام جنگ و نابودی در این خصوص است که با همکاری بسیار فاصله دارد.

بازنمایی که ظریف از ایران ارائه می‌دهد

موضوع دیگری که با صحبت‌های ظریف در فضای رسانه‌ای بین المللی غرب را به خطا می‌اندازد این فضاسازی است که راه حلی غیر از آنچه وی ارائه می‌کند، نیست و تنها یک دوقطبی جنگ و همکاری هسته‌ای کنسرسیومی وجود دارد.

در حوزه همکاری که گفته شد وضعیت ایران و غرب به چه صورت است و در حوزه جنگ نیز امریکایی‌ها تا حد توان در این خصوص اقدام کرده‌اند و قطعا اگر بیش از این می‌توانستند از انجام آن مضایقه نمی‌کردند!

ظریف در این حیطه پالس و پیام اشتباهی را به غرب ارسال می‌کند. فضاسازی که ایران را ناچار به همکاری یا تنبیه در حوزه جنگ قلمداد می‌کند. تاکید خود ظریف اگرچه خطاب به اروپایی‌هاست، اما برای آنان یک فضاسازی ذهنی غلط در قبال ایران ایجاد می‌کند.

«سازش یا جنگ»؛ این دوقطبی کاذبی که جریان‌های اعتدال و اصلاحات در داخل ایران همواره آنرا به افکارعمومی پمپاژ می‌کنند و حالا توسط ظریف در فضای بین المللی خطاب به غرب عنوان می‌شود!

این در شرایطی است که ایران در فضای واقعی با مقاومت در حال مقابله با دشمن است و عملکرد مقتدرانه‌ای تا به امروز داشته است.

نحوه بازنمایی ذهنی وضعیت ایران در غرب موضوع بسیار مهمی است که در مقالات محمد جواد ظریف این موارد عموما نه تنها پالس اقتدار و قدرت نیست بلکه برعکس آن نیز دیده می‌شود!

در زمانه‌ای که کشورمان در حال مقابله با دشمن است اینکه فضای سیاسی و نحوه نگرش سیاستمداران ایرانی چیست بسیار برای غرب با اهمیت است و بسیاری از تصمیمات و تحرکات غرب علیه کشورمان نیز با نگاه به همین نگرش اتخاذ می‌شود.

خصوصا اینکه اگر به ادعا‌ها و لفاظی‌های «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا نظری بیندازیم، تمرکز خاص وی بر اظهارات مسئولان داخلی ایران برای ایجاد جنگ شناختی علیه کشورمان را به وضوح مشاهده می‌کنیم.

اینکه ظریف عنوان می‌کند راهکار کنسرسیومی وی قابل اجراست برای ایران تبعات زیاد و بلند مدتی از گذشته تا به امروز داشته است. بازگشت به فضای مذاکره‌ای که یک طرف به هیچ وجه به آن پایبند نیست عقب انداختن یک ماجرای بلند مدت با سرنوشتی تلخ و یک دور باطل دیگر است.

بازدارندگی حلقه گمشده اظهارات ظریف

آنچه بیش از هر چیزی در این شرایط جنگی وجود دارد غلبه بازدارندگی علیه اقدامات دشمن است. اما سئوال اینجاست که این نوع بازنمود فکری داخلی در رسانه‌های غربی به تقویت بازدارندگی کشورمان کمک می‌کند یا برعکس نسبت به فضای ذهنی داخلی پالس‌های منفی به دشمن ارسال می‌کند که فشار سیاسی و اقتصادی را برای تضعیف کشورمان تقویت کند؟

نگاهی به حوادث و تحولات داخلی ایران نشان می‌دهد که چنین فرآیندی در گذشته وجود داشته است.

خود امریکایی‌ها اعتراف دارند که پس از حوادث ۸ ماهه التهابات بعد از انتخابات سال ۸۸ تصمیم به اجرای تحریم‌های مختلف علیه ایران گرفتند.

رابرت گیتس، وزیر دفاع وقت آمریکا، با اشاره به ماجرای روز قدس، به شبکه CNN گفت: «در حال حاضر به دلیل شکاف‌های عمیق در ایران، تحریم اثرگذارتر از گذشته است. ما در حال حاضر شکاف‌هایی را در ایران شاهدیم که در ۳۰ سال گذشته بی‌سابقه است. معترضان به جای پیگیری رأی خود، برخی سیاست‌های کلی جمهوری اسلامی را هدف گرفته‌اند.»

گیتس ۹ ماه بعد، یعنی در ۳۱ خرداد ۱۳۸۹، در مصاحبه با فاکس‌نیوز ارزیابی خود پیرامون تحریم‌ها را این‌گونه تکمیل کرد: «فشار‌ها و تحریم‌های اقتصادی، ظرفیت و شانسی خوب برای توقف برنامه هسته‌ای ایران است تا جمهوری اسلامی را سر عقل بیاورد و بفهمد با ادامه این وضعیت، امنیت خود را بیشتر در معرض خطر قرار می‌دهد. انتخابات سال گذشته در ایران، حکومت را به چند دسته تقسیم کرد و افزایش فشار‌های اقتصادی می‌تواند به تسلیم شدن ایران بینجامد.» در حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز بار دیگر همین الگو قابل مشاهده بود.

حدود یک ماه و اندی پس از حوادث دو روز ۱۸ و ۱۹ دیماه بود که در ۹ اسفند همین سال آمریکا و رژیم صهیونیستی حملات خود را آغاز کردند و جنگ چهل روزه رمضان آغاز شد و تا به امروز به صورت مختلف این نزاع نظامی ادامه یافته است.

رفتار آمریکا در قبال ایران چه می‌گوید؟

بررسی رفتار آمریکا در قبال ایران نشان می‌دهد که تحولات داخلی کشور و فضای فکری آن، اثر وضعی قابل‌توجهی بر سیاستگذاری واشنگتن داشته است؛ به این معنا که هر اظهار نظر گروهی و تحول داخلی، فارغ از اینکه با چه هدفی شکل گرفته، می‌تواند در محاسبات طرف مقابل به‌عنوان نشانه‌ای از فرصت یا آسیب‌پذیری تلقی شود و بر تصمیمات بعدی آن اثر بگذارد.

اثر وضعی یعنی اثری که یک عمل یا رفتار، حتی بدون اینکه فرد مستقیماً قصد ایجاد آن اثر را داشته باشد، به‌صورت طبیعی و خودکار بر جای می‌گذارد.

وقتی می‌گوییم «این کار اثر وضعی دارد»، یعنی خودِ انجام آن کار، پیامد و نتیجه‌ای به دنبال دارد.

با این شرایط آنچه ظریف و سیاستمداران ایرانی در خارج از کشور در مورد تحولات داخلی و همچنین نگرش‌های موجود بازنمایی می‌کنند بسیار مهم و حیاتی است و نباید این موارد را دستکم گرفت.

از این جهت است که قلم به دست گرفتن فردی، چون ظریف که به عنوان یک دیپلمات ایرانی از ظرفیت خاصی برخوردار است، بسیار مهم است و می‌تواند آثار سوء و منفی و همچنین مثبت در فضای بین المللی ایجاد کند.