به گزارش ایرنا، مراسم آغاز هفته فرهنگی دماوند را میشد از روی صحنه، با مجموعهای از برنامههای هنری، ورزشی و آیینی دنبال کرد؛ نمایش توانمندیهای فرهنگی، اجرای موسیقی، شعرخوانی، برنامههای سنتی، حرکات نمایشی ورزشی، معرفی ظرفیتهای گردشگری، غذاهای محلی و حضور دستگاههای مختلف اجرایی در غرفهها، تصویری فشرده از آن چیزی بود که برگزارکنندگان از فرهنگ دماوند در برابر مردم و گردشگران گذاشتند.
هفتهای که به گفته اسماعیل حیدریآزاد، فرماندار دماوند، با بیش از ۵۰ برنامه در نقاط مختلف شهرستان و محوریت دماوند دنبال میشود.
اسماعیل حیدری آزاد فرماندار شهرستان دماوند
اما اهمیت این رویداد فقط در تعداد برنامهها یا تنوع اجراها نبوده و در میان همین نمایش عمومی ظرفیتها، یک پرسش مهمتر خود را نشان میدهد: شهری که این همه برای معرفی گذشته و هویت خود حرف برای گفتن دارد، ابزار ماندگار روایت این گذشته را کجا در اختیار مردم و گردشگران قرار داده است؟
۱۸۳ اثر تاریخی و یک جای خالی در نقشه فرهنگی شهر
حیدریآزاد در مراسم آغاز هفته فرهنگی دماوند اعلام کرد که این شهرستان بیش از ۱۸۳ اثر تاریخی دارد؛ آثاری که همه آنها الزاماً ثبتشده نیستند و بخشی در فهرست آثار ثبتشده و بخشی هنوز خارج از این فهرست قرار دارند و همین عدد، بهتنهایی نشان میدهد موضوع میراث تاریخی دماوند را نمیتوان فقط به چند بنای شناختهشده یا یک برنامه مناسبتی محدود کرد.
با این حال، به گفته فرماندار دماوند، شهرستانی با پیشینه سه تا چهار هزار ساله هنوز موزهای ندارد که یافتهها و آثار تاریخی مرتبط با آن را در معرض دید مردم قرار دهد و بخشی از این آثار اکنون در موزههای نقاط مختلف کشور نگهداری میشوند و خواستار تعیین تکلیف ایجاد موزه در دماوند و بازگرداندن آثار مرتبط به محل اصلی و نمایش آنها در شهرستان شد.
اینجا مسئله فقط نبود یک ساختمان با عنوان «موزه» نیست، موزه، در چنین روایتی، حلقهای است میان اثر تاریخی و مخاطب؛ جایی که یک شیء، بنا یا یافته با توضیح، زمینه تاریخی و روایت محلی به چیزی قابل فهم برای شهروند و گردشگر تبدیل میشود و وقتی این حلقه وجود نداشته باشد، بخشی از میراث ممکن است باقی بماند، اما امکان روایت یکپارچه آن برای نسل امروز و بازدیدکننده محدود میشود.
دماوند یک قرن است که در فهرست میراث ایران دیده میشود
دماوند البته امروز نخستین بار نیست که در یک روایت ملی درباره میراث فرهنگی دیده میشود، چراکه در سال ۱۳۰۹ قانون حفظ آثار ملی تصویب شد و حدود ۱۰ ماه بعد، در نخستین فهرست آثار ملی ایران، نام شهر دماوند نیز قرار گرفت.
حجتالاسلام کاظم فتاح دماوندی امام جمعه شهرستان دماوند
این اتفاق را میتوان نقطهای مهم در تاریخ توجه رسمی به میراث این شهر دانست؛ زمانی که نگاه به حفاظت از میراث تاریخی در ایران در حال شکلگیری بود و دماوند نیز در همان سالهای آغازین این فرایند در فهرست ملی قرار گرفت.
حالا نزدیک به یک قرن بعد، فاصله میان آن نقطه تاریخی و وضعیت امروز، پرسش دیگری ایجاد میکند. دماوند از مدتها پیش بهعنوان بخشی از میراث تاریخی کشور شناخته شده، اما هنوز برای روایت محلی و منسجم این میراث، موزهای در اختیار ندارد.
این فاصله البته به خودی خود نشان نمیدهد که در طول این سالها هیچ اقدام حفاظتی یا فرهنگی انجام نشده است؛ اما نشان میدهد ثبت و شناسایی میراث، با معرفی و قابلدسترس کردن آن برای مردم دو مرحله متفاوت است. دماوند برای دیدهشدن دوباره، فقط به ثبت آثار نیاز ندارد؛ به سازوکاری برای روایت آنها نیز نیاز دارد.
مسئلهای که از موزه بزرگتر است
حیدریآزاد در سخنان خود موضوع دیگری را نیز مطرح کرد که اهمیت مسئله را بیشتر میکند: گسست میان نسلها و کمرنگ شدن ارتباط نسل جدید با گذشته دماوند.
او گفت: یکی از مشکلات موجود، از بین رفتن ارتباط میان گذشته و امروز است و تأکید کرده که باید تاریخ، هویت و فرهنگ دماوند به نسل جدید منتقل شود و به همین دلیل، از ضرورت فعالیتهای فرهنگی در مدارس و آشنایی دانشآموزان با گذشته، حال و آینده شهرستان خبر داد.
حجتالاسلام کاظم فتاحدماوندی، امام جمعه دماوند نیز بر ضرورت معرفی ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی و انسانی شهرستان به نسل جدید، جوانان و نوجوانان تأکید کرد و انتقال این سرمایهها را برای شناخت گذشته و شکلگیری احساس تعلق به شهر ضروری دانست.
این دو نگاه در یک نقطه به هم میرسند: میراث زمانی زنده میماند که قابل شناخت و قابل روایت باشد به طوری که نسل جدید قرار نیست گذشته دماوند را فقط از روی نام چند بنای تاریخی یا چند سطر کتاب بشناسد.
گویش، آیین، ادبیات، شعر، صنایع دستی، بازیهای محلی، چهرههای علمی و فرهنگی، معماری، سبک زندگی و حتی غذاهای محلی نیز بخشی از حافظه این سرزمین هستند و اگر ارتباط این اجزا با زندگی امروز قطع شود، میراث به مجموعهای از اشیای قدیمی و بناهای پراکنده تبدیل میشود؛ نه بخشی از هویت شهری.
گردشگر فقط مقصد نمیخواهد؛ روایت میخواهد
از سوی دیگر، مسئله میراث دماوند مستقیماً با گردشگری پیوند دارد و امام جمعه دماوند در مراسم آغاز هفته فرهنگی بر ضرورت معرفی ظرفیتهای شهرستان به گردشگران تأکید کرد و خواستار توسعه خدمات، امکانات، تجهیزات و زیرساختهای گردشگری شد.
این مطالبه زمانی معنا پیدا میکند که گردشگری را فراتر از حضور چندساعته مسافر در شهر ببینیم زیرا گردشگر برای ماندن، تجربه کردن و بازگشت دوباره، باید بتواند چیزی را ببیند و درباره آن روایت دریافت کند.
هفته فرهنگی میتواند برای چند روز این نقش را ایفا کند؛ شعر، موسیقی، غذا، آیینهای سنتی، نمایش و غرفههای معرفی ظرفیتها، تصویری از دماوند در اختیار مخاطب میگذارند، اما پس از پایان برنامه، این پرسش همچنان باقی است که گردشگر بعدی و حتی یک نوجوان دماوندی برای شناخت عمیقتر این شهر به کجا مراجعه کند.
اینجاست که مطالبههایی مانند ایجاد موزه، بازگرداندن آثار مرتبط، ایجاد «پارک مفاخر» و تقویت برنامههای فرهنگی از سطح فهرستی از پیشنهادها فراتر میروند و به اجزای یک زنجیره تبدیل میشوند؛ زنجیرهای برای حفظ، معرفی و انتقال میراث.
هفته فرهنگی تمام میشود؛ مسئله دماوند باقی میماند
هفته فرهنگی دماوند میتواند فرصتی برای دیدهشدن دوباره ظرفیتهایی باشد که در طول سال کمتر در برابر مخاطب قرار میگیرند؛ اما ارزش واقعی چنین رویدادی زمانی بیشتر میشود که به مسئلههای ماندگارتر شهر وصل شود.
فرماندار دماوند از تعیین تکلیف موزه، بازگرداندن آثار تاریخی مرتبط، ایجاد پارک مفاخر و تقویت فعالیتهای فرهنگی سخن گفت و امام جمعه نیز بر توسعه زیرساختهای گردشگری و انتقال سرمایههای فرهنگی به نسل جدید تأکید کرد. اینها در شرایط فعلی مطالبه و انتظار هستند، نه اقدام انجامشده؛ بنابراین مخاطب میپرسد چه نهادی، با چه زمانبندی و چه منابعی قرار است این مطالبات را به نتیجه برساند؟
دماوند نزدیک به یک قرن پیش در نخستین فهرست آثار ملی ایران دیده شد و امروز از بیش از ۱۸۳ اثر تاریخی سخن گفته میشود مسئله اکنون فقط این نیست که این شهر چه گذشتهای دارد؛ مسئله این است که چگونه میخواهد این گذشته را به نسل بعد و گردشگر امروز نشان دهد.
هفته فرهنگی میتواند پاسخ کوتاهی به این پرسش باشد؛ موزه، روایت منسجم میراث، آموزش در مدارس و زیرساخت گردشگری اما پاسخی هستند که باید بعد از پایان هفته فرهنگی نیز باقی بمانند.