خانم صالحنژاد، وقتی تلفن مرکز اورژانس زنگ میخورد، شما در واقع اولین نقطه تماس یک فرد در بحرانیترین لحظه زندگیاش هستید. این اولین برخورد چه مسئولیتی را بر دوش شما میگذارد؟
مسئولیت خیلی بزرگیه، چون پشت هر تماس یک بیمار و یک خانواده نگران قرار داره. ما باید در همون چند دقیقه اول، با حفظ آرامش و دقت، اطلاعات درست رو دریافت کنیم و کمک کنیم مناسبترین اقدام در سریعترین زمان انجام بشه
در فرآیند تریاژ تلفنی، چطور میتوانید بدون دیدن بیمار، تنها از طریق صدا و کلمات، شدت بحران را تشخیص و اولویتبندی کنید؟
با پرسیدن سؤالات مشخص و هدفمند، علائم و وضعیت بیمار رو ارزیابی میکنیم. نوع علائم، سطح هوشیاری، شرایط تنفسی و شرح حال بیمار به ما کمک میکنه فوریت تماس رو مشخص کنیم و بر اساس اون تصمیم بگیریم
مرز میان یک تماس معمولی و یک تماس اضطراری حیاتی در ذهن شما کجاست؟
هر زمان که احتمال تهدید حیات یا آسیب جدی به سلامت فرد وجود داشته باشد، موضوع از یک درخواست معمولی به یک فوریت واقعی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، زمان اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند و اولویت ما این است که فرآیند اعزام و ارائه کمک بدون تأخیر انجام شود.
در طول سالهای خدمت، کدام تماس تلفنی یا کدام لحظه نجات یک جان، هنوز هم در ذهن شما زنده است و وقتی به آن فکر می کنید، تمام خستگی کار را فراموش میکنید؟
در طول هشت سال فعالیت در دیسپچ، تماسهای متعددی بود
به خصوص تماس هایی که با اضطراب و نگرانی شدید بوده اند
مخصوصا مادرانی که برای اسپیریشن نوزادشان تماس میگیرند
بچه ای که بخاطر پریدن شیر در گویش نفس نمیکشد
آیا تا به حال شده در حین صحبت با یک فرد، متوجه شوید که تصمیم یا راهنمایی شما در همان لحظه، سرنوشت زندگی او را تغییر داده است؟ آن حس چه بود؟
بله. گاهی یک راهنمایی صحیح و بهموقع میتواند در همان دقایق ابتدایی یک حادثه بسیار تعیینکننده باشد. وقتی میبینیم تماسگیرنده توانسته اقدامات لازم را تا رسیدن نیروهای اورژانس انجام دهد و بیمار بهموقع خدمات دریافت کرده است، این احساس به وجود میآید که نقش ما فقط پاسخ دادن به تلفن نبوده، بلکه بخشی از زنجیره نجات بیمار را شکل دادهایم.
مدیریت استرس در لحظاتی که با صدای لرزان یک فرد در حال از دست دادن عزیزش روبهرو هستید، چگونه انجام میشود؟
آرامش کارشناس بسیار مهم است، چون تماسگیرنده در آن لحظه به یک صدای مطمئن نیاز دارد. تلاش میکنیم با حفظ تسلط، هم اطلاعات لازم را دریافت کنیم و هم فرد را برای انجام اقدامات ضروری راهنمایی کنیم.
کار در بخش فوریتهای پیشبیمارستانی، فشار روانی خاص خود را دارد. چگونه با اثرات روانی شنیدن مداوم حوادث تلخ مقابله میکنید؟
کار در دیسپچ از نظر روانی پرفشار است. حمایت همکاران، استراحت و ایجاد فاصله مناسب میان فضای کاری و زندگی شخصی، به ما کمک میکند این فشار را مدیریت کنیم.
آیا تجربه مواجهه با موقعیتهایی که در آن، تمام تلاشهای شما برای کمک به نتیجه نرسیده، وجود دارد؟ آن لحظات را چگونه پشت سر میگذارید؟
بله. بسیار لحظات دشواری است، اما ما وظیفه داریم تمام تلاش خود را بر اساس دانش، تجربه و دستورالعملهای موجود انجام دهیم. از تجربهها درس میگیریم و برای تماس بعدی با همان دقت آماده میشویم.
یکی از تلخترین جنبههای کار شما، برخورد با تماسهای غیرضروری یا مزاحمتهای تلفنی است. این موضوع چه تأثیری بر سرعت پاسخگویی به موارد حیاتی دارد؟
خطوط اورژانس برای پاسخگویی به موقعیتهایی طراحی شدهاند که نیازمند رسیدگی فوری هستند. بنابراین هر تماس غیرضروری میتواند ظرفیت پاسخگویی را کاهش دهد و در شرایطی، باعث تأخیر در رسیدگی به فردی شود که واقعاً در وضعیت بحرانی قرار دارد. استفاده مسئولانه از این خطوط، بخشی از فرهنگ صحیح استفاده از خدمات اورژانسی است.
از نظر شما، جامعه چه درکی از زمان طلایی (Golden Hour) در اورژانس دارد و چطور میتوان فرهنگ استفاده درست از خطوط فوریتهای پزشکی را ارتقا داد؟
آگاهی عمومی درباره اهمیت زمان در فوریتهای پزشکی بسیار مهم است. در بسیاری از شرایط، فاصله میان وقوع حادثه تا دریافت اولین اقدامات درمانی میتواند بر روند درمان و نتیجه نهایی تأثیرگذار باشد. فرهنگسازی در زمینه تماس بهموقع با اورژانس و همکاری صحیح با کارشناسان دیسپچ میتواند نقش مهمی در کاهش این زمان داشته باشد.
اگر بخواهید پیامی برای کسانی که از خطوط اورژانس برای امور غیرمرتبط استفاده میکنند بفرستید، آن پیام چیست؟
خطوط اورژانس را برای زمانی نگه داریم که واقعاً به آن نیاز داریم. شاید یک تماس غیرضروری تنها چند دقیقه از زمان ما را بگیرد، اما همین چند دقیقه ممکن است برای بیماری که در شرایط بحرانی قرار دارد، بسیار حیاتی باشد
فراتر از لباس کار و وظیفه، خانم صالحنژاد در زندگی روزمره، چگونه با این حجم از استرس و هیجانِ شنیدهشده، آرامش خود را بازیابی میکند؟
تلاش میکنم بعد از شیفت فضای کاری را از زندگی شخصی جدا کنم و در کنار خانواده و با استراحت و فعالیتهای مورد علاقه، ذهنم را از فشار کاری دور کنم.
اگر بخواهید شغل خود را در یک جمله برای کسی که هیچ تصوری از دنیای اورژانس ندارد توصیف کنید، چه می گویید؟
تریاژ تلفنی یعنی شنیدن صدای یک انسان در بحرانیترین لحظه زندگیاش و برداشتن اولین قدم درست برای رساندن کمک
∎