شناسهٔ خبر: 79740012 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

کارشناسان در برنامه «جریان فرهنگ» از نسبت فرهنگ با تمدن، سیاست‌گذاری، تعلیم و تربیت، رسانه و نفوذ گفتند

فرهنگ؛ یک فراراهبرد

در میانه جنگ تحمیلی ائتلاف صهیونیستی_آمریکایی و در شرایطی که بخش مهمی از توجه افکار عمومی معطوف به مسائل امنیتی و سیاسی است، تاکید رهبر انقلاب بر فراراهبردی بودن فرهنگ و تعلیم و تربیت بار دیگر این پرسش را پیش روی سیاست‌گذاران قرار داده است که فرهنگ چه جایگاهی در منظومه تصمیم‌گیری کشور دارد و آیا سایر راهبرد‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی باید در چارچوبی فرهنگی تعریف شوند یا خیر؟ برنامه تلویزیونی «جریان فرهنگ» با اجرای دکتر علیرضا زادبر و با حضور دکتر موسی نجفی استاد تمام علوم سیاسی، دکتر حسین مظفر عضو مجمع تشخیص مصحلت نظام، دکتر محمدهادی همایون عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع) و حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا عضو شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، به بررسی نظری و عملی همین مسأله پرداخت. در میانه جنگ تحمیلی ائتلاف صهیونیستی_آمریکایی و در شرایطی که بخش مهمی از توجه افکار عمومی معطوف به مسائل امنیتی و سیاسی است، تاکید رهبر انقلاب بر فراراهبردی...

صاحب‌خبر -

در این نشست، کارشناسان ابتدا برداشت خود را از مفهوم «فراراهبرد» ارائه کردند و سپس در پاسخ به پرسش‌های مجری و حاضران، موضوعاتی، چون نسبت فرهنگ و تمدن، اندیشه ترقی و اندیشه تعالی، وضعیت آموزش و پرورش، نقش رسانه، سیاست‌گذاری فرهنگی، نفوذ فرهنگی، دانشگاه و علوم فنی و عقب‌ماندگی کتب درسی را بررسی کردند. 

فرهنگ؛ فراتر از یک حوزه 

نخستین بخش برنامه با طرح این پرسش از دکتر موسی نجفی آغاز شد که تعبیر «فراراهبرد» در کنار فرهنگ به چه معناست و چرا باید فرهنگ را در چنین جایگاهی دید.

نجفی در پاسخ، بحث را در چهار مفهوم «جریان»، «فرهنگ»، «فراراهبرد» و «تعلیم و تربیت» تفکیک کرد و گفت در بحث فرهنگ، پیش از هرگونه نقد یا مواجهه باید سه مرحله را طی کرد. او با تاکید بر این‌که نقد جزئی فرهنگ‌های دیگر کافی نیست، اظهار کرد: اگر قرار باشد فرهنگ دیگری را به صورت کلی نقد کنیم، باید خودمان نیز یک فرهنگ و دستگاه فکری منسجم داشته باشیم تا این دو کل در برابر یکدیگر قرار گیرند. 
نجفی در ادامه با اشاره به تعبیر استاد خود (مرحوم دکتر مجتهدی) درباره ضرورت شناخت غرب گفت: «غرب‌شناسی واجب ولی غرب‌زدگی حرام است». به اعتقاد او، مواجهه جدی با فرهنگ غرب بدون شناخت عمیق فلسفه و مبانی آن امکان‌پذیر نیست. وی ریشه بخشی از این مسأله در ایران را در «اندیشه ترقی» دانست؛ اندیشه‌ای که به گفته وی از دوره منورالفکری و در پی تحولات ناشی از جنگ‌های ایران و روس وارد فضای فکری ایران شد و در طول زمان در لایه‌هایی از اندیشه مسئولان و نخبگان رسوخ کرد. 

نجفی در برابر «اندیشه ترقی»، از «اندیشه تعالی» به عنوان دستگاه فکری متناظر با انقلاب اسلامی نام برد و گفت اگر انقلاب اسلامی بدون دستگاه فکری تعالی فهم شود و نسبت آن با غرب با معیار‌های اندیشه ترقی سنجیده شود، در نهایت امکان استقلال نظری از بین می‌رود. 

به گفته او، بخشی از ضعف جریان‌های سیاسی و فکری در مواجهه با غرب نیز از همین مسأله ناشی می‌شود. یعنی افراد ممکن است در عمل خود را انقلابی بدانند، اما در سطح نظری همچنان در چارچوب اندیشه ترقی تحلیل کنند. 

فرهنگ، زیربنای رفتار و سیاست 

دکتر مظفر در ادامه برنامه، مفهوم «فراراهبرد» را از زاویه نسبت فرهنگ با سیاست، اقتصاد و سایر عرصه‌ها بررسی کرد. او با اشاره به وجود نظریه‌های مختلف درباره نسبت فرهنگ و سایر حوزه‌ها گفت: برخی دیدگاه‌ها فرهنگ را اصیل و زیربنای سایر حوزه‌ها می‌دانند، برخی سیاست را عامل اصلی تلقی می‌کنند و در برخی نگرش‌های مارکسیستی نیز اقتصاد جایگاه زیربنایی پیدا می‌کند. در مقابل، رویکرد‌های لیبرالی و سکولار نیز بر جدایی حوزه‌هایی مانند دین، فرهنگ، سیاست و اقتصاد تاکید دارند. 

مظفر تصریح کرد که در آموزه‌های اسلامی، فرهنگ اصالت دارد. زیرا رفتار انسان تجلی باور‌ها و اعتقادات اوست. به گفته او، جهان‌بینی انسان، رفتار و موضع‌گیری او را شکل می‌دهد و از همین رو نمی‌توان فرهنگ را یک حوزه فرعی در کنار سایر حوزه‌ها دانست. در این نگاه، فرهنگ و مجموعه باورها، ارزش‌ها، عادات و رسوم، زمینه شکل‌گیری رفتار فردی و اجتماعی را فراهم می‌کند. 

مجری برنامه در ادامه، از دکتر همایون پرسید چرا رهبر انقلاب در میانه جنگ و در شرایطی که کشور با مسائل متعدد سیاسی، امنیتی و اقتصادی مواجه است، بر فراراهبردی بودن فرهنگ و تعلیم و تربیت تآکید کرده‌اند. همایون برای پاسخ، ابتدا تعریف خود از فرهنگ را ارائه کرد. او گفت: انسان در حوزه‌های مختلف زندگی دست به عمل می‌زند و این عمل هم بر نفس و شخصیت او، هم بر جامعه و هم بر طبیعت اثر می‌گذارد. فناوری نیز بخشی از همین فرآیند است. به اعتقاد او، مجموع این عناصر محیطی را شکل می‌دهند که می‌توان آن را «فرهنگ» نامید؛ بنابراین فرهنگ صرفا یک حوزه اجتماعی در کنار اقتصاد و سیاست نیست بلکه محیط کلی حاکم بر همه شئون زندگی است. 

کدام‌یک ریشه دیگری است؟ 

دکتر پارسانیا نیز بحث را از منظر جامعه‌شناسی و نسبت میان نهاد‌های اجتماعی ادامه داد. او توضیح داد که در تحلیل جامعه معمولا حوزه‌هایی مانند اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع از یکدیگر تفکیک می‌شوند، اما درباره این‌که کدام‌یک ریشه و کدام‌یک معلول است، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. 
یکی از محور‌های مهم گفت‌وگوی مجری با دکتر نجفی، نسبت میان دغدغه‌های فرهنگی رهبر انقلاب و مفهوم «اندیشه تعالی» بود. مجری با اشاره به تعابیری همچون «تهاجم فرهنگی»، «شبیخون فرهنگی»، «غارت فرهنگی»، «جنگ نرم»، «نفوذ فرهنگی» و «استحاله فرهنگی» که طی سال‌های مختلف مطرح شده، از نجفی پرسید این دغدغه‌ها چگونه با نظریه اندیشه تعالی و مفهوم فرا راهبرد ارتباط پیدا می‌کنند. نجفی در پاسخ، تمایز میان فرهنگ و تمدن را مورد توجه قرار داد و گفت: فرهنگ زمانی که به ظهور اجتماعی برسد، می‌تواند به تمدن تبدیل شود، اما هر فرهنگی الزاما ظرفیت تمدن‌سازی ندارد. 

مهم‌ترین میدان تحقق فرهنگ 

مجری در ادامه، با توجه به سابقه مدیریتی دکتر مظفر در آموزش و پرورش، این پرسش را مطرح کرد که آیا در سیاست‌گذاری و اجرای نظام تعلیم و تربیت، نگاه فراراهبردی به آموزش و پرورش وجود دارد یا خیر. مظفر پاسخ داد که موضوع تعلیم و تربیت، انسان است و انسان هم عامل توسعه و پیشرفت و هم هدف آن محسوب می‌شود. از این رو نهادی که قرار است انسان را برای این نقش آماده کند (آموزش و پرورش) جایگاهی بنیادین دارد. با این حال، مظفر از فاصله میان مبانی نظری و رفتار عملی در کشور انتقاد کرد. به گفته او، در سطح نظری همه از اهمیت تعلیم و تربیت سخن می‌گویند، اما در زمان بودجه‌ریزی و اجرا، آموزش و پرورش گاه همچون یکی از دستگاه‌های معمولی کشور دیده می‌شود. 

رسانه؛ میدان اصلی نبرد فرهنگی 

در بخش دیگری از برنامه، مجری از دکتر همایون درباره نسبت سیاست‌گذاری فرهنگی با رسانه و وضعیت رسانه‌های رسمی و مجازی کشور پرسید. همایون ابتدا تاکید کرد که اگر فرهنگ فراراهبرد است، حتی جنگ نیز صرفا یک مسأله نظامی نیست و لایه‌ای جدی از نبرد فرهنگی را در خود دارد. 
او گفت: تمدن غرب از یک دستگاه فرهنگی گسترده برخوردار است که رسانه، شرکت‌ها و دیگر نهاد‌های آن را به یکدیگر متصل می‌کند. از نظر او، یکی از مشکلات جمهوری اسلامی این است که هنوز رسانه‌ای متناسب با تمدن و فرهنگ خود ایجاد نکرده و در بسیاری موارد با رسانه‌ای مواجه است که محصول تمدن دیگری است. 

یکی از صریح‌ترین پرسش‌های مجری، درباره وجود «نفوذ سازمانی، فکری و فردی» در حوزه فرهنگ بود؛ مسأله‌ای که به گفته مجری طی سال‌های گذشته بار‌ها از سوی رهبر انقلاب مورد تاکید قرار گرفته است. 

دکتر همایون در پاسخ، وجود نفوذ فرهنگی را جدی دانست و گفت: مسأله نفوذ در حوزه فرهنگ ممکن است حتی پیچیده‌تر از نفوذ امنیتی باشد. زیرا تشخیص آن دشوارتر است. به اعتقاد او، بخشی از مشکل این است که جریان فرهنگی کشور گاهی اساسا برخی مصادیق نفوذ را تشخیص نمی‌دهد چراکه عناصر و مبانی فکری مورد استفاده در برخی محیط‌های علمی و فرهنگی، بدون بازشناسی مبانی خود، پذیرفته شده‌اند. او با اشاره به دانشگاه‌ها گفت: گاهی مفاهیمی در محیط علمی آموزش داده می‌شود و سپس همان مفاهیم در عرصه فرهنگی و اجتماعی به‌کار گرفته می‌شوند بدون این‌که نسبت آنها با مبانی فکری و فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته باشد. 

نجفی نیز در ادامه این بحث، مسأله نفوذ فرهنگی را در چارچوب تاریخی رابطه ایران و غرب تحلیل کرد. او با اشاره به تفاوت شرایط ایران در دوره صفویه با دوره قاجار گفت: پس از شکل‌گیری شرایط جدید تاریخی و ضعف ساختار‌های سیاسی و اجتماعی ایران، استعمار در اشکال مختلف پدیدار شد و در مرحله جدیدتر، «استعمار ذهن» اهمیت پیدا کرد. 

دانشگاه فقط محل تولید فناوری نیست 

در بخش پرسش‌های حضار، دانشجوی یکی از دانشگاه‌های صنعتی از دکتر همایون پرسید دانشجویان رشته‌های فنی و صنعتی با توجه به این‌که فرهنگ عمدتا در علوم انسانی مورد بحث قرار می‌گیرد، چه نقشی در جریان فرهنگ دارند؟ همایون در پاسخ، مرزبندی مطلق میان صنعت، فناوری، علوم انسانی و فرهنگ را نادرست دانست و گفت: فناوری نیز در نهایت محصول فرهنگ است. او برای توضیح این موضوع، تلفن همراه را مثال زد و گفت: این وسیله صرفا یک محصول صنعتی نیست و بخش مهمی از آن به علوم انسانی و فرهنگی مربوط می‌شود. زیرا فناوری در نهایت باید در زندگی انسان وارد شود و شیوه زیست او را تحت تاثیر قرار دهد. 

نجفی در ادامه پاسخ به همان پرسش، بر تفاوت میان «ابزار» و «فرهنگ» تاکید کرد. به گفته او، فناوری‌های مدرن را می‌توان به عنوان ابزار مورد استفاده قرار داد، اما اگر یک فرهنگ مستقل نتواند جایگاه این ابزار را در نظام تمدنی خود مشخص کند، فناوری می‌تواند از سطح ابزار فراتر رفته و به عامل فرهنگ‌ساز تبدیل شود. 

پارسانیا نیز در تکمیل این بحث گفت: رشته‌های فنی و کاربردی، در لایه‌ای از نظام علمی قرار دارند و خود این علوم نیز به علوم پایه و در نهایت به مبانی فلسفی متصل هستند. 

او هشدار داد که استفاده از یک نظریه علمی لزوما به‌معنای پذیرش آگاهانه مبانی فلسفی آن نیست. با این حال، مبانی فکری موجود در پشت نظام علمی می‌توانند به‌صورت ناخودآگاه منتقل شوند. 

خانواده؛ نخستین کانون بازتولید فرهنگ 

یکی از حاضران در برنامه با اشاره به نقش خانواده پرسید: آیا پیش از آن‌که بخواهیم فرهنگ را به انسان آموزش دهیم، نباید ببینیم انسان در زیست واقعی خود چگونه برای پذیرش، انتخاب و بازتولید فرهنگ تربیت می‌شود؟ 

مظفر در پاسخ، خانواده را یکی از ارکان مهم تعلیم و تربیت دانست و تاکید کرد که فرهنگ در جامعه تنها از مسیر نهاد‌های رسمی منتقل نمی‌شود. در همین بخش، همایون نیز خانواده را یکی از مهم‌ترین کانون‌های شکل‌گیری و بازتولید فرهنگ معرفی کرد، اما یادآور شد که در عصر رسانه، بخش مهمی از زیست اعضای خانواده دیگر صرفا در محیط خانه شکل نمی‌گیرد. 

یکی از معلمان حاضر در برنامه، مسأله «عقب‌ماندگی کتب درسی» را به عنوان یکی از مشکلات مهم نظام آموزشی مطرح کرد؛ نجفی در پاسخ، این مسأله را مهم دانست و آن را بخشی از شکاف میان مباحث نظری و عرصه اجرا ارزیابی کرد. او در عین حال ریشه این مشکل را صرفا در آموزش و پرورش ندانست و گفت: عقب‌ماندگی کتاب‌های درسی، به عقب‌ماندگی کتاب‌های دانشگاهی و در سطحی بالاتر به وضعیت نظام آموزشی و تولید علمی کشور مرتبط است. 

فرهنگ؛ از شعار تا حکمرانی 

آنچه در این نشست از مجموع دیدگاه چهار کارشناس به‌دست آمد، یک گزاره مشترک بود: «فرهنگ را نمی‌توان یکی از چند حوزه موازی حکمرانی دانست». 

موسی نجفی، مسأله را از منظر تقابل «اندیشه ترقی» و «اندیشه تعالی» بررسی کرد و بر ضرورت تبدیل فرهنگ اسلامی به یک الگوی تمدنی تاکید داشت. مظفر، فاصله میان مبانی نظری و عملکرد دستگاه‌های اجرایی_ به‌ویژه در آموزش و پرورش_ را یکی از موانع تحقق نگاه فرهنگی دانست.

همایون فرهنگ را محیط فراگیر زندگی انسان و رسانه را یکی از اصلی‌ترین ابزار‌های شکل‌دهنده این محیط معرفی کرد و پارسانیا نیز با بررسی نسبت فرهنگ با اقتصاد و قدرت، فرهنگ را دارای نقشی بنیادین در شکل‌گیری سایر حوزه‌های اجتماعی دانست. 

در کنار این دیدگاه‌ها، مجموعه پرسش‌های مطرح‌شده از سوی معلمان، دانشجویان و فعالان فرهنگی نشان داد که مسأله فرهنگ صرفا یک بحث نظری نیست. نسبت دانشگاه و فناوری، وضعیت کتاب‌های درسی، جایگاه معلم، نقش خانواده، نحوه مداخله دولت، سیاست‌گذاری فرهنگی، رسانه، نفوذ فکری و حتی اقتصاد فرهنگ همگی در این زمینه نقش دارند.