به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دهم شهریور ماه نخستین دوره جایزه بین الملی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات برگزار شد؛ یکی از برگزیدگان بخش دیپلماسی عمومی، چهره جوان اما کارکشته عرصه موسیقی اصیل ایرانی بود.
وقتی «تار» از صحنه موسیقی به میدان دیپلماسی فرهنگی آمد
در رویداد بدیعی که به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با هدف شناسایی و تقدیر از چهرههای اثرگذار در روایت ایران در عرصه بینالمللی برگزار شد و در نخستین دوره از ۴۵ چهره داخلی و خارجی تقدیر به عمل آمد نامی آشنا جلب توجه میکرد. نامی از یک موسیقیدان و نوازنده چیرهدست که این بار نه بابت برپایی کنسرت یا بداهنوازی با ساز تار بلکه بیشتر به جهت جسارت و میهندوستی و عرق عمیق و قلبی او به زادگاهش شهره شد. او که در جنگ احمیلی سوم و به دنبال پیامدهای آن ناشی از این تهاجم شوم، مسئله روایت روز ایران و تصویر ملت مقتدرمان را در افکار عمومی جهان و همچنین نقش «قدرت نرم» را بیش از گذشته در کانون توجه قرار داد.
در میان چهرههایی که در شلوغی ناشی از حمله صهیونی آمریکایی به پا برخاستند و ساز حمایت از زادبوم ایران را کوک کرددند اما علی قمصری جایگای متفاوتی دارد؛ زیرا کنش او نه در قالب و قواره یک استوری، نه در هیئت شخص جامعالاطرافی در یک نشست رسمی و نه حتی با ابزارهای متعارف سیاست خارجی، بلکه با یک تار ایرانی در کنار یک نیروگاه برق اتفاق افتاد.
این هنرمند متعهد همان نقطهای است که اقدام هنری خود به یک کنش ارتباطی، اجتماعی و در معنای گستردهتر، دیپلماسی عمومی تبدیل شد و تحسین همگان اعم از ایرانی و غیرایرانی را برانگیخت.
از «اجرای موسیقی» تا ساخت یک تصویر نمادین
در روزهایی که تهدید حمله به زیرساختهای ایران و بهویژه نیروگاههای برق مطرح شده بود، علی قمصری اعلام کرد که بهعنوان یک هنرمند مستقل و فارغ از جریانهای سیاسی، با ساز خود در نیروگاه برق دماوند حضور خواهد یافت؛ نیروگاهی که بخش مهمی از برق تهران را تأمین میکند. او در آنجا به نواختن و خلق موسیقی پرداخت. اجرای قطعه «وطن من» ساخته پرویز مشکاتیان بود از جمله این قطعات بود قرابت مضمونی شایستهای هم با این اقدام خودجوش داشت.
این انتخاب از نظر نمادشناسی اهمیت زیادی دارد.قمصری میتوانست یک قطعه صرفاً تکنیکی یا حتی یکی از ساختههای خودش را اجرا کند؛ اما انتخاب «وطن من» باعث شد تار، نیروگاه، تهدید نظامی و مفهوم وطن در یک قاب واحد قرار بگیرند.
قمصری نه با زبان که با عمل نشان داد موسیقی صرفاً «هنر برای هنر» نیست؛ بلکه موسیقی قادر است در وسعت لاتحصایی به زبان بیان یک موضع انسانی تبدیل میشود. او نشان داد اگر نیروگاه نماد روشنایی و زندگی روزمره مردم است، تار نیز نماد حافظه، فرهنگ و هویت ایرانی است.
به همین دلیل بود که این تصویر در رسانهها بازتاب پیدا کرد و حتی محمد فاضلی، جامعهشناس و استاد دانشگاه، پیشنهاد کرد تاری که قمصری با آن در کنار نیروگاه نواخته بود، در موزه نظامی بهعنوان یادگار تاریخ دفاع و هنر ایران نگهداری شود.
چرا اقدام قمصری را میتوان «دیپلماسی فرهنگی» دانست؟
دیپلماسی فرهنگی الزاماً در سالنهای رسمی سفارتخانهها اتفاق نمیافتد.یکی از ویژگیهای قدرت نرم این است که پیام را بدون زبان رسمی سیاست منتقل میکند. یک دیپلمات ممکن است درباره ایران سخنرانی کند؛ اما تصویر یک نوازنده ایرانی که در کنار یک زیرساخت حیاتی کشور نشسته و «وطن من» مینوازد، میتواند در چند ثانیه پیامی را منتقل کند که صدها صفحه بیانیه قادر به انتقال آن نیست.
اقدام قمصری دستکم چهار لایه ارتباطی داشت: نخست، لایه هویتی که در آن تار بهعنوان یکی از شناختهشدهترین سازهای موسیقی ایرانی در مرکز تصویر قرار گرفت. دوم، لایه انسانی که در قالب آن او به جای زبان جنگ، زبان موسیقی را انتخاب کرد. لاسه سوم، را میتوان قشر صلح تفسیر کرد. چرا که قمصری در توضیح حرکت خود بر استقلالش از جریانهای سیاسی تأکید دشات و حضورش را اقدامی برای جلوگیری از آسیب به زیرساختهای کشور و بیان پیام صلح معرفی نمود.
و اما قشای چهارم، لایه ملی است که اجرای اثر «وطن من» اثر مشکاتیان موید آن است و به واسطه این انتخاب هوشمندانه چنین هنرمند صاحبب سبکی پیام را از سطح یک اقدام شخصی به یک نماد فرهنگی گستردهتر ارتقا داد.
بر این اساس حتی اگر این اقدام را از هرگونه ادبیات رسمی سیاسی جدا کنیم، باز هم واجد یک ویژگی مهم دیپلماسی عمومی است: ساختن تصویری از ایران از طریق یک تجربه فرهنگی قابل فهم برای مخاطب جهانی.
چرا «مشکاتیان» انتخاب مهمی بود؟
پرویز مشکاتیان صرفاً یک آهنگساز و نوازنده برجسته نیست؛ او یکی از چهرههای مؤثر در تاریخ معاصر موسیقی سنتی ایران است و آثارش با بخش مهمی از حافظه موسیقایی و هویتی ایرانیان پیوند خورده است.
بنابراین وقتی قمصری «وطن من» را در چنین موقعیتی اجرا میکند، در واقع تنها اثر یک آهنگساز را بازخوانی نمیکند؛ بلکه به یک حافظه فرهنگی مشترک متوسل میشود.
این نکته برای دیپلماسی فرهنگی اهمیت ویژهای دارد که هنر زمانی به قدرت نرم تبدیل خواهد شد که مخاطب احساس کند با یک «محص ول تبلیغاتی» مواجه نیست، بلکه با بخشی از یک فرهنگ زنده روبهروست.
جایگاه علی قمصری در موسیقی ایران
انتخاب قمصری برای چنین رویدادی را نمیتوان صرفاً نتیجه اتفاق نیروگاه دانست. او طی سالهای گذشته یکی از چهرههای شناختهشده و در عین حال تجربهگرا در موسیقی ایرانی بوده است.
قمصری در کنار فعالیت بهعنوان نوازنده تار و آهنگساز، با خوانندگانی مانند همایون شجریان، علیرضا قربانی و محمد معتمدی همکاری داشته است. پروژه «تار ایرانی» نیز از مهمترین فعالیتهای او برای پیوند دادن موسیقی دستگاهی با موسیقی مناطق مختلف ایران بوده است.
اهمیت «تار ایرانی» در این است که قمصری موسیقی ایرانی را فقط در تهران، سالن کنسرت یا فضای رسمی موسیقی دنبال نکرد؛ بلکه با سفر به شهرها و مناطق مختلف، تلاش کرد تار را به جغرافیای فرهنگی ایران ببرد.
از این منظر، اتفاق نیروگاه نیز ادامه همان منطق است که تاکید دارد قمصری ساز ایرانی را از سالن بیرون میآورد و آن را در متن جامعه قرار میدهد.
یک بار در کنار میراث تاریخی و فرهنگی، بار دیگر در کنار موسیقی اقوام و این بار در کنار یک زیرساخت حیاتی کشور.
جایگاه بینالمللی قمصری
نکته مهم دیگر این است که قمصری هنرمندی صرفاً محدود به مخاطب داخلی نیست. در گزارشهای منتشرشده درباره کارنامه او، از حضورش در بیش از ۷۰ جشنواره جهانی، انتشار آثار در ایران و فرانسه، برگزاری کارگاههای آموزشی در دانشگاه UBC کانادا و کنسرواتوارهای بارسلون و پاریس، و پروژههای بینالمللی مانند «تار ایرانی، عشق جهانی» با زبان تعریف و تمجید یاد شده است.
در سال ۱۴۰۳ او در رویداد جهانی براوو جایزه بخش بهترین نوازنده را دریافت کرد و تجربه ارزشمند اجرای کار مشترک با ارکستر سمفونیک مسکو را در کارنامه هنری خود دارد؛ رویدادی که در گزارشهای مربوط به آن بهعنوان نخستین حضور یک نماینده از موسیقی ایران در آن بخش معرفی شده است.
او سابقه اجرای تار در شورای اروپا در استراسبورگ را هم دارد؛ اتفاقی که نشان میدهد ساز ایرانی پیش از ماجرای نیروگاه نیز بخشی از فعالیت بینالمللی او بوده است.
به اختصار اگر بخواهیم انتخاب او را برای جایزه دیپلماسی فرهنگی تحلیل کنیم، باید به یک نکته توجه کنیم او صرفاً هنرمندی نیست که یک اقدام میهندوستانه انجام داده باشد؛ بلکه هنرمندی میباشد که پیشتر نیز تجربه تبدیل موسیقی ایرانی به یک ابزار ارتباط بینفرهنگی را داشته است.
استاس تونی، موسیقیدان و نوازنده گیتار اهل اوکراین که محبوبیت جهانی دارد، با انتشار فیلم قمصری در صفحه اینستاگرام خود نوشت: برادر قلبی و موسیقایی من، علی قمصری، در برای یک نیروگاه در تهران نشسته است.
او در ادامه با بازنشر پست قمصری از این نوازنده ایرانی حمایت کرد و در یک استوری جداگانه نوشت: نور در حقیقت متعلق به همه مردم است.
ترکیه تودی تیتر زد: «یک نوازنده ایرانی از نیروگاه دماوند محافظت میکند». این رسانه با انتشار گزارشی نوشت: نوازنده ایرانی برای کمک به حفاظت از سایت نیروگاه دماوند، در این نیروگاه آهنگ میسازد. علی قمصری، آهنگساز و نوازنده تار، گفت: مدتی را با ساز خود در نیروگاه دماوند در نزدیکی تهران خواهد ماند و میگوید میخواهد در آنجا آهنگ بسازد و بنوازد تا به جلوگیری از حملات به زیرساختهای ایران کمک کند. قمصری که به عنوان نوازنده تار و آهنگساز برجسته ایرانی توصیف میشود، گفت که این اقدام را روز دوشنبه آغاز کرده است و گفته که مدتی در این مکان خواهد ماند. نیروگاه دماوند به عنوان بزرگترین نیروگاه ایران و تأسیساتی که مسئول تأمین نیمی از برق تهران، پایتخت ایران است.
مجله خبری هفتگی انگلیسی زبان اوپن مگزین: هنرمند ایرانی در برابر افزایش تنش آمریکاییها، با سازش صلح را ترویجی میکند. در حالی که رییس جمهور آمریکا به دنبال افزایش تنش است، یک هنرمند ایرانی، صلح را با سازش رواج میدهد. در بحبوحه تشدید تنشهای ایران و آمریکا، علی قمصری در نیروگاه دماوند به اجرای تار پرداخت و در حالی که دونالد ترامپ تهدید کرده به زیرساختهای ایران حمله خواهد کرد، او صلح را ترویج میکند.
شبکه سراسری فرانسه (بیافام تیوی) نیز از تحصن علی قمصری علیه تهدیدات ترامپ، سخن گفت و به تحسین این اقدام انسانی در انسجامبخشی در کشور پرداخت.
تلویزیون هند تیتر زد: «اجرای نمادین یک نوازنده زبردست برای تلفیق علم و هنر در تقابل با خشونت». تلویزیون ویون هند با انتشار گزارشی تصویری از اجراهای علی قمصری درباره این کار او نوشت: قمصری که به خاطر تسلطش بر آهنگسازی کلاسیک ایرانی شناخته میشود، از این اجرا به عنوان یک بیان نمادین استفاده کرد.
قمصری در موسیقی ایران چهرهای محافظهکار محسوب نمیشود. او در سالهای گذشته به دلیل نگاه متفاوتش به موسیقی ایرانی، تجربهگرایی، ترکیب سنت و بیان معاصر و همچنین اظهارنظرهای صریح درباره وضعیت موسیقی، بارها مورد توجه رسانهها قرار گرفته است.
سوابق درخشان بینالمللی او نشان میدهد که جایگاه علی قمصری تنها به فضای موسیقی رسمی داخل کشور محدود نیست. حضور در جشنوارههای جهانی، اجرای پروژههای مشترک با نوازندگان خارجی و ارائه ساز ایرانی در فضاهای بینالمللی، به او امکان داده است که از موضع یک نوازنده ایرانی، با جامعه موسیقی جهان گفتوگو کند.
به راستی روایت ایران قوی و مقاوم فقط از طریق سیاستمداران انجام نمیشود و یک نوازنده نیز میتواند روایتگر کشورش در عرصه جهانی باشد. کار قمصری نشان داد یک تار نیز میتواند ابزار دیپلماسی عمومی باشد. او ثابت کرد اجرای موسیقی نیز میتواند تصویری حقیقی و بدون واسطه از ایران به مخاطب خارجی ارائه کند و حتی محل اجرای موسیقی میتواند بخشی از پیام باشد.
قمصری و مفهوم «ایران مقتدر»
اگر محور رویداد را «روایت ایران مقتدر در شرایط پساجنگ» در نظر بگیریم، حضور قمصری یک تفسیر متفاوت از مفهوم اقتدار ارائه میکند که تاکید دارد حافظه تاریخی داشته باشد، فرهنگ خود را حفظ کند و اجازه ندهید جنگ تمام فضای زیست اجتماعی را تسخیر کند.
از این منظر، نواختن تار در کنار نیروگاه، به نوعی نمایش «تابآوری فرهنگی» ایرانیان سرافراز بود. پیام قمصری این نبود که «جنگ وجود ندارد»، بلکه او با ساز در دستانش در مقام بیداد فریاد برکشید که «جنگ هست، اما زندگی و فرهنگ متوقف نشده است.» و این شاید یکی از انسانیترین روایتها از مفهوم قدرت ملی باشد.
علی قمصری در نیروگاه، از تار بهعنوان ساز موسیقی استفاده نکرد؛ او از تار بهعنوان زبان روایت ایران استفاده کرد و اهمیت جایزه شهریورماه جایزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران نیز دقیقاً در همین نقطه است که به رسمیت شناختن این واقعیت که در جهان امروز، گاهی یک تصویر هنری میتواند به اندازه یک بیانیه دیپلماتیک و حتی بیشتر از آن، در ساختن تصویر یک کشور در ذهن مخاطب جهانی اثرگذار باشد..