به گزارش صراط به نقل از عصرایرانیان، روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «تندروها این بار علیه اهل خانه» تلاش کرده است اعتراضهای اخیر مردم علیه گفتار و عملکرد برخی چهرههای سیاسی را بهعنوان رفتاری از سوی «تندروها» روایت کند؛ روایتی که در آن، ظاهراً عدهای در برابر «اهل خانه» ایستادهاند و به جای حفظ انسجام، شکاف اجتماعی ایجاد میکنند. اما پیش از آنکه درباره شعار مردم قضاوت کنیم، یک سؤال ساده اما اساسی باید پاسخ داده شود: اهل خانه دقیقاً چه کسانی هستند و چه کسی این مرزبندی را میان مردم و مسئولان ایجاد کرده است؟
اگر منظور از «اهل خانه» کسانی هستند که در ساختار سیاسی کشور مسئولیت داشته یا دارند، باید پرسید این تعبیر از کجا آمده است؟ خانهای که درباره آن سخن میگوییم، خانه مردم است؛ نه ملک اختصاصی مدیران و سیاستمداران. مسئول، در نهایت صاحبخانه نیست؛ امانتدار و خدمتگزار مردم است. بنابراین نمیتوان مردم را بیرون از خانه نشاند و بعد، هرگاه صدای اعتراضشان بلند شد، آنان را در برابر «اهل خانه» قرار داد.
اتفاقاً اگر قرار باشد در روزهای دشوار و بحرانی، مفهوم «اهل خانه» را جستوجو کنیم، نخست باید سراغ همان مردمی رفت که در سختترین مقاطع پای کشور ایستادند. مردمی که در روزهای تهدید و جنگ، خیابانها را ترک نکردند، برای دفاع از وطن به میدان آمدند و در این مسیر ایستادند و شهید دادند. آیا این مردم، با این سابقه و هزینهای که برای امنیت کشور پرداختهاند، ناگهان تبدیل به «غریبههای خانه» شدهاند؟
چه کسی میتواند مدعی شود مردمی که در حساسترین لحظات، فارغ از اختلافات سیاسی، برای دفاع از ایران به میدان آمدند، نسبت به منافع ملی بیتفاوتاند؟ اگر قرار است درباره اهل و صاحب این خانه صحبت کنیم، شاید بد نباشد ابتدا به این پرسش پاسخ دهیم که چه کسانی در روزهای سخت، هزینه امنیت این خانه را پرداختهاند؟
حتی نیروهای نظامی و مدافعان امنیت کشور نیز بخشی از همین «اهل خانه» هستند؛ همان نیروهایی که مأموریتشان حفظ امنیت و تمامیت ارضی کشور است و در میدان، هزینههای سنگینی برای دفاع از ایران دادهاند. عجیب آنکه گاهی همین نیروها از سوی برخی مسئولان با کنایه و طعنه درباره هزینههای جنگ و تأمین منابع مواجه میشوند، یا انجام وظایفشان در توسعه توان موشکی آماج حملات همین سیاسیون قرار میگیرد. اما وقتی پای تقسیمبندی سیاسی جامعه به میان میآید، ناگهان عدهای خود را «اهل خانه» و دیگران را بیرون از این خانه تعریف میکنند.
روشن است که توهین، هتک حرمت و رفتار خارج از چارچوب قابل دفاع نیست؛ همانطور که نقد مسئولان و اعتراض مردم نیز بخشی از حیات سیاسی یک جامعه است. اما نمیتوان از یکسو بر ضرورت شنیدن صدای جامعه تأکید کرد و از سوی دیگر، هر صدای ناخوشایندی را با برچسبهایی مانند «تندرو» از دایره مشروعیت خارج کرد. روزنامه شرق سعی میکند با استناد به توصیه رهبری مردم مبعوث رو به ناحق در جایگاه متهم قرار دهد اما خودش در تیتر انتخابی خلاف توصیه رهبری مردم را تندرو خطاب میکند.
اتفاقاً اگر دغدغه اصلی، حفظ انسجام اجتماعی است، باید پرسید چرا تمام حساسیتها متوجه شعاری است که از دل جامعه بیرون آمده، اما درباره سخنان و مواضع غیرمسئولانه برخی که ممکن است به اعتماد عمومی و منافع ملی آسیب بزند، همان اندازه حساسیت وجود ندارد؟
اگر مسئولی سخنی بر زبان میآورد که در شرایط جنگ و بحران، موجب تشویش افکار عمومی یا تضعیف روحیه ملی میشود، آیا نباید درباره آن نیز سؤال کرد؟ چرا واکنش به سخنان برخی مسئولان به حاشیه میرود، اما وقتی مردم نسبت به عملکرد یا مواضع آنان واکنش نشان میدهند، ناگهان تیغ نقد متوجه مردم مبعوث میشود؟
از این منظر، شاید بد نباشد به جای آنکه ابتدا مردم را متهم کنیم و سپس برای برخی مسئولان عنوان «اهل خانه» بسازیم، تعریفمان از خانه را اصلاح کنیم. خانه، ایران است و اهل آن، همه ایرانیانی هستند که در روزهای سخت برای حفظ آن ایستادهاند؛ از شهروندی که در خیابان برای دفاع از کشور حضور پیدا کرده تا رزمندهای که جانش را کف دست گرفته است.
مردمی که در بحرانیترین روزها پای ایران ایستادهاند، مهمان این خانه نیستند که به آنان گفته شود به اهل خانه حمله نکنند؛ صاحب این خانهاند. اگر قرار است کسی پاسخگو باشد، باید در برابر همین مردم پاسخگو باشد؛ مردمی که امنیت، استقلال و منافع ملی را نه در صفحات روزنامههای وابسته به محافل قدرت و ثروت، بلکه در میدان واقعی زندگی و در سختترین شرایط تجربه کردهاند.
∎