به گزارش خبرنگار ایرنا، خیابانهای قزوین این روزها چهره دیگری به خود گرفتهاند، از پیادهراه سبزه میدان و خیابان خیام گرفته تا راستهبازار، ریتم قدمها شتابان است، مغازههای نوشتافزارفروشی پر از رنگ، طرح، مدادهای رنگارنگ، کیفهای جورواجور و دفترچههای پرزرقوبرقاند و از سویی دیگر، کارگاههای خیاطی و مراکز معرفیشده برای توزیع فرم و لباس کار مدارس، صفی از والدینی خسته را پیش روی خود میبینند.
اما زیر این پوسته شاداب و رنگین، نوعی سنگینی ملموس در جریان است؛ اضطرابی خاموش که در نگاه پدران و مادران هنگام مرور فاکتور خرید یا کارت کشیدن پشت دستگاههای کارتخوان موج میزند، بوی ماه مهر که روزگاری تنها با رایحه مدادهای تراشیدهشده، پاککنهای سفید و کتابهای نو شناخته میشد، اکنون زیر آوار سنگین دخلوخرج و تورم اقلام آموزشی رنگ باخته است.
بررسیهای میدانی در سطح بازار قزوین حاکی از آن است که تهیه یک بسته حداقلی نوشتافزار همراه با یک کولهپشتی و روپوش ساده، بخش قابلتوجهی از حداقل دستمزد یک کارگر یا کارمند را میبلعد؛ رقمی که با افزایش تعداد فرزندان محصل در یک خانه، ضرب در اعدادی نگرانکننده میشود.
برای درک عمیقتر این موج گرانی، پای صحبت چهار شهروند قزوینی نشستهایم؛ روایتهایی از سبد خریدی که هر سال لاغرتر از سال پیش میشود.

روایت اول؛ کارگر شهر صنعتی البرز؛خطکش عدالت کجاست؟
مرتضی، مردی ۴۴ ساله و از کارگران شاغل در یکی از کارخانههای شهرک صنعتی البرز در حالی که دست ۲ دختر دبستانیاش را گرفته و در خیابان سپه به دنبال نوشتافزار ارزانقیمت میگردد، به خبرنگار ایرنا گفت: ۲ فرزند دختر دارم؛ یکی کلاس دوم و دیگری کلاس پنجم، باور کنید فقط برای روپوش و مقنعه این دو بچه در تولیدی معرفیشده از طرف مدرسه، رقمی بیش از ۱۸ میلیون ریال پرداخت کردم، پارچهای نازک و دوختی معمولی که کیفیت چندانی هم ندارد، اما مدرسه تاکید کرده که رنگ و نشان آن باید یکدست باشد و چارهای جز خرید از همین تولیدی خاص نداشتیم.
مرتضی ادامه میدهد: وقتی هم وارد لوازمالتحریری شدیم، دختر کوچکم دست روی دفتری با جلد فانتزی گذاشت؛ دفترچهای ساده که قیمتش ۱۲۵ هزار تومان بود، چطور برای ۲ دانشآموز حداقل ۱۰ تا ۱۵ جلد دفتر، مداد رنگی، پاککن، تراش، خودکار، خطکش، پرگار و کولهپشتی بخرم؟ یک جفت کفش ساده و کولهپشتی حداقل ۵۵ میلیون ریال خرج برمیدارد، برای اول مهر ۲ فرزندم باید نزدیک به ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون ریال هزینه کنم، یعنی بخش عظیمی از حقوق ماهیانهام! مابقی ماه را باید چطور زندگی کنیم؟ آیا آموزش واقعا برای خانوادههای کارگری رایگان مانده است؟
روایت دوم؛ بانوی سرپرست خانوار در جنوب شهر؛شرمندگی در مغازههای پرزرقوبرق
فاطمه خانم، زنی ۵۰ ساله و سرپرست خانوار ساکن یکی از محلات جنوب شهر قزوین است که از طریق نظافت منازل و خیاطیهای خُرد، چرخ زندگی خود و فرزند پسرش را که امسال به پایه نهم میرود، میچرخاند، او در راسته بازار قزوین در حال تماشای کولهپشتیهاست، اما جرات قیمت پرسیدن ندارد.
این زن سرپرست خانوار به خبرنگار ایرنا میگوید: پسرم نوجوان است و نگاهش به همکلاسیهایش میافتد، دلش میخواهد کیف و کفش آبرومندی داشته باشد اما وقتی قیمتها را میبینم، سرم سوت میکشد، یک کولهپشتی کمتر از ۴۰ میلیون ریال نیست و جنسهای بهتر تا بالای ۷۰ میلیون ریال نیز قیمت خورده، فرم مدرسه هم سال به سال عوض میشود تا مبادا لباس سال قبل را تن بچهها کنیم! پیراهن و شلوار پسرانه مدرسه را تا نزدیک ۲۰ میلیون ریال فاکتور کردهاند.
این مادر ادامه داد: هزینه نوشتافزار واقعا گزاف است، یک بسته مداد و چند عدد خودکار معمولی به همراه و پنج جلد دفتر سیمی ساده، نزدیک به ۳۰ میلیون ریال آب میخورد، من در تمام طول تابستان تلاش کردم پولی کنار بگذارم تا اول مهر پسرم سرشکسته وارد کلاس نشود، اما گرانی چنان سرسامآور است که پسانداز اندکم در همان مغازه اول تمام شد، بچههای ما در این شهر چه گناهی کردهاند که باید شوق درس خواندنشان فدای گرانی بیپایان بازار شود؟
روایت سوم؛ حاج علی کارمند بازنشسته
حاجعلی، بازنشسته فرهنگی و ساکن منطقه ملاصدرا، به همراه پسر و نوهاش در یکی از فروشگاههای مدرن نوشتافزار خیابان خیام حضور دارد.
وی که خود سالها معلمی کرده، نگاه متفاوتی به ماجرا دارد و اظهار میدارد: در دوران خدمت ما، لوازمالتحریر یک کالای مصرفی در دسترس و بسیار ارزان بود، هیچ پدری برای خرید مداد و پاککن دچار اضطراب معیشتی نمیشد اما امروز نوشتافزار عملا تبدیل به یک کالای لوکس و تجملاتی شده و قیمتها چند برابری است و دفترهای ساده با کیفیت مناسب نیز به سختی پیدا میشوند.
وی اضافه میکند: پسرم با حقوق اداری چطور میتواند از پس این هزینهها برآید؟ برای نوهام که امسال کلاس اولی است، فقط یک بسته مداد رنگی ۲۴ رنگ خریدیم! قمقمه آب، ظرف تغذیه، جامدادی و روپوش نو، رقمی نزدیک به ۱۲۰ میلیون ریال روی دست آنها گذاشته است.
به گفته وی، گرانی لوازمالتحریر و پوشاک مدارس، عدالت آموزشی را خدشهدار میکند؛ چرا که دانشآموزان از همان روز اول مهر احساس تبعیض طبقاتی را در چینش وسایل روی میز و نیمکت لمس میکنند و این ضربه روحی بزرگی به ساختار تربیتی مدارس میزند.
روایت چهارم؛ فروشنده باسابقه بازار قزوین
جیب، که از کاسبان بازار قزوین است، میگوید: مشتری نیست و دخل ما کساد است، وی که یکی از کاسبان باسابقه صنف لوازمالتحریر قزوین است، در مغازهاش نشسته و به برگههای فاکتور خرید عمده از تهران نگاه میکند.
وی دل پری از وضعیت بازار امسال دارد و گلایهاش تنها از مشتریان نیست، بلکه از زنجیره تأمین است.
وی اضافه کرد: مردم فکر میکنند ما لوازمالتحریرفروشان مقصر گرانی هستیم، در حالی که ما خودمان خریداریم، قیمت کاغذ در ماههای اخیر افزایش چشمگیری داشته و همین امر هزینه چاپ دفتر، دفترچههای یادداشت و مقوا را بالا برده، مواد پلیمری گران شده و در نتیجه قیمت خطکش، خودکار، جلد پوشهها و ابزارهای هندسی تصاعدی بالا رفته است.
این فروشنده بیان میکند: سود مصوب ما کاملا مشخص و تحت نظارت اتحادیه است اما وقتی دفتر ساده ۵۰ برگ تعاونی یا ارزان در بازار به اندازه کافی توزیع نمیشود، ما هم باید با نرخ آزاد از عمدهفروشی بخریم.
وی تصریح میکند: در مقایسه با سال گذشته، فروش دفتری و اقلام فانتزی اُفت داشته است، مردم پیش از این یک جین دفتر یا چندین بسته مداد میخریدند تا در طول سال تحصیلی دغدغه نداشته باشند، اما امسال خریدها کاملا قطرهچکانی شده، دو تا دفتر میخرند و میگویند بقیهاش را ماه بعد میخریم! حتی بسیاری از والدین از خِیر خرید مدادرنگیهای بزرگ یا ماژیکهای نقاشی گذشتهاند، وضعیت تولیدکنندگان روپوش هم تعریفی ندارد؛ پارچهها با هزینههای بالا خریداری میشود و هزینههای دستمزد و چرخکاری جهش یافته، نتیجه این چرخه آن است که جیب مشتری خالی است و دخل ما هم کساد.

ضرورت مدیریت بحران و احیای انگیزه در آستانه پاییز
برآیند آنچه در کف بازار قزوین میگذرد نشان میدهد دغدغه بازگشایی مدارس برای دهکهای پایین و متوسط، بیش از آنکه یک رویداد فرهنگی و تربیتی شاد باشد، به یک فشار اقتصادی سنگین بدل گشته است.
در چنین وضعیتی، انتظار افکار عمومی از متولیان امر آموزش و پرورش، فراتر از مدیریت اداری صرف و معطوف به اتخاذ تدابیر حمایتی و معیشتی است تا سایه محرومیت، شوق دانایی را در دل نونهالان این دیار خاموش نکند.
در همین راستا، مدیریت ارشد دستگاه تعلیم و تربیت استان قزوین با درک این شرایط حساس و پشت سر گذاشتن تلاطمهای سالهای اخیر، بر آمادهسازی همهجانبه مدارس و اولویتبخشی به اقشار کمتربرخوردار تاکید دارد.
رویکرد آموزش و پرورش استان قزوین؛ اولویت مدارس محروم
روحالله محمدخانی، سرپرست ادارهکل آموزش و پرورش استان قزوین، در همین خصوص با تاکید بر اهمیت آغاز سال تحصیلی و روز اول مهر به خبرنگار ایرنا میگوید: شروع سال تحصیلی و روز اول مهر از اهمیت ویژهای برخوردار است و باید تلاش کنیم این آغاز، زمینهساز ایجاد دوباره نشاط، شادابی و انگیزه در محیط مدرسه و میان دانشآموزان باشد.
وی با اشاره به روزهای سخت گذشته، دوران جنگ با رژیم صهیونیستی و آمریکا و همچنین دوره آموزش مجازی، افزود: پس از روزهایی که دانشآموزان و معلمان از فضای مدرسه دور بودند، بازگشت به مدرسه فرصتی ارزشمند برای ایجاد روحیه نشاط و شادابی و تقویت انگیزه در میان دانشآموزان خواهد بود.
محمدخانی ضمن قدردانی از تلاش مستمر مجموعه آموزش و پرورش استان برای آمادهسازی مدارس، تاکید کرد: همه عوامل آموزش و پرورش استان، از معلمان، مدیران و معاونان مدارس تا مسوولان مناطق و ادارهکل، در ماههای اخیر برای فراهم کردن شرایط مناسب آغاز سال تحصیلی تلاش کردهاند.
سرپرست ادارهکل آموزش و پرورش استان قزوین، ساماندهی و سازماندهی نیروی انسانی، ثبتنام دانشآموزان، تامین و توزیع کتابهای درسی، اجرای پروژههای آموزشی، ساخت و آمادهسازی فضاهای آموزشی، تامین تجهیزات، بهسازی مدارس و برگزاری دورههای آموزشی برای همکاران را از جمله اقدامات انجام شده در مسیر آمادهسازی سال تحصیلی جدید برشمرد.
وی با تاکید بر توجه ویژه این اداره کل به مناطق کم برخوردار استان، تصریح کرد: مناطق محروم و کمبرخوردار شهری از اولویتهای اصلی آموزش و پرورش استان هستند و باید در برنامهریزیها، تامین امکانات و رفع نیازهای این مدارس، توجه ویژهای به آنها داشته باشیم، رویکردی که در صورت تحقق عملی و نظارت جدی بر ملزومات آموزشی و هزینههای جانبی، میتواند باری هرچند کوچک را از دوش خانوادههای چشمانتظار قزوینی در آستانه پاییز بردارد.
کلام آخر:
بایستی گفت که بوی ماه مهر امسال برای بسیاری از خانوادههای قزوینی، آمیخته با طعمِ گس دغدغههای معیشتی است، روایت شهروندان تنها چند نمونه از هزاران دغدغهای است که در عمق جامعه جریان دارد؛ واقعیتی که نشان میدهد بار سنگین هزینههای نوشتافزار، روپوش و ملزومات تحصیلی، بیش از آنکه یک چالش مالی ساده باشد، آزمونی برای عدالت آموزشی است.
اگرچه تلاش مسوولان آموزش و پرورش استان برای بهسازی فضاها و سازماندهی نیروهای انسانی، ستودنی و ضروری است، اما نباید از یاد بُرد که دانشآموز، تنها در کلاس درس و با تختهسیاه آموزش نمیبیند؛ او پیش از ورود به مدرسه، عدالت را در برابر بودن فرصتها و کاهش فاصله طبقاتی جستوجو میکند و اگر بستر حمایتی مناسبی وجود نداشته باشد، بَذر تبعیض از همان روزهای آغازین مهرماه در ذهن او کاشته خواهد شد.
بنابراین، اولویتبخشی به مناطق کمبرخوردار نباید تنها در قالبِ برنامهریزیهای اداری باقی بماند، ضرورت دارد که نهادهای مسوول، با نظارت دقیق بر بازار توزیع اقلام، فعالسازی تعاونیهای مدرسه و ایجاد بستههای حمایتی واقعی و در دسترس، بار این گرانی را از شانههای لرزان والدین کمدرآمد بردارند.