شناسهٔ خبر: 79698800 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

چند پیام برای روز ملی سینما

تهران- ایرنا- مدیران، انجمن‌ها و نهادهای مختلف به مناسبت روز ملی سینما در پیام‌هایی این درباره سینمای ایران نکاتی را مطرح کردند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، فاطمه محمدی مدیر عامل موزه سینمای ایران در پیامی روز ملی سینما را تبریک گفت.

در متن این پیام آمده است:

موزه؛ جایی که زمان دیزالو می‌شود…

بعد از نمایش نسخه‌ی بازسازی‌شده‌ی «ستارخان» در موزه سینما، یکی از اهالی سینما جمله‌ای گفت که ساده بود، اما ساده از ذهن عبور نمی‌کرد:

«ما با آثار بزرگان سینما، عاشق سینما شدیم.»

گاهی سه کلمه برای ساختن یک جهان کافی است:بزرگ. عشق. سینما.

گاهی ذهن، خودش بلد است باقی جمله را حذف کند؛ ابتدای آن را کنار بزند، میانه‌اش را فراموش کند و میان همین سه کلمه، قصه‌ای بسازد از آدم‌هایی که دیگر نیستند، فیلم‌هایی که هنوز هستند و نسلی که روزی با دیدن آنها، تصمیم گرفت سینما را دوست داشته باشد.

شاید کار موزه نیز همین باشد؛

حذف فاصله‌ها.

فاصله‌ی میان دیروز و امروز؛میان آنهایی که سینما را ساختند و آنهایی که امروز ادامه‌اش می‌دهند؛میان خاطره و واقعیت؛میان آنچه بوده‌ایم و آنچه می‌توانیم باشیم.

شهر، فقط آن چیزی نیست که امروز در آن زندگی می‌کنیم.شهر، آن چیزی هم هست که پیش از ما در آن زندگی شده است.

شهرهای بزرگ لزوماً متروپولیتن نیستند.بلندی ساختمان‌ها، پهنای خیابان‌ها و تعداد آدم‌ها، شهر را بزرگ نمی‌کند.

شهر وقتی بزرگ می‌شود که حافظه داشته باشد؛ و مهم‌تر از آن، حافظه‌اش را به شهروندانش پس بدهد.

شهر بی‌حافظه، هرقدر هم بزرگ باشد، فقط مجموعه‌ای از ساختمان‌هاست.

و موزه‌ها، حافظه‌ی زنده‌ی شهرند.

موزه، انبار گذشته نیست.

گذشته را در قفس نمی‌گذارد تا فقط تماشا شود؛ آن را به زمان حال می‌آورد تا دوباره خوانده شود.

موزه جایی است که زمان در آن متوقف نمی‌شود؛ دیزالو می‌شود.

یک شهر بدون موزه، شبیه خانواده‌ای است که هیچ آلبوم خانوادگی ندارد؛ خانواده‌ای که همه‌ی اعضایش کنار هم نشسته‌اند، اما هیچ‌کس تصویر جوانی دیگری را به یاد نمی‌آورد.

یک عکس قدیمی، فقط یک عکس نیست.

یک پوستر، فقط یک پوستر نیست.

یک فیلم قدیمی، فقط یک فیلم نیست.

هرکدام تکه‌ای از حافظه‌ی ما هستند.

گاهی یک قاب سینمایی می‌تواند بیش از ده‌ها کتاب، حال‌وهوای یک دوره را به یادمان بیاورد؛ آدم‌هایی را که زمانی جوان بودند، خیابان‌هایی را که دیگر آن خیابان‌ها نیستند و رؤیاهایی را که نسلی با آنها زندگی کرده است.

به همین دلیل، موزه سینما را نمی‌توان فقط موزه‌ی یک صنعت دانست.

موزه سینما، بخشی از تجربه‌ی زیسته‌ی ایرانیان و حافظه‌ی عاطفی آنهاست.

جایی که یک جوان امروز می‌تواند روبه‌روی تصویری از سینمای دیروز بایستد و برای نخستین‌بار بفهمد پیش از او نیز آدم‌هایی بوده‌اند که سینما را دوست داشته‌اند، برایش جنگیده‌اند، از آن زخم خورده‌اند و برایش رؤیا ساخته‌اند.

و شاید همان‌جا، کسی که سال‌ها پیش با همان فیلم‌ها زندگی کرده، در یک قاب قدیمی، ناگهان جوانی خودش را پیدا کند.

موزه گاهی آدم را به جایی می‌برد که سال‌هاست دیگر وجود ندارد.

این اتفاق کوچکی نیست.

شاید جامعه‌ی امروز ما بیش از هر چیز به همین مواجهه با خاطره نیاز دارد.

جامعه‌ای که خاطرات مشترکش را از دست بدهد، آرام‌آرام از «ما» فاصله می‌گیرد و به مجموعه‌ای از «من»های پراکنده تبدیل می‌شود؛ آدم‌هایی که کنار هم زندگی می‌کنند، اما دیگر چیزی برای به یاد آوردن با یکدیگر ندارند.

موزه‌ها می‌توانند یکی از مکان‌های بازسازی این «ما» باشند؛ نه با تحمیل یک روایت واحد، بلکه با کنار هم نشاندن روایت‌های مختلف، تصویرها، صداها، آدم‌ها و تجربه‌های متفاوت.

چون حافظه، یک صدا ندارد.

حافظه، ارکستر صداهای یک ملت است؛ بعضی صداها شنیده شده‌اند و بعضی هنوز در سکوتِ اشیا زندگی می‌کنند.

و سینما چه گنجینه‌ی عجیبی از این صداهاست.

در روز ملی سینما، شاید پرسش اصلی فقط این نباشد که امروز چه فیلمی می‌سازیم.

پرسش مهم‌تر این است:

از امروزِ سینمای ما، چه چیزی قرار است فردا به یاد آورده شود؟

چه تصویری؟چه نامی؟چه فیلمی؟

چه صدایی؟چه رؤیایی؟

آیندگان فقط فیلم‌های ما را نخواهند دید؛روایت ما از خودمان را خواهند خواند.

و اینجاست که موزه اهمیت پیدا می‌کند.

موزه، جایی نیست که گذشته در آن نشسته باشد و به آینده نگاه کند.

شاید موزه، تنها جایی باشد که گذشته در آن پیر نمی‌شود؛هر بار که کسی آن را

می‌بیند،گذشته دوباره متولد می‌شود.

موزه جایی است که گذشته، در حال محو می‌شود و آینده از دل این محوشدن شکل می‌گیرد.

شاید به همین دلیل، موزه سینما فقط یک ساختمان نیست؛یک ایستگاه زمانی است.

ایستگاهی که گذشته در آن پیاده می‌شود، حال سوار می‌شود و آینده، از میان خاطرات ما عبور می‌کند.

اگر حافظه‌ی سینما را حفظ نکنیم، ممکن است فیلم‌های تازه بسازیم، اما چیزی برای گفتن به آیندگان نداشته باشیم.

سینما فقط آن چیزی نیست که می‌سازیم؛آن چیزی هم هست که نمی‌گذاریم فراموش شود.

روز ملی سینما مبارک.

پیام تبریک اداره کل هنرهای نمایشی

همچنین اداره‌کل هنرهای نمایشی به مناسبت روز ملی سینما در پیامی این روز را به همه هنرمندان و فعالان سینمای ایران تبریک گفت.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، در متن این پیام آمده است:

«سینما، روایتگر تصویر و رؤیاهای یک ملت بزرگ است؛ هنری که در مسیر بالندگی خود، همواره از سرچشمه‌های هنرهای نمایشی بهره برده و تئاتر، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین خاستگاه‌های آن، نقشی انکارناپذیر در شکل‌گیری و ارتقای سینمای ایران داشته است.

تئاتر نیز با پرورش اندیشه، تخیل، انضباط حرفه‌ای و مهارت‌های بنیادین بازیگری، همواره در کنار سینما، یکی از مهم‌ترین بسترهای رشد و بالندگی هنر ایران‌زمین بوده است.

روز ملی سینما، فرصتی است برای پاسداشت همه هنرمندانی که با عشق و خلاقیت، چراغ سینمای ایران را روشن نگه داشته‌اند و نیز یادآوری پیوند عمیق و دیرینه تئاتر و سینما؛ پیوندی که حاصل آن، غنای فرهنگ و هنر ملی ایران است.

اداره‌کل هنرهای نمایشی، ضمن گرامیداشت روز ملی سینما، این روز را به همه سینماگران و خانواده بزرگ سینمای ایران تبریک می‌گوید و برای سینمای ملی ایران، سربلندی، پویایی، بالندگی و درخشش روزافزون آرزو دارد.»

هشدار انجمن منتقدان سینما

انجمن منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی ایران به مناسبت روز ملی سینما بیانیه‌ای منتشر و بر فاصله نگرفتن سینما از جامعه، تغییر مخاطب، ضرورت بازنگری و گفت‌وگوی جدی درباره آینده سینما تأکید کرد.

به گزارش روابط عمومی این انجمن، در متن بیانیه انجمن منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی ایران به مناسبت روز ملی سینما آمده است:

«به نام خالق زیبایی

بیانیه انجمن منتقدان ونویسندگان آثار سینمایی ایران به مناسبت روز ملی سینما

روز ملی سینما، فرصتی است برای پاسداشت هنری که بیش از یک قرن با زندگی، خاطرات، دغدغه‌ها و آرزوهای جامعه ایرانی پیوند خورده است؛ هنری که نه‌تنها روایتگر بخشی از تاریخ و فرهنگ این سرزمین بوده، بلکه در بسیاری از بزنگاه‌ها، زبان گفت‌وگوی جامعه با خود نیز شده است.

با این حال، روز ملی سینما تنها مجالی برای بزرگداشت گذشته نیست؛ می‌تواند فرصتی برای تأمل جدی درباره وضعیت امروز و آینده سینمای ایران و نسبت آن با جامعه‌ای باشد که با سرعتی چشمگیر در حال تغییر است.

سینما زمانی می‌تواند نقش واقعی و اثرگذار خود را در فرهنگ و جامعه ایفا کند که بتواند تحولات پیرامون خود را ببیند، آنها را بشناسد و با زبان هنر روایت کند. جامعه ایران در سال‌های اخیر دستخوش تغییرات عمیق اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نسلی شده و مخاطب امروز نیز دیگر همان مخاطب گذشته نیست. تجربه زیسته، ذائقه، شیوه مواجهه با آثار، الگوهای مصرف فرهنگی و حتی انتظار مخاطب از سینما تغییر کرده است.

از این رو، سینمای ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در شیوه‌های تولید، انتخاب موضوع، الگوهای روایت، سیاست‌گذاری، نظام اکران و شیوه‌های ارتباط با مخاطب است. این بازنگری به معنای نفی گذشته و نادیده گرفتن تجربه‌های ارزشمند سینمای ایران نیست، بلکه به معنای بازتعریف و به‌روز کردن آن تجربه‌ها برای ساختن آینده‌ای است که بتواند با انسان امروز ارتباط برقرار کند.

سینمایی که جامعه خود را نبیند، به‌تدریج از جامعه فاصله خواهد گرفت و سینمایی که مخاطب خود را نشنود، دیر یا زود بخشی از قدرت اثرگذاری فرهنگی خود را از دست خواهد داد.

انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، ضمن پاسداشت سینمای ایران و همه کسانی که در شکل‌گیری و تداوم این میراث فرهنگی نقش داشته‌اند، بر ضرورت شکل‌گیری گفت‌وگویی جدی، مستمر و مسئولانه میان سینماگران، سیاست‌گذاران، منتقدان، نویسندگان و مخاطبان تأکید می‌کند؛ گفت‌وگویی برای یافتن راه‌های تازه، عبور از تکرار، تقویت خلاقیت و ساختن سینمایی زنده، مستقل، خلاق، مسئول و هم‌سخن با جامعه امروز ایران.

روز ملی سینما مبارک…

به امید سینمایی که نه از جامعه عقب بماند و نه از پرسش‌های انسان امروز فاصله بگیرد؛ سینمایی که ببیند، بشنود و همچنان بتواند با مردم خود گفت‌وگو کند.