آمارهای آب منطقهای تهران نشان میدهد بارندگی سال آبی جاری تا ابتدای شهریورماه به ۱۷۵ میلیمتر رسیده؛ رقمی که در کنار کاهش ذخایر سدهای پنجگانه، تصویر روشنی از فشار خشکسالی بر منابع تأمین آب تهران ارائه میکند.
براساس این آمار، ذخایر سدهای تهران نسبت به شرایط مورد انتظار با افت ۲۶درصدی مواجه شده است. در چنین شرایطی، گرچه وضعیت همه سدها یکسان نیست، اما کاهش ذخایر برخی از مهمترین منابع تأمین آب پایتخت میتواند زنگ هشداری جدی برای ماههای پیشرو باشد؛ بهویژه آنکه بخش قابل توجهی از مصرف آب تهران به منابع سطحی و سدهای اطراف پایتخت وابسته است.
عددی که کافی نیست
سال آبی جاری برای تهران با بارش قابلتوجهی همراه نبوده است. مجموع بارندگی ثبتشده تا ابتدای شهریور به ۱۷۵ میلیمتر رسیده و همین میزان بارش محدود، فرصت چندانی برای جبران کمبودهای انباشته منابع آبی ایجاد نکرده است.
بارندگی به تنهایی البته نمیتواند معیار کاملی برای سنجش وضعیت منابع آب باشد. زمان بارش، شدت آن، میزان نفوذ آب در خاک، تبخیر و همچنین وضعیت ذخایر برف در ارتفاعات همگی بر میزان آبی که در نهایت به سدها میرسد اثرگذارند. به همین دلیل ممکن است یک بارش مقطعی، بدون آنکه تغییر محسوسی در ذخایر ایجاد کند، تنها برای مدتی از شدت بحران بکاهد.
تصویر منتشرشده از وضعیت سدهای تهران نیز نشان میدهد اختلاف میان مخازن مختلف قابل توجه است؛ از سد امیرکبیر که وضعیت بهتری دارد تا سدهایی مانند لار و لتیان که با ذخایر بسیار پایین دست و پنجه نرم میکنند.
امیرکبیر پرآبتر، لار و لتیان در وضعیت نگرانکننده
در میان پنج سد اصلی تهران، سد امیرکبیر با ۹۲درصد پرشدگی بهترین وضعیت را دارد. این سد که یکی از منابع مهم تأمین آب شرب پایتخت محسوب میشود، در شرایط فعلی فاصله زیادی با ظرفیت کامل خود ندارد.
اما وضعیت دیگر سدها بهمراتب متفاوت است. سد طالقان ۵۷درصد پرشدگی دارد؛ رقمی که گرچه در مقایسه با برخی مخازن شرایط مناسبتری نشان میدهد، اما نمیتوان آن را به معنای پایان نگرانیهای آبی تهران دانست.
در سوی دیگر، سد ماملو تنها ۱۵ رصد پرشدگی دارد. شرایط سدهای لار و لتیان نیز حتی نگرانکنندهتر است و هر دو حدود ۸درصد پرشدگی دارند.
این اعداد نشان میدهند مسأله کمآبی تهران یک بحران یکدست نیست؛ بلکه برخی منابع در شرایط بسیار شکننده قرار گرفتهاند و همین موضوع ضرورت مدیریت دقیقتر برداشت و مصرف را افزایش میدهد.
لتیان؛ مخزنی که تقریبا خالی است
وضعیت سد لتیان شاید یکی از هشداردهندهترین بخشهای این آمار باشد. این سد تنها ۸درصد پرشدگی دارد؛ یعنی بخش عمده ظرفیت مخزن آن خالی است.
لتیان از منابع شناختهشده تأمین آب تهران است و کاهش شدید ذخیره آن را نمیتوان صرفا یک عدد آماری دانست. هرچه موجودی سدها پایینتر برود، انعطافپذیری شبکه تأمین آب نیز کاهش پیدا میکند و مدیریت منابع برای عبور از دورههای بدون بارش دشوارتر میشود.
سد لار نیز شرایط مشابهی دارد و با ۸درصد پرشدگی، در میان منابع آبی تهران در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار گرفته است.
مسأله فقط کمبود آب نیست
در شرایط خشکسالی، نگاه به منابع آب بدون توجه به سمت دیگر معادله، یعنی مصرف، کامل نیست. تهران میلیونها نفر جمعیت دارد و کوچکترین تغییر در الگوی مصرف میتواند در مقیاس کلان، بر منابع موجود تأثیر بگذارد.
مصرف آب در بخش خانگی، فضای سبز، صنایع و سایر مصارف شهری، زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که ورودی سدها کاهش یافته باشد. در چنین شرایطی، حتی اگر بارندگیهای مقطعی نیز رخ دهد، نمیتوان انتظار داشت منابع آبی به سرعت به وضعیت عادی بازگردند.
از همین رو، مدیریت مصرف نباید تنها به روزهای اوج گرما محدود شود. کاهش مصرف آب، جلوگیری از هدررفت شبکه، اصلاح الگوی آبیاری فضای سبز و استفاده از منابع جایگزین برای مصارف غیرشرب، مجموعه اقداماتی است که میتواند فشار بر منابع محدود تهران را کاهش دهد.
پایتخت در انتظار پاییز و زمستان
اکنون نگاهها به ماههای آینده و میزان بارندگی پاییز و زمستان دوخته شده است. بارشهای آینده میتوانند بخشی از فشار موجود بر منابع آبی را کاهش دهند، اما نمیتوان تمام برنامهریزیها را به امید بارندگیهای پیشرو موکول کرد.
واقعیت این است که خشکسالی تنها یک فصل یا یکسال را تحت تأثیر قرار نمیدهد. وقتی ذخایر زیرزمینی و سطحی برای چند سال متوالی تحت فشار باشند، بازگشت به شرایط عادی نیز زمانبر خواهد بود.
آمار سدهای تهران در ابتدای شهریور بیش از آنکه صرفا گزارشی از وضعیت چند مخزن باشد، تصویری از ضرورت تغییر نگاه به آب در پایتخت است. سد امیرکبیر با ۹۲درصد پرشدگی نمیتواند واقعیت ۸درصدی لار و لتیان را پنهان کند. تهران برای عبور از بحران آب، هم به بارش نیاز دارد و هم به مدیریت.
اگر بارندگیهای آینده به کمک منابع آبی بیایند، فرصت ارزشمندی برای جبران بخشی از کمبودها ایجاد خواهد شد، اما حتی در آن صورت نیز نمیتوان مسأله آب را تمامشده تلقی کرد. تهران بیش از هر زمان دیگری به سیاستی نیاز دارد که آب را نه یک منبع بیپایان بلکه سرمایهای محدود و حیاتی بداند؛ سرمایهای که میزان ذخیره آن در سدها، هر روز بیش از گذشته به رفتار مصرفکنندگان و تصمیمهای مدیران گره خورده است.