شناسهٔ خبر: 79680667 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

گذار از مداخله‌گری ساختاری به زیست‌بوم تاب‌آور؛

تأملی بر پیشگیری از خودکشی

تهران - ایرنا - خودکشی نه یک پدیده‌ ایزوله و صرفاً فردی، بلکه تجلی تلاقی رنج‌های فردی، پویایی‌های خانواده‌ محور، ساختارهای اجتماعی-اقتصادی و کارآمدی نهادهای حمایتی است.

صاحب‌خبر -

جامعه‌شناسی کلاسیک از اواخر قرن نوزدهم با اثر ماندگار "امیل دورکیم" در کتاب "خودکشی" نشان داد این پدیده بیش از آنکه امری فردی باشد، معلول وضعیت یکپارچگی و تنظیم اجتماعی است؛ یعنی هر چه پیوند فرد با جمع ضعیف‌تر باشد، احتمال گماردن مرگ بعنوان پاسخ به بحران بیشتر می‌شود.

این میراث نظری امروز در قالب نظریه‌های معاصر نیز تداوم یافته است.

نظریه بین‌ فردی خودکشی "توماس جواینر" احساس طرد شدگی و دلبستگی مخدوش را هسته‌ انگیزه‌ خودکشی می‌داند و نظریه‌ سه‌گانه "دیوید کلر" نیز فقدان تعلق، بی‌معنایی زندگی و بی‌ یاورانگی را سه ریشه‌ اصلی احتمال خودکشی معرفی می‌کند. سازمان جهانی بهداشت نیز سالانه قریب ۷۲۰هزار مرگ بر اثر خودکشی را ثبت کرده و آن را سومین علت مرگ‌ومیر میان جوانان ۱۵تا ۲۹ساله‌ جهان می‌داند و در سند راهبردی LIVE LIFE، به‌ صراحت دو ستون مداخله را محدود سازی دسترسی به ابزار خودکشی و تقویت حمایت اجتماعی و مهارت‌های مقابله‌ای قرار داده است. در آسیب‌شناسی ملی نیز با یک تأخر ساختاری و علمی مواجهیم؛ بگونه‌ای که حدود ۸۰درصد عوامل مؤثر بر سلامت جامعه، ماهیت اجتماعی و روانی دارند، اما شبکه خدمات، نیروی انسانی و تجهیزات ما متناسب با این سهم توسعه نیافته است؛ چنانکه در حوزه‌ سالمندی، علی‌رغم جمعیت رو به رشد، تنها حدود ۳۰متخصص ارشد در کشور داریم و این ما را به رویکرد توانمندسازی مشاوران عمومی واداشت تا در هر مرکز مشاوره‌ تحت نظر بهزیستی، یک مشاور اختصاصی برای سالمندان تربیت کنیم.

در خدمات‌رسانی به جامعه‌ ناشنوایان و کم‌بینایان نیز، حضور اجباری مترجم در جلسات مشاوره، اصل اخلاقی محرمانگی را تهدید می‌کند و تربیت مشاوران مسلط به زبان اشاره را ضروری می‌سازد.

بر پایه‌ این چارچوب نظری و شواهد پژوهشی بین‌المللی، پژوهش‌های ملی و جهانی سه عامل کلیدی را برای کنترل و کاهش خودکشی برجسته می‌کنند و تلاش‌های سازمان بهزیستی نیز در همین سه محور معنا پیدا می‌کند.

نخست، افزایش تعلق اجتماعی است.

"رابرت پاتنام" در کتاب "بولینگ تنها" نشان داد فرسایش سرمایه‌ اجتماعی(شبکه‌های پیوند، اعتماد و هنجارهای همیاری)با افول سلامت روان و افزایش آسیب‌های اجتماعی گره خورده است و مطالعات همه‌گیر شناختی متعدد نیز انزوای اجتماعی را با خطر خودکشی مرتبط می‌دانند.

پاسخ ما به این یافته‌ها، احیای رویکرد محله‌گرایی است.

«طرح سلام» (سلامت اجتماعی محله‌محور) به عنوان بستر بازسازی پیوندهای خرد اجتماعی در حال اجراست و الگوی «بانک زمان» (که آیین‌نامه‌ اجرایی آن تدوین و اجرای پایلوت آن آغاز شده) به‌دنبال یک تغییر پارادایم نظام‌ مند است.

افرادی که ساعت‌هایی از وقت خود را صرف خدمت به دیگران می‌کنند، آن ساعت‌ها را در قالب اعتبار زمانی ذخیره می کنند و از دیگران خدمات مورد نیاز برمبنایی سرمایه زمانی ذخیره شده دریافت می کنند.

این سازوکار که در تجربه‌ جهانی از طرح‌های اروپایی و ژاپنی بانک زمان تا برنامه‌های "عزت همسایگی" اثر مستند بر کاهش تنهایی دارد، ظرفیت‌های فردی را به کنش جمعی تبدیل می‌کند و از طریق ارتقای سودمندی ادراک‌ شده، هم احساس طردشدگی را خنثی می‌کند و هم شبکه‌ امنی برای افراد در معرض خطر می‌بافد.

دوم، افزایش سطح مراقبت‌ها و حمایت‌های اجتماعی است.

آمارها نشان می‌دهند در برابر هر مورد خودکشی منجر به فوت، حدود ۲۰اقدام به خودکشی رخ می‌دهد و سابقه‌ اقدام، جدی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌ تلاش مجدد است؛ از این رو نظام مراقبت پیگیرانه را بعنوان نقطه‌ی عطف مداخله برگزیده‌ایم.

این انتخاب همسو با شواهد بین‌المللی است.

مطالعات و طرح‌های ملی پیگیری پس از ترخیص در کشورهای مختلف(از تماس‌های تلفنی منظم در طرح‌های Caring Contacts گرفته تا پروتکل‌های پیگیری ساختاریافته‌ WHO) نشان داده‌اند تماس و همراهی مستمر، خطر اقدام مجدد را بطور معنادار کاهش می‌دهد.

راهنمای عملیاتی مراقبت پیگیرانه در بهزیستی تدوین و به استان‌ها ابلاغ شده است و زیرساخت آن شامل اورژانس اجتماعی با ۳۹۱واحد ساختاری در سراسر کشور، بیش از ۶۰۰تیم سیار مداخله در بحران که شبانه‌روزی فعالیت می‌کنند و افزودن ۲۹ون آمبولانس جدید به ناوگان شبکه است؛ تیم‌هایی که هدفشان صرفاً کاهش موقت تنش نیست، بلکه عبور فرد از بحران و اتصال او به منابع حمایتی پایدار است.

سامانه‌ پیامکی ۲۰۰۰۰۱۲۳نیز برای دسترسی عادلانه‌ی افراد دارای محدودیت شنوایی و گفتاری فعال است و خطوط ۱۲۳و ۱۴۸۰با ظرفیت تخصصی خود پشتیبان این زنجیره‌اند...

در سطح توانمندسازی تخصصی نیز طی دو سال گذشته ۲۲۰روان‌شناس درمانگر در حوزه‌ خودکشی و ۲۷۰تسهیل‌گر محلی ب

رای آموزش مهارت‌های زندگی، جرأت‌ورزی و حل مسئله در محلات کم‌ برخوردار تربیت شده‌اند؛ ۶۰سوپروایزر خودکشی (با سهم دو نفر در هر استان) و مجموعاً ۵۰۰سوپروایزر آموزش دیده‌اند و امسال با همکاری سازمان امور اجتماعی کشور ۲۰۰درمانگر و ۸۰سوپروایزر دیگر به این شبکه افزوده می‌شوند.

همچنین برای حدود سه هزار نفر یارانه‌ برگه‌ مشاوره اختصاص یافته که به هر فرد امکان استفاده از ۱۰جلسه مشاوره را می‌دهد و با منابع وزارت کشور و بهزیستی، برنامه‌ی پوشش پنج هزار نفر دیگر نیز در دستور کار است.

البته باید صادقانه پذیرفت که در حوزه‌ی اطلاع‌رسانی چالش داریم.

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد در حالی که ۹۰درصد استفاده‌ کنندگان از خط ۱۴۸۰رضایت داشته‌اند، کمتر از ۱۰درصد مردم آن را می‌شناسند و آگاهی از اورژانس اجتماعی نیز به حدود ۳۰درصد محدود است؛ این یعنی سازوکار اطلاع‌رسانی نیازمند بازبینی بنیادین است و از تابو بودن موضوع نیز باید گذار کرد، چنان‌که رویکردهای بین‌المللی امروز بر ضرورت گفت‌وگوی صریح و کارشناسی در مجامع علمی و اطلاع‌رسانی عمومیِ ملاحظه‌محور تأکید دارند و پوشش بیمه‌ای خدمات روان‌شناختی نیز باید بعنوان یک مطالبه‌ ملی پیگیری شود.

سوم، افزایش کیفیت زندگی است؛ هم در بعد عینی و هم در بعد ذهنی.

اقتصاد رفاه و رویکرد قابلیت‌های «آمارتیا سن» نشان می‌دهد فقر، صرفاً کمبود درآمد نیست، بلکه محرومیت از توانایی‌های بنیادین زندگی است.

پژوهش‌های مقطعی متعدد، فقر و بدهی را با خطر خودکشی مرتبط دانسته‌اند؛ مدل سنجش کیفیت زندگی (چهارچوب گروه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت) نیز این مفهوم را بر دو پیکره‌ عینی (درآمد، مسکن، دسترسی به خدمات) و ذهنی (رضایت از زندگی، امید، معنا) استوار می‌داند و نظریه‌ انتگرال‌نگری "ادلر" نیز اهمیت احساس تعلق به جامعه و مشارکت فعال را در سلامت روان باز می‌یابد.

در این راستا، بهزیستی بعنوان متولی حمایت از جامعه‌ هدف هشت‌ میلیونی خود، برای جلوگیری از رانش طبقاتی به سمت پایین، در اوج بحران اقتصادی بالاترین میزان افزایش پرداختی‌ها را در تاریخ خود محقق کرد؛ بطوری‌ که نرخ رشد بودجه‌ سازمان از سقف تاریخی ۱.۷درصد به ۲.۴۳درصد رسید(رشدی بی‌سابقه که مستقیماً در افزایش مستمری‌ها و حمایت‌های مالی خانوارهای مددجو هزینه شد و هم بعد عینی کیفیت زندگی را ارتقا می‌دهد و هم از طریق کاهش ناامیدی اقتصادی، بر بعد ذهنی (امید به آینده و احساس دیده‌شدن از سوی جامعه) اثر می‌گذارد.

در چارچوب همکاری بین‌ بخشی، وزارت آموزش و پرورش نیز با غربالگری ۱۳میلیون و ۸۸۰هزار دانش‌آموز از نظر آسیب‌های روان‌شناختی مانند افسردگی، اضطراب و اختلال نقص توجه و بیش‌ فعالی، گامی بزرگ در پیشگیری سطح اول برداشته است؛ و امسال این غربالگری از سنجش صرف آسیب‌ها فراتر رفته و سنجش سرمایه‌های روان‌شناختی (شامل خودآگاهی، تاب‌آوری، ادراک حمایت خانواده، مدرسه و جامعه، امید به زندگی و همدلی) را هدف گرفته است. تدوین اطلس آسیب‌ها و سرمایه‌های روان‌شناختی، ارائه‌ توصیه‌های فرهنگی و ترویجی متناسب با نتایج غربالگری، راه‌اندازی میز رصد و پایش خودکشی برای شناسایی مدارس و مناطق پرخطر، پژوهش گسترده در جمعیت دانش‌آموزی و ثبت یکپارچه‌ موارد اقدام به خودکشی در "سامانه‌ی نماد"، حرکتی آگاهانه بسمت سیاست‌گذاری داده‌ محور است؛ امری که در ادبیات جهانی سلامت روان، پیش‌شرط هر برنامه‌ اثربخش شناخته می‌شود.

سخن پایانی آنکه پیشگیری مؤثر از خودکشی در سه سطح درهم‌ تنیده محقق می‌شود.

پیشگیری عمومی و ساختاری از طریق کاهش فقر و نابرابری، حمایت از خانواده، مقابله با خشونت و تقویت احساس امنیت و امید؛ شناسایی زود هنگام گروه‌ها و موقعیت‌های پرخطر و مداخله‌ سریع و تخصصی و مراقبت پیگیرانه‌ مستمر از افراد پس از اقدام. خودکشی حاصل تلاقی عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی است و پیشگیری از آن، مسئولیتی اجتماعی، نهادی و بین‌ بخشی است که تنها با هم‌افزایی نهادهای حاکمیتی، دانشگاهیان و مدنی ممکن می‌شود. هدف ما در بهزیستی، نه صرفاً عبور از بحران، بلکه توانمند سازی جامعه برای ساختن زیست‌بومی دوستدار انسان است؛ زیست‌بومی که در آن هر محله، شبکه‌ امنی برای صیانت از سلامت روان باشد، هر فرد پس از اقدام، بجای انزوا و طرد، با مراقبت حرفه‌ای و حمایت اجتماعی دوباره به زندگی برگردد و هر خانواده با تأمین معیشت و امید، بداند که جامعه در کنار اوست.

در چنین زیست‌ بومی است که سه ستون پیشگیری —تعلق، مراقبت و کیفیت زندگی— از شعار به تجربه‌ زیسته‌ هر ایرانی تبدیل می‌شود و شمار ستاره‌های خاموش در آسمان این سرزمین، هر سال کمتر از سال پیش خواهد بود.

* رییس سازمان بهزیستی کشور