شناسهٔ خبر: 79679176 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

نسبت قدرت، قانون و حاکمیت قانون از منظر علم توسعه

صاحب‌خبر -
 ️ دکتر اسماعیل خلفازاده
 دانش آموخته مدیریت توسعه

معمای توسعه در گرو نسبت قدرت و قانون
به‌عنوان یک کارشناس توسعه، وقتی نقشه‌ی فقر و ثروت را در جهان مرور می‌کنیم، به‌سرعت به این نتیجه می‌رسیم که رمز پیشرفت، نه در وفور منابع طبیعی که در کیفیت نهادها (Institutions) نهفته است. اما نهادها چگونه شکل می‌گیرند؟ هسته‌ی مرکزی هر نهاد کارآمد، رابطه‌ی نامرئی اما تعیین‌کننده‌ی «قدرت» و «قانون» است. در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه، ما قوانین مدون و فراوانی داریم، اما همچنان در تله‌ی توسعه‌یافتگی گرفتاریم. چرا؟ زیرا دچار یک خطای فاحش مفهومی شده‌ایم: «حاکمیت قانون» را با «حاکمیت به‌وسیله‌ی قانون» یکی پنداشته‌ایم. در این مقاله، از منظر چشم‌انداز توسعه‌ای، به واکاوی این دوگانه و پاسخ به معمای امروزیِ «قانونی‌سازی محدودیت‌ها» می‌پردازیم.

۱. تمایز بنیادین؛ جایی که مسیر توسعه از هم جدا می‌شود
در نگاه نخست، هر دو مفهوم به ظاهر به اجرای قوانین اشاره دارند، اما جهان‌بینی پشت صحنه‌ی آنها کاملاً متضاد است:
- حاکمیت به‌ وسیله‌ی قانون (Rule by Law):  در این رویکرد، قانون «ابزار» است و قدرت «هدف». دولت قانون را وضع می‌کند تا بر جامعه نظم تحمیلی داشته باشد، هزینه‌های معترضان را بالا ببرد، یا منافع ایدئولوژیک و سیاسی خود را تثبیت کند. در اینجا، قانون همچون چاقوی جراحی در دست قدرتی مطلق است که هر لحظه می‌تواند زاویه‌ی برش را تغییر دهد. قدرت در بیرون از قانون ایستاده و قانون را شکارچیانه به کار می‌گیرد.
- حاکمیت قانون (Rule of Law) اما در این رویکرد، قانون «محدودیت» است و قدرت «مکلف». اصل طلایی این است که نه تنها شهروندان، بلکه خودِ کارگزاران و حاکمان نیز باید در چهارچوب قواعدی حرکت کنند که پیش‌تر و به‌صورت عمومی وضع شده است. در حاکمیت قانون، قدرت باید بتواند در دادگاه پاسخگو باشد و هیچ کس، حتی بالاترین مقام اجرایی، فراتر از دایره‌ی عدالت قرار نمی‌گیرد.
از منظر توسعه، این تمایز دقیقاً مرز بین «کشورهای با ریسک سرمایه‌گذاری پایین» و «کشورهای با ریسک سیستماتیک بالا» را مشخص می‌کند. سرمایه‌گذار خارجی صرفاً به دنبال قوانینِ موجود نیست؛ او به دنبال «ثبات رویه‌ای» است؛ یعنی اطمینان از اینکه قوانین فردا به‌خاطر مصلحت دولتمردان تغییر جهت نخواهند داد.

۲. پاسخ به سوال محوری؛ آیا «قانونی‌سازیِ محدودیت‌ها» به معنای حاکمیت قانون است؟
حال پرسش اساسی امروز ما این است: اگر حکومت هر مانعی را ابتدا در قالب «ماده‌ قانون» بگنجاند و سپس مطابق همان اقدام کند، آیا به حاکمیت قانون دست یافته‌ایم؟
پاسخ کارشناسی «خیر» است. این پدیده را می‌توان «تله‌ی قانونی‌سازی قدرت» نامید. در این سناریو، قدرت از نرم‌افزار قانون به‌عنوان یک سپر دفاعی برای جلوگیری از نقد استفاده می‌کند، نه به‌عنوان مهارکننده‌ی خودسرانگی. برای روشن‌تر شدن، به سه شاخص توسعه‌ای توجه کنید:
۱. عمومیت و کلیت قانون (Generality): قانون واقعی باید کلی، انتزاعی و قابل تعمیم به همه‌ی موارد مشابه باشد. با این حال، زمانی که دولت محدودیت‌ها را به شکل قانون در می‌آورد، اغلب قوانین را به نحوی «شخصی‌سازی» یا «موردی» تدوین می‌کند که تنها شامل یک گروه خاص یا یک پروژه‌ی ویژه شود. توسعه به قوانین افقی نیاز دارد، نه قوانین عمودی.
۲. پیش‌بینی‌پذیری و عدم عطف‌به‌ماسبق‌شدن (Non-retroactivity): اگر قدرت بتواند هر محدودیتی را به‌طور ناگهانی به قانون تبدیل کند، به این معناست که «قواعد بازی» در حین رقابت تغییر می‌کند. در حوزه‌ی اقتصاد، این امر معادل با «مصادره‌ی تدریجی» سرمایه‌ها از طریق تغییر قوانین مالیاتی یا مالکیتی است. چنین وضعیتی نه‌تنها نوآوری را سرکوب می‌کند، بلکه اقتصاد را به سمت فعالیت‌های کوتاه‌مدت و رانت‌جویی سوق می‌دهد.
۳. نظارت قضایی مستقل (Judicial Review): در حاکمیت قانون، قوه‌ی قضائیه مسئول تفسیر نهایی قوانین است و می‌تواند مصوبات مغایر با اصول کلی حقوقی را ملغی کند. اما در سناریوی «قانونی‌سازی محدودیت‌ها»، قوه‌ی قضائیه عملاً به تأییدیه‌ای برای اراده‌ی قدرت تبدیل می‌شود. در این وضعیت، قانون به صورت یک مشروعیت ظاهری در می‌آید و دیگر جوهره‌ی عدالت را نمایندگی نمی‌کند.

 ۳. پیامدهای توسعه‌ای؛ تفاوت میان «نظم» و «عدالت»
بسیاری از دولت‌ها در کشورهای درحال‌توسعه، «نظم امنیتی» را با «حاکمیت قانون» اشتباه می‌گیرند. آنها بر این باورند که اگر خیابان‌ها خلوت و معترضان سرکوب شوند، توسعه محقق می‌شود. اما غافل از اینکه توسعه‌ی پایدار نیازمند «امنیت انسانی» است، نه صرفاً «امنیت نظامی». از منظر جامعه‌شناختی توسعه، زمانی که شهروندان احساس کنند قانون تنها ابزاری برای مهار آنان است و هرگز قدرت را مهار نمی‌کند، «قرارداد اجتماعی» شکسته می‌شود. اعتماد اجتماعی (سرمایه‌ی اجتماعی) که حیاتی‌ترین دارایی نامشهود هر کشوری به حساب می‌آید، از بین می‌رود. هزینه‌های مبادله در اقتصاد به شدت افزایش می‌یابد، زیرا مردم به جای اتکا به دادگاه‌ها، به دنبال ارتباطات سیاسی و واسطه‌ها می‌روند تا از دارایی‌های خود محافظت کنند، که این امر خود به تولید فساد سیستمیک منجر می‌شود.

 ۴. معیار سنجش برای کارشناسان توسعه؛ آزمایش «قدرت مقید»
به‌عنوان یک کارشناس، برای تشخیص حاکمیت قانون از شبح آن، همیشه از یک آزمون ساده استفاده می‌کنم: «آیا این قانون برای خودِ واضعان آن نیز دردسرساز است؟» اگر قانونی وضع شود که اجرای آن برای دولت هزینه‌های قضایی و اداری داشته باشد و دولت ناچار باشد برای رعایت آن، از بخشی از منافع آنی خود صرف‌نظر کند، ما در مسیر حاکمیت قانون هستیم. اما اگر قوانین صرفاً برای اعمال فشار بر شهروندان یا رقبای سیاسی طراحی شده باشند و دولت خود را مستثنی از آن بداند، ما در باتلاق حاکمیت به‌وسیله‌ی قانون غوطه‌وریم. توسعه‌ی واقعی وقتی رخ می‌دهد که قانون به مثابه «دیوارهای بتنی یک استخر شنا» باشد؛ شناگران (بخش خصوصی و مدنی) با خیال راحت دست‌وپا می‌زنند، زیرا می‌دانند دیوارها با هر موجی که خودشان ایجاد می‌کنند، جا به جا نمی‌شوند. اما اگر دیوارها بسته به سلیقه‌ی ناجی غریق (قدرت) عقب و جلو بروند، هر شناگری خواه ناخواه غرق خواهد شد.

نتیجه‌گیری؛ فراتر از صورت‌گرایی حقوقی
پاسخ به سوال ابتدایی این مقاله، محور اصلی مفهوم توسعه پایدار است. صرفاً تبدیل کردن محدودیت‌ها به قانون نه تنها حاکمیت قانون را به ارمغان نمی‌آورد، بلکه آن را به سخره می‌گیرد. حاکمیت قانون یک «فرایند» است و نه یک «محصول» این فرایند نیازمند نهادهای جامع، تفکیک واقعی قوا، رسانه‌های آزاد برای افشای تخلفات، و از همه مهم‌تر، فرهنگی است که در آن «قدرت» خود را مظهر قانون ببیند و نه از آن خودداری کند.
برای ما کارشناسان توسعه، خط قرمز روشن است: تا زمانی که نتوانیم بپذیریم که قانون می‌تواند بر اراده‌ی حاکمیتِ لحظه‌ای چیره شود، هر طرح توسعه‌ای، نقاشی روی آب خواهد بود. توسعه، فرزند «قدرت مقید» است؛ نه فرزند «قدرت مسلح به قانون». بیایید از امروز، به جای شمارش تعداد قوانین مصوب، به کیفیت «مقیدبودنِ قدرت» به آن قوانین بیندیشیم؛ چرا که این تنها راهِ عبور از کشورهای درحال‌توسعه به سوی جوامعی توسعه‌یافته، عادلانه و تاب‌آور است.

برچسب‌ها: