وهیچ ایرانی معمولی و دلآرامی را نمیتوان یافت که پس از شنیدن خبر شهادت «حضرت آقا»، زبان به دشنام نگشوده باشد و دشمنان ایران مقتدر را فحشباران نکرده باشد.
آری، حتی درختان نجیب این سرزمین هم پس از شنیدن خبر تلخ و وحشتناک آن حمله، دستهجمعی گریستند و با کلمات سبزی به آسمان گفتند: امروز پدر مهربان ما درختان سایهآفرین را کشتند تا «آتش» را در سرزمین آرامش، بر بام بیانتهای جنگلها و شهرها فرو بریزند و تمامیت آرامش وطن را به پاره پاره شعلههای آتش سوزان تبدیل کنند. اینک اگر در این فضای پرغم و پراحساس یک جامعه حقیقتا «عزادار» شده، رفته رفته «عقاب غیرتمند انتقام» به پرواز درآید و از اشک چشمها بالا رود. باید پرسید این عقاب غیرتی از کجا آمده است؟!
و به مصلحت امروز کشور نیست که «اندیشه انتقام» چرخنده گردد و از قلبی به قلب دیگر و از شهری به شهر دیگر حرکت کند. چرا باید در برابر تولد طبیعی و منطقی «اندیشه انتقام» موضع منفی گرفت و از جمال زیبای آن گریزان گشت. ملت و جامعهای که از یک هویت فاخر تاریخی و با قدمتی هزاران ساله برخوردار است در دل طوفانهای بزرگ و سهمگین، همیشه و همیشه «مقتدرانه» حرکت میکند و «مقتدرانه» به یک نیاز تاریخی و یک «تمنای ملی» پاسخ میدهد.
هرگونه پاسخ سیاسی یا پاسخهای توجیهگرانه به این «تمنای ملی ایرانی» در ضدیت با شخصیت ملی وطن است و از سیر تاریخی حق دورافتاده دورافتاده قرار میگیرد و به همین خاطر، سبب کاهش منزلت و شخصیت ایران و ایرانی میگردد.
سکوهای پروازی عقابهای انتقام را باید طراحی کرد و با آرایشی جهانی و پرهیبت آن را به میانه حقوق بینالملل فروپاشیده برد و جهان اندیشههای مظلوم و ضعیف نگاه داشته شده را دعوت به شادمانی «اجرای انتقام» ایرانی یا «انتقام بزرگ ایران» نمود.
پس از گذر خونین رمضان و گردنه خونبار دهم رمضان، تاریخ هویت فاخر ایران، گام در مدار عاطفه و تمنایی گذاشته است که باید دست و بازو و پنجه ستمگران جهانی را قطع کند و طعم خونین «اندیشه انتقام» را هر روز و هر هفته روی میز روسای جمهور ستمپیشه و خونخوار پهن کند تا انجمن جهانی مالکان فضای مجازی به این حقیقت برسند که اگر میخواهند در این جهان پردادوستد و پربازار و پرسود آرام رفت و آمد و کنند و بیرعب و ترس پای به جلسات کاریشان بگذارند، باید بر سر مزار ژنرال سلیمانی حاضر شوند و فقط و فقط، یک کلمه بگویند؛ یک کلمه درخشان: زندهباد ایران
انتقام، تمنای ملی ایرانیان
هیچ ایرانی نیکقلبی را نمیتوان دید که پس از انتشار یک خبر اندوهگینکننده، در دریای اندوه غوطهور نشده باشد؟! هیچ ایرانی وطنپرستی را نمیتوان یافت که پس از شنیدن حملههای جنگی به اقامتگاه رهبر ایران، به بالاترین درجه غضب و عصبانیت نرفته باشد؟!
هیچ ایرانی نیکقلبی را نمیتوان دید که پس از انتشار یک خبر اندوهگینکننده، در دریای اندوه غوطهور نشده باشد؟! هیچ ایرانی وطنپرستی را نمیتوان یافت که پس از...
صاحبخبر -