شناسهٔ خبر: 79674517 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: مهر | لینک خبر

سخنگوی جنبش مستقبل‌العداله یمن در گفتگو با مهر:

باب‌المندب برگ برنده صنعا؛ یمن به بازیگر بازدارنده منطقه تبدیل شده است

در بحبوحه تحولات امنیتی دریای سرخ و تشدید رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، جایگاه یمن در معادلات غرب آسیا دستخوش تغییر شده است.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل، یسری چراغی: در جغرافیای پرفرازونشیب جنوب غرب آسیا، کشوری با چهره‌ای کوهستانی و خطوط ساحلی ممتد، نقشی فراتر از مرزهای خود ایفا می‌کند. یمن، نه‌تنها یکی از کهن‌ترین تمدن‌های شبه‌جزیره عربستان را در خود جای داده، بلکه به واسطه تسلط بر تنگه باب‌المندب و کرانه‌های شرقی دریای سرخ، به یکی از نقاط کلیدی در معادلات تجارت جهانی و امنیت انرژی تبدیل شده است.

اهمیت این گلوگاه دریایی زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم بخش قابل‌توجهی از تجارت دریایی جهان از مسیر دریای سرخ و باب‌المندب عبور می‌کند؛ مسیری که اروپا را به آسیا و خاورمیانه متصل کرده و یکی از مسیرهای مهم انتقال انرژی و کالا میان شرق و غرب به شمار می‌رود.

از سوی دیگر، این منطقه همواره عرصه رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای بوده است. در دهه‌های اخیر، حضور نظامی آمریکا، بریتانیا و رژیم صهیونیستی در آب‌های پیرامون یمن، بخشی از معادلات امنیتی دریای سرخ را شکل داده است؛ اما تحولات سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از عملیات طوفان‌الاقصی و ورود نیروهای یمنی به معادلات دریای سرخ، نظم پیشین را با چالش مواجه کرده است.

امروز، یمن از یک کشور درگیر جنگ و بحران داخلی، به اهرمی استراتژیک در معادلات منطقه‌ای تبدیل شده است. انصارالله و نیروهای مسلح یمن با تکیه بر توانمندی‌های موشکی و دریایی خود نشان داده‌اند که موقعیت جغرافیایی این کشور می‌تواند به ابزاری برای تغییر محاسبات بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شود.

در این میان، هم‌راستایی راهبردی یمن با جمهوری اسلامی ایران و سایر جریان‌های مقاومت نیز بر اهمیت این کشور در معادلات غرب آسیا افزوده است؛ نقشی که در سال‌های اخیر از دفاع صرف فراتر رفته و در ادبیات جریان‌های یمنی، با مفهوم بازدارندگی فعال تعریف می‌شود.

در همین راستا، خبرنگار مهر در گفت‌وگویی اختصاصی با ابومهدی، سخنگوی جنبش مستقبل‌العداله یمن، ابعاد مختلف تحولات این کشور، روابط صنعا و ریاض، نقش آمریکا، جایگاه باب‌المندب، حمایت یمن از فلسطین و چشم‌انداز آینده جنگ و صلح در این کشور را بررسی کرده است.

خاطره جنگ؛ روایتی که از دهه‌ها پیش آغاز می‌شود

برای فهم نگاه امروز جریان‌های سیاسی یمن به عربستان، باید به سال‌های پیش از جنگ اخیر بازگشت؛ دورانی که اختلافات سیاسی و مرزی میان دو کشور، بارها تحت تأثیر تحولات داخلی یمن و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای قرار گرفت.

ابومهدی معتقد است مداخلات عربستان در یمن سابقه‌ای طولانی دارد و جنگ سال‌های اخیر را نمی‌توان جدا از این پیشینه تاریخی تحلیل کرد.

وی در تشریح این روایت می‌گوید: عربستان سعودی هر ۲۰ سال یک‌بار به یمن حمله کرده است. اولین بار در سال ۱۹۳۴ میلادی بخش‌هایی از خاک یمن را اشغال کرد، سپس در سال‌های ۱۹۵۴، ۱۹۷۴ و ۱۹۹۴ نیز با تحریک جنگ‌های داخلی و سیاسی، همواره درصدد تضعیف یمن برآمد.

سخنگوی جنبش مستقبل‌العداله حتی تحولات سیاسی سال ۱۹۹۴ را نیز در چارچوب همین رقابت منطقه‌ای تفسیر می‌کند و می‌گوید:توافق وحدت بین شمال و جنوب یمن در سال ۱۹۹۰ بدون هماهنگی با عربستان و امارات انجام شد که باعث ناراحتی آن‌ها شد و بلافاصله تلاش کردند با ایجاد تفرقه، ثبات یمن را برهم بزنند. این روایت در نهایت به یک نقطه کلیدی می‌رسد؛ جغرافیای یمن.

ابومهدی با بیان اینکه اهمیت سواحل یمن و باب‌المندب بخش مهمی از محاسبات بازیگران خارجی درباره این کشور را شکل داده است، می‌افزاید: هدف تاریخی عربستان، اشغال سواحل استراتژیک یمن و تسلط بر باب‌المندب بوده است، اما یمن مقاومت، این بار با هوشیاری کامل در برابر این نقشه‌ها ایستاده است.

یمن امروز؛ متفاوت از سال‌های ابتدایی جنگ

سال‌ها جنگ، محاصره و درگیری، اگرچه زیرساخت‌های یمن را با خسارت‌های گسترده مواجه کرده، اما به اعتقاد ابومهدی، همزمان موجب شکل‌گیری ظرفیت‌هایی شده که اکنون در محاسبات امنیتی منطقه نقش دارند.

او تحولات اخیر را نقطه عطفی راهبردی توصیف می‌کند و می‌گوید: ما از سال ۲۰۱۸ در آتش‌بس با عربستان به سر می‌بردیم اما عربستان نه‌تنها به تعهدات خود برای بازسازی و عقب‌نشینی عمل نکرد، بلکه با حمایت مالی و تسلیحاتی از گروه‌های وابسته، همواره درصدد تضعیف یمن بود.

تفاوت اصلی، از نگاه او، در توانمندی‌هایی است که یمن طی سال‌های جنگ به دست آورده است.ابومهدی تأکید می‌کند:یمن مقاومت، دیگر یمن سال‌های ابتدایی تجاوز نیست. ما امروز از قدرت موشکی، بازدارندگی دریایی و اشراف اطلاعاتی برخورداریم که معادلات را به نفع ما تغییر داده است.

با توجه به اینکه موقعیت یمن در مجاورت یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان، وزن تحولات این کشور را فراتر از مرزهایش برده است، وی با اشاره به همین مسئله هشدار می‌دهد:عربستان اگر بخواهد جنگی جدید را آغاز کند، با هزینه‌ای سنگین‌تر از گذشته مواجه خواهد شد؛ چراکه ما جنگ را به عمق استراتژیک آن‌ها، یعنی مناطق نفت‌خیز و تأسیسات حیاتی، منتقل کرده‌ایم.

وقتی پای آمریکا و دیگر قدرت‌ها به یمن باز می‌شود

روایت ابومهدی از جنگ یمن تنها به عربستان محدود نمی‌شود. در نگاه او، آنچه در این کشور رخ داده، بخشی از رقابت گسترده‌تر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر سر دریای سرخ و سواحل یمن است.

سخنگوی جنبش مستقبل‌العداله یمن، آمریکا را یکی از اصلی‌ترین بازیگران این میدان می‌داند و صراحتاً می‌گوید:بدون تردید، آمریکا پشت تمام تحرکات عربستان در یمن است.

به گفته ابومهدی، حضور آمریکا صرفاً در سطح پشتیبانی نظامی و اطلاعاتی باقی نمانده و وی مدعی حضور مستقیم نیروهای آمریکایی در مناطق راهبردی یمن است.او می‌گوید:آن‌ها نه‌تنها در حوزه اطلاعاتی و تسلیحاتی، بلکه با حضور فیزیکی در باب‌المندب، دریای سرخ، جزیره سقطری و حتی شهر عدن، مستقیماً در صحنه حضور دارند.

وی همچنین اظهار می‌کند: ارتباطات مستمری میان فرماندهان نظامی عربستان و آمریکا درباره حضور نیروهای اسرائیلی و انگلیسی در منطقه وجود دارد.

در نهایت، ابومهدی هدف این تحرکات را کنترل سواحل یمن می‌داند و تأکید می‌کند:هدف اصلی آمریکا و اسرائیل، اشغال سواحل استراتژیک یمن و تسلط بر تنگه باب‌المندب است، اما یمن امروز، با اتکا به قدرت بازدارندگی خود، این برنامه‌ها را خنثی کرده است.

ایران و یمن؛ همکاری راهبردی یا وابستگی؟

رابطه یمن با جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که در تحلیل تحولات این کشور همواره مطرح بوده است. منتقدان جریان‌های مقاومت یمن، این رابطه را نشانه وابستگی می‌دانند؛ در مقابل، جریان‌های نزدیک به مقاومت آن را نوعی همکاری و همگرایی راهبردی معرفی می‌کنند.

ابومهدی در پاسخ به این انتقادات، مرز مشخصی میان همکاری و وابستگی ترسیم کرده و اظهار می‌کند:اتهام وابستگی به ایران، روایتی تکراری و بی‌اساس است که خود وابستگان به عربستان آن را پرورش می‌دهند.

وی در عین حال استفاده از تجربه و توان ایران را رد نمی‌کند و می‌افزاید:ما از قدرت و تجربه ایران برای تقویت توان دفاعی خود استفاده می‌کنیم؛ اما تصمیمات ما کاملاً مستقل و مبتنی بر منافع ملی یمن است.

از نگاه او، رابطه تهران و صنعا در چارچوب گسترده‌تری تعریف می‌شود که محور آن مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی است.

ابومهدی عنوان می‌کند: همکاری ایران و یمن در حوزه نظامی، اطلاعاتی و سیاسی، یک همگرایی طبیعی بر اساس دشمنی مشترک با رژیم صهیونیستی و سلطه آمریکایی است.

وی از ساختار هماهنگی میان جریان‌های مقاومت خبر داده و اظهار می‌کند: پس از شهادت حضرت سیدعلی حسینی خامنه‌ای و با مدیریت جدید در محور مقاومت،هماهنگی بیشتری بین یمن، لبنان، عراق و ایران شکل گرفته که هماهنگی عملیاتی را به سطح بی‌سابقه‌ای رسانده است.

ابومهدی معتقد است این هماهنگی، معادلات گذشته را تغییر داده است:قبلاً هر گروه جداگانه عمل می‌کرد، اما امروز با وحدت میدان، بازدارندگی بی‌سابقه‌ای علیه دشمن ایجاد شده است.

فلسطین؛ وقتی یک مسئله خارجی به دغدغه‌ای داخلی تبدیل می‌شود

اما شاید مهم‌ترین تغییر در سیاست منطقه‌ای یمن طی سال‌های اخیر، نقش پررنگ‌تر مسئله فلسطین باشد؛ موضوعی که پس از جنگ غزه، بیش از گذشته به سیاست خارجی و امنیتی این کشور گره خورد و به یکی از محورهای اصلی مواضع رهبری یمن تبدیل شد.

ابومهدی می‌گوید حمایت از فلسطین برای یمن صرفاً یک مسئله ایدئولوژیک نیست:حمایت از فلسطین دیگر یک موضع عاطفی یا ایدئولوژیک صرف نیست؛ بلکه به یک اصل راهبردی در امنیت ملی یمن تبدیل شده است.

در این میان، او نقش رهبر یمن را در شکل‌گیری موج حمایت مردمی از فلسطین پررنگ می‌داند و معتقد است پیشنهاد وی برای حضور و حمایت عمومی از مردم فلسطین، زمینه‌ساز شکل‌گیری تجمعات و بسیج گسترده مردمی در این کشور شد.

به گفته ابومهدی، پیشنهاد رهبر یمن برای حضور مردم در حمایت از فلسطین، با استقبال گسترده جامعه یمن مواجه شد و جمعیت قابل‌توجهی در پاسخ به این پیشنهاد و در حمایت از مردم غزه به خیابان‌ها آمدند.

وی گفت: ما در جریان جنگ غزه، شاهد بودیم که نزدیک به یک میلیون نفر از مردم یمن در بسیج مردمی شرکت کردند و به میدان آمدند.

سخنگوی جنبش مستقبل‌العداله یمن ادامه می‌دهد:رهبر یمن پیشنهاد داد که مردم برای حمایت از فلسطین به میدان بیایند و مردم نیز از این پیشنهاد استقبال کردند. این حضور گسترده نشان داد که مسئله فلسطین در یمن فقط یک موضوع سیاسی نیست، بلکه به یک مطالبه عمومی تبدیل شده است.

در روایت ابومهدی، این حضور گسترده مردمی در نهایت بر تصمیمات سیاسی و امنیتی یمن نیز اثر گذاشت؛ به‌گونه‌ای که حمایت از فلسطین از سطح اعلام موضع فراتر رفت و به ورود مستقیم یمن به معادلات مرتبط با جنگ غزه انجامید.

وی می‌گوید: حمایت از مقاومت فلسطین، به معنای انتقال جنگ از داخل به خارج و تحمیل هزینه به دشمنان منطقه‌ای و بین‌المللی است.

به این ترتیب، در روایت سخنگوی جنبش مستقبل‌العداله، پیشنهاد رهبر یمن برای حضور مردم در حمایت از فلسطین، به یکی از عوامل مهم شکل‌گیری موج گسترده بسیج اجتماعی در یمن تبدیل شد؛ موجی که در ادامه، حمایت از غزه را از سطح یک موضع سیاسی به بخشی از کنش منطقه‌ای یمن تبدیل کرد.

راز تاب‌آوری یمن چیست؟

اگر یک ویژگی در روایت ابومهدی بیش از سایر مؤلفه‌ها تکرار می‌شود، تاب‌آوری است؛ مفهومی که او آن را نه فقط توان نظامی، بلکه ترکیبی از ظرفیت اجتماعی، اعتقادی و سیاسی می‌داند.

ابومهدی این مسئله را در سه عبارت خلاصه می‌کند: وحدت ملی، باور دینی و انتقال جنگ به خارج.

به اعتقاد او، همین تغییر در جغرافیای درگیری موجب شده است فشار جنگ از شکل سنتی خود خارج شود.

او می‌گوید:ما جنگ را از کوچه‌پس‌کوچه‌های یمن به اقیانوس‌ها و پایگاه‌های دشمن منتقل کرده‌ایم.

در ادامه، ابومهدی با مقایسه توان تحمل یمن با عربستان و امارات، مدعی می‌شود که جامعه یمن به دلیل تجربه طولانی جنگ، ظرفیت بیشتری برای تحمل فشار دارد.

او می‌گوید:یمن سابقه ۲۰ سال جنگ تحمیلی را دارد، در حالی که عربستان و امارات توان تحمل هزینه‌های طولانی‌مدت را ندارند.

سخنگوی جنبش مستقبل‌العداله همچنین ادعاهایی درباره وضعیت اقتصادی عربستان و امارات مطرح می‌کند؛ از جمله اینکه عربستان ۸ میلیارد دلار از صندوق بین‌المللی پول وام گرفته و امارات از آمریکا درخواست کمک مالی کرده است. در نگاه او، مسئله در نهایت به یک رقابت فرسایشی بر سر صبر بازمی‌گردد.

دو مسیر پیش روی یمن؛ توافق یا تشدید درگیری

در نهایت، وقتی بحث به آینده می‌رسد، ابومهدی سرنوشت تحولات یمن را به معادلات بزرگ‌تر منطقه، به‌ویژه رابطه ایران و آمریکا، پیوند می‌دهد اما از نگاه او، دلیل این ارتباط را باید در نقش آمریکا در سیاست منطقه‌ای عربستان جست‌وجو کرد.

ابومهدی معتقد است عربستان سعودی در تصمیم‌گیری برای ورود به جنگ، بازیگری کاملاً مستقل نیست و سیاست نظامی این کشور در قبال یمن تا حد زیادی تحت تأثیر تصمیمات و خواست آمریکا قرار دارد.

او می‌گوید: عربستان فی‌ذاته به خواست خودش وارد جنگ نمی‌شود بلکه به خواست آمریکا می‌جنگد. به همین دلیل، اگر میان ایران و آمریکا توافقی شکل بگیرد، می‌تواند بر رفتار عربستان در قبال یمن نیز تأثیر مستقیم داشته باشد.

بر همین اساس، او معتقد است آینده جنگ یمن را نمی‌توان صرفاً در چارچوب روابط صنعا و ریاض تحلیل کرد و می‌گوید: همه چیز به توافق احتمالی بین ایران و آمریکا بستگی دارد.

در سناریوی نخست، به اعتقاد او، توافق تهران و واشنگتن می‌تواند زمینه کاهش تنش‌های منطقه‌ای و در نتیجه کاهش فشار نظامی بر یمن را فراهم کند.

ابومهدی می‌گوید: اگر ایران و آمریکا به توافق برسند، جنگ در یمن فروکش خواهد کرد و عربستان ناچار به پذیرش توافقی شرافتمندانه با ما خواهد شد.

اما در سناریوی دوم، یعنی ادامه تقابل ایران و آمریکا و تشدید درگیری میان دو طرف، او آینده متفاوتی را ترسیم می‌کند: اگر جنگ ایران و آمریکا ادامه یابد، میدان یمن به کانون اصلی درگیری تبدیل خواهد شد و ما ناچاریم با قدرت بیشتری به عمق خاک عربستان ضربه بزنیم.

با وجود این، او تأکید می‌کند که گزینه مطلوب یمن، ادامه جنگ نیست و می‌گوید: ما برای هر دو سناریو آماده‌ایم؛ اما ترجیح ما، صلحی عزتمندانه است که در آن عربستان بهای جنایات هشت ساله خود را بپردازد و دست از حمایت گروه‌های داخلی بردارد.

ابومهدی میزان خسارتی را که از سوی عربستان متوجه یمن می‌داند نیز حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار عنوان می‌کند.

یمن در نقطه تغییر معادله

گفت‌وگو با ابومهدی، بیش از آنکه صرفاً روایتی از یک درگیری داخلی باشد، تصویری از نگاه بخشی از جریان سیاسی یمن به جایگاه جدید این کشور در منطقه ارائه می‌کند؛ نگاهی که در آن، یمن از یک کشور درگیر جنگ داخلی و خارجی، به بازیگری تبدیل شده که می‌تواند بر معادلات امنیتی پیرامون خود اثر بگذارد.

در این روایت، جغرافیای یمن و باب‌المندب، توانمندی‌های نظامی، تجربه سال‌های جنگ، بسیج اجتماعی و پیوند با جریان‌های همسو در منطقه، مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت جدید یمن هستند.

واقعیت اما این است که موقعیت یمن در سال‌های اخیر تغییر کرده است. جنگ غزه، تحولات دریای سرخ و درگیری مستقیم با آمریکا و انگلیس، جایگاه این کشور را در محاسبات منطقه‌ای برجسته‌تر کرده و نشان داده است که تحولات یمن دیگر صرفاً مسئله‌ای داخلی نیست.

اکنون آینده این کشور در تقاطع چند پرونده بزرگ قرار گرفته است؛ رابطه با عربستان، تحولات دریای سرخ، جنگ غزه، مناسبات ایران و آمریکا، حضور قدرت‌های خارجی و وضعیت داخلی یمن.

به همین دلیل، حتی اگر مسیر آینده به سمت مذاکره و کاهش تنش حرکت کند، بازگشت یمن به جایگاه پیش از جنگ بعید به نظر می‌رسد؛ چراکه سال‌ها درگیری، این کشور را وارد معادلاتی کرده است که دامنه آن از مرزهای یمن تا باب‌المندب، دریای سرخ و ساختار امنیتی غرب آسیا امتداد یافته است.

یمن امروز دیگر تنها یک میدان جنگ نیست؛ به یکی از نقاطی تبدیل شده که در آن، بخشی از آینده نظم امنیتی جدید خاورمیانه در حال شکل‌گیری است.