وسط روزمرگیها و دویدنهای بیپایان هفته، چهارشنبه که میرسد انگار ترمز دل کشیده میشود. چهارشنبه برای ما یک نشانی است برای قرار عاشقی با امامی که از هر کجای این خاک، سلامش کنی، بوی مهربانیاش را حس میکنی. عادت کردهایم آقا را با پناه دلشکستگان و ضمانت آهو به یاد بیاوریم، اما تمام ماجرا این نیست.
پشت این چهره پر از رأفت و امیدی که در صحن و سرایش آرام میگیریم، تدبیری شگرف و سیاستی مؤمنانه نشسته بود؛ امامی که در اوج فریبکاری و پیچیدگی دربار خلافت، چنان با حکمت و شجاعت رفتار کرد که هیمنه قدرتهای پوشالی زمانه فروریخت و حقیقت امامت آشکار شد.
برای اینکه زیارتمان عمیقتر از یک سلام ظاهری شود و بدانیم این امام مهربان چگونه در زمین سیاست و حکومتداری معادلات ظالمان را به هم زد، با حجتالاسلاموالمسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به گفتوگو پرداختهایم تا زاویهای دیگر از منظومه فکری و سیاسی شمسالشموس (ع) را مرور کنیم.
چرا حضور امام رضا (ع) در عرصه سیاست و مواجهه با حاکمیت مأمون، یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ امامت به شمار میرود؟
زندگی امام رضا (ع) سرشار از ورود آگاهانه و راهبردی به عرصههای سیاسی است. ایشان از معدود امامانی هستند که مستقیماً درگیر رابطه سیاسی پیچیده با حاکمان زمان شدند و بر اساس مصالح عالیه اسلام، ناگزیر به حضور در ساختار قدرت دوره مأمون گشتند. این حضور، نه برای همرنگی با حاکمیت، بلکه برای بازتعریف مفهوم قدرت بود. اصل امامت امام رضا (ع) یکی از ابواب بنیادین کتاب عیون اخبار الرضا (ع) است و بابی دیگر در این اثر ارزشمند به علامات و ویژگیهای امام اختصاص دارد. در برخی روایات، امامت در معنای خاص و در برخی دیگر به معنای عام مطرح شده است که هر دو ساحت، نشاندهنده مرجعیت همهجانبه امام در هدایت جامعه است.
بر اساس آموزهها و روایات رضوی، چه ویژگیها و شاخصههایی برای یک پیشوای الهی در برابر حکومتهای پوشالی لازم است؟
بر اساس روایات متعددی که در کتاب عیون اخبار الرضا (ع) درباره صفات پیشوای الهی آمده است، برخورداری از علم لدنی، حکم، فهم عمیق، سخاوت و معرفت به نیازهای مردم در شرایط اختلاف، از ضروریات یک امام است. حُسن خلق و حُسن همجواری نیز در کنار این صفات، وجهه مردمی و اخلاقی قدرت الهی را نشان میدهد. در روایت دیگری از امام رضا (ع) تصریح شده است که امام باید «اعلمالناس، أَتقَیالناس، احکمالناس، اشجعالناس و اعبدالناس» باشد. این یعنی امام باید شجاعترین، باتقواترین و عالمترین فرد زمانه باشد تا بتواند در برابر قدرتهای پوشالی قد علم کند و مرعوب هیمنه ظاهری استکبار نشود.
استدلال حضرت رضا (ع) در مناظره تاریخی مرو پیرامون پیوند ناگسستنی دین و مسئله امامت چه بود؟
روایت شده است که امام رضا (ع) در مسجد جامع مرو و در روز جمعهای، زمانی که مردم در مورد مسئله امامت دچار اختلاف شده بودند، با قاطعیت فرمودند که این مردم نسبت به حقیقتی که باید میدانستند، فریب خوردهاند. ایشان با استناد به آیه اکمال دین «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ»، تأکید فرمودند که امامت تمام دین و کمال آن است. امام (ع) در آنجا پرسش تأملبرانگیزی را مطرح کردند که مگر میشود پیامبر اکرم (ص) در مورد امامت که ستون خیمه جامعه است، سخنی نگفته و ویژگیهای امام را تبیین نفرموده باشد؟ هر آنچه برای هدایت بشر نیاز بود، پیامبر (ص) در واقعه غدیر فرمود و امام را نصب کرد. همچنین با استناد به آیه ۱۲۴ سوره بقره و عهد الهی با حضرت ابراهیم (ع)، یادآور شدند که «لا یَنالُ عَهْدی الظَّالِمینَ»؛ یعنی امامت و رهبری جامعه هرگز به ستمکاران و ظالمان نمیرسد.
جایگاه حاکمیت الهی و ولایت در مشروعیتبخشی به احکام و فرایض دینی چگونه تبیین میشود؟
امام (ع) در توصیف دقیق امامت فرمودند که امامت، زمامداری دین و نظام مسلمین است. بر اساس این منطق، امامت اساس اسلام و مایه اصلی عزت مسلمانان به شمار میرود. حقیقت این است که اعمالی نظیر زکات، صیام، حج و جهاد تنها در پرتو امامت و ولایت است که موردقبول واقع میشوند. در واقع، زکات و خمس و مالیات را نمیتوان به حاکم جائر سپرد و جهادی که در رکاب حاکم ظالم باشد، مشروعیت ندارد. این امام است که باید حدود و قوانین الهی را اجرا کند؛ چرا که او «امینالله» در زمین و حجت بر بندگان است. او خلیفه خدا در بلاد است و تنها قدرت مشروع، قدرتی است که از این سرچشمه سیراب شود.
در سیره امام هشتم (ع)، مرزبندی میان قیامهای احساسی و قیامهای مبتنی بر بصیرت چگونه شکل گرفت؟
در باب ۲۵ کتاب عیون اخبارالرضا (ع) بحث قیام زید مطرح شده است.
پرسش این بود که آیا در دوره غیبت یا حضور امام، قیامها همیشه شرعی هستند؟ زمانی که امام رضا (ع) در مرو بودند، زید فرزند موسی بن جعفر را که به دلیل آتشزدن خانههای بنیعباس به زیدالنار معروف شده بود، نزد مأمون آوردند. مأمون با لحنی فریبکارانه به امام گفت که زید را بهخاطر برادری با شما بخشیدم و سعی کرد اقدام او را با قیام زید بن علی یکسان جلوه دهد. امام رضا (ع) با صراحت خطاب به مأمون فرمودند که این دو را با هم مقایسه نکن؛ چرا که قیام زید بن علی در برابر طاغوت و بر اساس بصیرت بود. او از عالمان آل محمد (ص) بود که برای رضای خدا قیام کرد و در این راه به شهادت رسید.
مؤلفه اصلی مشروعیت مبارزه علیه حاکمان جوراز منظر امام رضا (ع) چیست و این اصل چگونه در حدیث سلسلهالذهب بازتاب یافت؟
امام رضا (ع) فرمودند که از عموی خود شنیدهاند که خدا زید بن علی را رحمت کند، زیرا او اگر پیروز میشد، حکومت را به اهلش و به ما تحویل میداد. این نشان میدهد که در منطق رضوی، قیام علیه استکبار باید هدفمند و در راستای حاکمیت ولیَّ خدا باشد. امام رضا (ع) با صراحت و بدون تقیه در برابر مأمون مطرح کردند که حق حکومت منحصراً متعلق به ائمه (ع) است. حتی در روایت مشهور سلسله الذهب که در نیشابور قرائت شد، با بیان شرط «انا من شروطها»، امامت را شرط اساسی اعتقاد به توحید و رسیدن به رستگاری معرفی کردند تا نشان دهند هیچ قدرتی منهای ولایت، مشروعیت ندارد.
فلسفه و ضرورت پذیرش منصب ولایتعهدی از سوی امام رضا (ع) باوجود نامشروع بودن خلافت عباسی چه بود؟
مؤمنان آن زمان از حضرت درباره چرایی پذیرش این جایگاه سؤال میکردند، چرا که برایشان عجیب بود امام معصوم در کنار حاکم جائر قرار گیرد. این دقیقاً مشابه پرسشهایی است که درباره ورود علمای بزرگ در دورههایی نظیر صفویه به دربار مطرح میشود. پرسش مبنایی این است که آیا این حضور برای خوشگذرانی بود یا برای توسعه اسلام و دفاع از کیان تشیع؟ امام رضا (ع) به حکومت وارد شدند تا مصالح عالیه تشیع را تأمین کنند. همانگونه که امام کاظم (ع) به علی بن یقطین فرمودند که در دربار بمان و به شیعیان خدمتکن، امام رضا (ع) نیز این تهدید را به فرصتی برای ترویج معارف ناب تبدیل کردند.
امام (ع) در پاسخ به معترضانی که این جایگاه ظاهری را نقد میکردند، به کدام نمونههای قرآنی و تاریخی استناد فرمودند؟
فردی با لحنی تند به امام اعتراض کرد که چرا این منصب را پذیرفتی. امام (ع) از او پرسیدند که نبی برتر است یا وصی؟ کافر برتر است یا مشرک؟ آن فرد پاسخ داد نبی و مسلم. امام فرمودند عزیز مصر مشرک بود و یوسف (ع) پیامبر خدا، اما حضرت یوسف قائممقام یک مشرک شد تا مردم را از قحطی و نابودی نجات دهد. امام تأکید کردند که مأمون بهظاهر مسلمان است، با این تفاوت که یوسف (ع) خودش درخواست خزانهداری کرد، اما من توسط مأمون مجبور به پذیرش شدم. در مورد دیگری، شخصی به زهد امام خرده گرفت و ایشان پاسخ دادند که بین کشتهشدن و پذیرش این امر مخیر بودند و برای حفظ مصالح عالیه، مسیر سختتر را برگزیدند.
واکنش هوشمندانه امام رضا (ع) در برابر تعارف مأمون برای واگذاری خلافت چگونه پوشالی بودن قدرت عباسیان را اثبات کرد؟
روایتی بسیار عجیب و سیاسی از زبان اباصلت نقل شده که مأمون خطاب به امام رضا (ع) گفت فضل، ورع، زهد و تقوای شما از همه بیشتر است و شما برای حکومت از من شایستهتر هستید. امام (ع) در پاسخی هوشمندانه فرمودند که من عبد خدا هستم و زهد را برگزیدهام تا از شر دنیا رها شوم. امام خطاب به مأمون فرمودند اگر این خلافت حق توست، چه کارهای که بخواهی آن را به من ببخشی؟ و اگر حق تو نیست، باز هم اجازه نداری چیزی را که مال تو نیست به دیگری بدهی. این کلام، در واقع ابطال کل مشروعیت دستگاه خلافت عباسی بود و نشان داد که قدرت مأمون غصبی و پوشالی است.
تعیین شروط از سوی امام در پذیرش ولایتعهدی، چه نقشی در آشکارسازی چهره واقعی مأمون داشت؟
وقتی مأمون اصرار کرد که امام ولیعهد او شود، ایشان پاسخ محکمی دادند و از شهادت مظلومانه خود خبر دادند. ایشان فرمودند که من قبل از تو مقتول و مسموم از دنیا خواهم رفت و در غربت دفن میشوم. مأمون با فریبکاری مدعی شد تا زمانی که من زنده هستم کسی جرئت اسائهادب به شما را ندارد، اما امام با صراحت از جنایت آینده او پرده برداشتند. امام ولایتعهدی را پذیرفتند؛ اما با شرط عدم دخالت در عزل و نصبها، عملاً نشان دادند که نظام اجرایی مأمون را قبول ندارند و تنها برای حفظ کیان اسلام و هدایت امت در آن جایگاه قرار گرفتهاند.
از منظر عقلانی و فقه سیاسی، ضرورت وجود پیشوای الهی در جامعه چگونه تبیین میشود؟
روایتی داریم که در فقه سیاسی بسیار مورد استناد است؛ از امام رضا (ع) پرسیدند چرا خدا ولایت امر و امام را خلق کرد؟ ایشان پاسخ دادند که اگر امام نباشد، جامعه به هرجومرج و فساد کشیده میشود. وجود امام برای اجرای حدود و احکام الهی یک ضرورت اجتماعی است. دلیل دیگر، بنای عقلاست؛ ممکن نیست جامعهای شکل بگیرد و حاکم و قیم نداشته باشد. حال که حاکم لازم است، محال است خداوند سرنوشت بشر را رها کرده باشد.
در یک نگاه جامع، مهمترین درسی که سیره سیاسی و تمدنی امام هشتم (ع) برای جوامع امروز به همراه دارد چیست؟
امام رضا (ع) تأکید داشتند که اگر امام حافظ، زاهد و عابد نباشد، دین از بین میرود و سنت پیامبر (ص) نابود میگردد. در چنین شرایطی، ملحدین در دین انحراف ایجاد کرده و شبهات را گسترش میدهند. مردم همواره نیازمند هدایتگری هستند تا در دام هوای نفس، تشتت آرا و فساد سیاسی گرفتار نشوند. سیره رضوی به ما میآموزد که برای نابودی قدرتهای پوشالی، باید بر مدار امامت حرکت کرد و قدرت را تنها در مسیر بندگی خدا و خدمت به خلق تعریف کرد.