به گزارش همشهری آنلاین، شهر تهران که پس از ویرانی تمدن ری، ارج و قرب بیشتری پیدا کرد، دارای قنات های فراوان بوده و هست که تعداد آن را بیش از ۵۰۰ رشته برآورد کردهاند. با این حال شمار اندکی از ایرانیان و ساکنان تهران از این موضوع اطلاع دارند. نهصد و هفتاد و سومین شب از شبهای بخارا با عنوان «شب قناتهای تهران» به رونمایی از شماره اخیر فصلنامه «صنوبر» که بهطور ویژه به موضوع قنات در ایران پرداخته است، اختصاص یافت.شبهای بخارا به همت علی دهباشی، پژوهشگر برگزار میشود.
- بیشتر بخوانید: شب قنات مجله بخارا | روایت عاشقانه ای از تمدن ایرانی
قنات یعنی امیدداشتن به بخشایش مادر زمین
در ابتدای نشست، مدیر مسئول و صاحب امتیاز فصلنامه صنوبر با اشاره به اینکه قنات کاملترین استعاره برای زندگی ایرانیان است، گفت: «ایرانیان آب را نمیدیدند، اما به بودنش ایمان داشتند. میدانستند جایی زیر این خاک در تاریکی زمین رگی از زندگی جاری است. سپس با حوصله صبر دقت و بدون طمع راهی برای رسیدن به آن پیدا میکردند. قنات فقط یک سازه مهندسی نیست، قنات روایت یک نوع نگاه به زندگی است. نگاه نسلی که میدانست طبیعت را نمیشود شکست داد. باید آن را شناخت و همراهش شد. میدانست آب را نمیشود برای همیشه مصرف کرد، باید با آن زندگی کرد و مهمتر از همه میدانست بعضی دستاوردها برای یک آنچه امروز میسازی برای آیندگان هم هست.»

مانیا شفاهی ادامه داد: «قناتها فقط آب نیاوردند بلکه شهر و روستا ساختند کشاورزی را ممکن ساختند آدمها را کنار هم نشاندند و به زندگی در سرزمینی کم آب معنا دادند. از قنات های تهران گرفته تا معماری و عدالت اجتماعی از میراث فرهنگی و حقوق بین المللی تا فناوریهای جدید برای شناخت آبهای زیرزمینی. کسی که اولین چاه را میکند هنوز آب رو نمیبیند. شاید کیلومترها باید پیش برود تا آب پدیدار شود. به چیزی فراتر از آنچه چشم میبیند اعتماد دارد به گشاده دستی مادر زمین. ما در این سالها گاهی مجبور شدهایم در تاریکی جلو برویم با نگرانی با رنج و خستگی بسیار با دنیایی از سوالهای بی جواب اما شاید یکی از مهمترین درسها این باشد که آب همیشه روی زمین دیده نمیشود گاهی زندگی امید و روشنایی آینده زیر لایههای سخت و تیره روزگار پنهاناند. قنات از دل خاک میآید اما حرفش درباره آینده است. در این شماره از فصلنامه صنوبر، کمی کنار این آب پنهان بنشینیم به صدای آن گوش کنیم و از خودمان بپرسیم ما از گیاهان خود چه چیزی به ارث برده ایم و چه چیزی قرار است به آیندگان تحویل دهیم. بیایید باور کنیم که هرچند آب کم است هر چند راه سخت است اما هنوز میشود به بخشایش زمین امیدوار بود. هنوز میشود راهی ساخت. هنوز میشود چیزی را برای فردا نگه داشت و شاید امید همین باشد اینکه با وجود همه تاریکیها هنوز دست از کندن برنداریم آب اگر راهش را پیدا کند میآید و ما هم شاید هنوز بتوانیم راهمان را پیدا کنیم.»
مانیا شفاهی
میراثی که هنوز نفس میکشد
دکتر علی اصغر سمسار یزدی، پیشکسوت حوزه مطالعات قنات و مدیر سابق آب منطقه ای یزد با اشاره به زندگی خانوادگی خود در ادامه نشست گفت: «قنات برای من فقط یک سازه تاریخی نیست. بخشی از زندگی و خاطرات خانوادگی من است. پدربزرگ من نیز قناتی احداث کرد که متأسفانه امروز غیرفعال است و در کنار آن آبادیای ایجاد شد که همچنان وجود دارد. این آبادیها معمولاً به کشاورزان محلی اجاره داده میشدند و درآمد حاصل از آن، هم هزینههای زندگی مالک را تأمین میکرد و هم امکان سرمایهگذاریهای بعدی را فراهم میآورد. بسیاری از روستاها، بهویژه در مناطق مرکزی ایران، به همین شیوه شکل گرفته و اداره میشدند.»
او در ادامه افزود: «سالها بعد، زمانی که در فرانسه مشغول تحصیل در مقطع دکتری بودم و در زمینه مدلسازی و شبیهسازی کار میکردم، یک روز برای استادم توضیح دادم که در ایران سازهای داریم که از نظر اصول انتقال آب و استفاده از نیروی طبیعی، شباهتهایی با موضوعات مورد مطالعه ما دارد. وقتی درباره قنات برای او توضیح دادم، بسیار تعجب کرد و گفت که چه انسانهای هوشمندی بودهاند که چنین سیستمی را طراحی کردند. هرچه بیشتر در زمینه قنات مطالعه و کار کردم، بیشتر متوجه شدم که با یک سازه ساده برای انتقال آب مواجه نیستیم؛ قنات دنیایی گسترده است که از جنبههای فنی و سازهای گرفته تا میراث معنوی، نظام اجتماعی، کشاورزی، اقتصاد و حتی شکلگیری شهرها، حرفهای زیادی برای گفتن دارد.» او اکنون حدود یک سال و نیم است که روی مستندسازی سازههای تاریخی آبی کار میکند. در این پروژه، به سراغ افراد سالخورده میرود که هنوز حافظه و تجربهای ارزشمند درباره نظامهای سنتی آب و قنات در اختیار دارند.
به گفته او، از نظر جغرافیایی میتوان قناتها را به سه گروه اصلی تقسیم کرد: قناتهای کوهستانی، نیمهکوهستانی و دشتی. قناتهای کوهستانی معمولاً کوتاهترند و آبدهی آنها وابستگی بیشتری به نوسانات بارندگی دارد. قناتهای نیمهکوهستانی وضعیت نسبتاً باثباتتری دارند و قناتهای دشتی معمولاً طول بسیار بیشتری دارند و گاهی طول آنها به دهها کیلومتر میرسد. بخش زیادی از قناتهای دشتی امروز به دلیل افت سطح آب زیرزمینی غیرفعال شدهاند. زمانی که سطح آب سفره زیرزمینی پایینتر از کف راهرو یا مادرچاه قنات قرار بگیرد، دیگر امکان زهکشی طبیعی آب به وسیله قنات وجود ندارد. با این حال، قناتهای کوهستانی و نیمهکوهستانی همچنان میتوانند در مناطقی که بارندگی مناسب دارند، فعال باشند. بهویژه در مناطقی که میزان بارندگی سالانه حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر یا بیشتر است، اگر شرایط زمینشناسی مناسب باشد، قناتها همچنان قابلیت ادامه فعالیت دارند.
دکتر سمسار گفت: «رابطه شهر و قنات در گذشته، رابطهای ارگانیک بود. قنات آب شهر را تأمین میکرد و مردم نیز برای حفظ آن احساس مسئولیت داشتند. حریم قنات رعایت میشد، عملیات لایروبی انجام میگرفت و منابع مالی مورد نیاز برای نگهداری آن تأمین میشد. از سوی دیگر، معماری شهر نیز تحت تأثیر قنات شکل میگرفت. آبانبار، آسیاب، حمام، پایاب و بسیاری از سازههای دیگر، مستقیم یا غیرمستقیم با نظام قنات ارتباط داشتند. حتی در شکلگیری برخی شهرها میتوان ردپای قنات را دنبال کرد. ابتدا قناتی حفر میشد، در اطراف آن امکان کشاورزی و سکونت شکل میگرفت، سپس قنات دیگری ایجاد میشد و بهتدریج این سکونتگاهها گسترش پیدا میکردند، محلهها به یکدیگر متصل میشدند و شهر شکل میگرفت. امروز قناتهای کشور با چالشهای متعددی روبهرو هستند. بخشی از این چالشها به خود سازه مربوط میشود. در قناتهای غیرفعال، بهتدریج سقف و بدنه راهروها ریزش میکند و سازه از بین میرود. در برخی موارد نیز فعالیتهای انسانی بدون اطلاع از وجود قنات در زیر زمین، باعث تخریب آن میشود. با وجود همه این مشکلات، آینده قنات را نمیتوان کاملاً تاریک دانست. در مناطق کوهستانی و نیمهکوهستانی، همچنان قناتهایی وجود دارند که میتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. برای نمونه، در دامنههای شیرکوه، روستاهای زیادی وجود دارند که کشاورزی آنها همچنان بر پایه قنات استوار است. اگر این قناتها مورد حمایت قرار گیرند و جامعه محلی برای نگهداری آنها تشویق شود، میتوان به تداوم فعالیتشان امیدوار بود. قنات را نباید فقط به عنوان یک میراث تاریخی در موزهها و کتابها دید. بخشی از قناتهای ایران هنوز میتوانند در مدیریت آب، کشاورزی، زیستبوم و حتی توسعه پایدار مناطق خشک و نیمهخشک نقش داشته باشند. حفاظت از آنها، در واقع حفاظت همزمان از یک میراث فرهنگی و یک تجربه ارزشمند مدیریت منابع آب است.»
منظومه زنده از آب، فرهنگ و زندگی
پژوهشگر آب و محیط زیست در ادامه نشست با نشان دادن کلاه سفید مخصوص مقنیهای قنات گفت: «مقنیها پیش از ورود به قنات، لباسی سفید بر تن میکردند و کلاه سفید میگذاشتند. آنها میدانستند که ممکن است دیگر از دل زمین بیرون نیایند. در برخی مناطق، حتی پیش از ورود به قنات، آیین خاصی داشتند و با خواندن شهادتین، آماده ورود به راهروهای تاریک و پرخطر میشدند. این لباس سفید، بخشی از فرهنگ و آیین حرفهای مقنیها بود؛ حرفهای که با آب، زندگی و البته مرگ گره خورده بود. امروز جای بسیاری از این مقنیها خالی است؛ اما میراثی که آنها برای ما به جا گذاشتهاند، هنوز در زیر شهرها و روستاهای ایران جریان دارد. قنات برای من فقط یک سازه آبی نیست. وقتی درباره قنات و آب صحبت میکنم، در واقع درباره یک منظومه زیستی حرف میزنم؛ منظومهای که آب، کشاورزی، انسان، شغل، گیاه، جانور، معماری و فرهنگ را به یکدیگر متصل میکرد.»
مونا مسعودی آشتیانی قنات را یک زبان مشترک جهانی دانست و ادامه داد: «اگرچه ایران خاستگاهها قنات بوده، اما این شیوه انتقال و بهرهبرداری از آب به نقاط مختلف جهان راه پیدا کرده است. امروز نمونههایی از قنات را در بخشهایی از آسیا، آفریقا و حتی قاره آمریکا میتوان مشاهده کرد. جالب اینکه قنات در کشورهای مختلف با نامهای متفاوتی شناخته میشود. در پژوهشهای انجامشده، برای آن بیش از ۳۰ نام متفاوت پیدا کردهام. حتی در زبان فارسی نیز در گذشته برای قنات واژههایی به کار میرفته که نشان میدهد این سازه تا چه اندازه با فرهنگ ایرانی پیوند داشته است. وقتی یک قنات از بین میرود، فقط یک کانال زیرزمینی از دست نمیرود. نظامی که در اطراف آن شکل گرفته نیز آسیب میبیند. نظام شغلی مقنیها، کشاورزی، باغها، درختان، گیاهان و حتی زیست جانوری، همه بخشی از این زنجیره هستند. وقتی آب از یک منطقه حذف میشود، این زنجیره نیز بهتدریج از هم میگسلد. به همین دلیل، حفاظت از قنات باید با نگاه به کل این منظومه انجام شود، نه صرفاً با نگاه به یک سازه تاریخی.»
به گفته او، نظام سنتی مدیریت قنات نیز بر مشارکت مردم استوار بود. مالکیت قناتها شکلهای مختلفی داشت؛ برخی خصوصی بودند، برخی وقف شده بودند و برخی نیز مالکیت دولتی داشتند. در شهرهایی مانند تهران نیز گروههای مختلفی در مالکیت و بهرهبرداری از قناتها نقش داشتند.
در گذشته، مردم خود را بخشی از نظام مدیریت آب میدانستند. نگهداری، لایروبی و حفاظت از قنات بخشی از مسئولیت اجتماعی آنها بود. اما امروز این پیوند تا حد زیادی از بین رفته است.
مسعودی آشتیانی ادامه داد: «تهران قدیم را میتوان یک «شهر کاریزی» دانست؛ شهری که بخش مهمی از آب مورد نیاز آن از طریق قنات تأمین میشد و باغهای فراوانی در آن وجود داشت. اگر امروز در بخشهایی از تهران جستوجو کنیم، هنوز میتوان بقایای این شبکه زیرزمینی را مشاهده کرد. بخشی از قناتها مسدود شدهاند، بخشی از بین رفتهاند و برخی هنوز زندهاند و حتی قابلیت بهرهبرداری دارند. مشکل اصلی تهران این است که توسعه شهری عمدتاً بر سطح زمین متمرکز شده و آنچه در زیر سطح قرار دارد، در بسیاری از موارد در برنامهریزی شهری دیده نشده است. در طراحی و توسعه شهر، خیابان، ساختمان، پارک و سایر عناصر سطحی دیده شدهاند، اما شبکههای زیرزمینی آب و قنات که بخشی از زندگی تاریخی شهر را شکل دادهاند، کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. به بیان ساده، شهر را بدون توجه به زیرزمین آن طراحی کردهایم؛ در حالی که زیر پای تهران، شبکهای از مویرگهای آبی وجود دارد که زمانی بخشی از حیات شهر به آنها وابسته بود.»
امروز در ایران ۱۱ قنات در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند و بیش از ۱۰۰ قنات نیز در فهرست میراث ملی کشور قرار دارند. بسیاری از این قناتها قابلیت بازدید گردشگران را دارند و میتوانند بخشی از ظرفیت گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران باشند. این تعداد البته تنها بخشی از ظرفیت واقعی کشور است. قناتهای دیگری نیز وجود دارند که در صف ثبت قرار دارند و هنوز میتوان برای شناسایی و حفاظت از آنها اقدام کرد. او در پایان گفت: «اگر قرار است قنات حفظ شود، باید نگاه ما به شهر، آب و میراث فرهنگی نیز تغییر کند. قنات را نمیتوان در یک گوشه از مدیریت میراث فرهنگی قرار داد و انتظار داشت مشکل آن حل شود. قنات با آبخوان، کشاورزی، معماری، محیطزیست، شهرسازی، گردشگری، فرهنگ و زندگی مردم ارتباط دارد. بنابراین حفاظت از آن نیز نیازمند یک نگاه یکپارچه است. قنات، روایت هزاران سال تلاش انسان ایرانی برای ساختن زندگی در سرزمینی کمآب است؛ روایتی که هنوز زیر پای شهرها و روستاهای ما ادامه دارد و اگر درست از آن حفاظت کنیم، میتواند بخشی از آینده ایران نیز باشد.»
ردپای آب در اسناد تاریخی تهران
نویسنده کتاب اطلس تهران قدیم و پژوهشگر نقشهها و اطلاعات مکانی تهران در مورد مقاله خود در این شماره مجله صنوبر با عنوان بحران آب در اوایل سلطنت ناصرالدینشاه و وقف قنات ناصری(آب شاه) صحبت کرد و نکاتی را راجع به چالشهای مطالعه اسنادی عوارض و آثار طویل با اشاره به رودخانهها و قناتهای تهران مطرح کرد. او گفت: «بحث قنات فقط به سازهای زیرزمینی برای انتقال آب محدود نمیشود؛ ردپای قناتها را میتوان در اسناد ملکی، نقشهها، نام محلهها، رودخانهها، باغها و حتی ساختار اجتماعی شهرها دنبال کرد. مطالعه تاریخی قناتها اما همیشه ساده نیست، چراکه یک رودخانه یا قنات ممکن است در طول زمان نامهای متعددی پیدا کند و مسیر آن نیز بر اثر توسعه شهری تغییر کرده باشد. پژوهشگران برای شناسایی این شبکههای آبی، ناچارند هزاران سند تاریخی را کنار هم قرار دهند و با تطبیق آنها، تصویری از تهران گذشته به دست آورند. در این پژوهش بر مطالعه اطلاعات مکانی تهران متمرکز است و پژوهشگران برای شناخت گذشته شهر، اسناد ۳۵۳ محله تهران را در پهنهای حدود ۶۲۵ کیلومترمربع بررسی کردهاند. پژوهشگران ابتدا به سراغ اسناد تاریخی میروند و آنها را بدون تکیه بر نتایج پژوهشهای پیشین گردآوری و سپس با یکدیگر تطبیق میدهند. در این مطالعات تاکنون حدود ۲۲ گونه سند مورد استفاده قرار گرفته است؛ از نقشه، کروکی، عکسهای هوایی و تصاویر ماهوارهای گرفته تا مبایعهنامهها، فرمانها، اسناد قضایی، مالیاتی و ثبتی. عکسها، تصاویر ترسیمی، روزنامهها، سفرنامهها، گزارشها، نرخنامهها و راهنماهای مشاغل و شهر نیز بخشی از این مجموعه اسناد هستند. هدف این است که با تطبیق اسناد متعلق به دورههای مختلف، مشخص شود در هر محله چه املاک و عناصر طبیعی و انسانی وجود داشته و این عناصر در طول زمان چه تغییراتی کردهاند. یکی از نمونههای مورد مطالعه، محله مهران است؛ محدودهای که امروز خیابان شهید عراقی و خیابان خواجه عبدالله انصاری را دربرمیگیرد. در نگاه امروز، این محدوده تقریباً بهطور کامل با ساختمانها پوشیده شده است، اما بررسی اسناد تاریخی نشان میدهد در گذشته، شبکهای از رودخانهها و مسیرهای آبی در آن جریان داشته است. یکی از این مسیرها با نامهای مختلفی در اسناد دیده میشود. مسیری که در بخشی «مبارکآباد»، در بخش دیگری «اصفهانک» و در جایی دیگر «دولاب» نامیده شده است. در کنار آن، مسیر مهران، مسیر چاله، مسیر دربند و مسیر محمودیه نیز وجود داشتهاند. به همین دلیل، برای تطبیق اسناد ملکی نمیتوان صرفاً به نام یک رودخانه اکتفا کرد. پژوهشگر باید تشخیص دهد هر نام در هر سند دقیقاً به کدام بخش از یک شبکه آبی اشاره دارد. قناتها نیز همین پیچیدگی را دارند. یک قنات ممکن است نام بانی، واقف یا مالک خود را بگیرد و اگر بعدها شخص دیگری آن را بازسازی کند، نام آن تغییر کند. گاهی نیز نام قنات از مقصد یا محلی که آب به آن میرسیده گرفته شده است. بررسی این اسناد نشان میدهد یک قنات میتوانسته چند رشته و شاخه داشته باشد و هرکدام در بخشی از مسیر با نامی متفاوت شناخته شوند.»
رضا شیرازیان
رضا شیرازیان ادامه داد: «این پژوهشها در نهایت به یک مسئله مهم درباره شهر تهران میرسند: تهران امروز فقط آن چیزی نیست که روی سطح دیده میشود. شبکههای قنات و رودخانههای تاریخی بخش مهمی از ساختار طبیعی و تاریخی شهر را تشکیل میدادهاند، اما توسعه شهری بخش زیادی از این شبکه را از دید خارج کرده است. امروز ممکن است در محلهای هیچ نشانهای از یک رودخانه یا قنات تاریخی دیده نشود، در حالی که اسناد نشان میدهند همان محدوده زمانی بخشی از یک شبکه گسترده آبی بوده است. به همین دلیل، شناخت تهران تاریخی بدون مطالعه زیرسطح آن ناقص است. نقشههای شهری اگر فقط سطح شهر را ببینند، بخش مهمی از تاریخ شکلگیری محلهها، باغها، املاک و حتی الگوی سکونت را از دست خواهند داد. شناخت این شبکه پنهان، میتواند در حفاظت از میراث آبی تهران نیز اهمیت داشته باشد؛ میراثی که بخش زیادی از آن دیگر روی زمین دیده نمیشود، اما ردپایش هنوز در اسناد تاریخی باقی مانده است.
تهران را بدون مسیر آب نمیتوان شناخت
فاطمه خدادی آق قلعه، معمار و مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه شناخت ساختار فضایی تهران بدون شناخت مسیرهای آب و شبکه قناتهای آن ممکن نیست، گفت: «شهر امروزی را معمولاً با خیابانها، میدانها و ساختمانهایش میشناسیم، اما زیر این لایه، شبکهای از مسیرهای آب وجود داشته که در شکلگیری و توسعه تاریخی تهران نقش مهمی داشته است. قناتها نیز صرفاً شبکهای برای انتقال آب نبودهاند؛ بلکه بخشی از ساختار اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی شهر به شمار میرفتهاند. پژوهشگران معتقدند اگر قنات تنها بهعنوان یک شبکه آبرسانی مطالعه شود، بخش مهمی از کارکرد تاریخی آن نادیده گرفته میشود. این شبکهها با باغها، کشاورزی، سکونت، اقتصاد و زندگی اجتماعی شهر پیوند داشتهاند و شناخت آنها میتواند بخشی از تاریخ شکلگیری تهران را روشن کند.»
او در ادامه به یکی از روایتهای تاریخی مطرحشده درباره فتح تهران اشاره کرد و ادامه داد: «بر اساس این روایت، آقامحمدخان قاجار هنگام ورود به تهران با حصار و ساختار دفاعی شهر مواجه شد و با توجه به دشواری عبور از استحکامات، مسیرهای زیرزمینی و قناتها را راهی برای ورود به شهر در نظر گرفت. این روایت، فارغ از میزان انطباق آن با شواهد تاریخی، نشان میدهد که قناتها در ذهن و حافظه تاریخی تهران فقط تأسیسات انتقال آب نبودهاند و بخشی از ساختار فضایی و زیرزمینی شهر را تشکیل میدادهاند. بسیاری از پایتختهای جهان در کنار رودخانههای پرآب شکل گرفته و در امتداد آنها توسعه یافتهاند، اما تهران از ابتدا چنین شرایطی نداشت. توسعه تهران پس از انتخاب بهعنوان پایتخت، تا حد زیادی بر پایه شبکه قناتها و مسیرهای آبی موجود پیش رفت. به همین دلیل، آب را باید یکی از عناصر اصلی در شناخت روند گسترش تهران دانست. باغها، مسیرهای آب و قناتها در کنار یکدیگر، بخشی از ساختار فضایی شهری را شکل میدادند و توسعه شهر نیز با این شبکه ارتباط داشت. امروز نیز بخشی از پژوهشهای شهری و گردشگری به شناسایی همین مسیرهای تاریخی اختصاص یافته است؛ مسیرهایی که میتوانند تصویری متفاوت از تهران گذشته ارائه دهند. پیشینیان با شناخت زمین، شیب، مسیر آب و ویژگیهای طبیعی، مسیر قنات را بهگونهای انتخاب میکردند که امکان تداوم حیات و سکونت فراهم شود. امروز نیز شهرهای مدرن برای ادامه حیات خود نیازمند شناخت دقیق همین محدودیتها و ظرفیتهای طبیعی هستند. در واقع، مسئله این نیست که تهران دوباره به شهر قناتی تبدیل شود؛ مسئله این است که بدانیم طبیعت چه محدودیتهایی برای توسعه شهر ایجاد میکند و چگونه میتوان با شناخت آنها، مسیر مناسبتری برای ادامه زندگی شهری پیدا کرد. تهران معاصر حاصل توسعهای گسترده بر سطح زمین است، اما بخشی از منطق شکلگیری تاریخی آن در زیر سطح شهر قرار دارد. مسیرهای قنات، رودخانهها و دیگر عناصر شبکه آب، زمانی تعیینکننده بودند که شهر هنوز در ابعاد امروز گسترش پیدا نکرده بود. نادیده گرفتن این لایه زیرسطحی میتواند باعث شود بخش مهمی از تاریخ فضایی تهران از دست برود. اگر قناتها را فقط تأسیسات انتقال آب بدانیم، رابطه آنها با محلهها، باغها، املاک، اقتصاد و زندگی اجتماعی شهر نیز از نظر پنهان میماند. از این منظر، مطالعه تهران فقط مطالعه آن چیزی نیست که امروز روی زمین دیده میشود؛ بلکه شناخت لایههایی است که در طول زمان زیر شهر باقی ماندهاند. قنات میتواند یک درس تاریخی برای شهر امروز باشد. نیاکان ما برای دسترسی به آب، ابتدا ویژگیهای زمین و مسیر طبیعی حرکت آب را میشناختند و سپس با بهرهگیری از همین شناخت، سازوکاری برای ادامه زندگی ایجاد میکردند. امروز نیز قرار نیست همان شیوههای گذشته عیناً تکرار شود. آنچه اهمیت دارد، بازخوانی منطقی است که پشت این سازهها قرار داشته است: شناخت طبیعت، پذیرش محدودیتهای آن و پیدا کردن راهی برای ادامه حیات در هماهنگی با محیط. شهر معاصر، اگر بخواهد پایدار بماند، ناگزیر است دوباره این پرسش را مطرح کند که چگونه میتوان از زمین و طبیعت برای تداوم زندگی استفاده کرد، بدون آنکه ظرفیتهای آن را نادیده گرفت. قنات از این منظر تنها یک میراث تاریخی نیست؛ سندی فضایی از رابطه انسان با زمین و آب است؛ سندی که میتواند برای فهم گذشته تهران و حتی تصمیمگیری درباره آینده آن به کار بیاید.»
قناتهای تهران؛ بخشی از تاریخ شکلگیری شهر
پژوهشگر علوم و مهندسی آب در ادامه نشست با اشاره به اینکه قناتهای تهران را نباید فقط بهعنوان بقایای یک شبکه قدیمی آبرسانی دید، گفت: «این سازههای زیرزمینی بخشی از ساختار تاریخی، اجتماعی و فضایی شهر تهران هستند و برخی از آنها همچنان بهعنوان منابع آب زندهاند. با این حال، سهم قناتهای تهران از ثبت و حفاظت میراثی در مقایسه با اهمیت تاریخی آنها بسیار ناچیز است؛ موضوعی که ضرورت شناسایی، ثبت ملی و حفاظت از این شبکه زیرزمینی را بیشتر میکند.»
محمد حسنلی ادامه داد: «یکی از نخستین دلایل توجه به قناتهای تهران، این است که قنات را نباید یک اثر تاریخی از کارافتاده تلقی کرد. قنات، حتی در شرایط امروز، در برخی نقاط میتواند یک منبع آبی زنده باشد. از سوی دیگر، توجه به قناتها با رویکردهای جدید مدیریت شهری و ضرورت استفاده از روشهای طبیعتمحور نیز ارتباط دارد. شناخت مسیرهای طبیعی آب و حفظ آنها میتواند در برنامهریزی آینده شهر مؤثر باشد. با وجود این اهمیت، قناتهای تهران هنوز جایگاه شایستهای در فهرست آثار ملی ندارند. در حالی که مجموعه قنات ایرانی در سال ۲۰۱۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، سهم تهران از این ثبت جهانی صفر است و قناتهای این شهر همچنان نیازمند شناسایی و ثبت ملی هستند.»
گستردگی شبکه قنات در تهران و شمیران را میتوان از منابع تاریخی نیز دریافت. در کتاب «جغرافیای تاریخی شمیران» نوشته منوچهر ستوده، شمار قابل توجهی قنات در این محدوده معرفی شده است. بر اساس استخراج انجامشده از این منبع، نام ۲۴۵ قنات به دست آمده که بخشی از آنها به روزگاران قدیم و سکونتگاههای تاریخی شمیران مربوط میشوند. این تعداد نشان میدهد که آب زیرزمینی و شبکههای انتقال آن، تا چه اندازه در شکلگیری سکونتگاههای پیرامون تهران نقش داشتهاند.
حسنلی افزود: «در محدوده مرکزی تهران نیز قناتهایی وجود داشتهاند که امروز ممکن است دیگر کارکرد آبرسانی گذشته را نداشته باشند. حتی اگر یک قنات در شرایط فعلی آبدهی مناسبی نداشته باشد، مسیر و ساختار زیرزمینی آن میتواند بهعنوان یک سند تاریخی ارزشمند باقی بماند. بخشی از این مسیرها، در صورت بررسی کارشناسی و رعایت اصول حفاظت، حتی میتوانند ظرفیت گردشگری داشته باشند؛ مشروط بر آنکه عملیات توسعه شهری یا اقدامات غیراصولی به از بین رفتن آنها منجر نشود. شبکه آب تاریخی تهران فقط از قنات تشکیل نمیشد. آسیابها، آبانبارها و دیگر سازههای وابسته به آب نیز بخشی از این نظام بودند و هرکدام در تامین نیازهای روزمره مردم نقش داشتند. این مجموعه را باید بهعنوان یک نظام بههمپیوسته دید؛ نظامی که آب را از منبع به محل مصرف میرساند و در کنار آن، زمینه فعالیتهای اقتصادی، کشاورزی و اجتماعی را فراهم میکرد. از این منظر، تخریب یک قنات تنها به معنای از بین رفتن یک کانال زیرزمینی نیست؛ بلکه ممکن است بخشی از زنجیره تاریخی وابسته به آن، از آبانبار و آسیاب گرفته تا باغ و سکونتگاه، نیز از بین برود.»
او با اشاره به نقش مردم در اداره قنات گفت: «قناتهای تاریخی در بسیاری از نقاط ایران بر پایه مشارکت مردم اداره میشدند. مالکیت، وقف، تامین هزینه نگهداری و بهرهبرداری از آب، ساختاری اجتماعی ایجاد کرده بود که افراد مختلف در آن سهم و مسئولیت داشتند. در برخی نمونهها، حتی اگر مسیر قنات از زمین فردی عبور میکرد، او ممکن بود از آب قنات سهمی نداشته باشد، اما اجازه عبور قنات از زمین خود را میداد. چنین سازوکاری نمونهای از نوعی مشارکت جمعی در مدیریت منابع آب بود که امروز نیز میتواند در مطالعات مربوط به حکمرانی آب مورد توجه قرار گیرد. قنات در این ساختار فقط یک سازه مهندسی نبود؛ بلکه بخشی از روابط اجتماعی و اقتصادی جامعه را نیز شکل میداد. ثبت ملی قناتهای تهران فقط برای حفظ یک سازه قدیمی نیست. این قناتها بخشی از تاریخ شکلگیری شهر، مدیریت منابع آب، معماری، اقتصاد و زندگی اجتماعی تهران را در خود جای دادهاند. از سوی دیگر، برخی از آنها هنوز میتوانند کارکرد آبی داشته باشند و برخی دیگر، حتی اگر دیگر آبدهی گذشته را نداشته باشند، بهعنوان مسیرهای تاریخی و اسناد فضایی شهر ارزشمندند. بنابراین نخستین گام، شناسایی دقیق قناتهای باقیمانده، ثبت مسیر و وضعیت آنها و سپس تعیین اولویتهای حفاظتی است. باید زیر پای تهران را هم دید؛ جایی که هنوز ردپای قناتها و مسیرهای آب، بخشی از حافظه شهر را زنده نگه داشته است.»
بیشتر بخوانید: