گروه سیاسی دفاعپرس: اتحاد در جهان اسلام، یکی از مفاهیمی است که همواره در ادبیات سیاسی و دینی مورد تأکید قرار گرفته است، اما اهمیت آن زمانی بیشتر آشکار میشود که تحولات منطقه را نه بهصورت مجموعهای از بحرانهای جداگانه، بلکه در قالب یک رقابت گستردهتر بر سر نظم سیاسی و امنیتی منطقهای مورد توجه قرار دهیم. سخن رهبر انقلاب درباره ضرورت اتحاد مسلمین در برابر «کفر جهانی» را میتوان در همین چارچوب مورد بررسی قرار داد؛ یعنی تأکید بر اینکه اختلافات میان کشورهای اسلامی نباید به عاملی برای افزایش قدرت بازیگران خارجی و تضعیف ظرفیت جمعی جهان اسلام تبدیل شود.

واقعیت آن است که جهان اسلام از ظرفیتهای قابلتوجه جمعیتی، جغرافیایی، اقتصادی، انرژی و ژئوپلیتیکی برخوردار است. بخش مهمی از منابع انرژی جهان در کشورهای اسلامی قرار دارد، مسیرهای مهم تجاری و دریایی از قلمرو این کشورها عبور میکند و بسیاری از تحولات امنیتی و اقتصادی جهان به ثبات این منطقه وابسته است. با این حال، برخورداری از چنین ظرفیتهایی الزاماً به معنای برخورداری از قدرت جمعی نیست. آنچه ظرفیت را به قدرت تبدیل میکند، وجود هماهنگی سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان بازیگران است.
از این منظر، مسئله اصلی فقط «اختلاف» میان کشورهای اسلامی نیست؛ اختلاف میان دولتها امری طبیعی در نظام بینالملل است. مسئله زمانی شکل میگیرد که این اختلافات به شکافهای راهبردی تبدیل شوند و بازیگران خارجی بتوانند از آنها برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند. در چنین شرایطی، کشورهای اسلامی به جای آنکه بر اساس منافع مشترک خود در برابر تهدیدهای بیرونی موضعگیری کنند، ممکن است بخشی از انرژی سیاسی و امنیتی خود را صرف رقابت با یکدیگر کنند.
تجربه چند دهه اخیر منطقه نیز نشان داده است که تضعیف دولتها و افزایش شکافهای داخلی، لزوماً به افزایش امنیت منجر نمیشود. برعکس، در بسیاری از موارد، خلأ قدرت و بیثباتی سیاسی زمینه حضور بیشتر قدرتهای خارجی، گسترش رقابتهای نیابتی و افزایش هزینههای امنیتی کشورهای منطقه را فراهم کرده است. بنابراین، مفهوم اتحاد مورد تأکید رهبر انقلاب را میتوان بیش از آنکه به معنای یکسانشدن دیدگاههای سیاسی کشورهای اسلامی دانست، به معنای ایجاد حداقلی از همکاری و همگرایی در برابر تهدیدهای مشترک تفسیر کرد.
نکته مهم دیگر آن است که «اتحاد» الزاماً به معنای تشکیل یک بلوک سیاسی یکپارچه نیست. در نظام بینالملل، حتی کشورهایی که اختلافات جدی دارند، میتوانند در حوزههایی مشخص بر اساس منافع مشترک همکاری کنند. جهان اسلام نیز میتواند در زمینههایی همچون امنیت منطقهای، مقابله با تروریسم، حفظ تمامیت ارضی کشورها، امنیت انرژی، تجارت، حملونقل، مسائل فلسطین و جلوگیری از مداخله خارجی، سازوکارهای همکاری ایجاد کند، بدون آنکه الزاماً همه دولتها در سایر موضوعات موضع مشترکی داشته باشند.
از همین زاویه، سخن رهبر انقلاب یک پیام مهم درباره مفهوم قدرت نیز در خود دارد. قدرت صرفاً در تعداد سلاحها، اندازه اقتصاد یا توان نظامی خلاصه نمیشود؛ «قدرت جمعی» نیز یکی از مؤلفههای مهم قدرت در سیاست بینالملل است. اگر کشورهای دارای ظرفیتهای بزرگ بتوانند بخشی از این ظرفیتها را در مسیر منافع مشترک هماهنگ کنند، وزن سیاسی آنها در برابر قدرتهای بزرگ افزایش خواهد یافت.
البته تحقق چنین اتحادی با موانع جدی روبهرو است. اختلافات تاریخی، رقابتهای ژئوپلیتیکی، تفاوت نظامهای سیاسی، اختلافات مذهبی و قومی و همچنین وابستگیهای متفاوت اقتصادی و امنیتی کشورهای منطقه به قدرتهای خارجی، موانعی هستند که نمیتوان آنها را با شعار کنار گذاشت. بنابراین، اگر قرار باشد اتحاد جهان اسلام از سطح شعار فراتر برود، باید به سازوکارهای عملی و قابل سنجش تبدیل شود.
در این میان، مهمترین نقطه آغاز میتواند تعریف «منافع مشترک» باشد. کشورهایی که در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلاف دارند، ممکن است بر سر اصل استقلال، مخالفت با تجزیه کشورهای منطقه، حفظ امنیت مسیرهای تجاری، توسعه اقتصادی و مقابله با بیثباتی توافق داشته باشند. همین نقاط مشترک میتواند پایهای برای شکلگیری همکاریهای تدریجی باشد.
از سوی دیگر، تحقق اتحاد نیازمند مدیریت اختلافات درون جهان اسلام است. وحدت راهبردی زمانی امکانپذیر میشود که اختلاف سیاسی یا مذهبی به دشمنی مطلق تبدیل نشود. به عبارت دیگر، جهان اسلام برای افزایش قدرت جمعی خود بیش از آنکه به حذف اختلافات نیاز داشته باشد، به «مدیریت اختلافات» نیاز دارد.
در نهایت، اهمیت سخن رهبر انقلاب را باید در همین چارچوب دید. «غلبه حق بر باطل» در این نگاه صرفاً یک گزاره انتزاعی نیست، بلکه با مسئله قدرت، استقلال و توانایی ملتها برای تعیین سرنوشت خود ارتباط پیدا میکند. اگر کشورهای اسلامی نتوانند ظرفیتهای خود را به قدرت جمعی تبدیل کنند، اختلافات آنها همچنان میتواند زمینهای برای مداخله و نفوذ قدرتهای بیرونی فراهم کند. اما اگر این کشورها بتوانند بر اساس منافع مشترک، همکاریهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود را گسترش دهند، معادله قدرت در منطقه نیز بهتدریج تغییر خواهد کرد.
بنابراین، پیام اصلی این سخن را میتوان در یک گزاره خلاصه کرد: وحدت در جهان اسلام صرفاً یک آرمان نیست؛ در شرایط رقابت قدرتهای بزرگ بر سر آینده منطقه، یک مسئله راهبردی است. اتحاد البته به معنای نادیده گرفتن اختلافات نیست، بلکه به معنای جلوگیری از تبدیل اختلافات به شکافهایی است که دیگران بتوانند از آنها برای تضعیف مجموعه جهان اسلام استفاده کنند.
انتهای پیام/381
∎