شناسهٔ خبر: 79633055 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه مردم‌سالاری | لینک خبر

فرستادگان واشنگتن از مسکو به کی یف رفتند

تاجران ترامپ دنبال معامله با کرملین

صاحب‌خبر -
گروه بین الملل- علی ودایع: معمای بقا در منطقه‌ خاکستری شرق اروپا وارد فاز تازه‌ای از «تجارت امنیت» شده است. دریک طرف اوکراین به شدت آسیب پذیر شده است و اروپا توان یاری رساندن به کی یف را دیگر ندارد. در آن طرف مسکو بیش از هر زمانی با اعتماد به نفس آماده یک حمله بزرگ شده است.
ساختار ادبیات کلاسیک روابط بین الملل و هنجارهای غربی عملا توان مقابله با «ارتش سرخ» را از دست داده است. در این میان ، «دونالد ترامپ» با کنار زدن تمامی پروتکل‌های سنتی سیاست خارجی آمریکایی، کانال دیپلماسی را به منطق «معامله بزرگ»  تقلیل داده است. حضور همزمان «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر »در مسکو و بلافاصله ترانزیت برق‌آسای آن‌ها از طریق دالان لهستان به کی‌یف، نه یک جنبش خیرخواهانه برای مهار جنگ، بلکه رونمایی رسمی از مکتب «رئالیسم معاملات تاجرانه» در واشنگتن است.
نشست ۳ ساعت و ۱۰ دقیقه‌ای در کرملین میان ولادیمیر پوتین و فرستادگان ویژه کاخ سفید در حضور «کی ریل دمیترایف» به‌جای دیپلمات‌های اتو کشیده ارسال یک سیگنال صریح است. قدرت‌های بزرگ در حال ترسیم مجدد هندسه امنیتی هستند . در این پازل، بازیگران ضعیف صرفاً نقدینگی این معامله را پرداخت خواهند کرد. ادبیات کنایه‌آمیز «یوری اوشاکوف» پس از این دیدار و توصیف آن به گفت‌وگویی «صریح و موضوعی»، در ادبیات استراتژیک کرملین یک معنا بیشتر ندارد؛ مسکو به پیش‌شرط‌هایش نزدیک شده‌است و ترامپ نیز پتانسیل پذیرش این واقعیت‌های سخت را دارد.
لوموند ، اشپیگل و رسانه های اروپایی با لحنی شاکی و نگران به نشست کرملین نگاه می کنند. خط تحلیلی اروپا این است که «ترامپ به همراه پوتین در حال کشیدن خطوط مرزی جدید روی نقشه اروپا است» و اروپا فقط نقش تماشاگر را ایفا می‌کند.
طنز تلخ و افشاگرانه این رویداد در «آتش‌بس اجاره‌ای» و موقتی است که در حاشیه این سفر شکل گرفت. موازنه قدرت به‌قدری علنی شده که پایتخت‌هایی که تا چند ساعت قبل زیر آتش متقابل پهپادها و بالستیک‌ها می‌سوختند. این تنفس مصنوعی به آسمان کی‌یف و مسکو، اثبات این مدعاست که بحران اوکراین بیش از آنکه یک بن‌بست ایدئولوژیک باشد، یک «گروگان‌گیری ژئوپلیتیک» است که کلید آن نه در بروکسل، بلکه در کالیبر محاسبات واشنگتن و کرملین می‌چرخد.
تقلیل کل ساختار پیچیده‌ امنیت اروپا از سوی ترامپ به یک «خصومت شخصی میان پوتین و زلنسکی»، یک مانور پوپولیستی برای فرار از هزینه‌های پرسنلی و مالی جنگ است. فرستادگان ترامپ عصر دیروز (یکشنبه) وارد اوکراین شدند. ورود کوشنر و ویتکاف به کی‌یف تحت تدابیر شدید امنیتی و استقبال سرد مقامات اطلاعاتی اوکراین نظیر بودانوف و عمروف، شبیه به ابلاغ یک «صورت‌حساب نهایی» به زلنسکی بود. کی‌یف اکنون در یک «تعلیق امنیتی» مرگبار حبس شده است؛ بازیگری که فهمیده در شطرنج جدید قدرت، نه یک متحد استراتژیک، بلکه ابزاری برای چانه‌زنی میان کاخ سفید و کرملین است.

سلاخی آرمان گرایی لیبرالی توسط رئالیسم
انفجار این تحرکات چراغ‌خاموش، زلزله‌ای سنگین در اندیشکده‌های واشنگتن و اتاق‌های فکر اروپایی به راه انداخته است. بازخوانی گسل‌های تحلیل در سه ضلع غرب نشان می‌دهد که چگونه منطق «رئالیسم تهاجمی» در حال قربانی کردن «آرمان‌گرایی ساختاری» است:
 در اندیشکده‌های محافظه‌کار نظیر هریتیج، اقدام ترامپ به عنوان یک «جراحی سخت اما ضروری» برای رهایی آمریکا از باتلاق هزینه‌های مهار روسیه ارزیابی می‌شود. اما در سوی مقابل، نهادهای سنت‌گرای سیاست خارجی مانند کارنگی و فارن افرز، حضور تاجران بی‌شناسنامه دیپلماتیک را «خودکشی پرستیژ استراتژیک آمریکا» می‌دانند؛ آن هم زمانی که ترامپ بحران پیچیده امنیت قاره را به یک «خصومت شخصی» میان دو رهبر تقلیل داده تا صورت‌حساب آن را با خاک اوکراین نقد کند.
تحقیر ساختاری در بروکسل و حذف اروپا از معادله روسیه - آمریکا از اتفاقات سخت برای چشم آبی ها است. برای پایتخت‌های اروپایی از پاریس تا برلین  بدون اطلاع بروکسل ، این سفر یک «تحقیر ژئوپلیتیک تمام‌عیار» بود. اتحادیه اروپا که میلیاردها یورو هزینه بازدارندگی در برابر مسکو کرده، اکنون ناظر ساخت‌وساز امنیت قاره توسط دو تاجر آمریکایی و رهبر کرملین است. اروپایی‌ها نگرانند که «صلح دیکته‌شده ترامپ»، خط مقدم تهدید روسیه را تا پشت درهای بروکسل جلو بیاورد. از همین رو، اروپایی‌ها هراسناک از معامله پشت درهای بسته، به دنبال مسیرهای موازی برای مسلح‌سازی مستقل کی‌یف هستند؛ هرچند خوب می‌دانند بدون چتر واشنگتن، این مانورها بیشتر به یک شوخی سیاسی شبیه است.
اضطراب در چشم های کی یف بیش از هر زمان دیگری قابل مشاهده است.  برآورد استراتژیک کی‌یف از نتایج جلسه فرستادگان ترامپ با پوتین، ترکیبی از اضطراب و استیصال است. زلنسکی خوب می‌فهمد که پذیرش آتش‌بس‌های تاکتیکی و استقبال از فرستادگان ترامپ، نوشیدن سم برای بقاست. محاسبه کی‌یف این است که واشنگتن کمک‌های نظامی را به عنوان اهرم فشار برای «قیچی کردن جغرافیا» و تحمیل پذیرش واگذاری دونباس و صرف‌نظر از ناتو به کار گرفته است. زلنسکی تنها تلاش می‌کند با ارائه طرح‌های جایگزین، وقت بخرد تا مانع از تبدیل اوکراین به «گوشت قربانی» در معامله بزرگ شود.

تهران ، متغیر پنهان
در تحلیل سفر فرستادگان ترامپ نباید دچار خطای دید شد. آنچه که در قلب مذاکرات مسکو با واشنگتن مشاهده می شود ؛جدا از تحرکات خاورمیانه نیست. ایران و معادله موازنه قوا در منطقه، متغیر سوم و زنده این معامله است.
کاخ سفید که در ماه گذشته به‌شدت درگیر پرونده‌های داغ خاورمیانه، ایران و خطوط درگیری در جنوب غرب آسیا بود، اکنون با گسیل داشتن کوشنر و ویتکاف به‌دنبال بستن یا انجماد پرونده اوکراین است تا انرژی و تمرکز خود را برای مهار ترتیبات امنیتی در خاورمیانه بازآرایی کند.
یکی از کدهای نادیده‌گرفته‌شده در گفتگوهای پشت درهای بسته کرملین، کارت بازی مسکو در خاورمیانه است. پوتین به‌خوبی می‌داند که واشنگتن برای حل‌وفصل پرونده ایران و مهار زنجیره‌های تنش منطقه‌ای، نیاز به انعطاف یا عدم مداخله روسیه دارد. کرملین ممکن است از اهرم نفوذ یا روابط خود در خاورمیانه به‌عنوان یک «ابزار چانه‌زنی» برای اخذ امتیاز در اوکراین استفاده کند.
چرخش ناگهانی واشنگتن به سمت معامله مستقیم با مسکو نشان می‌دهد که منطق ترامپ برپایه «کاهش هزینه‌های همزمان در چند جبهه» قرار دارد. باید پذیرفت ؛ در دنیایی که ترامپ حاضر است جغرافیای اوکراین را روی میز معامله بگذارد، ائتلاف‌ها و پیمان‌های منطقه‌ای شناورتر از همیشه‌اند و باید خود را برای موازنه قوا در یک محیط بی‌رحم ژئوپلیتیک آماده کرد.

شایعه نشست بزرگ شرکای شرقی با آمریکا
همزمان با سفر تاجران ترامپ به مسکو و کی‌یف، جنجالی‌ترین گمانه‌زنی دیپلماتیک با محوریت «نشست سه‌جانبه بی‌سابقه میان ولادیمیر پوتین، دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ» به صدر اخبار رسانه‌های استراتژیک تبدیل شده است. شاید باتوجه به سطح تخاصم آمریکا با روسیه و چین در نگاه اول ، برگزاری نشست سه جانبه خیلی دور به نظر می رسد. مبدأ این سیگنال، سخنان یوری اوشاکوف (مشاور ارشد سیاست خارجی کرملین) و متعاقباً موضع‌گیری سرگئی ریابکوف (معاون وزیر خارجه روسیه) است. اوشاکوف صریحاً فاش کرد که پوتین و شی جین‌پینگ در حاشیه نشست بیشکک موضوع حضور ترامپ در اجلاس آتی APEC (نوامبر ۲۰۲۶ در شنژن چین) را بررسی کرده و احتمال یک «نشست سه‌جانبه سران» را روی میز گذاشته‌اند.
باید دقت داشت که در سطح تحلیل ساختاری، تحرکات فعلی نه به معنای یک «توافق نهایی و قطعی»، بلکه یک «مانور موازنه قوا» از سوی بلوک شرق است. موضع احتیاط‌آمیز کاخ سفید (با اعلام عدم تعیین تکلیف نهایی حضور ترامپ در شنژن) و پاسخ‌های مبهم وزارت خارجه چین نشان می‌دهد که واشنگتن از افتادن در تله‌ی سناریونویسی کرملین و پکن هراس دارد. مسکو با پرتاب این کارت بازی می‌خواهد ثابت کند که کلید حل مناقشات جهانی در یک مثلث سه نفره و فارغ از آرایش ساختارهای غربی نظیر ناتو و اتحادیه اروپا می‌چرخد.

زوال دیپلماسی نهادی
آنچه از سفر همزمان استیو ویتکاف و جرد کوشنر از کرملین تا کی‌یف و مانور نشست سه‌جانبه شنژن برمی‌آید، مرگ رسمی سیستم «امنیت دسته‌جمعی» و کدهای سنت‌گرای روابط بین‌الملل است. جهان تحت فرمول‌های ترامپ و پوتین به سمتی می‌رود که در آن ژئوپلیتیک به مثابه پروژه املاک حرکت می کند. پرونده‌های سنگین مرگ و زندگی ملتها نه توسط نظریه‌پردازان و دیپلمات‌های برجسته، بلکه توسط «دلالان سودمحور» نقد می‌شود.
در این معادله عملا ، بازیگران کوچک قربانی معامله قدرت های بزرگ خواهند شد.  اوکراین نخستین آزمون این منطق بی‌رحمانه است؛ کشوری که فهمیده آتش‌بس‌های آن «اجاره‌ای» است و اراده قدرت‌های بزرگ می‌تواند مشت خردکننده‌ای بر جغرافیایش باشد. در این میان ، قاره پیر که سال‌ها زیر چتر امنیتی واشنگتن ژست آرمان‌گرایانه گرفته بود، اکنون پشت درهای بسته اتاق‌های معامله مانده و به تماشاگر منفعل تقسیم قدرت میان مسکو، واشنگتن و پکن تبدیل شده است.
عصر جدید، عصر کلاهدوزی‌های دیپلماتیک است؛ نمایشی که در آن حقوق بین‌الملل به حاشیه رفته و خطوط مرزی بر روی نقشه‌ها، با کالیبر محاسبات تجاری و موازنه قدرت عاری از اخلاق بازنویسی می‌شوند.