شناسهٔ خبر: 79614547 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

شیراز و گره‌ای که در مرکز شهر باز نمی‌شود

شیراز-ایرنا- سال‌هاست ترافیک شیراز در محدوده مرکزی شهر به گره‌ای کور تبدیل شده است، گره‌ای که نه با چراغ راهنمایی باز می‌شود و نه با تعریض خیابان. ریشه این مشکل را باید در تمرکز بیش‌ازحد مراکز اداری، درمانی و خدماتی در هسته مرکزی شهر جست‌وجو کرد؛ جایی که هر روز هزاران شهروند از نقاط مختلف برای دریافت خدمات ناگزیرند خود را به آن برسانند و در ساعات اوج تردد، صف خودروها، کمبود پارکینگ و کندی حرکت ناوگان عمومی را رقم بزنند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، حالا پرسش اصلی این است که آیا برای باز کردن این گره باید خیابان‌های بیشتری ساخت یا بخشی از راه‌حل را باید در جایی دیگر جست‌وجو کرد؟

ترافیک در یک کلانشهر صرفا محصول تعداد خودروها یا کمبود ظرفیت خیابان‌ها نیست و در بسیاری از موارد، آنچه خیابان را به گره تبدیل می‌کند، مقصد سفرهایی است که به‌صورت روزانه و اجباری در یک نقطه از شهر متمرکز می‌شوند.

شیراز نمونه‌ای قابل تامل از این وضعیت است، محدوده مرکزی شهر علاوه بر برخورداری از کارکردهای تاریخی، تجاری و فرهنگی، میزبان بخش قابل توجهی از فعالیت‌های اداری، درمانی و خدماتی است، بنابراین هر روز موجی از سفرها از مناطق مختلف شهر به سمت این محدوده شکل می‌گیرد و شبکه معابر مرکزی را تحت فشار قرار می‌دهد.

بر اساس نتایج مطالعات جامع حمل‌ونقل و ترافیک شهر شیراز، حدود ۲۶ درصد شاغلان در محدوده مرکزی شهر فعالیت دارند، رقمی که نشان می‌دهد هسته مرکزی، متناسب با مساحت خود، سهم بسیار بالایی از فعالیت و اشتغال شهر را در خود جای داده است و همین تمرکز، به‌طور طبیعی به معنای تمرکز بخشی از سفرهای روزانه است.

گره ترافیک شیراز کجاست؛ خیابان‌های کم‌عرض یا شهرِ بیش‌ازحد متمرکز؟

وقتی مقصد سفر، خود مسئله ترافیک می‌شود

در نگاه سنتی به ترافیک، نخستین راه‌حل معمولا توسعه معابر، احداث تقاطع‌های غیرهمسطح، اصلاح هندسی خیابان‌ها یا افزایش ظرفیت عبور خودروهاست، اقداماتی که در برخی نقاط ضروری است اما نمی‌تواند به‌تنهایی پاسخگوی شهری باشد که هر روز تعداد زیادی سفر اجباری را به یک محدوده مشخص هدایت می‌کند.

اگر هزاران نفر برای دریافت یک خدمت مشخص ناچار باشند به مرکز شهر مراجعه کنند، حتی ساخت یک خیابان جدید نیز در نهایت می‌تواند تنها بخشی از فشار موجود را جابه‌جا کند به بیان دیگر، مسئله فقط چگونه خودرو را سریع‌تر حرکت دهیم؟ نیست؛ پرسش اساسی‌تر این است که چرا این تعداد خودرو باید اصلا به مرکز شهر وارد شوند؟

این همان نقطه‌ای است که مفهوم مدیریت تقاضای سفر اهمیت پیدا می‌کند، رویکردی که به جای تمرکز صرف بر عرضه معبر، منشا و مقصد سفر، نوع سفر و امکان حذف یا کوتاه کردن سفرهای اجباری را نیز مورد توجه قرار می‌دهد.

مطب‌ها و بیمارستان‌ها، یکی از پررنگ‌ترین کانون‌های سفر

در میان کاربری‌های مختلف، مراکز درمانی جایگاه ویژه‌ای دارند، شیراز به دلیل برخورداری از ظرفیت‌های پزشکی و درمانی، تنها پذیرای بیماران ساکن این کلانشهر نیست و بخشی از مراجعان از شهرهای اطراف و دیگر نقاط استان و کشور و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد شیراز می‌شوند.

برخی مطالعات حمل‌ونقل شیراز نیز نشان داده‌اند که مراکز درمانی بزرگی همچون بیمارستان نمازی و سایر مراکز درمانی مستقر در محدوده مرکزی، از کانون‌های قابل توجه تولید و جذب سفر هستند.

قرار گرفتن مراکز درمانی، مطب‌های پزشکان و خدمات وابسته در محورهایی مانند محدوده بلوار زند، عملا زنجیره‌ای از سفرها را ایجاد می‌کند؛ سفر بیمار، همراه بیمار، پزشک، کارکنان، خدمات پشتیبان و در نهایت خودروهایی که برای مدت طولانی در جست‌وجوی جای پارک در معابر اطراف می‌چرخند.

در چنین شرایطی، حتی یک سفر درمانی نیز الزاما به یک جابه‌جایی ساده از مبدا به مقصد ختم نمی‌شود، بلکه می‌تواند مجموعه‌ای از سفرهای جانبی و توقف‌های طولانی را به شبکه معابر تحمیل کند.

آیا انتقال مراکز درمانی نسخه قطعی است؟

پاسخ به این سوال که آیا انتقال مراکز درمانی نسخه قطعی است؟ شاید کوتاه و خیر باشد، اما تمرکززدایی درمانی می‌تواند یکی از موثرترین ابزارها برای آن تلقی شود.

انتقال کامل بیمارستان‌ها یا مراکز درمانی موجود از مرکز شهر نه همیشه ممکن است و نه لزوما مطلوب، بسیاری از این مراکز دارای سابقه طولانی، تجهیزات تخصصی، نیروی انسانی مستقر و جایگاه ویژه در نظام درمان هستند.

از سوی دیگر، بیمارستان‌های تخصصی و آموزشی را نمی‌توان صرفا با منطق ترافیکی جابه‌جا کرد، چرا که دسترسی، عدالت درمانی، ارتباط با مراکز دانشگاهی، اورژانس و زیرساخت‌های تخصصی نیز باید در تصمیم‌گیری لحاظ شود.

اما در مورد مطب‌ها، درمانگاه‌ها، مراکز تشخیصی و خدمات درمانی غیر اورژانسی، امکان تمرکززدایی و ایجاد قطب‌های درمانی جدید در نقاط مختلف شهر می‌تواند جدی‌تر بررسی شود.

این سیاست در صورت همراه شدن با مشوق‌های اقتصادی، تامین زیرساخت، پارکینگ مناسب، دسترسی مطلوب به حمل‌ونقل عمومی و استقرار خدمات مکمل، می‌تواند بخشی از سفرهای درمانی به مرکز شهر را کاهش دهد.

ادارات؛ سفرهایی که شاید اصلا نباید انجام شوند

دسته دوم، مراکز اداری و خدمات عمومی است، در این بخش تمرکززدایی یک مزیت مضاعف دارد، زیرا برخلاف بسیاری از سفرهای تجاری یا تفریحی، بخش قابل توجهی از سفرهای اداری قابل پیش‌بینی، قابل مدیریت و در مواردی قابل حذف است.

توسعه خدمات الکترونیکی، دفاتر پیشخوان، پنجره واحد خدمات، ارائه خدمات در مناطق مختلف شهر و انتقال برخی واحدهای اجرایی از هسته مرکزی به مراکز خدماتی منطقه‌ای می‌تواند موجب شود شهروند برای انجام یک کار اداری ساده مجبور به عبور از چندین کیلومتر از شبکه پرترافیک شهر نباشد.

در واقع، اگر یک شهروند ساکن غرب یا شمال شیراز بتواند همان خدمت را در یک مرکز منطقه‌ای دریافت کند، نه‌تنها یک سفر حذف شده، بلکه یک خودرو، یک توقف احتمالی و بخشی از بار شبکه معابر مرکزی نیز از چرخه ترافیک خارج شده است.

خطر مهم؛ جابه‌جایی ترافیک به جای کاهش ترافیک

تمرکززدایی اگر بدون برنامه انجام شود، ممکن است نتیجه‌ای متفاوت از هدف اولیه داشته باشد.

اگر یک مرکز اداری یا درمانی از مرکز شیراز به نقطه‌ای در حاشیه شهر منتقل شود اما همان مرکز بدون دسترسی مناسب به مترو و اتوبوس، بدون پارکینگ کافی و بدون توزیع متناسب خدمات ایجاد شود، ممکن است تنها مبدا سفرها تغییر کند، نه تعداد آن، که از این رو مکان‌یابی مراکز جدید باید بر اساس یک مدل جامع حمل‌ونقل و کاربری زمین انجام شود، مرکز جدید باید در جایی قرار گیرد که بیشترین تعداد شهروندان بتوانند با حمل‌ونقل عمومی، پیاده یا ترکیبی از شیوه‌های سفر به آن دسترسی پیدا کنند.

به عبارت دیگر، تمرکززدایی موفق یعنی نزدیک کردن خدمت به شهروند، نه صرفا دور کردن ساختمان از مرکز شهر.

نسخه شیراز؛ شهر چندمرکزی به جای یک مرکز سنگین

یکی از راهکارهای قابل بررسی برای شیراز، حرکت تدریجی از الگوی یک مرکز بزرگ به سمت الگوی چندمرکزی است.

در این الگو، مناطق مختلف شهر باید مجموعه‌ای از خدمات مورد نیاز خود را در اختیار داشته باشند؛ از خدمات اداری و درمانی گرفته تا مراکز تجاری، آموزشی و فرهنگی و در چنین ساختاری، مرکز تاریخی و اداری شیراز همچنان کارکرد خود را حفظ می‌کند، اما مجبور نیست بار تمام شهر را به دوش بکشد.

می‌توان در مناطق مختلف شیراز، قطب‌های خدماتی تعریف کرد و بخشی از فعالیت‌های سفرزا را به‌صورت هدفمند در آنها مستقر کرد.

این قطب‌ها باید در کنار خطوط اصلی حمل‌ونقل عمومی، ایستگاه‌های مترو و پایانه‌های اتوبوس شکل بگیرند تا شهروند برای رسیدن به آنها مجبور به استفاده از خودروی شخصی نباشد.

حمل‌ونقل عمومی؛ حلقه‌ای که نباید فراموش شود

تمرکززدایی به تنهایی ترافیک را حل نمی‌کند، حتی اگر بخشی از مراکز اداری و درمانی از مرکز شهر خارج شوند، در صورتی که سفر با خودرو شخصی همچنان آسان‌تر و جذاب‌تر از حمل‌ونقل عمومی باشد، بخش مهمی از مشکل پابرجا خواهد ماند.

بنابراین سیاست تمرکززدایی باید همزمان با تقویت مترو، اتوبوس، خطوط سریع‌السیر، پارک‌سوارها، مسیرهای پیاده و دوچرخه و مدیریت هوشمند پارک حاشیه‌ای پیش رود.

در این میان، مرکز شهر نیز باید به‌تدریج از فضای غالب خودرو خارج و به محدوده‌ای با اولویت بیشتر برای حمل‌ونقل عمومی، پیاده و فعالیت‌های شهری تبدیل شود.

پارکینگ؛ مُسکن یا بخشی از راه‌حل؟

یکی از چهره‌های پنهان ترافیک مرکز شیراز، خودروهایی هستند که نه برای عبور، بلکه برای پیدا کردن جای پارک وارد شبکه معابر می‌شوند.

احداث پارکینگ‌های طبقاتی در نقاط مناسب می‌تواند بخشی از مشکل توقف خودرو را کاهش دهد، اما پارکینگ به‌تنهایی نباید به سیاست اصلی مدیریت ترافیک تبدیل شود، زیرا هرچه ظرفیت پارک خودرو در مرکز شهر بیشتر شود، ممکن است انگیزه ورود خودرو نیز افزایش یابد.

راهکار منطقی‌تر، ترکیبی از پارکینگ‌های حاشیه‌ای، پارک‌سوار، حمل‌ونقل عمومی کارآمد و محدودیت تدریجی توقف در معابر حساس مرکزی است.

نسخه دیجیتال برای کاهش سفرهای اداری

بخشی از ترافیک مرکز شهر را می‌توان حتی بدون جابه‌جایی فیزیکی ساختمان‌ها کاهش داد.

اگر خدمات اداری به‌صورت کامل دیجیتال شوند، نوبت‌دهی درمانی هوشمند شود، مدارک و پرونده‌ها الکترونیکی شده و شهروند بتواند بخش بزرگی از فرایندهای اداری و درمانی را پیش از مراجعه غیرحضوری انجام دهد، تعداد سفرهای غیرضروری کاهش پیدا می‌کند.

در حوزه درمان نیز توسعه نوبت‌دهی الکترونیکی، تعیین دقیق زمان مراجعه و جلوگیری از تجمع بیماران و همراهان در ساعات مشخص می‌تواند بخشی از فشار ترافیکی اطراف مراکز درمانی را کاهش دهد.

آیا شیراز به طرح انتقال از مرکز نیاز دارد؟

حال این سوال مطرح است که آیا شیراز به طرح جامع بازتوزیع فعالیت‌های سفرزا نیاز دارد.

در این طرح باید مشخص شود کدام فعالیت‌ها باید در مرکز باقی بمانند، کدام فعالیت‌ها قابلیت انتقال دارند، کدام خدمات باید در مناطق مختلف شهر تکثیر شوند و کدام سفرها را می‌توان با فناوری حذف کرد.

تمرکززدایی اداری و درمانی راه حل بیش از نیم قرن ترافیک محدوده مرکزی شیراز

معاون حمل‌ونقل و ترافیک شهرداری شیراز در این باره گفت: تمرکز بخش قابل‌توجهی از مراکز اداری و خدماتی در محدوده مرکزی شهر، موجب افزایش سفرهای روزانه و تشدید بار ترافیکی در این محدوده شده است و بازنگری در نحوه توزیع کاربری‌های سفرزا می‌تواند نقش موثری در مدیریت ترافیک داشته باشد.

محمد فرخ‌زاده با اشاره به نتایج مطالعات جامع حمل‌ونقل و ترافیک شهر شیراز اظهار کرد: یکی از موضوعات مهم در مدیریت ترافیک، توجه به منشأ و مقصد سفرهاست، چراکه ترافیک تنها با توسعه معابر و اجرای پروژه‌های عمرانی قابل مدیریت نیست و باید عوامل تولیدکننده سفر نیز مورد توجه قرار گیرد.

وی افزود: بررسی‌های انجام‌شده در مطالعات جامع حمل‌ونقل و ترافیک نشان می‌دهد محدوده مرکزی شهر شیراز از نظر وسعت سهم محدودی از کل محدوده مطالعاتی شهر دارد، اما بخش قابل‌توجهی از اشتغال در همین محدوده متمرکز شده است، به‌گونه‌ای که حدود ۲۶ درصد شاغلان در محدوده مرکزی فعالیت دارند، این وضعیت به معنای تمرکز بالای فعالیت‌های اداری، تجاری و خدماتی و به تبع آن، جذب حجم قابل‌توجهی از سفرهای روزانه است.

معاون حمل‌ونقل و ترافیک شهرداری شیراز ادامه داد: هنگامی که تعداد زیادی از مراکز اداری و خدماتی در یک محدوده متمرکز باشند، شهروندان برای دریافت خدمات ناچار به انجام سفرهای متعدد به سمت هسته مرکزی شهر می‌شوند و این موضوع در ساعات اوج، فشار مضاعفی بر شبکه معابر و سیستم حمل‌ونقل عمومی وارد می‌کند.

فرخ‌زاده با تاکید بر این موضوع که مدیریت ترافیک باید از مرحله کنترل خودروها به سمت مدیریت تقاضای سفر حرکت کند، گفت: یکی از راهکارهای اساسی در این زمینه، ایجاد تعادل در توزیع خدمات و فعالیت‌ها در سطح شهر و جلوگیری از تمرکز بیش از اندازه کاربری‌های سفرزا در یک محدوده است.

وی تصریح کرد: تمرکززدایی به معنای حذف یا جابه‌جایی شتاب‌زده مراکز اداری نیست، بلکه باید با یک برنامه مطالعاتی، مرحله‌بندی‌شده و با در نظر گرفتن دسترسی شهروندان، ظرفیت شبکه حمل‌ونقل عمومی، وضعیت پارکینگ‌ها و شرایط مناطق مختلف شهر انجام شود.

معاون حمل‌ونقل و ترافیک شهرداری شیراز همچنین بر ضرورت هماهنگی میان مدیریت شهری، دستگاه‌های اجرایی و سایر نهادهای متولی خدمات عمومی تاکید کرد و گفت: در صورتی که توزیع خدمات اداری و عمومی متناسب با ظرفیت مناطق مختلف شهر انجام شود، بخشی از سفرهای اجباری به مرکز شهر کاهش پیدا خواهد کرد و این موضوع در کنار توسعه حمل‌ونقل عمومی، مدیریت پارکینگ و استفاده از فناوری‌های هوشمند می‌تواند به کاهش بار ترافیکی هسته مرکزی کمک کند.

فرخ‌زاده خاطرنشان کرد: رویکرد مدیریت شهری باید حرکت به سمت شهری متوازن باشد، شهری که شهروند برای دریافت خدمات مورد نیاز خود مجبور نباشد مسافت طولانی را طی کند و بخش عمده‌ای از سفرهای روزانه به یک نقطه خاص از شهر ختم شود.

وی افزود: حل پایدار مسئله ترافیک شیراز نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات همزمان است و یکی از مهم‌ترین این اقدامات، اصلاح الگوی توزیع فعالیت‌ها و مدیریت تولید و جذب سفر در سطح شهر است.

معاون حمل‌ونقل و ترافیک شهرداری شیراز تاکید کرد: مطالعات و داده‌های ترافیکی مبنای تصمیم‌گیری مدیریت شهری قرار دارد و سیاست‌های آینده حمل‌ونقل باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که علاوه بر روان‌سازی تردد، دسترسی عادلانه شهروندان به خدمات و کاهش سفرهای غیرضروری نیز محقق شود.

برای حل معضل ترافیک باید همیشه خیابان بیشتری ساخت؟

معاون حمل‌ونقل و ترافیک شهرداری شیراز نیز بر این رویکرد تاکید کرده و گفته است تمرکززدایی به معنای حذف یا انتقال شتاب‌زده مراکز اداری نیست و باید بر اساس مطالعات، به‌صورت مرحله‌ای و با توجه به دسترسی شهروندان، ظرفیت حمل‌ونقل عمومی و وضعیت پارکینگ‌ها دنبال شود.

این نگاه می‌تواند نقطه شروع یک تغییر پارادایم در مدیریت ترافیک شیراز باشد و عبور از این تصور که برای حل ترافیک باید همیشه خیابان بیشتری ساخت.