شناسهٔ خبر: 79608426 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: تابناک | لینک خبر

پیشنهادی برای جبران اشتباهات در نامگذاری‌‌های شهری

تغییر اجباری"نام و نام خانوادگی" اعضای شوراهای شهر؛ دو مرتبه در هر دوره!

تغییر اجباری"نام و نام خانوادگی" اعضای شوراهای شهر، آن هم دوبار برای هر دوره، پیشنهادی اجرایی نیست اما تلنگری است برای پایان دادن به شیوه اشتباه و اعصاب خُرد... تغییر اجباری"نام و نام خانوادگی" اعضای شوراهای شهر، آن هم دوبار برای هر دوره، پیشنهادی اجرایی نیست اما تلنگری است برای پایان دادن به شیوه اشتباه و اعصاب خُردکن در نامگذاریهای معابر و اماکن شهری.

صاحب‌خبر -
شهر

 رقابت عجیبی بین شوراهای شهرهای متعدد بر سر حذف یا تغییر اسامی اماکن و معابر و نهایتا تغییر هویت شهرها _به بهانه تکریم چهره‌های ملی تازه درگذشته_ جریان دارد که با این شیوه‌های جاری، بیشتر به بهره‌برداری از این نامهای بزرگ می‌ماند.

به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، نام خیابان و میدان برای شهروند فقط یک نشانی روی نقشه نیست؛ بخشی از حافظه روزمره شهر است. با این حال، در ایران بارها دیده‌ایم که پس از درگذشت یک چهره مشهور یا در پی یک تغییر سیاسی، نخستین واکنش برخی مدیران شهری، تغییر نام یک معبر شناخته‌شده است؛ روشی که این پرسش را جدی کرده است: آیا برای ماندگار کردن نام بزرگان، حتماً باید بخشی از حافظه قبلی شهر را پاک کرد؟

پیشنهاد یا تلنگری برای شوراها

در شهرهای متعدد -از کوچک و بزرگ-، نامگذاری معابر به نام چهره‌های فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی به رویه‌ای آشنا تبدیل شده است. در مواردی، این نامگذاری بلافاصله پس از درگذشت یک شخصیت یا وقوع یک رویداد سیاسی در دستور کار قرار می‌گیرد. اتفاقی که اساسا ارزشمند است اما باید دید آیا روش های اجرا نیز درست است؟ البته گاهی نیز با تغییر نگاه رسمی به یک فرد، نام او از روی تابلوها حذف می‌شود. نتیجه، شهری است که نام‌هایش گاه بیش از آنکه حاصل یک حافظه تاریخی پیوسته باشد، بازتاب تصمیم‌های مقطعی مدیریت شهری است.

نمونه‌های سال‌های اخیر شهرهای متعدد نشان می‌دهد این موضوع همچنان زنده است و به هر بهانه‌ای، یکی از دم دستی‌ترین کارها، همین تغییر عناوین معابر و اماکن شهری است. شاید بد نباشد پیشنهاد شود تا برای درک اهمیت موضوع، نام و نام خانوادگی اعضای مدیران شهری نیز در هر دوره، دوبار تغییر داده شود تا احتمالا درک تاثیرات چنین تغییراتی برای آنها راحت‌تر باشد.

مساله فقط تغییر تابلوها نیست

در بحث تغییر دادن اسامی، مسئله اما فقط تعداد تابلوهایی نیست که باید عوض شوند. پژوهش‌های حوزه جغرافیای فرهنگی و مطالعات شهری نشان می‌دهد نام مکان‌ها بخشی از حافظه جمعی و هویت فضایی شهر را می‌سازند. هاتیسه آیاتاچ و سلیم آراز، پژوهشگران دانشگاه فنی استانبول، در مطالعه‌ای درباره ترکیه تأکید کرده‌اند که نام خیابان‌ها حامل ردپای گذشته‌اند و تغییر آنها می‌تواند پیوستگی حافظه شهری را تضعیف کند. آنها نامگذاری را بخشی از ارتباط میان نسل‌ها و حس تعلق به مکان می‌دانند. 


از همین رو، مشارکت ساکنان باید بخشی از فرایند تصمیم‌گیری باشد؛ زیرا کسانی که هر روز با یک نام زندگی می‌کنند، مخاطب مصوبه شورا نیستند، بلکه صاحبان حافظه محله و روایت تاریخی آن‌اند.
رابرت رز-رِدوود، استاد جغرافیای دانشگاه ویکتوریا و از پژوهشگران شناخته‌شده حوزه سیاست نامگذاری مکان‌ها، خیابان را فضایی روزمره اما سیاسی توصیف می‌کند؛ جایی که کشمکش بر سر هویت، تاریخ و حافظه اجتماعی در آن ثبت می‌شود. 
این بحث در یادداشت اخیر احسان افشار، نویسنده و روزنامه‌نگار، ابعاد دیگری را نیز رونمایی می‌کند. افشار با اشاره به عادت ایرانی‌ها به استفاده همزمان از نام‌های قدیم و جدید خیابان‌ها، توضیح می‌دهد که چند نسل از یک خانواده ممکن است برای یک نشانی، نام‌های متفاوتی به کار ببرند؛ یکی نام امروزی را بگوید و دیگری با نام قدیمی آن را بشناسد. او سپس تغییر نام‌های جغرافیایی در دوره ترامپ را نمونه‌ای قابل تأمل می‌داند: از تغییر «خلیج مکزیک» به «خلیج آمریکا» و بازگرداندن نام «مک‌کینلی» به کوه دنالی تا تصمیم اخیر درباره نام «دریاچه آمریکا» برای دریاچه انتاریو در کاربردهای رسمی ایالات متحده. 
این نمونه آمریکایی البته از نظر حقوقی و سیاسی با نامگذاری معابر در ایران یکسان نیست، اما نکته افشار قابل تأمل است: نام‌ها فقط برای پیدا کردن یک آدرس نیستند. آنها به مرور با خاطره، روایت و تجربه روزمره مردم گره می‌خورند. پس به راحتی هم، حذف شدنی یا فراموش شدنی نیستند. پس نباید اینقدر مورد بازی‌های مقطعی و روزمره قرار گیرند. به اعتقاد این روزنامه‌نگار، مکانها پیش از ان که متعلق به نقشه‌ها باشند، متعلق به تجربه‌اند و تجربه نیز آهسته شکل می‌گیرد و آهسته‌تر از آن، پاک می‌شود.

پیشنهاد یک راهکار

در این میان، پیشنهاد جایگزین چندان پیچیده نیست: اگر قرار است نام یک شخصیت بزرگ در شهر ماندگار شود، چرا پروژه تازه‌ای به نام او ساخته نشود؟ یک کتابخانه، فرهنگسرا، بوستان، سالن هنری، ایستگاه حمل‌ونقل یا میدان تازه‌احداث می‌تواند بدون حذف یک نشانه تاریخی، نام فرد مورد نظر را وارد حافظه نسل‌های بعد کند.
این روش یک مزیت دیگر هم دارد: یادبود از سطح یک تابلو فراتر می‌رود و با یک خدمت عمومی پیوند می‌خورد. اگر یک هنرمند با فرهنگ شهر شناخته می‌شود، نام او می‌تواند بر یک مرکز فرهنگی بنشیند؛ اگر یک دانشمند مورد تکریم است، یک مرکز علمی یا آموزشی می‌تواند حامل نام او باشد.
البته تغییر نام در موارد استثنایی، برای اصلاح نام‌های تکراری، نامناسب یا فاقد پیشینه روشن، می‌تواند توجیه مدیریتی داشته باشد. اما وقتی معبری سال‌ها با یک نام در ذهن و زندگی مردم جا افتاده، تغییر آن باید آخرین گزینه باشد، نه نخستین واکنش.
شاید وقت آن رسیده باشد که شوراهای شهر به جای مسابقه برای تعویض تابلوها، برای ساختن نشانه‌های تازه رقابت کنند. شهر به حافظه‌ای نیاز دارد که لایه‌های مختلف گذشته را کنار هم نگه دارد، نه حافظه‌ای که با هر تصمیم جدید، بخشی از آن پاک شود. پاسداشت بزرگان، الزاماً با حذف نام دیگری محقق نمی‌شود؛ گاهی بهترین ادای احترام این است که چیزی تازه برای آینده بسازیم.

شهر