شناسهٔ خبر: 79608333 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

هله دان دان؛ غمگین بندر

اصفهان - ایرنا - شب بود، در بندر سیریک عروسی خوبان بود، از دور چه آواز دهل خوش بود؛ هلهله باران بود، بی‌خبر ناگهان از چشمان پلید دیو دشنه‌ها فرود آمد و غبار سنگین سوگ بر تن نجیب جنوب نشست.

صاحب‌خبر -

ردپای خون بر سپیدی رخت عروس بندر تازه‌ترین سوگواره جنوب است؛ این مردمان صبور که قرن‌ها زیستن امیدوارانه در دل التهاب روزگاران را سرمشق خود کرده‌اند، در گوشه‌ای مجاور با کرانه‌های خلیج، مهمان بزم شبانه‌ای بودند که ناباورانه تیر زهرآلود اهرمن آن را نشانه رفت.

در یکی از شب‌های همیشه خیال‌انگیز بندر، شادمانه‌ای ساده و صمیمی در خانه‌ای کوچک و باصفا به بهانه وصال دل‌های بی‌قرار برپا شده بود که آن همه نوای ساز و دهل و هلهله‌هایش در گوش زمان گم شد.

پرتابه‌های دشمن به فاصله کمی از هم، سقف یکی از اتاق‌ها را شکافت و کمی آن طرف‌تر دیوارهای این بزم شبانه را فرو ریخت.

هله دان دان دان؛ غمگینه بندر

صدای هلهله و شادی در لابه ‌لای آوارها گم شد، از آن همه شوق حالا فقط سکوت وهم آلود و قاب سهمگین کفش‌ها و پاپوش‌های آغشته به خون مهمانان به چشم می‌آید.

در زیر آن سقف کوچک، دیگر خبری از دخترکان زیبای بندر نیست، چند نفر از مهمان‌ها جان باخته‌اند و بیشتر آن‌ها زخمی شده‌اند؛ گویی غم بندر با غمی دگر تازه شده است.

از زیر آوارها اما هنوز صدای سابیدن قند روی سر عروس و داماد به گوش می‌رسد؛ یا شاید شاباش‌هایی که در هوا می‌رقصند و در دستان نحیف کودکان به‌مثابه غنیمت‌های شیرین محصور می‌شوند. کمی آن طرف‌تر، هنوز آوای ترانه‌خوانی دخترکان بندر با شیطنت‌های دوست داشتنی‌شان فضای حیاط را پر کرده است.

هله دان دان؛ غمگین بندر

زیر آوارهای این خانه‌ می‌توان با چشم دل، چشم‌های مادرانه‌ای که نگون‌بختی دخترش را به نظاره نشسته دید و لبخندهای پدرانه‌ای که در کنار نگرانی برای مهمانداری آبرومندانه زیر لب دعای خوشبختی زمزمه می‌کند.

دود همه جا را گرفته، آسمان بوی باروت می‌دهد، اما اینجا زیر آوارهای آن خانه حتی می‌توان شرم رخسار داماد و چشمان نجیب و شهلای عروس جنوب را دید؛ انگار دیوصفتان زمانه، گنجینه رسوم ناب ایرانیان را هم تاب نیاوردند.

سکوت بغض آلودی در فضا تکثیر می‌شود اما همهمه آن اتاق کوچک عقد هنوز به گوش می‌رسد؛ صدای نی انبان هنوز از زیر خروارها خاک در هوا می‌پیچد.

کبوترها آن سوی خانه روی دیوارهای فروریخته پر می‌زنند؛ به گمانم دانه‌های دل عشاق هوایی شان کرده، آرام و قرار ندارند.

پس از آن همه اندوه جنگ، قرار بود پیمان ابدی یک عشق، نویدی اندک برای شوریدگی دل‌های مردمان بندر باشد؛ اما در چشم بر هم زدنی آن بزم ساده جای خود را به سوگواره‌ای سوزناک داده است.

حالا روی یک شانه بندر باید برای میناب گریست و روی شانه دیگر برای عروسی خوبانش؛ غروب که می‌شود بغض تازه‌ای روی سینه مادران سیریک سنگینی می کند.

هله دان دان دان؛ غمگینه بندر

در آن خانه، آن کوچه، آن محله حالا عروسی جای خود را عزاخانه قلب‌ها داده است؛ این سوگ نه تنها جنوب که بار دیگر یک ایران را داغدار کرد.

آن همه هلهله حالا مویه شده؛ آن چراغانی‌ها جای خود را به تاریکی داده، نه چند کوچه بالاتر یا پایین تر بلکه جغرافیای انسانیت اکنون در غم ناباورانه آن خانه کوچک سر در گریبان فرو برده است.

جنگ انگار سر جنگ دارد؛ هنوز کسی نمی داند خنده‌های بچه‌های مدرسه میناب و مهمانان این عروسی به کدامین گناه به یغما رفت و در کدامین پستو پنهان شد.

حالا طنین همه سازها در جنوب غمگین است؛ غروب که می آید فقط خدا می داند شب قرار است چگونه برای مویه‌های دلتنگی مردمان این دیار سنگ صبور باشد.

به گزارش ایرنا، ارتش تروریستی آمریکا حوالی ساعت ۲۰ سه‌شنبه ۱۰ شهریور به مناطقی در بندرعباس، سیریک، جاسک و قشم حمله کرد. در جریان این حملات ددمنشانه، مراسم عروسی در شهر بندری کوهستک شهرستان سیریک نیز مورد تجاوز هوایی دشمن قرار گرفت.

به دنبال این حمله ناجوانمردانه تاکنون چهار نفر شهید از جمله یک کودک چهار ساله و ۶۸ نفر نیز مجروح شده‌اند که شرایط برخی از آن ها وخیم گزارش شده است.

استانداری هرمزگان، اسامی چهار شهید حمله وحشیانه سه شنبه شب دشمن آمریکایی به شهرستان سیریک را «امیرعلی کریمی» چهار ساله، «محمد ملاحی» ۱۶ ساله، «کلثوم ملاحی نژندنیا» ۴۳ ساله و «زرخاتون طاهری» ۵۰ ساله اعلام کرد.

این حمله، خاطره تلخ حمله به مدرسه میناب و ورزشگاه لامرد را در جنگ تحمیلی سوم زنده کرده است.

در نخستین ساعات تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران در تاریخ ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، مدرسه «شجره طیبه» در شهرستان میناب، در اقدامی هولناک و آگاهانه، مورد هدف حملات موشکی دشمن قرار گرفت و ۱۶۸ کودک دختر و پسر دانش‌آموز به همراه جمعی از معلمان، کارکنان مدرسه و والدین حاضر در محل به شهادت رسیدند.

ساعت پنج بعد از ظهر نخستین روز از جنگ تحمیلی (۹ اسفندماه ۱۴۰۴)، شهرک مسکونی در لامرد و ورزشگاه «شهید نعیمی» این شهرک مورد حمله هوایی دشمنان جنایتکار آمریکایی- صهیونیستی قرار گرفت. در این جنایت جنگی، دشمن از چند موشک کشتار جمعی علیه مردم غیر نظامی استفاده کرد که هرکدام بیش از ۱۸۰ هزار ساچمه تنکستنی را را این شهرک رها کردند و منجر به شهادت ۲۱ نفر و مجروحیت ۱۷۰ نفر از هم‌وطنان لامردی شد. در مجموعه ورزشی شهید نعیمی ۲ دختر، ۲ پسر و یک مربی ورزش به شهادت رسیدند.

ستاد حقوق بشر با انتشار بیانیه ای حمله آمریکا به مراسم عروسی در کوهستک را محکوم و اعلام کرد: آنچه در بندر کوهستک رخ داده، صرفاً یک حادثه نظامی یا یک رخداد جانبی در جریان مخاصمه نیست؛ بلکه نمونه‌ای جدی از نقض قواعد بنیادین حاکم بر مخاصمات مسلحانه و تعرض مستقیم به حق حیات و امنیت غیرنظامیان است.

خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت: تحلیل کارشناسان تسلیحاتی از تصاویر و ویدئوهایی که رویترز صحت آنها را تائید کرده، نشان می‌دهد حمله‌ای که روز سه‌شنبه یک مراسم عروسی در جنوب ایران (کوهستک) را هدف قرار داد نه ناشی از خطای پدافند ایران بوده و نه ناشی از برخورد ترکش یا مهمات آمریکایی منحرف شده، بلکه ناشی از اصابت مستقیم تسلیحات ایالات متحده بوده است.