به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ وزیر خزانهداری آمریکا، اخیراً در اظهاراتی مدعی شد که هدف از فشارهای اقتصادی، کشاندن ایران به میز مذاکره و هدف از عملیات «انزوای اقتصادی»، ایجاد شرایطی است که ایران را به میز مذاکره بازگرداند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز با تکرار ادعاهای خود و در تلاش برای اقناع افکار عمومی این کشور که پارادوکس هزینه ـ فایده در جنگ علیه ایران را نمیپذیرند و اولویتهای معیشتی آنان به نوعی بحران مشروعیت برای رئیسجمهور تبدیل شده است، گفت که ایران کشوری شکستخورده است و آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست دارد.
در همین زمینه، «استیو هانکه»، استاد اقتصاد کاربردی در دانشگاه جانز هاپکینز آمریکا و عضو شورای مشاوران اقتصادی دولت ریگان، در گفتوگویی با خبرگزاری ابنا درباره پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ با ایران برای شخص ترامپ و هزینهای که آمریکا در قبال این جنگ پرداخته است، تأکید کرد که حمایت عمومی از ترامپ به دلیل جنگ انتخابی او علیه ایران کاهش یافته است.
وی گفت: ترامپ هزینه این جنگ را در دادگاه افکار عمومی پرداخته و همچنان نیز خواهد پرداخت.
هزینههای امنیتی و سیاسی جنگ برای آمریکا
هانکه افزود: از دیدگاه امنیتی نیز ایالات متحده هزینه این جنگ را به همان اندازه گزاف پرداخته است. کاخ سفید مقادیر هنگفتی مهمات مصرف کرده، نیروی دریایی را تضعیف و محدودیتهای قدرت آمریکا را برای مسکو و پکن آشکار کرده است. جنگ ترامپ همچنین متحدان خلیج فارس را از آمریکا بیگانه کرده است؛ متحدانی که بهروشنی اعلام کردهاند نمیخواهند در تشدید بیشتر تنشها نقشی داشته باشند.
وی تأکید کرد: آنچه میتواند از همه مهمتر باشد، این است که وجهه ایالات متحده و اسرائیل بهشدت آسیب دیده، در حالی که وجهه ایران بهبود یافته است.
تنگه هرمز؛ اهرم جدید موازنه قدرت
وی در ادامه، در پاسخ به این پرسش که آیا ایران با تکیه بر «ژئوپلیتیک انرژی» و با انسداد مسیرهای تجاری، عملاً در حال بازتعریف موازنه قدرت در خاورمیانه فراتر از توان نظامی متعارف است، گفت: «ایران بهسرعت دریافت که میتواند تنگه هرمز را کنترل کند و همچنان به کنترل خود بر این تنگه ادامه خواهد داد. در واقع، ایران اکنون یکی از هشت گلوگاه کلیدی جهان را کنترل میکند. بنابراین، واضح است که ایران بهعنوان یک قدرت متوسط، یک ابرقدرت را شکست داده است.»
هانکه برای تشریح این وضعیت، به داستان سرزمین لیلیپوت اشاره کرد و افزود: «ایران، مانند داستان سرزمین لیلیپوت، شخصیت گالیور ـ عمو سام ـ را به بند کشیده است. هر دور از این درگیری، ایران را در موقعیت قویتر و ایالات متحده را در موقعیت ضعیفتر قرار داده است.»
ضربه جنگ به «کیف پول» آمریکاییها
این استاد دانشگاه جانز هاپکینز در ادامه، درباره این احتمال که سیاستهای تهاجمی ترامپ علیه ایران به «خودتخریبی استراتژیک» برای جایگاه حزبی او در انتخابات آتی تبدیل شود و همچنین درباره نقطه شکست حمایت عمومی از رئیسجمهور آمریکا گفت: «من معتقدم که این سد از قبل شکسته است. این سد زمانی شکست که جنگ به کیف پول آمریکاییها ضربه زد.»
وی توضیح داد: «آمریکاییها میتوانند، و تا زمانی که هزینههای زندگی آنها تحت تأثیر قرار نگیرد، مقدار زیادی از ماجراجوییهای سیاست خارجی را تحمل کنند. اما به محض اینکه جنگ بهطور مستقیم، از طریق قیمت سوخت یا غذا، بر هزینههای زندگی آمریکاییها تأثیر بگذارد، حمایت از دولتی که جنگ را ادامه میدهد کاهش مییابد. در انتخابات میاندورهای، جنگهای پرهزینه معمولاً حکم اعدام دارند.»
هانکه در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره روایت ترامپ از افزایش قیمت سوخت بهعنوان «هزینهای ناچیز» برای تقابل با ایران و چرایی شکست این روایت در اقناع افکار عمومی آمریکا گفت: «روایت سیاسی ترامپ به دو دلیل نتوانسته مردم را متقاعد کند. نخست، این روایت توهینی به کشاورزان و کامیوندارانی است که به گازوئیل وابستهاند. دلیل دوم این است که واضح است این جنگ، جنگی مذهبی است که توسط آمریکا تأمین مالی و پشتیبانی میشود. این واقعیت هر روز برای مردم آمریکا آشکارتر میشود.»
کاهش نفوذ آمریکا و تغییر موازنه منطقهای
وی سپس با اشاره به پیامدهای این جنگ برای جایگاه آمریکا در منطقه تصریح کرد: «جنگ انتخابی ترامپ علیه ایران یک فاجعه استراتژیک بوده است. قدرت ایالات متحده در خاورمیانه از این پس به میزان زیادی کاهش خواهد یافت و ایران و ترکیه در موقعیت سلطه قرار خواهند گرفت.»
ترامپ در تنگنای عقبنشینی یا تشدید
هانکه در پایان، در پاسخ به این پرسش که آیا ترامپ ناگزیر به عقبنشینی تاکتیکی و تنشزدایی خواهد شد یا برای خروج از بحران مشروعیت داخلی به سمت «تشدید درگیریهای کنترلشده» حرکت خواهد کرد، گفت: «ترامپ در تنگنا قرار گرفته، محبوبیتش رو به کاهش است و هیچ راه برونرفت مشخصی وجود ندارد. ادامه جنگ تنها حمایت از او را بیش از پیش تضعیف میکند. عقبنشینی تاکتیکی گزینه منطقی و از نظر اقتصادی معقول است.»
وی در عین حال با اشاره به رویکرد ترامپ افزود: «اما ما اینجا درباره دونالد ترامپ صحبت میکنیم. روش کار او از سه عنصر تشکیل شده است: اول، حمله، حمله، حمله؛ دوم، انکار، انکار، انکار؛ و سوم، من بردم، من بردم، من بردم.»
..........................
پایان پیام