به گزارش ایلنا و به نقل از روابط عمومی ارتش، جنگ، سختترین آزمون برای سنجش کارآمدی یک نظام آموزشی نظامی است؛ جایی که آموختههای سالها کلاس، تمرین و رزمایش باید در شرایط واقعی نبرد، زیر فشار تهدید و در فرصت محدود برای تصمیمگیری به کار گرفته شود. تجربه جنگهای تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه نیز برای ارتش جمهوری اسلامی ایران به میدانی برای ارزیابی همین آموزشها و در عین حال، استخراج درسهای تازه از صحنه نبرد تبدیل شد.
درسهایی که به گفته معاون تربیت و آموزش ارتش، بخشی از آنها حتی در جریان جنگ بهصورت روزانه از میدان استخراج و به نیروها منتقل شد و سپس در فرآیندهای آموزشی ارتش جای گرفت. افزایش سرعت انتقال تجربه، واقعیتر شدن آموزشها، تربیت نیروهای چندمهارتی و تطبیقپذیر، افزایش تابآوری رزمندگان و آمادهسازی فرماندهان برای تصمیمگیری در شرایط بحرانی، از جمله محورهایی است که تجربه جنگهای اخیر بیش از گذشته اهمیت آنها را آشکار کرده است.
در همین زمینه گفتوگویی تفصیلی با امیر سرتیپ دوم محمدرضا علیاننژاد، معاون تربیت و آموزش ارتش جمهوری اسلامی ایران درباره نقش آموزش در عملکرد ارتش در جنگهای اخیر، نحوه انتقال درسآموختههای میدان نبرد به دانشگاهها و مراکز آموزشی، تغییر سرفصلها و تاکتیکها، تربیت فرماندهان و نیروهای متناسب با جنگهای فناورانه و همچنین آموزش عملیاتهای دفاعی و هجومی در ارتش انجام شده است.
۱۲ مولفه اساسی در آموزش نیروهای ارتش
اگر موافق باشید بحث را از جنگهای تحمیلی اخیر، یعنی جنگهای تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه آغاز کنیم. به نظر شما چه میزان از موفقیتهایی که ارتش در این دو جنگ به دست آورد، ریشه در تربیت و آموزش نیروها داشت؟
جنگها بهترین میدان سنجش نظام آموزشی هستند، چون ما معمولاً همانگونه میجنگیم که آموزش دیدهایم. هر رزمنده در جنگ به شکلی میجنگد که آموزش دیده است؛ بنابراین بهترین محل برای ارزیابی نظام آموزشی، میدان جنگ است تا مشخص شود نیروها تا چه اندازه موفق هستند و به چه شکل میتوانند مأموریتهای خود را انجام دهند.
در ادبیات نظامی، مؤلفههای رزم را ۱۲ عنوان میدانیم که نیروی انسانی و تربیت و آموزش، یکی از مؤلفههای مهم و تأثیرگذار آن است. اگر نیروی انسانی آموزش طی نکند و تخصص لازم را نداشته باشد، اولاً اعتمادی به سلاح خود ندارد و ثانیاً از تابآوری لازم در محل عملیات برخوردار نخواهد بود.یک نیرو، زمانی میتواند موفق عمل کند که هم از توانایی لازم برخوردار باشد و هم تجربه قبلی داشته باشد؛ حال این تجربه ممکن است در محیطی کنترلشده مانند کلاس و رزمایش کسب شده باشد یا اگر فرصتی پیش بیاید، در یک فضای کاملاً عملیاتی مانند جنگ.
رزمندگان جنگهای تحمیلی دوم و سوم آموزشدیدگان دانشگاههای نظامی کشور هستند
بررسی عملیاتهای ارتش در این جنگها چه چیزی درباره میزان آمادگی آموزشی و مهارتی نیروها نشان داد؟ آیا نیروهایی که پیش از جنگ در دورههای آموزشی و رزمایشها تربیت شده بودند، توانستند آموزشهای خود را در میدان واقعی نبرد به کار بگیرند؟
ما تجربه بسیار خوبی از جنگ هشتساله و دفاع مقدس داشتیم و بسیاری از اساتید آن دوران همچنان در مجموعه حضور دارند. آنچه امروز در دافوسها و دورههای مختلف دانشگاههای نظامی تدریس میشود، نشاندهنده استفاده ما از تجربیات جنگهای قبلی است.یک نیروی نظامی در ارتش جمهوری اسلامی ایران معمولاً حدود یکچهارم عمر خدمتی خود را آموزش طی میکند.
در برخی تخصصهای عمیق و پیچیده، این زمان بسیار بیشتر است و گاهی تا ۱۲ سال طول میکشد تا یک نیرو بتواند به یک متخصص تبدیل شود و وظیفه خود را انجام دهد.اگر فضای جنگ، میزان موفقیت نیروها، ابزارهای در اختیار و سایر مؤلفهها را بررسی کنیم، مشخص میشود که نیروی آموزشدیده نقش خود را در جنگ بهخوبی نشان داد. نمیتوان منکر این موضوع شد. جنگ در سطوح مختلف توسط نیروهایی انجام شد که همگی فارغالتحصیل همین دانشگاههای نظامی بودند.
آنچه در دشت مهیار یا منطقه نصرآباد اتفاق افتاد، نشان میدهد مجموعهای از مهارت، تخصص، ایمان، تابآوری و مدیریت جهادی دستبهدست هم داد تا یک فرمانده شجاع هم به بهترین نحو از سلاح خود استفاده کند و هم از نیروی در اختیارش و تا پای جان از هدف خود دفاع کرده و مأموریتش را بهدرستی انجام دهد.
آموزشهای ارتش متناسب با هر فرد طراحی میشود
یکی از تفاوتهای میدان واقعی جنگ با رزمایش و آموزش، فشار روانی، ضرورت تصمیمگیری سریع و شرایط غیرقابل پیشبینی است. آموزشهای ارتش تا چه اندازه نیروها را برای چنین شرایطی آماده میکند؟
آموزشهای ارتش صرفاً آموزشهای دانشی نیست. ما به یک رزمنده فقط در حوزه تخصص خودش آموزش نمیدهیم. فرماندهان ما از روز اول که نیرو را در اختیار میگیرند، آموزش متناسب با آن فرد را طراحی میکنند؛ یعنی نیرو با شرایط خاص خودش شناسایی میشود و روند تربیت او آغاز میشود تا کاستیهای احتمالی در طول مسیر برطرف شود.
یک رزمنده یک بسته کامل آموزشی را طی میکند. بخشی از آن تخصصی است و در بخشی دیگر روی حوزه فکری فرد کار میشود؛ از تمرینهای فکری گرفته تا تصمیمگیری و اقدام.اگر یک نیروی نظامی در صحنه عملیات تابآوری خوبی دارد، قطعاً آموزشهای مرتبط با اعتمادبهنفس را دیده است. این آموزشها هم در اردوگاههای نظامی، هم در کارگاههای خاص و هم در رزمایشها ارائه میشود؛ درست است که رزمایش یک محیط کنترلشده است، اما حداکثر تغییرات در مؤلفههای مختلف ایجاد میشود تا رزمایش رنگ و بوی عملیات واقعی داشته باشد.
انتقال روزانه درس آموختههای میدانی نبرد به رزمندگان در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه چه نقاط قوت و درسآموختههایی در حوزه تربیت و آموزش نیروها برای ارتش داشت و این تجربیات چگونه در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه مورد استفاده قرار گرفت؟
ما در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به این نتیجه رسیدیم که هرچه سرعت انتقال آموزش را افزایش دهیم، موفقتر خواهیم بود؛ تا جایی که این اتفاق بهصورت روزانه انجام شد و درسآموختههای صحنه نبرد را روزانه به سایر نیروها منتقل میکردیم.در جنگ ۱۲ روزه آموختیم که هرچه آموزشها واقعیتر باشند، کارآمدتر خواهند بود. آموختیم که به آمادگی مستمر نیاز داریم و نیرو باید دائماً در حال تمرین باشد. همچنین با توجه به ماهیت چندوجهی جنگ، به نیروی چندتخصصی و چندمهارته نیاز داریم و هرچه بتوانیم نیروها را چندمهارتی و چندتخصصی تربیت کنیم، موفقتر خواهیم بود.
موضوع دیگر اینکه آموختیم تابآوری نیروی انسانی یک اولویت است. اگر قرار باشد یک رزمنده بهترین عملکرد را در سنگر داشته باشد، باید از حداکثر تابآوری برخوردار باشد.خدا را شکر این درسآموختهها در جنگ ۴۰ روزه مورد استفاده قرار گرفت و امروز نیز جزو سرفصلهای اصلی آموزشهای ماست. البته در بسیاری از موارد لازم نبود الزاماً یک سرفصل را تغییر دهیم؛ گاهی در برخی حوزهها یک پارادایم را تغییر دادیم، در برخی حوزهها فرآیند را اصلاح کردیم و در برخی حوزهها نیز به این نتیجه رسیدیم که باید روشها و شیوههای تربیتی را بهبود دهیم.اینها درسآموختههایی بود که از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به دست آمد و الحمدلله در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه مورد استفاده قرار گرفت.
خروجی آن را نیز میتوان مشاهده کرد؛ دقت عملیات ارتش، تعداد اهدافی که نیروها توانستند با آنها درگیر شوند و در یک کلام، کارآمدی نیروهای مسلح نسبت به جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بهوضوح قابل مشاهده بود.
نحوه و آیین جنگیدن دشمنان را به طور مرتب رصد میکنیم
فرآیند استخراج درسآموختههای میدان نبرد و انتقال آنها به نظام آموزشی ارتش چگونه انجام میشود؟
ما در مجموعه آموزش یک مثلث معروف داریم؛ مثلث «اطلاعات، عملیات و آموزش». این سه یک مسیر پویا را تشکیل میدهند. آنچه حوزه اطلاعات از آیین رزم دشمن به دست میآورد، در اختیار عملیات قرار میگیرد؛ عملیات نیز چگونگی جنگیدن را مشخص و نیاز خود را اعلام میکند و آموزش، شیوه موردنظر را به نیروها آموزش میدهد.این یک مسیر پویاست و همیشه در ارتش اتفاق میافتد. آموزش ارتش هیچگاه از رصد آیین رزم دشمن که توسط مجموعه اطلاعات انجام میشود، غافل نیست. شیوه جنگیدن نیز همواره از مجموعه عملیات ارتش دریافت میشود و در نهایت آموزش بر اساس آن انجام میگیرد.
آموزش ارتش در اینجا یک نقش دوگانه دارد؛ از یک طرف متغیری وابسته به یافتههای اطلاعات و نیازهای عملیات است و از طرف دیگر در برخی سرفصلها نقش مستقلی دارد و براساس نیاز روز و فضای دانشی، آموزشهای خاصی را برای تربیت نیروهای مورد نیاز آینده طراحی میکند.
باید رزمندهای با تابآوری تعریفشده برای میدان نبرد تربیت کنیم
با توجه به تجربیات جنگهای تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه، آیا قرار است آموزشهای جدیدی به سرفصلهای ارتش اضافه شود یا برخی آموزشهای فعلی تغییر کنند؟
تغییر آموزش یک اصل نظامی در همه کشورهاست. نظام آموزشی ارتش یک نظام چندلایه، متشکل از صلاحیتها، مهارتها و نقشهای مختلف است و قطعاً جنگها در آن تغییر ایجاد میکنند، چون جنگ درسآموختههای جدیدی در اختیار ما قرار میدهد.گاهی فقط یک سرفصل تغییر میکند و گاهی قرار است یک ماهیت تغییر کند. آموزشهای ارتش در یک نگاه در دو حوزه اصلی «تکنیک» و «تاکتیک» اجرا میشود.
بخشی مربوط به ماهیت سلاح و جنگافزار است که با تکنیک سلاح ارتباط دارد و تغییر آموزش در آن با تغییر تکنیک اتفاق میافتد؛ اما تاکتیک بهکارگیری سلاح را جنگ و توانمندیهای آن سلاح تعیین میکند.اگر جنگ را یک واحد آموزشی بزرگ در نظر بگیریم که میتواند درسآموختههای ویژهای به ما بدهد، قطعاً براساس آن باید نقشهای جدید، مهارتهای جدید، تخصصهای جدید و ویژگیهای جدید تعریف کنیم تا بتوانیم رزمندهای با تابآوری تعریفشده برای میدان نبرد تربیت کنیم.
نحوه طراحیها برای استفاده از یک سلاح جدید در سازمان رزم ارتش
اگر یک جنگنده، هواپیمای ترابری یا تجهیزات جدیدی قرار باشد به سازمان ارتش اضافه شود، نظام آموزشی چه زمانی وارد فرآیند میشود؟
مدل اقدام سامانه آموزش ارتش درباره تجهیزات جدید به این شکل است که پیش از خرید یک سلاح، معمولاً بررسی میشود که این سلاح به چه تخصصهایی نیاز دارد، آموزش آن چگونه باید انجام شود، چه مدت زمان میبرد و فردی که قرار است با آن کار کند باید از قبل چه الزامات و صلاحیتهایی داشته باشد.نیازمندیهای آموزشی مشخص و در اختیار سایر بخشهای ستاد ارتش مانند معاونت طرح و برنامه یا نیروی انسانی قرار میگیرد.
سپس افرادی که قرار است برای آموزش اعزام شوند، شناسایی شده و آموزش میبینند. پس از بازگشت این افراد، آموزش در مجموعه نیروهای مسلح تکثیر و به گروههای بعدی منتقل میشود تا توانایی بهکارگیری سلاح ایجاد شود.
تمرینها نیز معمولاً پس از این مرحله انجام میشوند. هر تجهیز ابتدا یک آموزش عمومی دارد، تکنیک آن باید شناخته شود و سپس شیوههای بهکارگیری آن تمرین شود.آن چیزی که جای مانور بیشتری دارد، تاکتیک بهکارگیری سلاح است.یک سلاح سبک، توان مشخصی دارد، اما اینکه این سلاح در دست چه کسی باشد، آن فرد چه توانایی و مهارتی داشته باشد، از چه توانایی فکری و ذهنی برخوردار باشد و چگونه از سلاح استفاده کند، تعیینکننده است.
یکی از درسآموختههای بزرگ ما، تربیت نیروهای یادگیرنده است
با توجه به تغییر ماهیت تهدیدات و استفاده گسترده از پهپادها، جنگ الکترونیک، سامانههای هوشمند و عملیات شبکهمحور، ارتش چگونه آموزش نیروهای خود را با میدان نبرد جدید تطبیق میدهد؟
یکی از درسآموختههای بزرگ ما، تربیت نیروهای یادگیرنده است؛ نیروهایی که بتوانند بهسرعت خود را با محیط تطبیق دهند. جنگ اخیر به ما نشان داد اگر نیرو در لحظه توانایی یادگیری داشته باشد، میتواند از تاکتیکهای موردنیاز استفاده کند و سلاح خود را به بهترین نحو به کار بگیرد.جنگ اخیر یک جنگ فناورانه بود، اما فناوری همیشه نقاط ضعفی دارد که اگر بهخوبی شناسایی شود و بهدرستی از آن شناخت استفاده کنیم، قطعاً وسیله دفاع در برابر آن نیز وجود دارد.
در این جنگ، درسآموختههای بهروز را در اختیار نیروها قرار میدادیم. اتفاقی در صحنه عملیات رخ میداد یا دشمن از روش خاصی استفاده میکرد؛ بلافاصله این اطلاعات در اختیار سایر همرزمان قرار میگرفت تا آنها نیز بتوانند از این تجربه استفاده کرده و دفاع لازم را در برابر آن انجام دهند.
باید نیرویی با توانایی ماندن در صحنه را تربیت کنیم
با این شرایط، ارتش برای «نبرد آینده» چه نوع نیرویی باید تربیت کند؟
به نظر من دیگر چیزی به نام «نبرد آینده» به این معنا که منتظر وقوع آن باشیم، وجود ندارد. هر آنچه قبلاً با عنوان جنگ آینده مطرح میشد، امروز در میدان مشاهده میکنیم. ارتش اول دنیا با کشورهای شریک و همپیمان خود، بخشی از ناتو و رژیم صهیونیستی، هر آنچه در اختیار داشتند وارد میدان کردند.
آنچه که پیش از این جنگ آینده مینامیدیم، امروز با تمام مؤلفهها، پیچیدگیها و لایههای مختلف آن بهوضوح دیده میشود.نیرویی که باید تربیت کنیم، نیرویی است که توانایی ماندن در این صحنه را داشته باشد؛ هم از ابزار جسمی، هم ذهنی و هم تخصصی لازم برخوردار باشد و در رأس همه اینها، با یک معنویت خاص بتواند در میدان بماند.ما از جنگ آموختیم که برای یک رزمنده هیچچیز مهمتر از بُعد معنوی او نیست. رزمنده در کنار تخصص و مهارت باید اعتقاداتی داشته باشد که موجب شود از آنچه برای ما مهم است، در قالب کشور، دین و هویت خود دفاع کند.
همیشه مطمئن بودیم که روزی با آمریکا خواهیم جنگید
آیا سامانه تربیت و آموزش ارتش وقوع چنین نبردی را در این مقطع زمانی پیشبینی کرده بود؟
پیش بینی شیوه نبرد وظیفه آموزش ارتش نیست. همانطور که عرض کردم، مجموعه اطلاعات ارتش آیین رزم دشمن را دائماً رصد و منتشر میکند و آموزشهای ما نیز معمولاً براساس آن تنظیم میشود.ما همیشه مطمئن بودیم که روزی با آمریکا خواهیم جنگید و همیشه مطمئن بودیم که رژیم صهیونیستی دشمن اصلی ماست.
این اصلی بوده که همواره در آموزشها لحاظ شده است.حتی سمت حمله دشمن در سناریوهای آموزشی پیشبینی میشود. در آموزش آیین رزم دشمن به دانشجو گفته میشود اگر دشمن از این سمت حمله کند، شیوه دفاع چیست یا اگر فلان منطقه درگیر شود، چگونه باید دفاع کرد. وقتی عملیات آبخاکی را آموزش میدهیم، دقیقاً سناریو تعریف میشود که دشمن از کدام مرز یا ساحل و با چه توانی حمله میکند.
در رزمایشهایی که در دافوس برگزار میشود نیز این موضوع بارها تمرین شده است. امروز که در خدمت شما هستم، در دافوس رزمایش ناهمتراز در حال تمرین است. دشمن را واقعی در نظر میگیریم؛ دشمن آمریکا است، سمت حمله و تجهیزاتی که به کار میگیرد مشخص میشود و دانشجو باید براساس آن طرحریزی و شیوه دفاع را طراحی کند.بنابراین؛ آموزشی که دانشجو میبیند در یک محیط کاملاً واقعی، اما کنترلشده است. رزمایش محیط کنترلشدهای دارد، اما به این معنا نیست که در خلأ اجرا میشود.
توانمندی حمله پیشدستانه را داریم
آیا در کنار شیوههای دفاعی، تاکتیکهای هجومی نیز در ارتش آموزش داده میشود؟
براساس آموزههای دینی و دکترین نظامی ما، وظیفه ما دفاع است؛ اما دفاع به این معنا نیست که همیشه فقط دفاع کنیم و طرف مقابل دائماً حمله کند.ما به دانشجو شیوههای مختلف پدافند را آموزش میدهیم، اما این به آن معنا نیست که آموزش حمله ندادهایم یا توانایی آن را نداریم. مبنا بر دفاع از مرزها بوده است، اما اگر قرار باشد حمله پیشدستانهای انجام شود، قطعاً هم توانایی آن وجود دارد و هم نیروها آموزشهای لازم را طی کردهاند.
آموزشهای نفوذ و حمله در تمام سطوح و با تجهیزات مختلف در نیروهای نظامی ارائه شده است
با توجه به مطرحشدن تغییر رویکرد از دکترین صرفاً پدافندی به آفندی، این تغییر چگونه وارد نظام آموزشی ارتش میشود؟
امروز نیز در ادبیات رایج ارتش این موضوع مطرح میشود. همانطور که گفتم، ما یک نظام آموزشی پویا داریم و قطعاً این پویایی وارد محیط آموزش نیز خواهد شد و شیوههای مختلف حمله به دانشجویان آموزش داده میشود.تغییر دکترین در سطح بالا به ما ابلاغ میشود و وقتی ابلاغ شود، قطعاً وارد محیط آموزشی خواهد شد.البته باید تأکید کنم که در هر سه جنگ به شهادت تاریخ به ما حمله شد و ما در هیچکدام از این جنگها حمله پیشدستانه نکردیم.
آنچه در عملیات F-5 ها یا موارد دیگر اتفاق افتاد، بخشی از دفاع ما و پاسخ به تهاجم دشمن بود.دکترین ما دفاعی است، اما آموزشهای نفوذ و حمله در تمام سطوح و با تجهیزات مختلف در نیروهای نظامی ارائه شده است؛ از نیروی هوایی گرفته تا نیروی زمینی و نیروی دریایی که با دستور فرماندهی قابلیت اجرا دارد.
طراحی آموزشهای ویژه برای فرماندهان ارتش با توجه به تجربیات جنگ تحمیلی ۱۲ روزه
سرعت واکنش و تصمیمگیری فرماندهان در جنگ اهمیت زیادی دارد. برای افزایش قدرت تصمیمگیری فرماندهان و کاهش زمان تصمیمگیری در شرایط بحرانی چه اقداماتی انجام شده است؟
این آموزشها از قبل وجود داشت، اما با توجه به اتفاقاتی که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رخ داد، دورههای ویژهای برای فرماندهان طراحی کردیم و آموزش فرماندهان در سطوح مختلف طرحریزی و اجرا شد.هدف تمام این آموزشها افزایش سرعت تصمیمگیری فرماندهان و متناسبکردن نوع فرماندهی و کنترل با شرایط حاکم بر صحنه بود.
آموزشها به شکلی طراحی شد که زمان تصمیمگیری به حداقل برسد و فرمانده بتواند در شرایط مختلف تصمیم بگیرد؛ شرایطی مانند قطع ارتباط، حمله پیشدستانه یا از بین رفتن بخشی از تجهیزات و ادوات، بهگونهای که فرمانده بتواند مستقلاً تصمیم بگیرد و اقدام خود را انجام دهد.این سرفصلها توسط دافوس ارتش طراحی شد. هم اساتید به یگانها اعزام شدند و هم فرماندهانی که لازم بود، در نقاط تجمع حضور یافتند و آموزشها برای آنها اجرا شد.
روایت ماموریت خلبانان شجاع سوخو۲۴ در میان آتش و خون
در جریان جنگ، خلبانان مأموریتهای بسیار پرخطری انجام دادند. از منظر تربیت و آموزش، چه عواملی باعث میشود یک خلبان در چنین شرایطی مأموریت خود را انجام دهد؟
خلبان نیروی بسیار ارزشمندی است. همین امروز نیز آموزشهای پروازی جزو ارزشمندترین و مهم ترین آموزشهای ماست. آموزش خلبانی در همه دنیا آموزشی ویژه و خاصی است، لذا همه کشورها با توجه به تاثیر این نیروی عملیاتی، ارزش خاصی برای خلبانان قائل هستند.خدا را شکر عزیزان ما زندهاند و این افسران غیور از نیروهای ولایی، شجاع و متخصص ارتش هستند.
در صحنه جنگ اتفاقات عجیبوغریبی رخ میدهد. وقتی بمبی در کنار یک نفر منفجر میشود، دیگر صرفاً منطق مادی نیست که باعث ماندن او میشود؛ ایمان، میهندوستی و اعتقادات اوست که دستبهدست هم میدهند تا رزمنده در میدان باقی بماند.خلبانان ما با علم به اینکه میدانستند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، مأموریت خود را انجام دادند. دو فروند سوخو به منطقهای میروند که کاملاً به تجهیزات پدافندی مسلح است و اختلاف فناوری نیز وجود دارد، اما مأموریت را انجام میدهند.
گاهی انسان فقط درباره فداکاری صحبت میکند، اما وقتی بوی باروت را احساس میکند و پیکرهای مجروح و شهدا را میبیند و باز هم میگوید برای مملکتم حاضرم این کار را انجام دهم، موضوع متفاوت میشود.هواپیمای F-5 را بارها از نزدیک دیدهاید. اینکه امروز فردی حاضر شود سوار هواپیمایی متعلق به چند دهه قبل شود و با علم به شرایط موجود مأموریت انجام دهد، نشان میدهد که بسیاری از محاسبات دنیایی دیگر برای او تعیینکننده نیست. واقعاً بیان این موارد با زبان دشوار است. درود بر شرف همه این عزیزان و روح همه شهدا شاد؛ آنان که اقدامات بسیار بزرگی برای مملکت انجام دادند.
باید برای مقابله با نیروهای مرکب و چند لایه دشمن به عملیات ترکیبی مسلط باشیم
کی از درسهای مهم جنگهای اخیر، ضرورت هماهنگی میان نیروها و یگانهای مختلف است. این تجربه چه اثری بر آموزشهای مشترک و عملیات ترکیبی ارتش دارد؟
نیروهایی که امروز در مقابل ما صف آرایی کردند، مرکب و چند لایه هستند، بنابراین نیرویی که برای حضور در این صحنه آموزش میبیند نیز باید با این ادبیات آشنا باشد. باید زبان مشترک، عملیات مشترک و شیوه دفاع در برابر چنین نیروهایی را بشناسد.برای ما مهم است که بتوانیم از حداکثر توان نیروهای کشور استفاده کنیم و میان تمام نیروهای مسلح همزبانی، ادبیات مشترک و اقدام هماهنگ وجود داشته باشد.
از طرف دیگر، در دفاع مقابل نیروهای ترکیبی دشمن نیز باید آموزش لازم ارائه شود تا کارکنان بدانند نقاط ضعف یگان های مرکب یا مشترک چیست و چه عاملی میتواند بیشترین ضربه را به آن وارد کند. این موارد جزو سرفصلهایی است که معمولاً در دورههای فرماندهی و ستاد به دانشجویان و فراگیران آموزش داده میشود.
نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران نیازمند کار مشترک با یکدیگر هستند
آیا این آموزشهای مشترک صرفاً میان نیروهای چهارگانه ارتش است یا میان ارتش، سپاه و فراجا نیز وجود دارد؟
نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران نیازمند کار مشترک با یکدیگر هستند. اقداماتی در این زمینه انجام شده، اما باید عمق بیشتری پیدا کند. البته حوزه عمل فراجا با ارتش و سپاه متفاوت است.در ارتش و سپاه، در بخشهایی که مأموریتها مشترک است، مانند اقداماتی که در پدافند انجام میشود، مأموریتهای دریایی یا برخی حوزههای زمینی، فرهنگ مشترک وجود دارد، اما این موضوع نیازمند عمقبخشی است.
ما در کشور با توجه به تفاوت فرهنگ سازمانی، نیاز داریم روی این مسائل بیشتر تمرین کنیم.در ارتش بخشی از دانشجویان سایر سازمانها آموزش طی میکنند و ارتش نیز نیروهای خود را به سایر مراکز آموزشی اعزام میکند.بسیاری از فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح در دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش آموزش دیدهاند و متقابلاً نیروهای ارتش نیز در دانشگاههایی مانند دانشگاه امام حسین(ع)، دانشگاه مالک اشتر و سایر دانشگاهها آموزش طی میکنند.این موضوع نیازمند تمرین مستمر برای کسب آمادگی های در تراز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.
نحوه تقسیم مأموریت در عملیاتهای چند نیرویی
تقسیم مأموریت در عملیاتهای چندنیرویی چگونه انجام میشود؟
تعریف این نوع عملیات با قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا(ص) است که مشخص میکند به چه شکل از نیروها استفاده شود و چه بخشهایی از مأموریت به آنها سپرده شود.امروز مأموریت هرکدام از نیروها در حوزه سرزمینی مشخص است.
منطقه عملیاتی نیروی دریایی ارتش و نیروی دریایی سپاه مشخص است. پدافند ارتش و پدافند سپاه نیز در قالب قرارگاه مشترک پدافند مأموریت خود را انجام میدهند. نیروهای زمینی نیز حوزههای عملیاتی مختلف و بخشهای مشترک دارند.هم حوزه سرزمینی اقدام نیروها مشخص است و هم نوع مأموریت آنها تعریف شده است.
مدیریت دانش در ارتش درباره تجربیات جنگهای تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه جریان دارد
آیا برنامهای برای ثبت و تحلیل تجربیات عملیاتی فرماندهان و رزمندگان و تبدیل این تجربیات به محتوای آموزشی وجود دارد؟
ما حتی به رزمایش به چشم یک آزمایشگاه و محل یادگیری نگاه میکنیم؛ جنگ که جای خود دارد. آنچه شما اشاره کردید، در واقع «مدیریت دانش» است.مدیریت دانش یک چرخه پویا در ارتش است که درسآموختههای موجود را از میدان دریافت و به سرفصل آموزشی تبدیل میکند و این آموزشها در مجموعه منتقل و تکرار میشوند. ارتش مجموعهای پویاست و این کار بهطور مستمر انجام میشود.
تدریس درسآموختههای جنگهای تحمیلی اخیر در دورههای عالی و دافوس
جنگهای اخیر چه درسهایی برای تربیت نسل آینده فرماندهان ارتش داشته است؟
فرماندهان ارتش در سطوح مختلف در مراکز آموزشی خاص آموزش را طی میکنند. پس از فارغالتحصیلی از دانشگاههای افسری، افسران معمولاً به دورههای مقدماتی اعزام میشوند تا تخصصهای اولیه را فرا بگیرند، سپس دوره عالی و بعد دوره دافوس را طی میکنند.دوره عالی، دورهای است که قرار است فرمانده گردان تربیت کند.
اگر یک درسآموخته مربوط به سطح گردان باشد، قطعاً در دوره عالی وارد سرفصل آموزشی میشود و اگر سطح آن بالاتر باشد، به دافوس و دانشگاه منتقل و به سرفصلهای آموزشی فرماندهان اضافه میشود.درخصوص جنگهای اخیر نیز این پویایی در مراکز آموزشی کاملاً وجود دارد و درسآموختهها متناسب با سطح موردنیاز به آموزشهای تاکتیکی تبدیل و در دورههای عالی و دافوس تدریس میشوند.
نحوه تبادلات علمی ارتش با کشورهای دوست
ارتش در زمینه تبادل تجربیات آموزشی با کشورهای دوست و همسو چه برنامهای دارد؟
در مجموعه ارتش ساختاری وجود دارد که وظیفه آن اعزام دانشجو به خارج از کشور و پذیرش دانشجویان کشورهای دوست و همپیمان است. امروز که در خدمت شما هستیم، از ۸ کشور در ایران دانشجو داریم و در شش کشور نیز دانشجو اعزام کردهایم که در حال طی دورههای آموزشی هستند.هر سال نیازمندیهای آموزشی در مقطع دفاع ملی، دافوس، دورههای تخصصی و حتی آموزش زبان بررسی میشود.
همچنین؛ متناسب با شرایط، آموزشهایی مانند هوش مصنوعی، جنگ الکترونیک و سایبر نیازسنجی میشود. مکاتبات از طریق مجموعه اطلاعات انجام میشود، سهمیه دریافت میکنیم و تبادل دانشجو بهصورت مستمر انجام میشود.
دانشجویان ارتش به دانشگاههای خارجی اعزام میشوند
دانشی که نیروهای اعزامی در این دورهها کسب میکنند، چگونه در ارتش مورد استفاده قرار میگیرد؟
در دافوس و مراکز آموزشی ما تیمهایی برای این موضوع وجود دارد. به محض اینکه دانشجو یا فراگیر از خارج کشور بازمیگردد، باید تمام آنچه را فرا گرفته در قالب مدیریت دانش ارائه کند. اسناد آموزشی همراه او، از جمله پایاننامه، کتاب و سایر محتواها، به مجموعه ارائه و دوره مورد ارزیابی قرار میگیرد.اگر پس از بررسی به این نتیجه برسیم که همان یک دوره کفایت میکند و دیگر نیازی به اعزام وجود ندارد، اعزام تکرار نمیشود؛ اما اگر نیاز وجود داشته باشد، مجدداً ادامه پیدا میکند.
در دیپلماسی آموزشی چند هدف دنبال میشود. یکی تأمین نیازهای آموزشی است و بخشی نیز صرفاً برای تعامل با کشورها انجام میشود. شاید جالب باشد که برخی کشورها دانشجو برای آموزش زبان فارسی به ما اعزام میکنند و این افراد در دانشگاههای نظامی ما زبان فارسی میآموزند. ما نیز به همین شکل نیروهایی را برای فراگیری زبان سایر کشورها اعزام میکنیم.بخشی نیز مربوط به آموزشهای تخصصی و تعامل میان دانشگاههای فرماندهی و ستاد است و هر سال تعدادی از نیروهای ارتش در این چارچوب اعزام میشوند.
سه درسآموخته مهم جنگهای تحمیلی اخیر به روایت معاون تربیت و آموزش ارتش
اگر بخواهید مهمترین درسآموختههای آموزشی جنگهای اخیر را در چند محور خلاصه کنید، چه مواردی را نام میبرید؟
اگر بخواهم صرفاً درباره حوزه آموزش صحبت کنم، سه درسآموخته اساسی داریم.نخست، آمادگی مستمر و آموزشهای واقعگرایانه است. این اولین کاری است که باید انجام دهیم.دوم، تربیت نیروی یادگیرنده و تطبیقپذیر است.سوم، تربیت نیروی دارای تابآوری لازم و قابلیت انتقال سریع آموزش است.این سه، درسآموختههای اساسی ما هستند که تغییرات مرتبط با آنها هم در نظام آموزشی و هم در متون و محتواها پیادهسازی خواهد شد. هر سه مورد از الزامات رزمندهای است که امروز باید بتواند در میدان جنگ مشترک و در قالب نیروهای مشترک و عملیات ترکیبی مأموریت انجام دهد.
ما همانگونه میجنگیم که آموزش دیدهایم
در پایان، آیا میتوان گفت عملکردی که ارتش در جنگهای تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه داشت، محصول سالها سرمایهگذاری در تربیت، آموزش، انضباط و فرهنگ سازمانی بوده است؟
قطعاً همینطور است. من در ابتدای بحث نیز عرض کردم که ما همانگونه میجنگیم که آموزش دیدهایم. نیروهای نظامی تخصصهای پیچیده و عمیقی را آموزش میبینند و این کاری نیست که بدون مهارت و بدون تکرار بتوان آن را در صحنه عملیات انجام داد.