در جهان امروز، کشورها فقط با قدرت سیاسی و اقتصادی شناخته نمیشوند؛ تصویر آنها در افکار عمومی بخشی از سرمایه ملی محسوب میشود. این تصویر از طریق رسانه و سینما، دانشگاه، ادبیات، هنر و موسیقی، صنایع دستی و گردشگری، ورزش، کتاب و… شکل میگیرد.
از این منظر، دیپلماسی عمومی دیگر صرفاً انتقال پیام دولتها به مردم سایر کشورها نیست؛ بلکه فرایندی برای ایجاد شناخت، اعتماد و گفتوگو میان جوامع است. یونسکو نیز بر نقش فرهنگ، زبان، ادبیات و تبادل فرهنگی در ایجاد تفاهم میان ملتها تأکید دارد.
دیپلماسی عمومی، تبلیغات نیست
یک اصل مهم را همواره باید مدنظر داشت؛ دیپلماسی عمومی با تبلیغات تفاوت دارد. مخاطب خارجی زمانی با یک فرهنگ ارتباط برقرار میکند که احساس کند با یک پیام رسمی مواجه نیست. از این روی میتوان از مسیر شعر و ادبیات، موسیقی و معماری، علم و هنر، ورزش و سینما، کتاب و … ایران را معرفی و روایت کرد. در این چارچوب، کتاب میتواند به ابزاری آرام و نرم، عمیق و ماندگار در منظومه دیپلماسی عمومی تبدیل شود.
کتاب؛ سفیر فرهنگ
“خبر” عمری کوتاه دارد؛ و “سخنرانی” نیز ممکن است پس از مدتی فراموش شود؛ اما “کتاب” میتواند سالها در کتابخانهها و همراه افراد باقی بماند.
نویسنده در تهران و محل نشر در تبریز باشد و خواننده در پاریس، توکیو، دوشنبه یا استانبول؛ کتاب میتواند میان آنها گفتوگویی مستقیم و بیواسطه ایجاد کند.
تجربه جهانی نیز اهمیت ترجمه و گردش کتاب میان فرهنگها را نشان میدهد. پایگاه تاریخی Index Translationum یونسکو، که از دهه ۱۹۴۰ جریان ترجمه کتابها میان زبانها و کشورها را ثبت کرده، نمونهای از اهمیت ترجمه در انتقال اندیشه و ادبیات از مرزهای فرهنگی است.
از این رو، نشر را نمیتوان فقط یک فعالیت فرهنگی یا اقتصادی دانست. کتاب بخشی از جریان انتقال ایدهها میان ملتهاست.
ایران از سرمایه فرهنگی کمنظیری برخوردار است؛ از شعر و ادبیات کلاسیک و معاصر گرفته تا تاریخ، فلسفه، هنر، معماری، سینما، ایرانشناسی و دستاوردهای علمی. مسئله اصلی این است که چگونه این سرمایه را به زبانی قابل فهم، جذاب و حرفهای برای مخاطب جهانی تبدیل کنیم.
ممکن است اثری ارزشمند باشد، اما ترجمه مناسبی نداشته باشد؛ ترجمه خوبی انجام شود، اما ناشر مناسبی در کشور مقصد پیدا نشود؛ یا کتاب منتشر شود، اما شبکه توزیع و بازاریابی درخوری نداشته باشد. بنابراین، چاپ کتاب به تنهایی «دیپلماسی نشر» نیست.دیپلماسی نشر یک زنجیره کامل است. انتخاب اثر، شناخت بازار، ترجمه، ویرایش، طراحی، چاپ، توزیع، بازاریابی و ایجاد ارتباط پایدار با مخاطب.
از «ارسال کتاب» به «ساختن بازار»
یکی از تغییرات مهم در سیاستگذاری فرهنگی باید عبور از «ارسال کتاب به خارج» و حرکت به سمت «ساختن بازار برای کتاب ایرانی» باشد.
حضور در نمایشگاههای بینالمللی و اهدای کتاب به کتابخانهها، اقدامات ارزشمندی است، اما زمانی به دیپلماسی نشر تبدیل میشود که به همکاری پایدار میان ناشران ایرانی و خارجی منجر شود.
برای هر بازار باید بدانیم مخاطبان چه میخوانند، کدام ناشران اعتبار دارند، چه مترجمانی شناخته شدهاند، دانشگاهها و رسانهها به چه موضوعاتی علاقهمندند و چه نوع اثری میتواند در آن بازار دوام بیاورد. این رویکرد، نشر را از یک فعالیت مناسبتی به یک سیاست حرفهای تبدیل میکند.
شبکه دیپلماتیک؛ ظرفیت در خدمت چاپ و نشر
ایران بیش از ۱۳۰ نمایندگی سیاسی و کنسولی در خارج از کشور دارد. این شبکه، علاوه بر مأموریتهای دیپلماتیک و کنسولی، میتواند به یک شبکه گسترده برای شناخت بازارهای فرهنگی و فکری جهان تبدیل شود. هر نمایندگی میتواند اطلاعاتی درباره ناشران، مترجمان، دانشگاهها، کتابخانهها، نمایشگاههای کتاب، مراکز مطالعات ایران، رسانههای فرهنگی و سلیقه مخاطبان گردآوری کند.
پیوند این دو میتواند با استفاده بهتر از ظرفیتهای موجود، با همکاری و تعامل، هزینهها را کاهش و اثرگذاری و نفوذ را افزایش دهد.
مترجم؛ دیپلمات فرهنگی
مترجم فقط واژهها را جابهجا نمیکند؛ او میان دو فرهنگ پل میزند. یک ترجمه حرفهای میتواند اثری را برای مخاطب خارجی قابل فهم و جذاب کند و ترجمه ضعیف میتواند حتی یک اثر ارزشمند و فاخر را از ارتباط با مخاطب بازدارد. از همین رو، تربیت و حمایت از مترجمان حرفهای، بخشی از سیاست دیپلماسی عمومی محسوب میشود. گاهی سرمایهگذاری بر یک مترجم توانمند و ایجاد یک شبکه پایدار ترجمه، از هزینههای سنگین تبلیغاتی ماندگارتر است.
صنعت چاپ؛ از بخش پشتیبان تا صنعت صادراتی
صنعت چاپ نیز باید از جایگاه خدماتی خود فراتر رود.
کیفیت چاپ، طراحی، صحافی، تصویرگری و بستهبندی، بخشی از تجربه مخاطب از یک اثر فرهنگی است. کتابی که قرار است معرف فرهنگ ایران باشد، باید از استانداردی برخوردار باشد که بتواند در بازار جهانی رقابت کند.
از سوی دیگر، صنعت چاپ ایران ظرفیت صادراتی نیز دارد. گزارشهای منتشر شده درباره صادرات محصولات چاپی ایران، از گسترش بازارهای منطقهای و افزایش صادرات به کشورهایی مانند تاجیکستان حکایت دارد. این روند نشان میدهد که چاپ میتواند بخشی از دیپلماسی اقتصادی و فرهنگی کشور نیز باشد.
اگر صنعت چاپ، نشر و شبکه ارتباطات خارجی به یکدیگر متصل شوند، کتاب میتواند همزمان یک محصول فرهنگی و یک کالای صادراتی باشد.
دیپلماسی نشر یک فعالیت فرصتآفرین است. یک اثر ایرانی میتواند در بازارهای مختلف منتشر شود، حقوق ترجمه آن واگذار شود، نسخه دیجیتال و صوتی آن عرضه شود و در مواردی حتی زمینه اقتباس سینمایی یا تلویزیونی پیدا کند.
بنابراین حمایت دولتی میتواند هدفمندتر شود؛ به جای تمرکز صرف بر چاپ و ارسال کتاب، بخشی از منابع به ترجمه حرفهای، بازارشناسی، فروش حقوق نشر، بازاریابی و اتصال ناشران ایرانی و خارجی اختصاص یابد. در چنین مدلی، دولت بیشتر نقش تسهیلگر دارد تا مجری.
پیشنهاد اجرایی: «دیپلماسی نشر ایران»
برای تبدیل این ایده به سیاست عملی، میتوان یک برنامه چابک و کمهزینه طراحی کرد، بدون ایجاد ساختار اداری جدید. این برنامه میتواند بر پنج محور استوار باشد:
۱. انتخاب بازارهای هدف: کشورها بر اساس ظرفیت فرهنگی، زبانی، دانشگاهی و اقتصادی اولویتبندی شوند.
۲. تهیه پرونده نشر کشورها: ناشران، مترجمان، نمایشگاهها، دانشگاهها، کتابخانهها و موضوعات مورد علاقه مخاطبان شناسایی و طبقه بندی شوند.
۳. انتخاب آثار ممتاز: به جای ترجمه انبوه، آثار محدود اما با کیفیت و متناسب با هر بازار انتخاب شوند.
۴. اتصال ناشر ایرانی و خارجی: هدف، قراردادهای واقعی و پایدار باشد، نه صرفاً مبادله کتاب یا حمایت مقطعی.
۵. ارزیابی نتیجه: تعداد قراردادهای نشر، فروش حقوق ترجمه، میزان فروش، تعداد ناشران همکار و استمرار همکاریها معیار موفقیت قرار گیرد.
در کنار این اقدامات، ایجاد یک سامانه دادهمحور دیپلماسی نشر میتواند اطلاعات بازارها، مترجمان، ناشران، آثار ترجمه شده، قراردادها، هزینهها و نتایج را جمعآوری کند و تصمیمگیری را از حالت سلیقهای به سمت سیاستگذاری مبتنی بر داده سوق دهد.
از رویداد به رابطه
هدف نهایی نباید افزایش تعداد نمایشگاهها یا کتابهای ارسال شده باشد؛ هدف باید افزایش روابط پایدار فرهنگی باشد. یک نمایشگاه ممکن است چند روز طول بکشد، اما قرارداد میان دو ناشر، همکاری یک مترجم با نویسندگان ایرانی یا ارتباط میان دو دانشگاه میتواند سالها ادامه پیدا کند. این تفاوت میان «رویداد فرهنگی» و «دیپلماسی فرهنگی» است.
سخن پایانی
ایران قرنهاست توسط کتاب با جهان سخن گفته است؛ از شاهنامه و گلستان تا حافظ و مولانا و ادبیات معاصر.
امروز نیز مسئله این نیست که آیا حرفی برای گفتن داریم یا نه؛ مسئله این است که آیا میتوانیم آن را با زبان، معیار و ابزارهای امروز به مخاطب جهانی برسانیم.
در چنین نگاهی، صنعت چاپ بخشی از زیرساخت ارتباط ایران با جهان است.
ناشر شریک دیپلماسی فرهنگی است.
مترجم فقط انتقالدهنده واژه نیست؛ سفیر یک فرهنگ است و کتاب فقط کاغذ و جوهر نیست؛ روایتی است که میتواند از مرز عبور کند.
از این روی مهمترین دستاورد دیپلماسی نشر این است که جهان ایران را عمیقتر بشناسد.
و میان «شنیدن» و «شناختن»، گاهی فقط یک «کتاب» فاصله است.
*معاون همکاریهای فرهنگی مرکز دیپلماسی عمومی