شناسهٔ خبر: 79588312 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه مردم‌سالاری | لینک خبر

«مردم سالاري» چشم انداز تقابل تهران و واشنگتن را بررسي مي کند

قايق توپدار در تنگه هرمز

صاحب‌خبر -
 گروه ديپلماسي - علي ودايع:دوباره صداي زنگ خطرهاي قديمي در کرانه‌هاي گرم خليج فارس به گوش مي‌رسد؛ همان جغرافيايي که سال‌هاست هر موجش آبستن يک معماواره سياسي است. تبادل آتش اخير در طول خطوط ساحلي استان هرمزگان و تنگه هرمز، يک تصادف تاکتيکي ساده در تقويم درگيري‌هاي خاورميانه نيست؛ روايتي است از برخورد مجدد الگوي سنتي «ديپلماسي قايق توپدار» با واقعيت‌هاي سرسخت استراتژي «بازدارندگي منطقه‌اي».
بررسي لايه‌هاي رسانه‌اي و اتاق‌هاي فکر واشنگتن پس از حملات بامداد اخير، بيش از آنکه توان نظامي سنتکام را به رخ بکشد، پرده از يک سردرگمي بنيادي در دکترين جنگ و صلح کاخ سفيد برمي‌دارد؛ سردرگمي ميان «اراده براي مهار» و «هراس از سرسلسله سلسله‌اعصاب منطقه».
 
معماي رادارها و بازي در منطقه خاکستري
گزارش‌هاي خبرگزاري‌هاي آمريکايي از رويترز تا آسوشيتدپرس بر يک نقطه مشترک دست مي‌گذارند: سنتکام هدف ضربات خود را «کاهش توان شناسايي و رهگيري ايران بر ناوگان تجاري» عنوان کرده است. ضربه به سامانه‌هاي راداري ساحلي در واقع محاولة آمريکايي‌ها براي نابيناسازي «اهرم هرمز» بود.
اما آنچه تحليلگران انديشکده‌هايي چون مؤسسه مطالعه جنگ (ISW) به آن اذعان مي‌کنند، ناکامي اين دکترين در «منطقه خاکستري» (Grey Zone) است. پدافند و توان موشکي-پهپادي ايران در طول دهه گذشته نه بر پايه‌هاي صلب و برج‌هاي ثابت، بلکه بر شبکه متحرک، موزاييکي و غيرمتمرکز بنا شده است.
از ديدگاه رئاليسم تدافعي، انهدام يک رادار ثابت در ساحل سيريک يا جاسک، موازنه قدرت را تغيير نمي‌دهد؛ بلکه تنها سرعت واکنش را به شبکه‌هاي جايگزين منتقل مي‌کند.
پاسخ موشکي سريع ايران به پايگاه‌هاي منطقه‌اي آمريکا در اردن، بحرين و عراق، همين پيام را دقيقاً صادر کرد: «بازي قدرتي که آمريکا آغاز کرده، قاعده‌اش در واشنگتن نوشته نمي‌شود.»

توازن در نقاط انجماد
در لايه‌اي عميق‌تر، تقابل امروز تهران و واشنگتن در جغرافياي خليج فارس، ورود به دکترين «جنگ منجمد» (Frozen War) است؛ وضعيتي فراتر از فرمول سنتي «نه جنگ، نه صلح». در يک «جنگ منجمد»، طرفين نه به‌دنبال يک صلح پايدار و توافق سياسي جامع هستند و نه قصد دارند خطوط قرمزي را رد کنند که به يک «جنگ گرم و تمام‌عيار» (Outright War) ختم شود. در اين انضباط جديد ژئوپليتيک، تقابل صلب نظامي جاي خود را به تبادل آتش‌هاي کنترل‌شده، ضربات سوزني تاکتيکي و حفظ خطوط بازدارندگي در نقطه‌اي نزديک به انجماد داده است.
آمريکا با ضربه به رادارهاي ساحلي و ايران با پاسخ سريع به پايگاه‌هاي منطقه‌اي، در حقيقت ظرفيت‌هاي يکديگر را در اين «خط انجماد» آزمايش مي‌کنند. واشنگتن به‌خوبي مي‌داند که آب کردن اين يخ و تبديل آن به يک درگيري گرم، فوراً شريان‌هاي انرژي جهان را نابود کرده و هزينه‌هاي سهمگيني بر اقتصاد داخلي و صندوق‌هاي راي 2026 وارد مي‌سازد. در مقابل، تهران نيز با حفظ الگوي «موازنه نامتقارن»، اجازه نمي‌دهد واشنگتن معادلات خطوط ناوبري را يک‌جانبه بازنويسي کند.
«جنگ منجمد» دقيقاً همان نقطه‌اي است که دو بازيگر در عين پذيرش اصطکاک دائم، هزينه تصاعد بحران را گران‌تر از حفظ وضعيت موجود مي‌دانند.

سايه سنگين انتخابات ميان‌دوره‌اي
در قلب کنگره و بر روي صفحات تلويزيون‌هاي خبري شبکه سي‌ان‌ان و فاکس‌نيوز، مسئله اصلي ديگر رادارهاي هرمز نيست؛ بلکه قيمت بنزين در پمپ‌بنزين‌هاي تگزاس و اوهايو است.
رسانه‌هاي آمريکايي به‌خوبي واقفند که خليج فارس شريان اصلي انرژي جهان است و هرگونه «ديپلماسي آتش» در تنگه هرمز، فوراً به شوک قيمتي در بازار نفت منتهي مي‌شود. در آستانه انتخابات ميان‌دوره‌اي کنگره در نوامبر 2026، جهش قيمت نفت بدترين کابوس براي جمهوري‌خواهان حاکم است. دمکرات‌ها با دست گذاشتن بر اين پاشنه آشيل، حملات اخير را اقدامات بدون مجوز قانوني (مغاير با قانون اختيارات جنگي) و يک رفتار پرريسک بدون «راهبرد خروج» (Exit Strategy) قلمداد مي‌کنند. از طرفي، هراس از فرسايشي شدن موشک‌هاي رهگير گران‌قيمت آمريکا در مواجهه با پهپادهاي ارزان‌قيمت، نشان داد که موازنه هزينه‌-فايده اصلاً به نفع سنتکام نيست.

تراژدي در سيريک
نکته بسيار حساسي که رسانه‌هاي آمريکايي سعي در پوشش قطره‌چکاني آن دارند، تلفات غيرنظامي و اصابت به يک مراسم عروسي در سيريک است. حتي اگر سنتکام سکوت را ترجيح دهد، روايت انسان‌شناختي جنگ، فشار اخلاقي و حقوقي سنگيني بر واشنگتن وارد مي‌سازد. يادآوري و زنده شدن افکار عمومي نسبت به فاجعه تاريخي مدرسه ميناب، بار ديگر ابعاد حقوقي و انتقادات از حملات کور هوايي آمريکا را به سرخط رسانه‌ها کشانده است.
از منظر حقوق بين‌الملل بشردوستانه (IHL)، يکي از اصول بنيادي جنگ «اصل تمايز» (Principle of Distinction) ميان اهداف نظامي و غيرنظاميان است. انتقاد اصلي به سنتکام اين است که انجام ضربات هوايي کور يا اتکا به داده‌هاي سيگنالي و راداري ناقص، منجر به آسيب سنگين به غيرنظاميان شده است.هدف قرار گرفتن يک تجمع غيرنظامي (مراسم عروسي)، واشنگتن را در موضع ضعف اخلاقي قرار داده است. منتقدان اشاره مي‌کنند که اين‌گونه حوادث، ادعاي آمريکا مبني بر «حملات جراحي‌شده و دقيق» را زير سوال برده و يادآور فجايع تاريخي خطاي محاسباتي ارتش آمريکا در منطقه است.
در جنگ‌هاي مدرن، «سخت‌افزار نظامي» تنها نصف معادلات است؛ نصف ديگر را «تصوير و جنگ رواني» مي‌سازد. کشيده شدن پاي غيرنظاميان به معادلات نظامي، پرده ديگري از «موازنه وحشت» را آشکار مي‌کند.
اين رويداد ثابت کرد که الگوي ضربات محدود هوايي آمريکا نه تنها باعث عقب‌نشيني نمي‌شود، بلکه با انگيزش دکترين دفاعي ايران، بحران را به مرحله «تصاعد ناخواسته» سوق مي‌دهد.

بقا در جعبه پاندورا
از نگاه انديشکده‌هاي رئاليست مانند استيمسون يا کارنگي، کاخ سفيد امروز در جعبه پاندوراي جنگي قرار گرفته که کليد خروج از آن را ندارد.
ضربات سوزني به سواحل جنوب، نه قدرت بازدارندگي ايران در تنگه هرمز را خنثي کرده و نه امنيت ناوگان بين‌المللي را تضمين نموده است.
در حقيقت، آمريکا بار ديگر دريافت که «اهرم هرمز» يک سازه فيزيکي نيست که با چند سوپرموشک نابود شود؛ بلکه يک «انضباط ژئوپليتيک» است. بازي در اين مه سنگين، تنها دو راه پيش روي واشنگتن مي‌گذارد: يا پذيرش موازنه واقعي قدرتي که ايران در سطح منطقه شکل داده است، يا فرو رفتن در جنگي فرسايشي که هزينه‌هاي سياسي و اقتصادي آن نخستين قرباني‌اش را در صندوق‌هاي راي نوامبر 2026 در واشنگتن خواهد گرفت.
 
حق ايران براي دفاع مشروع مقابل آمريکا
وزارت امور خارجه با صدور بيانيه‌اي با اشاره به حمله دشمن آمريکايي به يک جشن عروسي در کوهستک نوشت: جنايات جنگي وحشيانه که نقض فاحش اصول بنيادين حقوق بين‌الملل است يادآور جنايات قبلي آمريکايي-صهيونيستي طي يک سال و نيم اخير، از جمله در ميناب و لامرد است.
وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران با صدور بيانيه‌اي در مورد تجاوز نظامي آمريکا به ايران و پاسخ دفاعي ايران نوشت:
«وزارت امور خارجه، اقدامات تجاوزکارانه آمريکا در شامگاه سه‌شنبه 10 شهريور عليه ميهن عزيزمان را به شديدترين وجه محکوم کرده و بر عزم جمهوري اسلامي ايران براي دفاع قاطع از استقلال، حاکميت ملي و تماميت سرزميني ايران تاکيد مي‌کند.
رژيم آمريکا که در مواجهه با عزم آهنين ملت ايران در دفاع از کيان ايران، دچار استيصال شده است، شامگاه سه‌شنبه 11 شهريور 1405 بار ديگر با نقض حاکميت ملي و تماميت سرزميني ايران، به چندين منطقه غيرنظامي و زيرساخت‌هاي خدماتي از جمله تعدادي از دکل‌ها و سايت‌هاي مخابراتي در استان‌هاي خوزستان، سيستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان حمله کرد که بر اثر آن تعدادي از هموطنان‌مان شهيد و مجروح شدند و خساراتي به دارايي‌هاي عمومي و خصوصي وارد آمد.
در حمله دشمن آمريکايي به يک جشن عروسي در کوهستک واقع در شهرستان سيريک استان هرمزگان، بيش از 70 نفر از هم‌وطنان شهيد و مجروح شدند که اغلب آنها زن و کودک بودند. اين جنايات جنگي وحشيانه که نقض فاحش اصول بنيادين حقوق بين‌الملل است يادآور جنايات قبلي آمريکايي-صهيونيستي طي يک سال و نيم اخير، از جمله در ميناب و لامرد است.
در واکنش به تجاوز نظامي آمريکا، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران طبق حق ذاتي دفاع مشروع پايگاه‌هاي نظامي آمريکا را که مبدأ و پشتيبان تجاوز نظامي آمريکا عليه کيان ايران بود، مورد ضربات دفاعي و کوبنده خود قرار دادند.
جمهوري اسلامي ايران موکدا از کشورهاي منطقه مي‌خواهد با جلوگيري از استفاده متجاوزان آمريکايي از امکانات و قلمروي آنها براي تدارک و اجراي عمليات‌هاي تجاوزکارانه عليه ايران، مانع از تداوم و گسترش آتش جنگ در منطقه شوند و اجازه ندهند توطئه شوم آمريکايي-صهيونيستي براي تحميل ناامني دائمي بر منطقه محقق گردد.
وزارت امور خارجه ضمن تسليت شهادت هم‌وطنان عزيزمان، مسئوليت همه دولت‌ها براي تعقيب، محاکمه و مجازات عاملان و آمران نقض‌هاي فاحش حقوق بشردوستانه بين‌المللي را يادآور مي‌شود.
وزارت امور خارجه بار ديگر مسئوليت سازمان ملل متحد، به‌ويژه شوراي امنيت و دبير کل سازمان ملل، براي ايفاي وظايف خود وفق منشور سازمان را يادآور مي‌شود. سکوت و بي‌عملي ارکان سازمان ملل متحد در قبال نقض‌هاي مستمر اصول و قواعد بنيادين منشور به‌ويژه بند 4 ماده 2، از سوي يک عضو دائم شوراي امنيت موجب بي‌اعتباري بيشتر جايگاه سازمان و تهديد فزاينده صلح و امنيت بين‌المللي خواهد شد.»