سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: وندل بری، صدای اصیل ادبیات اقلیمی و اندیشه زراعتپیشه آمریکا، در خانه خود در پورت رویال کنتاکی دیده از جهان فروبست؛ خبری که دخترش، مری بری، با این جمله تایید کرد: «هیچ کلامی نمیتواند حق مطلب را درباره او ادا کند.» نویسندهای که بیش از ۴۰ کتاب خلق کرد و شعرها، جستارها و رمانهایش همواره هشداری تکاندهنده علیه زیادهرویهای تمدن صنعتی و جامعه کالاشده مدرن بود.
رمانهایی چون ناتان کولتر (Nathan Coulter) و جایی روی زمین (A Place on Earth)، در کنار مجموعه داستان کنار من بایست (Stand By Me) و گلچین شعر همسرایی چوبی: اشعار سبت ۱۹۷۹–۱۹۹۷ (A Timbered Choir: The Sabbath Poems 1979-1997)، کارنامه ادبی مردی را ساختند که تاثیرش فراتر از حلقههای ادبی رفت. مایکل پولان، مولف پرفروش کتاب معمای همهچیزخوار (The Omnivore’s Dilemma)، زندگی فکری خود را دگرگونشده با این جمله معروف بری میدانست: «غذا خوردن یک کنش کشاورزی است.» آلیس واترز، سرآشپز جریانساز، نیز با شوریدگی مقدمهای بر جستار مشهور او، لذتهای غذا خوردن (The Pleasures of Eating)، نوشت.
بری وارث راستین تفکر هنری دیوید ثورو و جریان زراعتپیشگان جنوب نظیر رابرت پن وارن و جان کرو رنسام بود. او که در دوران «رکود بزرگ» بالید و در نوجوانی شاهد فروپاشی پیوندهای سنتی زیستبومش بود، در زبان و شعری صیقلخورده و پیراسته، خوشبختی تحمیلی عصر مدرن را به پرسش گرفت و راز کهن کار، زایش، عشق و مرگ را زنده کرد.
او در رمان «اندی کاتلت: سفرهای نخستین» (Andy Catlett: Early Travels) مینویسد: «طی ۴۰ سال گذشته، مدام این اندیشه در جانم ریشه دوانده که جهان کهن، جهانی که در آن نیاکان ما با کار دستان خویش و در مجاورت اقلیم، خاک، گیاه و جانور میزیستند، جهان حقیقی بود؛ و این جهان نوین با انرژی ارزان، پول کمارزش، طمع تقدیسشده و توهم رهایی از هر قیدوبند، چیزی جز یک بازی نمایشی نیست. دنیای کودکی من نقص داشت، اما اصیل و واقعی بود. در خانه پدربزرگ و مادربزرگم، ارزش حقیقی اشیا حس میشد؛ آنجا هر آنچه به دست میآمد، حاصل عرقریزان و رنج یک انسان بود.»
بری که متولد ۱۹۳۴ بود، پس از دریافت بورس معتبر والاس استگنر از دانشگاه استنفورد و تجربه کوتاهی از زندگی در نیویورک، زرقوبرق محافل روشنفکری پایتخت را رها کرد و به مزرعه لینز لندینگ بازگشت. او و همسرش سالها بدون تلویزیون و رایانه زیستند، اما در ایالتی که قلب تپندهاش معادن زغالسنگ بود، برای دفاع از زیستبوم دست به نصب صفحات خورشیدی زدند. او وقتی دید دانشگاه محبوبش، دانشگاه کنتاکی، دلارهای نفتی و زغالی را میپذیرد، پیوندش را با دانشگاه مادری برید و در سال ۲۰۱۱ حتی به تحصن علیه تخریب قله کوهها برای استخراج معدن پیوست.
اگرچه نام وندل بری به جوایزی چون پولیتزر گره نخورد، اما مدال ملی علوم انسانی و جایزه یک عمر دستاورد ادبی حلقه منتقدان کتاب آمریکا سندی بر جایگاه یگانه اوست. شاید زیباترین تجسم اندیشه او در این سطرها نهفته باشد: «به دل جنگل میزنم. زیر سایه درختان، ناگهان و بیهیچ تلاشی، همه جهان سر جای خود قرار میگیرد. به نظمی پا میگذارم که در فضاهای انسانساخت پیدا نمیشود؛ آنجا حس میکنم زندگیام در متن زندگان و مردگانِ زمین، جایگاه حقیقی خود را بازمییابد.»
منبع: گاردین، Tue 1 Sep 2026