تاریخ، بیرحمتر از آن است که در حافظهاش لکههای ننگ را پاک کند، گاهی روایت یک حادثه، آنچنان تکاندهنده است که نه فقط یک جغرافیا، بلکه وجدان بیدار جهان را به لرزه در میآورد، حادثه تلخ و اندوهبار شامگاه سهشنبه، دهم شهریورماه در شهرستان سیریک و تهاجم به مراسم عروسی در شهر کوهستک، بار دیگر نقاب از چهره مدعیان دروغین حقوق بشر برداشت.
وقتی دستهای ناپاک، شادی یک خانواده را به عزا بدل میکنند و در میان هلهله و پایکوبی، صدای انفجار جای صدای ساز و آواز را میگیرد، آنجا دیگر نه «جنگ» که «جنایت» است، شهادت چهار نفر از هموطنان عزیزمان، که در میان آنها کودک چهارساله ای بود که هنوز معنای «ظلم» را نمیدانست، تصویری تکاندهنده از عمق فاجعهای است که دولت آمریکا در این منطقه رقم زده است، این کودک، پیش از آنکه فرصت کند قد بکشد و دنیای بزرگتری را تجربه کند در آتش کینهای سوخت که ریشه در خوی استکباری دارد.
اما این رنج، یک واقعه منفرد نیست، این یک زنجیره است؛ زنجیرهای از خون که پیوند عمیقی با زخمهای کهنهتر دارد، در نهم اسفندماه سال گذشته، وقتی مدرسه «شجره طیبه» در میناب هدف قرار گرفت و ۱۶۸ کودک معصوم همراه با معلمان و والدینشان به شهادت رسیدند، جهانیان دیدند که برای ماشین جنگی آمریکا، مدرسه و عروسی، کلاس درس و حجله، هیچ تفاوتی ندارد.
وقتی این دو رخداد (فاجعه میناب و کشتار کوهستک) را در کنار هم میگذاریم، یک حقیقت تلخ اما عیان خودنمایی میکند: در استراتژی جنگی دولت آمریکا، «بیگناهی» هیچ سپر امنی ایجاد نمیکند، گویی هدف، ترساندن ملتی است که ایستادگی را انتخاب کرده است، اما آنها غافلاند که شهادت کودکان و زنان، نه ترس، که پیوند عمیقتری میان مردم و آرمانهایشان ایجاد میکند.
آیا خون آن ۱۶۸ کودک در مدرسه میناب و خون این کودک چهارساله در کوهستک سیریک، گواه روشن این نیست که برای دولت آمریکا، «جان انسان» تنها عددی در محاسبات نظامی است؟ آنها که دم از حقوق بشر میزنند، چگونه وجدانشان در برابر این حجم از بیگناهی که به خاک و خون کشیده میشود، سکوت اختیار میکنند؟
امروز داغی که بر دلهای مردم هرمزگان نشسته، داغی است که تمامی ملت ایران را سوگوار کرده است، این تجاوز آشکار ارتش امریکا یادآور آن است که دشمنی که نه مدرسه را میشناسد و نه حرمت مجلس عروسی را نگه میدارد، هیچ مرزی برای توحش خود قائل نیست.
یاد این کودکان پرکشیده و تمامی قربانیان این جنایات هولناک، در حافظه تاریخ ثبت خواهد ماند، صدای مظلومیت این کودکان، فراتر از مرزهای جغرافیایی، فریادی خواهد شد که روزی دامن بانیان این جنایت را خواهد گرفت و تاریخ، هم قاتلان را به یاد خواهد سپرد و هم خونهای پاکی را که به ناحق بر زمین ریخته شد.