مصر را بیشتر با اهرام، فرعونها و تمدنی باستانی میشناسیم، اما زیر صحرای این کشور داستانی بسیار قدیمیتر پنهان شده است؛ داستانی از زمانی که بخشهایی از سرزمین امروزی مصر زیر آبهای «دریای تتیس» قرار داشت.
کشف فسیل دندانهای پنج گونه کوسه در فلات ابوطَرطور در صحرای غربی مصر، تصویری تازه از این گذشته دریایی ارائه میکند. این کوسهها حدود ۸۳ تا ۷۲ میلیون سال پیش، در دوره کرتاسه پسین، در آبهای این منطقه زندگی میکردند و یکی از این گونهها برای نخستین بار در رکورد فسیلی آفریقا شناسایی شده است.
داستان این کشف در سال ۲۰۲۰ آغاز شد؛ زمانی که «الحسین ابراهیم» (Alhussein Ibrahim)، زمینشناس اکتشاف در «شرکت فسفات مصر»، نمونههای فسیلی را از منطقه جمعآوری و برای بررسی به «محمد عبدالجواد»، دانشیار دیرینهشناسی مهرهداران در دانشکده علوم دانشگاه قاهره، سپرد. در سال ۲۰۲۲ نیز «طارق یاسین»، پژوهشگر، نمونههای بیشتری پیدا کرد و این نمونهها به مجموعه اولیه اضافه شدند. بررسی مجموعه کامل در ادامه با همکاری اعضای تیم پژوهشی انجام شد.
آناتک در گفتوگو با ابراهیم به داستان این کشف و آنچه فسیلهای کوسه درباره گذشته دریایی ابوطَرطور آشکار میکنند، پرداخته است.
الحسین ابراهیم - Alhussein Ibrahim
این کشف چگونه درک ما از تاریخ طبیعی مصر و شمال آفریقا را تغییر میدهد؟
این یافته، این واقعیت را تقویت میکند که بخش بزرگی از سرزمینهایی که امروزه بیابانهای مصر را تشکیل میدهند، زمانی محیطی دریایی و متصل به اقیانوس تتیس بودهاند.
منطقه ابوطَرطور همیشه منطقهای بیابانی در خشکی نبوده است. در دوره کرتاسه، این منطقه بخشی از یک سامانه گسترده دریایی کمعمق در امتداد حاشیه شمالی آفریقا را تشکیل میداد.
بنابراین، این یافته به بازسازی دقیقتر شمال آفریقا بهعنوان بخشی فعال از قلمرو دریایی تتیس در دوره کرتاسه کمک میکند؛ نه منطقهای منزوی با مجموعه جانوری محلی و محدود.
یافتن نوعی کوسهٔ فسیلی در آفریقا چه اهمیتی دارد؟ آیا این یافته نشاندهنده ارتباط زیستی میان قارههاست؟
اهمیت این یافته هم در پراکنش جغرافیایی آن و هم در پیامدهای بومشناختی آن نهفته است.
«اسکاپانورینکوس» (Scapanorhynchus) سردهای از کوسههای منقرضشده و خویشاوند کوسههای گابلین امروزی است. دندانهای این کوسه بهاندازهای ویژگیهای متمایز دارند که میتوان از آنها برای شناسایی این سرده و مقایسه جمعیتهای آن در مناطق مختلف استفاده کرد.
یافتن نمونهای قابلمقایسه با «اسکاپانورینکوس سیاف. رافیودون» (Scapanorhynchus cf. raphiodon) در مصر و ثبت آن برای نخستین بار در آفریقا نشان میدهد که کوسههای مرتبط با این گونه، در جهان دریایی باستانی در محدوده بسیار گستردهتری زندگی میکردند؛ محدودهای که با پراکنشی صرفاً محلی سازگار نیست. عبارت «cf.» نیز یعنی نمونه به این گونه شباهت دارد، اما شناسایی آن بهطور قطعی تأیید نشده است.
این یافته از وجود مسیرهای پراکندگی دریایی در دوره کرتاسه حمایت میکند و نشان میدهد که این کوسهها میتوانستند بین مناطق مختلف دریایی جابهجا شوند. از نظر بومشناختی نیز حضور آنها در این منطقه، اطلاعات بیشتری درباره تنوع و ساختار جوامع دریایی آن زمان در اختیار ما میگذارد.
پژوهشگران چگونه میتوانند تنها بر اساس ۱۴ دندان فسیلشده، یک اکوسیستم دریایی باستانی را بازسازی کنند؟
دقیقتر بگوییم، پژوهشگران نمیتوانند یک اکوسیستم کامل را تنها بر اساس ۱۴ دندان بازسازی کنند. این دندانها یک بخش مهم از شواهد را فراهم میکنند، اما بازسازی گستردهتر به ترکیب چندین خط مستقل از شواهد وابسته است.
شواهد مربوط به فراچاهش یا خیزش آب (Upwelling) درباره شرایط اقیانوسی آن دوره چه چیزی به ما میگوید؟
فراچاهش زمانی رخ میدهد که آبهای عمیقتر به سمت سطح بالا میآیند و مواد مغذی مانند فسفات و نیترات را به منطقه نورگیر اقیانوس میرسانند. شواهد مربوط به فراچاهش در منطقه ابوطَرطور نشان میدهد که این دریای باستانی میتوانسته از بهرهوری زیستی بالایی برخوردار باشد.
این موضوع بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که منطقه ابوطَرطور با ذخایر فسفریت مهمی مرتبط است. رسوبات غنی از فسفات میتوانند در شرایطی شکل بگیرند که بهرهوری زیستی بالا، چرخه مجدد مواد مغذی، رسوبگذاری آهسته و شرایط خاص اکسایش ـ کاهش بهطور همزمان وجود داشته باشند.
فراچاهش همچنین ممکن است نشان دهد که دریا بهطور یکنواخت گرم، راکد و غنی از اکسیژن نبوده است. آبهای سطحی غنی از مواد مغذی میتوانند از فراوانی حیات پشتیبانی کنند، اما زمانی که مواد آلی به سمت پایین فرو میروند و تجزیه میشوند، ممکن است اکسیژن در نزدیکی بستر دریا مصرف شود. این فرایند میتواند دورههایی از شرایط کماکسیژن ایجاد کند که گاهی شرایط حداقل اکسیژن نامیده میشوند و ممکن است به حفظ مواد آلی و تمرکز فسفات کمک کنند.
مجموعهای از دندانهای کوسه جمعآوریشده و محلی که دندانها در آن پیدا شدهاند، فلات ابوطرطور در صحرای غربی مصر (منبع تصویر: طارق یاسین)
چه فرایندهای زمینشناختی یا اقلیمی، این منطقه را از یک دریای گرمسیری به یکی از خشکترین نقاط زمین تبدیل کردند؟
این دگرگونی در یک بازه زمانی بسیار طولانی رخ داد و هم تغییرات زمینشناختی و هم تغییرات اقلیمی در آن نقش داشتند. از نظر زمینشناختی، عواملی مانند پسروی آبراهه دریایی تتیس، بالاآمدگی تکتونیکی و بازسازماندهی حوضهها، پر شدن رسوبی و پسروی دریا، بسته شدن و باریک شدن گذرگاههای دریایی و شکلگیری دریای مدیترانه و حوضههای پیرامونی در این دگرگونی مؤثر بودند. از نظر اقلیمی نیز پس از دوره کرتاسه و اوایل سنوزوئیک که تحت سلطه شرایط گلخانهای بود، سرد شدن جهانی، تغییرات در گردش جوی، شکلگیری و تقویت سامانههای پرفشار جنب حارهای و تضعیف تدریجی یا بازسازماندهی انتقال رطوبت منطقهای، به این گذار کمک کردند.
آیا این پژوهش دیرینهشناختی میتواند برای درک تغییرات اقلیمی مدرن درسهایی داشته باشد؟
بله، اگرچه محیط باستانی بازسازی مستقیم و دقیقی از اقلیم امروزی نیست. این پژوهش چند اصل کلی را نشان میدهد که برای علم اقلیم مدرن نیز اهمیت دارند. برای مثال، تغییرات اقلیمی بر کل سامانهها اثر میگذارند و گردش اقیانوسی میتواند بر بهرهوری زیستی تأثیر بگذارد. همچنین، اکوسیستمها صرفا از بین نمیروند، بلکه میتوانند خود را با شرایط جدید بازسازماندهی کنند. تغییرات محیطی نیز میتوانند با تأخیرهای طولانی همراه باشند و به همین دلیل، استفاده از نمونههای مشابه از گذشته باید با احتیاط انجام شود.
مهمترین درسی که میتوان گرفت این نیست که گذشته، یک آینده دقیق و مشخص را پیشبینی میکند. بلکه نشان میدهد اقلیم، گردش اقیانوسی، زمینشناسی و تنوع زیستی ارتباطی بسیار تنگاتنگ با یکدیگر دارند و تغییرات نسبتا کوچک در یکی از اجزای این سامانه میتوانند در سراسر آن گسترش پیدا کنند.
چرا بیابان غربی مصر و فلات ابوطَرطور برای دیرینهشناسی اهمیت ویژهای دارند؟
این منطقه اهمیت دارد، زیرا چند ویژگی ارزشمند را در کنار هم دارد. از جمله این ویژگیها میتوان به رخنمونهای استثنایی سنگهای رسوبی، شواهدی از تاریخ تتیس باستانی و ذخایر فسفاتی اشاره کرد.
ابوطَرطور در سطح بینالمللی به دلیل منابع فسفات خود شناخته شده است. این ذخایر از نظر علمی نیز اهمیت دارند، زیرا محیطهای غنی از فسفات میتوانند به تمرکز و حفظ بقایای مهرهداران، از جمله دندانهای کوسه، استخوانهای ماهی، بقایای خزندگان دریایی، کوپرولیتها و دیگر مواد زیستی کمک کنند. بنابراین، همان شرایط زمینشناختی که ابوطَرطور را از نظر اقتصادی مهم کردهاند، میتوانند آن را به منطقهای پربازده برای پژوهشهای دیرینهشناختی نیز تبدیل کنند.
از سوی دیگر، این منطقه ترکیبی از شواهد و رکوردهای دریایی و خشکی را در خود جای داده است. با وجود اینکه چندین محل در این منطقه مورد مطالعه قرار گرفتهاند، وسعت زیاد صحرای غربی به این معناست که بسیاری از لایههای حاوی فسیل هنوز بهطور کامل نمونهبرداری نشدهاند. بنابراین، کشفهای جدید میتوانند گستره جغرافیایی شناختهشده حضور گونهها را به میزان قابلتوجهی گسترش دهند و درک ما از دیرینهزیستجغرافیای آفریقا را بهبود بخشند.
آیا برنامهای برای اکتشاف یا حفاری بیشتر در این منطقه وجود دارد؟
برنامههای زیادی برای گسترش و تشدید پژوهشهای ما در سراسر فلات ابوطَرطور در دست انجام خواهد بود. کارهای آینده ما تنها به جستوجوی فسیلهای بیشتر از کوسهها محدود نخواهد شد؛ بلکه دیگر جاندارانی را نیز بررسی خواهد کرد که در همان محیط دریایی باستانی، در کنار گونههایی که تاکنون شناسایی شدهاند، زندگی میکردند.
بسیاری از پرسشهای علمی همچنان بیپاسخ ماندهاند. از جمله این پرسشها میتوان به این موارد اشاره کرد: آیا گونههای دیگری وجود دارند که هنوز کشف نشدهاند؟ گستره کامل تنوع زیستی که در گذشته ویژگی این منطقه بوده، چه اندازه بوده است؟
ادامه کار میدانی و تحقیقات دیرینهشناختی ممکن است شواهد فسیلی بیشتری را آشکار کند و به ما کمک کند درک جامعتری از تاریخ زمینشناختی و دیرینهمحیطی فلات ابوطَرطور و دریاهای باستانیای که زمانی این منطقه را پوشانده بودند، به دست آوریم.
انتهای پیام/