صاحبخبر - بیش از یک سال از آغاز حملات نظامی ائتلاف آمریکایی - اسرائیلی به ایران میگذرد؛ حملاتی که یکی از اهداف آن مورد هدف قرار دادن و نابود کردن زیرساختهای موشکی، پدافند هوایی و تأسیسات هستهای ایران بود. با توجه به سپری شدن دو جنگ گسترده، بسیاری از تحلیلگران غربی پیشبینی میکردند که توان نظامی ایران به زودی فرسوده میشود و تعداد زیادی از تسلیحات دفاعی ایران در خلال این دو جنگ نابود شده است. اما جدیدترین ارزیابیهای اطلاعاتی، تصاویر ماهوارهای و گزارشهای میدانی نشان میدهد که سناریوی پیشبینیشده محقق نشده است. جمهوری اسلامی ایران علاوه بر آنکه روند بازسازی نظامی خود را آغاز کرده است، با تغییر استراتژی تأمین تسلیحات، روی آوردن به شرکای جدید و بهرهگیری حداکثری از کارخانههای تسلیحاتی زیرزمینی، ساختار دفاعی خود را وارد فاز جدیدی کرده است که ممکن است معادلات نظامی در جنگ بعدی و احتمالی منطقه را دچار تحول اساسی سازد.
از موشک و پهپاد تا برتری هوایی متعارف
یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین تحولات در فرآیند بازسازی توان نظامی ایران، تغییر جهتگیری تهران در تأمین جنگندههای جدید است. بررسی مسیر توسعه نظامی ایران در چهار دهه گذشته نشان میدهد که تهران به دلیل تحریمهای گسترده تسلیحاتی و هزینه بالای ساخت ادوات نظامی - تسلیحاتی، از الگوی متعارف بسیاری از کشورهای منطقه فاصله گرفته است. در حالی که برخی کشورهای خاورمیانه با خرید جنگندههای پیشرفته غربی، سامانههای هشدار زودهنگام و تجهیزات شبکهمحور تلاش کردهاند برتری هوایی ایجاد کنند، ایران بخش مهمی از منابع خود را به حوزههایی مانند موشکهای بالستیک، پهپادها، جنگ نامتقارن و توسعه صنایع دفاعی داخلی اختصاص داده است. به همین دلیل، قدرت نظامی ایران را نمیتوان صرفا با تعداد جنگنده یا تجهیزات کلاسیک سنجید، بلکه باید آن را در چارچوب یک مدل متفاوت از بازدارندگی تحلیل کرد.
پس از جنگ هوایی دوازدهروزه که منجر به از دست رفتن بخشی از ناوگان هوایی قدیمی ایران، جنگندههای اف-۴ فانتوم، اف-۱۴ تامکت و میگ-۲9، شد، تهران به سرعت به دنبال جایگزینی برای این جنگندهها برآمد. در ابتدا، گزینه روسی یعنی جنگندههای پیشرفته سوخو-۳۵ در صدر اولویتها قرار داشت، اما مشخص نیست که این گزینه چه زمانی به نتیجه مورد نظر میرسدو تهران برای آنکه زمان را از دست ندهد، علاوه بر جنگندههای روسی به جنگندههای چینی نیز متمایل است.
منابع خبری از مذاکرات جدی ایران برای خرید جنگندههای چنگدو جی-۱۰سی خبر دادهاند؛ جنگندهای چندمنظوره، متوسط، تکموتوره و نسل چهارونیم که به رادار آرایه فازی اسکن الکترونیکی (AESA) مجهز است و در درگیری هند و پاکستان در مه ۲۰۲۵ با موشک هوابههوای دوربرد پیال-۱۵ عملکرد قابلتوجهی داشت و در ادبیات تبلیغاتی چین گاه «قاتل رافال» خوانده شد. برخی گزارشها حتی از خرید ۵۸ فروند جنگنده جی-۱۰بی دستدوم از نیروی هوایی چین حکایت دارد؛ قراردادی که در صورت نهایی شدن، میتواند ظرف یک سال بخش اعظمی از ناوگان هوایی ایران را بازسازی کند.
یکی از گرههای اساسی که سالها مانع از فروش جنگندههای چینی به ایران میشد، تحریمهای مالی و بانکی علیه ایران بود. اما پس از آنکه واشنگتن به پکن اجازه خرید رسمی نفت از ایران را بدون تهدید به اعمال تحریمهای ثانویه صادر کرد، عملا بخش مهمی از مانع مالی برداشته شد. ایران که بیش از دو دهه به جنگندههای جی-۱۰ علاقه داشته، اما موانع مالی و تحریمها مانع از انعقاد قرارداد میشد، اکنون با امکان تهاتر نفت در برابر تسلیحات، ممکن است فصل جدیدی در همکاری نظامی با چین گشوده شود. اگر این تغییر رویکرد چین، که پیشتر در فروش تسلیحات به ایران محافظهکارانه عمل میکرد، عملیاتی شود، میتوان ادعا نمود که چین راهبردی جدید برای در سیاست خارجی خود انتخاب کرده است؛ راهبردی که در آن ایران به عنوان یکی از حلقههای کلیدی در زنجیره رقابت با آمریکا در خاورمیانه و آسیای مرکزی دیده میشود.
ترمیم سریع زرادخانهها و بازسازی پدافند چندلایه
در لایه پدافند کوتاهبرد، تصویر متفاوت و تا حدی ملموستر است. خبرگزاری رویترز در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ به نقل از سه منبع آگاه نوشت ایران قراردادی شصت تا هفتاد میلیون دلاری برای خرید سیصد تا چهارصد سامانه پدافند هوایی قابلحمل امضا کرده ه شامل موشکهای چینی کیودبلیو-۱۲ (QW-12) و افان-۱۶ (FN-16) است. نخستین محموله ممکن است ظرف چند هفته، با مسیر ادعایی پاکستان، برسد. این سلاحها که در ادبیات نظامی منپدز (MANPADS) خوانده میشوند، موشک فروسرخ دوشپرتاباند و برای زدن بالگرد، پهپاد موتور احتراقی، هواپیمای ترابری در برخاست و فرود، و جنگندهای که زیر سقف حدود چهار هزار و پانصد متر پرواز کند طراحی شدهاند. این سامانههای قابلحمل توسط تکنفر، بردی حدود ۶ کیلومتر و ارتفاع مؤثر ۴ کیلومتر دارند. نسل جدیدتر آنها نسبت به استرلا-۲ و میثاق-۱ در تشخیص هدف از فلر حرارتی بهتر عمل میکند. برای ایران، توسعه این بخش از پدافند میتواند بخشی از راهبرد ایجاد یک شبکه چندلایه باشد که از سامانههای برد بلند تا تجهیزات قابل حمل را شامل میشود. هدف اصلی چنین رویکردی، جلوگیری از ایجاد یک محیط کاملا امن برای عملیات هوایی دشمن است؛ به این معنا که حتی اگر دشمن توان نفوذ به برخی لایههای دفاعی را داشته باشد، همچنان با هزینه و ریسک بالا مواجه شود. با این حال، وزارت خارجه چین گزارش رویترز را «کاملا بیاساس» خواند و گفت پکن نقش تسهیل صلح و پایان درگیری را بازی کرده است. سخنگوی وزارت دفاع چین گفت با موضوع آشنا نیست. ارتش پاکستان نقش خود در انتقال را ساختگی دانست. ترامپ نیز چنین محمولهای را خلاف اطمینان شخصی شی توصیف کرد. جدا از این پرونده، فایننشل تایمز در فوریه ۲۰۲۶ از قرارداد محرمانه روسیه برای پانصد پرتابگر وربا و دو هزار و پانصد موشک به ارزش حدود چهارصد و نود و پنج میلیون یورو خبر داده بود که آن هم تأیید رسمی نشد.
اما شگفتانگیزترین بخش این بازسازی، سرعت خیرهکننده احیای تأسیسات موشکی و تولیدی است که در جریان حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل تخریب شده بودند. بر اساس تحقیقات سیانان بر روی تصاویر ماهوارهای، ایران موفق شده است ۵۰ دهانه از ۶۹ دهانه تونل ورودی به ۱۸ مجتمع زیرزمینی موشکی را که در حملات مسدود شده بودند، با استفاده از تجهیزات ساده مانند بولدوزر و کامیون مجددا بازگشایی کند که مقامات اسرائیلی را شگفتزده و به تردید درباره اثربخشی حملات خود واداشته است. این بازسازی سریع، نشان میدهد که تخریب زیرساختهای سطحی، به دلیل وجود شبکه عظیم تونلها و کارخانههای زیرزمینی، نمیتواند توانایی تولید و پرتاب موشکهای ایران را برای مدت طولانی فلج کند . مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در واشنگتن(csis) تصویر موجودی را اینگونه جمع بست: ایران حدود سی درصد موجودی موشکی و حدود شصت درصد موجودی پهپادی خود را در جنگ مصرف کرد؛ در نتیجه حدود هفتاد درصد موشک و چهل درصد پهپاد پیش از جنگ باقی مانده است.
در محافل خبری غربی، موضوع حمایت پنهان اما حیاتی روسیه و چین در این فرآیند بازسازی مورد بررسی قرار گرفته است. به گزارش مؤسسه خاورمیانهای MEMRI، روسیه در ازای دریافت پهپادهای شاهد-۱۳۶ و موشکهای فتح-۳۶۰ از ایران، نه تنها جنگندهها و بالگردهای نظامی، بلکه «دادههای میدانی واقعی جنگ» و الگوریتمهای تصحیح بالستیک را در اختیار ایران قرار داده است. این دادهها که حاصل هزاران پرتاب موشک روسیه در میدان جنگ اوکراین است، منجر به افزایش چشمگیر دقت موشکهای ایرانی شده است؛ به گونهای که خطای اصابت آنها از بیش از ۱۰۰ متر به چند ده متر کاهش یافته است . روسیه همچنین تیمهای آموزشی و دفترچههای تعمیراتی را برای پشتیبانی از تجهیزات نظامی ایران ارسال کرده است. در یک تحلیل ویدئویی که در شبکه اجتماعی چینی «هاوکان» منتشر شده، ادعا شده است که ترکیب پشتیبانی نظامی روسیه با «بزرگترین کوره صنعتی جهان» یعنی چین، ایران را به کشوری تبدیل کرده که «دیگر یک یتیم در عرصه بینالمللی نیست» و آمریکا را با «سیاهچاله جنگی که مهمات در آن تمام نمیشود» مواجه خواهد کرد.
الگوی متفاوت ایرانی
در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد ایران در حال دنبال کردن الگویی متفاوت از قدرت نظامی است. این الگو بر ساخت یک نیروی هوایی کلاسیک مشابه قدرتهای بزرگ استوار نیست، بلکه ترکیبی از چند عنصر را دنبال میکند: تقویت محدود توان هوایی از طریق همکاری خارجی، توسعه موشک و پهپاد، پدافند چندلایه و افزایش مقاومت زیرساختها. تغییر مسیر از خرید جنگندههای گرانقیمت و با تأخیر روسی به سمت جنگندههای مقرونبهصرفه چینی، تقویت پدافند هوایی با سامانههای دوشپرتاب پیشرفته، بازگشایی سریع شبکه زیرزمینی موشکی و افزایش چشمگیر دقت تسلیحات با کمک دادههای میدانی روسیه، همگی نشان از یک راهبرد جدید برای عبور از تحریمها و آسیبپذیریهای سنتی دارد. با این حال، جنگهای آینده بیش از گذشته به اطلاعات، ارتباطات، هوش مصنوعی، جنگ الکترونیک و فرماندهی شبکهمحور وابسته خواهند بود. اما ترکیب کارخانههای زیرزمینی، بازسازی سریع، و حمایت دو قدرت بزرگ جهانی، ایران را به بازیگری تبدیل کرده است که توانایی تداوم درگیریهای فرسایشی و بازسازی مجدد را دارد و معادلات نظامی منطقه را وارد فاز تازه و پیچیدهای کرده است.
∎