شناسهٔ خبر: 79559243 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

مسئولیتی که میان دستگاه‌ها گم شده است

آینده مبهم یوز ایرانی - مردم سالاری آنلاين

فقط ۲۷ یوزپلنگ آسیایی شناسایی‌شده در طبیعت ایران باقی مانده‌اند، تناقض بزرگی که حتی همین عدد نیز قطعی نیست.

صاحب‌خبر - گروه اجتماعی – سعید تهرانی: روز گذشته نهم شهریور، روز ملی یوزپلنگ آسیایی بود، سال هاست که این روز بدون جشن به پایان می رسد، زیرا گرفتار بحران کمبود بودجه، ناهماهنگی دستگاه‌ها و توسعه است، بحرانی که اگر برای آن تصمیمی گرفته نشود، ممکن است آخرین یوزهای جهان را نیز از ایران بگیرد. ایرانی که مسئولیت حفظ آخرین بازمانده‌های یوز آسیایی در جهان را بر عهده دارد، اما هنوز نمی‌تواند با اطمینان بگوید دقیقاً چند یوز در زیستگاه‌هایش زندگی می‌کنند.باقر نظامی، مدیر پروژه حفاظت از یوز آسیایی به ایسنا می گوید: تازه‌ترین برآوردهای پروژه حفاظت از یوز آسیایی نشان می‌دهد تا پایان سال ۱۴۰۴، دست‌کم ۲۷ یوز در طبیعت کشور شناسایی شده‌اند که شامل ۷ نر، ۶ ماده، ۵ توله و تعدادی یوز که جنسیت آنها هنوز مشخص نشده است. در کنار این جمعیت، حدود ۶ یوز نیز در سایت تکثیر در اسارت نگهداری می‌شوند. وقتی سرشماری منظم وجود ندارد، هر عددی بیش از آنکه یک آمار دقیق باشد، حداقل اطلاعات قابل اتکاست. این یعنی سیاست‌گذاری برای حفاظت از یکی از ارزشمندترین گونه‌های جانوری کشور، بر پایه داده‌هایی انجام می‌شود که خود متولیان حفاظت احتمال خطا در آن را می‌پذیرند.  

«حفاظت با چشمان بسته» یعنی چه؟
نظامی ، وضعیت موجود را با یک عبارت هشداردهنده توصیف می‌کند: «حفاظت با چشمان بسته.» به گفته او، پایش یوزها هنوز سیستماتیک نیست و اطلاعات موجود عمدتاً از تعداد محدودی دوربین تله‌ای، گزارش مردم محلی و مشاهدات اتفاقی به دست می‌آید. این وضعیت باعث شده شناخت دقیق جمعیت، مسیرهای جابه‌جایی و حتی عوامل مرگ‌ومیر یوزها با دشواری جدی روبه‌رو باشد. کارشناسان حیات‌وحش معتقدند حفاظت مؤثر بدون داده ممکن نیست. در بسیاری از کشورها، دوربین‌های هوشمند، بانک اطلاعات ژنتیکی، پهپاد و تحلیل تصاویر با کمک هوش مصنوعی به ابزارهای اصلی پایش تبدیل شده‌اند، در حالی که در ایران، کمبود تجهیزات و محدودیت واردات همچنان یکی از گره‌های اصلی حفاظت است.

جاده‌ای که از شکارچی خطرناک‌تر شده است
اگر روزگاری گلوله شکارچی بزرگ‌ترین تهدید یوز بود، امروز آسفالت همان نقش را بازی می‌کند.جاده عباس‌آباد–میامی که از قلب زیستگاه یوز عبور می‌کند، سال‌هاست به «جاده مرگ یوزپلنگ» شهرت یافته است. تصادف‌های متعدد در این محور، چندین یوز ارزشمند را از جمعیت کوچک کشور حذف کرده، جمعیتی که از دست رفتن حتی یک فرد بالغ نیز می‌تواند آینده ژنتیکی آن را تحت تأثیر قرار دهد.ایمن‌سازی این مسیر، نصب فنس و ایجاد گذرگاه‌های حیات‌وحش بارها وعده داده شده، اما هنوز به‌طور کامل اجرا نشده است. مدیر پروژه حفاظت از یوز نیز تأکید می‌کند: کنترل مرگ‌ومیر بدون تکمیل فنس‌کشی این محور امکان‌پذیر نیست.

بحران فقط محیط‌زیست نیست
یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های این پرونده آن است که سازمان حفاظت محیط‌زیست به تنهایی قادر به نجات یوز نیست.مرگ بسیاری از یوزها خارج از محدوده اختیارات مستقیم این سازمان رخ می‌دهد. وزارت راه مسئول ایمن‌سازی جاده‌های عبوری از زیستگاه‌هاست، جهاد کشاورزی و سازمان منابع طبیعی در مدیریت چرای دام و حفاظت از مراتع نقش دارند و سازمان امور عشایر نیز در ساماندهی حضور دامداران مؤثر است. همین چندپارگی مسئولیت‌ها باعث شده حفاظت از یوز به پروژه‌ای تبدیل شود که همه در آن نقش دارند، اما هیچ نهادی به تنهایی پاسخگوی نتیجه نیست.نظامی نیز بر همین موضوع تأکید می‌کند و می‌گوید: بقای یوز نیازمند همکاری دستگاه‌های مختلف است، زیرا بخش قابل توجهی از عوامل مرگ‌ومیر این گونه، خارج از اختیار مستقیم سازمان محیط‌زیست قرار دارد.

دام، تعارض قدیمی زیستگاه
در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای کاهش حضور دام در زیستگاه‌های حساس انجام شده است. بخشی از مراتع توران از دام سبک تخلیه و برخی مستثنیات خریداری شده، اما مسئله به پایان نرسیده است.به گفته مدیر پروژه حفاظت از یوز، ورود دام سنگین و شتر به برخی مناطق، شرایط را حتی دشوارتر از گذشته کرده است. حضور دام تنها به معنای رقابت بر سر منابع غذایی نیست، بلکه افزایش رفت‌وآمد انسان، سگ‌های گله و برهم خوردن آرامش زیستگاه نیز از پیامدهای آن به شمار می‌رود.
توران و میاندشت؛ دو منطقه، یک جمعیت
یکی از نکات امیدوارکننده در وضعیت یوز ایرانی، ارتباط طبیعی میان زیستگاه‌هاست. برخلاف تصور رایج، توران و میاندشت دو جمعیت کاملاً جداگانه نیستند.نظامی می‌گوید: یوزها در مدت کوتاهی میان این مناطق جابه‌جا می‌شوند؛ چنان‌که «هلیا» و سه توله‌اش حدود ۴۰ روز پیش در توران مشاهده شدند و تنها ۲۰ روز بعد در میاندشت دیده شدند. این رفت‌وآمد نشان می‌دهد کریدورهای طبیعی هنوز فعال‌اند و حفظ همین مسیرها برای جلوگیری از انزوای ژنتیکی یوزها حیاتی است.

تکثیر در اسارت؛ راه‌حل یا مُسکن؟
پس از تولد «پیروز»، افکار عمومی بیش از گذشته به تکثیر در اسارت امیدوار شد؛ اما متخصصان تأکید می‌کنند که بقای یوز در قفس تضمین نمی‌شود.وجود ۶ یوز در سایت تکثیر، یک ذخیره ارزشمند ژنتیکی محسوب می‌شود، اما اگر زیستگاه امن، گذرگاه ایمن و جمعیت طبیعی پایدار وجود نداشته باشد، هیچ برنامه تکثیری نمی‌تواند جای خالی طبیعت را پر کند. هدف نهایی حفاظت، افزایش یوزهای آزاد در دشت‌های ایران است، نه افزایش تعداد آنها در محوطه‌های محصور.
یوز ایرانی امروز بیش از آنکه قربانی کمبود زادآوری باشد، قربانی مرگ‌های قابل پیشگیری است. تصادف در جاده، تخریب زیستگاه، تعارض با دام و نبود پایش دقیق. شاید به همین دلیل عبارت «حفاظت با چشمان بسته» تنها یک توصیف نباشد، بلکه خلاصه وضعیت مدیریتی یکی از مهم‌ترین پروژه‌های حفاظت از حیات‌وحش کشور باشد.انقراض یوز احتمالاً با یک حادثه ناگهانی رقم نخواهد خورد، با مجموعه‌ای از تصمیم‌های ناتمام، فنس‌های نصب‌نشده، دوربین‌های خریداری‌نشده و مسئولیت‌هایی که میان چند دستگاه دست‌به‌دست می‌شود، رخ خواهد داد. آنچه بیش از تعداد یوزها اهمیت دارد، سرعت تصمیم‌گیری است. هر توله‌ای که به بلوغ برسد، هر جاده‌ای که ایمن شود و هر زیستگاهی که از تعارض انسانی رها شود، می‌تواند احتمال بقای این گونه را افزایش دهد.
 

برچسب‌ها: