شناسهٔ خبر: 79552042 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ابنا | لینک خبر

یادداشت؛

شش ماه پس از جنگ؛ آیه قرآن بر خروج آمریکا گواهی می‌دهد!

اگر رفاه و آسودگی به قیمت قربان کردن آزادی، عزت، استقلال و اصول ما باشد، دیگر مسئله صرفاً رفاه اقتصادی نیست؛ بلکه مسئله این است که برای پرواز خود چه بهایی می‌پردازیم.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: «مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا»؛ این بخشی از آیه دوم سوره حشر است که در آن پروردگار به ماجرای بنی‌نضیر و اخراج آنان از مدینه اشاره می‌کند. اهل کتابی که در مدینه سکونت داشتند، قرن‌ها در آنجا از موقعیتی قدرتمند برخوردار بودند. برای بسیاری از مردم، حتی تصور این‌که روزی آنان از مدینه اخراج شوند، بسیار دشوار بود.

خداوند می‌فرماید: ﴿هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِنْ دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ۚ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا...﴾ (سوره حشر، آیه ۲)

از فوریه ۲۰۲۶، وضعیت مشابهی در میان بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان، به‌ویژه در ایران و پاکستان، وجود داشته است و متأسفانه برای برخی همچنان ادامه دارد.

ما در زمانه خود با چشمان خویش می‌بینیم که حتی اهل ایمان نیز گاهی گرفتار چنین ذهنیتی می‌شوند؛ بسیاری باور نداشتند که ایران بتواند حتی چند روز در برابر آمریکا دوام بیاورد، در حالی که اکنون نزدیک به شش ماه است که این رویارویی ادامه دارد.

بسیاری اکنون کم‌کم واقعیت شرایط را درک کرده‌اند، اما این بخش از آیه سوره حشر همچنان با تعداد زیادی از مردم در جهان اسلام، به‌ویژه در ایران، سخن می‌گوید.

با کسانی سخن می‌گوید که با چشمان خود سقوط سلطنت پهلوی را دیدند، اخراج آمریکا از ایران را مشاهده کردند و شکست حزب بعث عراق را دیدند؛ اما با این حال، هنوز برایشان پذیرفتن این واقعیت دشوار است که روزی آمریکا نیز از این منطقه خارج خواهد شد.

گویی این آیه به آنان می‌گوید: همان‌گونه که در گذشته نمی‌توانستید پایان برخی حوادث را تصور کنید، امروز نیز برایتان دشوار است که باور کنید روزی آمریکا از این منطقه بیرون رانده خواهد شد.

در زمان پیامبر اکرم ﷺ نیز بنی‌نضیر و دیگر عناصر توطئه‌گر به قدرت، استحکامات و موقعیت به‌ظاهر مستحکم خود تکیه داشتند؛ اما قرآن به ما می‌گوید سرنوشتی که آنان تصورش را هم نمی‌کردند، سرانجام بر سرشان آمد.

البته رهبری‌ای وجود دارد و امتی مخلص در کنار این رهبری ایستاده است؛ هرچند تعدادشان اندک باشد. آنان به این حقیقت باور دارند که شرایط برای همیشه یکسان نمی‌ماند و توازن کنونی قدرت نیز قرار نیست برای همیشه ادامه داشته باشد.

بله، درست است که مشکلات بسیار شدید است، تورم به‌شدت افزایش یافته است، اقتصاد در وضعیت بسیار دشواری قرار دارد، مردم تحت فشار شدید اقتصادی هستند؛ اما ذلت در میان نیست.

با وجود فشارهای اقتصادی، مردم همچنان در حد توان خود زندگی می‌کنند، خانواده‌هایشان را اداره می‌کنند و با مشکلات مقابله می‌کنند؛ زیرا رازق واقعی کس دیگری است. رازق، آمریکا نیست.

ما خود شاهد این شرایط هستیم. آثار تورم را می‌بینیم و فشار واردشده بر مردم را احساس می‌کنیم، اما در کنار همه این‌ها، استقامت را نیز می‌بینیم.

این حقیقت دارد که بخشی از جامعه به‌شدت ناراضی است و این نیز حقیقت دارد که فشار اقتصادی تقریباً بر همه وارد می‌شود؛ اما درست نیست که هر سختی را نشانه شکست و هر بحرانی را نشانه فروپاشی بدانیم.

وقتی انسان مسیر امامت را انتخاب کرده است، باید این اشعار  اقبال  لاهوری نیز همواره در ذهن او باشد:

تو نے پوچھی ہے امامت کی حقیقت مجھ سے
حق تجھے میری طرح صاحبِ اسرار کرے
ہے وہی تیرے زمانے کا امامِ برحق
جو تجھے حاضر و موجود سے بیزار کرے
موت کے آئینے میں تجھ کو دکھا کر رُخِ دوست
زندگی تیرے لیے اور بھی دشوار کرے

ترجمه: «تو از من حقیقت امامت را پرسیده‌ای؛
حق تو را نیز همچون من، صاحب اسرار کند.

امام برحقِ زمان تو همان کسی است
که تو را از آنچه حاضر و موجود است، بیزار کند.

او کسی است که با نشان دادن چهره دوست در آینه مرگ،
زندگی را برای تو دشوارتر و در عین حال عمیق‌تر کند.»

پس اگر زندگی دشوارتر می‌شود، شاید همین دشواری، اعلان وفاداری باشد.

در اینجا لازم است کوتاه به نکته دیگری نیز اشاره کنم.

هرگاه برخی این سخنان را می‌شنوند یا می‌خوانند، عده‌ای از روشنفکران مُدگرا و به‌اصطلاح intellectual فوراً اعتراض می‌کنند که این‌ها صرفاً تسلی‌های احساسی است و ارتباطی با دنیای واقعی و ground reality (واقعیت موجود) ندارد.

در پاسخ به این افراد فقط باید گفت: intellect و ground reality خود را بردارید و به همان نظام طاغوتی مراجعه کنید که با وجود به‌کارگیری تمام توان خود، هنوز نتوانسته است ذلت و شکست‌های خود را از میان بردارد.

حتی از نظر مادی نیز آن نظام با فشارهای فزاینده روبه‌روست. متحدان و شرکای آن نیز با مشکلات خاص خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. آمریکا خود از متحدانش می‌خواهد هزینه‌های دفاعی خود را افزایش دهند و در اروپا نیز نگرانی‌های جدی درباره توان دفاعی و ذخایر تسلیحاتی مطرح است.

بله، این نیز واقعیتی است که ارزش دلار در ایران به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. مشکلات اقتصادی، واقعیتی تلخ و جدی است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. اما به تعبیر ایرانیان و با الهام از سخن اقبال لاهوری، او نیز در اینجا پرده از حقیقت برمی‌دارد:

اے طائرِ لاہوتی! اُس رزق سے موت اچھی
جس رزق سے آتی ہو پرواز میں کوتاہی

ترجمه: «ای طائر لاهوتی! مرگ از آن رزق و روزی، که موجب کوتاهی و ناتوانی در پرواز تو شود، بهتر است.»
 

مسئله فقط این نیست که امروز چقدر پول در جیب داریم؛ مسئله این است که می‌خواهیم به چه قیمتی زنده بمانیم؟

اگر رفاه و آسودگی به قیمت قربان کردن آزادی، عزت، استقلال و اصول ما باشد، دیگر مسئله صرفاً رفاه اقتصادی نیست؛ بلکه مسئله این است که برای پرواز خود چه بهایی می‌پردازیم.

به قلم: سید کمیل نقوی؛ تهران/ ۲۹ اوت ۲۰۲۶

..........................

پایان پیام