شفقنا- مراسم رونمایی از دو اثر پژوهشی «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح» به همت پژوهشکده الذریه النبویه در مدرس رهبر شهید برگزار شد.
به گزارش شفقنا، همزمان با ماه پرفیض ربیعالاول و ایام خجسته میلاد باسعادت پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق(ع)، آیین رونمایی از دو اثر پژوهشی با عنوانهای «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح»، به همت پژوهشکده الذریه النبویه و با حضور و سخنرانی آیت الله احمد مبلغی، آیت الله سیدمنذر حکیم، آیت الله یوسفی غروی، حجتالاسلام دکتر محمدحسن زمانی دکتر سوقندی مدیرکل ارشاد قم و با ارائه حجت الاسلام محمد جواد مهری استاد تاریخ و پژوهشگر حوزه انساب؛ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۹ صبح، در مدرس امام شهید آیت الله العظمی خامنه ای شهر مقدس قم برگزار شد.
این آثار که حاصل پژوهشهای مستند حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد مهری، تاریخپژوه و نسبشناس معاصر است، به واکاوی ابعاد مختلف پیشینه تاریخی، نسبی، علمی، اجتماعی و جغرافیایی این خاندان میپردازند.
اثر نخست (تبارشناسی قائد شهید): بازخوانی دقیق پیشینه تاریخی، نسبی، علمی و اجتماعی خاندان حسینی خامنهای.
اثر دوم (تبارشناسی صالح بعد صالح): تبیین استمرار فضیلت، فقاهت، تقوا، غیرت دینی و حماسه در امتداد نسلهای این خاندان.
شایان ذکر است محتوای این پژوهشها در قالب کلیپهای تصویری به چهار زبان فارسی، عربی، اردو و انگلیسی تولید شده است تا علاوه بر مخاطبان داخلی، در سطح بینالمللی نیز قابل بهرهبرداری باشد. این آثار قرار است در شبکههای ملی و استانی صداوسیما نیز پخش شوند. همچنین، متن کامل و تفصیلی این پژوهش بهزودی در قالب کتابی با عنوان «تبارشناسی خاندان حسینی خامنهای» برای استفاده پژوهشگران، مراکز علمی و علاقهمندان تاریخ خاندانهای علمی شیعه و مخاطبان حوزه انساب منتشر خواهد شد.
متن تفصیلی سخنان استاد محمدجواد مهری درباره این دو اثر پژوهشی جهت بهره برداری مخاطبین در ادامه تقدیم می گردد.
- تبارشناسی؛ بازخوانی میراث و مسئولیت تاریخی
حجتالاسلام محمدجواد مهری در تشریح مبانی علمی این پژوهش با تأکید بر ضرورت بازخوانی مفهوم «تبارشناسی» در منطق وحیانی قرآن کریم، اظهار داشت: تبارشناسی در نگاه عامیانه، گاه به معنای تفاخر به نیاکان یا جستوجوی اعتبارِ نسبی تلقی میشود؛ اما در منطق وحیانی قرآن کریم، از افقی متفاوت برخوردار است.
وی با استناد به آیه ۱۳ سوره مبارکه حجرات («یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»)، میگوید: واژه «لِتَعَارَفُوا» (تا یکدیگر را بشناسید)، فراتر از یک آشنایی ساده و ظاهری است. این شناخت، به معنای درک ریشهها، سنن تاریخی و راهی است که گذشتگان برای آیندگان گشودهاند. او تأکید میکند که شجرهنامهها صرفاً برای پاسخ به پرسشِ «کیستیم» استخراج نشدهاند، بلکه مقصود، روشن ساختنِ «میراثی» است که بر دوش داریم. از این منظر، نسبنامهها «نقشه راهِ جریان ایمان و استقامت» هستند و مطالعه آنها زمینه فهم سنن الهی و مسئولیت تاریخی نسلها را فراهم میآورد.
- واکاوی همزمان دو شاخه پدری و مادری
استاد محمدجواد مهری یکی از ویژگیهای بارز این پژوهش را، سنتشکنی در تاریخنگاریِ «پدرمحور» دانست و گفتند: در بسیاری از پژوهشهای رایج، تنها نسب پدری بررسی میشود؛ در حالی که پژوهش حاضر، دو ساحت پدری و مادری را بهصورت مستقل، هموزن و موازی مطالعه کرده است. چرا که بخش مهمی از ملکات اخلاقی، هوش معرفتی، گرایشهای معنوی و عزم جهادی انسان در دامان مادران فاضله و متقی شکوفا میشود. از این رو، در کنار شاخه پدری سادات حسینی افطسی، پیوند مادری خاندان با دودمان علمی میردامادی، عاملی و دیباجی نیز بررسی شده است.
این تاریخ پژوه اظهار داشت: در شاخه پدری، رهبر شهید با ۳۴ واسطه به حسن افطس، با ۳۵ واسطه به علیالاصغر و با ۳۶ واسطه به امام زینالعابدین (ع) میرسد؛ ازاینرو این شاخه در شمار سادات حسینی افطسی معرفی میشود. در شاخه مادری (مرحومه بانو خدیجه میردامادی)، رهبر شهید از دو طریق به ائمه اطهار(ع) متصل میشود: طریق نخست: با ۳۲ واسطه به «محمد دیباج» فرزند امام صادق (ع) می رسد؛ از رهگذر «میراحمد عاملی» (مدفون در تخت فولاد اصفهان) جدّ یازدهم رهبر شهید. طریق دوم: از طریق همسر میراحمد عاملی (دختر میرداماد)، با ۲۲ واسطه به «امام زینالعابدین(ع)» متصل میشود.
وی افزود: میر احمد عاملی جدّ یازدهم رهبر شهید، نقش کلیدی در این تبارنامه دارد، شاگرد شیخ بهایی و میرداماد در اصفهان بوده است. از ویژگیهای مهم سید احمد علوی تسلط بر زبان عبری و آشنایی با کتب عهدین (تورات و انجیل) بود. این دانش به او امکان میداد در مباحثات کلامی با مسیحیان و یهودیان از متون اصلی آنان استفاده کند. مهمترین اثر کلامی او کتاب «مصقل الصفا فی الرد علی منتخب آیه الحق نما» است که در ردّ شبهات مسیحیان نوشته شده است. در این اثر، مؤلف با استناد به متون عهدین و مباحث فلسفی و کلامی از اسلام و نبوت پیامبر اسلام (ص) دفاع میکند. از دیگر آثار او میتوان به این کتابها اشاره کرد: النفحات اللاهوتیه فی الرد علی الاعتراضات البهائیه، لوامع ربانی، لطائف غیبیه، صواعق الرحمن، اظهار الحق و معیار الصدق، بیان الحق و تبیان الصدق، روضه المتقین، سدره المنتهی و العطیه العظمی، ریاض القدس و مناهج الأخبار فی شرح الاستبصار.
سید احمد علوی در دورهای میزیست که مبلغان مسیحی در دربار صفوی فعالیت داشتند. او در آثار کلامی خود به نقد دیدگاههای آنان پرداخت و کوشید نشان دهد که در کتب عهدین بشارتهایی درباره پیامبر اسلام (ص) وجود دارد. در این زمینه، بهویژه مفهوم «پاراقلیط» (فارقلیط) در انجیل یوحنا را بررسی کرده و آن را بر پیامبر اسلام تطبیق داده است. میر سید احمد علوی عاملی در شهر اصفهان درگذشت و در قبرستان تخت فولاد به خاک سپرده شد. آقابزرگ تهرانی زمان وفات او را میان سالهای ۱۰۵۴ تا ۱۰۶۰ هجری قمری دانسته است. شایان ذکر است سید میر احمد عاملی داماد میرداماد و پسرخاله او نیز بوده است. و پدرش داماد محقق کرکی. محقق کرکی سه تا داماد داشته: ۱- سید زین العابدین پدر میراحمد عاملی (از بزرگان سادات جبل عامل و نقیب سادات آن منطقه بود که در اوایل دوره صفویه به ایران مهاجرت کرد و در اصفهان اقامت گزید). ۲- پدر میرداماد (سید شمسالدین محمد حسینی استرآبادی) ۳- شهید ثانی.
- عبور از فهرستنامهها به سمت روایت شخصیتها
این تاریخ پژوه و نسب شناس معاصر در تبیین ساختار این دو اثر پژوهشی افزودند: در این پژوهش ها تلاش شده؛ نامهای موجود در شجرهنامه را از حالت فهرستی و آماری خارج کند و نقش تاریخی، علمی و اجتماعی شخصیتهای برجسته این خاندان را نمایان سازد. در شاخه پدری، شخصیتهایی چون: حسن افطس، میرسید محمد مدائنی، سلطانالعلماء سید احمد مدائنی، میرشریفالدین نسابه، سید نیکالدین مشهور به مبارکشاه، سید مجدالدین نقیب سادات خراسان، سید قطبالدین، سید فخرالدین تفرشی مشهور به میرفخرا، سید محمد تفرشی، آیتالله سید حسین خامنهای و آیتالله سید جواد خامنهای مورد توجه قرار گرفتهاند. و در شاخه مادری، از شخصیتهایی چون محمد دیباج، علی خارص، محمد اطرش، علی بن محمد نقیب سادات قم، احمد ازوارقانی، محقق کرکی، میرداماد، می رسید احمد علوی عاملی، میر عبدالحسیب علوی عاملی، میر محمد اشرف علوی عاملی، بانو خدیجه میردامادی و آیتالله سید هاشم نجفآبادی میردامادی یاد شده است.
- جغرافیای هجرتهای تمدنساز خاندان حسینی خامنه ای
این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش به جغرافیای زیست و هجرتهای این خاندان پرداخت و گفت: بخش دیگری از این دو اثر به جغرافیای زیست و هجرتهای خاندان اختصاص دارد. در این پژوهش، حرکت خاندان از مدینه و مدائن عراق به تفرش و هزاوه، سپس به آذربایجان، خامنه و در نهایت مشهد مقدس، به عنوان مسیری از هجرتهای علمی، دینی و اجتماعی تحلیل شده است. در شاخههای مختلف این تبار، نام مناطقی چون اهواز، قم، دینور، مرو، هرات، خراسان، تفرش، فراهان، خوی، آذربایجان، خامنه، کرک لبنان، نجف، اصفهان و مشهد دیده میشود. این گستره جغرافیایی، از پیوند میان کانونهای علمی مشرق و مغرب جهان اسلام حکایت دارد.
وی در ادامه گفت: این جابهجاییها تنها انتقال از شهری به شهر دیگر نبوده است؛ بلکه بسیاری از عالمان و سادات این خاندان در محل استقرار خود، عهدهدار تعلیم و تربیت دینی، اداره امور سادات، حل مسائل شرعی و اجتماعی مردم و مرجعیت علمی و اجتماعی بودهاند. بنابراین، هجرت در تاریخ این خاندان، با انتقال دانش، مسئولیت دینی و خدمت اجتماعی همراه بوده است.
- پیام راهبردی دو اثر پژوهشی
استاد محمدجواد مهری در جمعبندی نهایی سخنانش، اظهار میدارد: این دو اثر، «تبارشناسی قائد شهید» و «تبارشناسی صالح بعد صالح»، با تمام جزئیاتِ علمی، اسامیِ دقیق و ریشهیابیهایِ تاریخی، یک پیامِ فراتر از تاریخ را به ما میرسانند. این پژوهش به ما میگوید که «صلاحیت» و «رهبری»، اتفاقی و از آسمان نازل نمیشود؛ بلکه ثمره یک «سنتِ تربیتی» و یک «مسیرِ استقامتی» است. وقتی ما میبینیم که چگونه از رگهای این خاندان، از «حسن الافطس» تا «محقق کرکی» و از «میرداماد» تا امروز، پیوستگیِ «علم» و «عمل» حفظ شده است، میفهمیم که «صالح بعد صالح» تنها یک شعار نیست، بلکه یک «قانونِ هستیشناختی» است. این آثار به ما هشدار میدهند که میراثِ بزرگِ گذشتگان، تنها برای تماشا کردن نیست؛ بلکه برای «ادامه دادن» است. اگر این خاندان توانست در میانه طوفانهای تاریخی، پیوند خود را با اصلِ ولایت و زنجیره نورِ ائمه (علیهمالسلام) حفظ کند، امروز نیز ما موظفیم که با تکیه بر همین «ریشههای اصیل»، در برابرِ جنگهای نرم، تهاجمهای فرهنگی و چالشهای عصر جدید، همان «صلابتِ پدری» و همان «حکمتِ مادری» را بازتولید کنیم.
وی در پایان تاکید می کند: ما امروز در عصرِ «جنگِ شناختی» و «جنگِ تبارشناسی» هستیم؛ جایی که دشمن میخواهد «ریشهها» را قطع کند تا «شاخه» را از اصل جدا سازد. این دو اثر، در واقع، «سپرِ دفاعی» ما در برابر این تهاجم هستند. این آثار به ما میگویند که بدانیم «کیستیم» تا بدانیم «کجا باید بایستیم». امیدوارم این پژوهشها، نه تنها یک دستاوردِ علمی برای پژوهشگران، بلکه محرکی باشد برای هر آن کس که میخواهد در مسیرِ «صالحپروری» گامی بردارد.