شناسهٔ خبر: 79525172 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

مرزداران بی‌ادعا در کشاکش سنت، توسعه و معیشت

مرزبانان بی ادعا

 در جغرافیای کوهستانی و دشت‌های فراخ غرب ایران، جایی که خطوط مرزی سکوت طبیعت را به هیاهوی مناسبات سیاسی پیوند می‌زند، جریان متفاوتی از زندگی در جریان است. در جغرافیای کوهستانی و دشت‌های فراخ غرب ایران، جایی که خطوط مرزی سکوت طبیعت را به هیاهوی مناسبات سیاسی پیوند می‌زند، جریان متفاوتی از زندگی در جریان است.

صاحب‌خبر -
 
نوار مرزی ۴۲۰ کیلومتری استان ایلام تنها یک خط جغرافیایی یا محدوده امنیتی نیست‌؛ بلکه پهنه‌ای زیستی و تولیدی است که قرن‌ها به دست جامعه‌ای سختکوش و پویا اداره می‌شود. عشایر ایلام، در تقاطع میان امنیت سرزمینی، تولید پایدار و چالش‌های ناشی از مدرنیزاسیون، نقشی راهبردی اما کمتر دیده‌شده در ساختار اقتصادی و اجتماعی منطقه ایفا می‌کنند‌؛ نقشی که نیازمند بازنگری ساختاری در سیاست‌گذاری‌های توسعه‌ای و حمایتی است. 
     سیاه‌چادر‌؛ از پایگاه امنیتی تا بنگاه زودبازده
حضور مستمر جامعه عشایری در مناطق مرزی ایلام فراتر از یک سکونت بومی و سنتی، عاملی تعیین‌کننده در تثبیت امنیت پایدار به‌شمار می‌رود. استقرار عشایر در مناطق قشلاقی نوار مرزی، بازدارندگی امنیتی را با پویایی جمعیتی درآمیخته است‌؛ به گونه‌ای که سیاه‌چادرهای برافراشته در خطوط مرزی عملا کارکردی سه‌گانه پیدا کرده‌اند: پاسگاهی برای رصد مرز، کانون تربیتی و انسانی، و کارگاهی برای تولید بی‌پایان. 
در این پهنه، امنیت غذایی و رونق اقتصاد مقاومتی نه در کارخانه‌های بزرگ، بلکه در دستان زنان و مردانی رقم می‌خورد که فرآورده‌های دامی، گوشت قرمز و لبنیات پاک و ارگانیک را با کمترین بار مالی برای بودجه‌های عمومی تولید می‌کنند. زنان ایل در این چرخه، ستون فقران زنجیره تولید هستند‌؛ با دوشیدن دام‌ها، فرآوری محصولات و خلق صنایع‌دستی، ارزش افزوده‌ای تولید می‌کنند که به‌طور مستقیم معیشت پایدار مرزنشینان را تضمین می‌کند. 
     فاصله‌ میان نیازهای واقعی و بسته‌های حمایتی
با وجود جایگاه حیاتی عشایر، زیست بوم آنها با محدودیت‌های ساختاری دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. براساس آمارهای رسمی اداره‌کل امور عشایر استان ایلام، حدود ۹۰‌درصد جامعه عشایری استان کوچنده هستند و تنها ۱۰‌درصد در قالب ۱۲ کانون زیستی نظیر «شهرک وحدت انقلاب دهلران»، «سیاه‌خوان» و مناطقی از «آبدانان» اسکان داوطلبانه یافته‌اند. این میزان از جابه‌جایی، خدمات‌رسانی زیربنایی را با دشواری‌های لجستیکی مواجه می‌سازد. 
تأمین انرژی و اقلام اساسی همواره از دغدغه‌های اصلی این جامعه بوده است. گرچه توزیع ۴۴۰ دستگاه پنل خورشیدی در سال‌های اخیر گامی به‌سوی تأمین برق پایدار در مناطق صعب‌العبور به‌شمار می‌رود اما تقاضا در این بخش همچنان نیازمند سرمایه‌گذاری بیشتر است. در بخش سوخت، اختصاص ماهانه ۲۲۰ لیتر نفت سفید به هر خانوار عشایری در کنار گاز مایع کپسولی، علاوه بر گرمایش، مانعی جدی در برابر تخریب پوشش گیاهی، بوته‌کنی و قطع درختان زاگرس ایجاد کرده است. در حوزه تغذیه نیز سرانه آرد ماهانه ۱۲ کیلوگرم به ازای هر نفر (با توزیع بیش از ۵۲۰تن و ۱۳ هزار کیسه آرد در ماه) معیشت پایه‌ای را شکل می‌دهد، هرچند پیشنهاد افزایش آن به ۱۵ کیلوگرم هنوز در دالان‌های بوروکراتیک چشم‌انتظار تصویب نهایی است. 
     انسداد ایل‌راه‌ها و بار سنگین «کوچ ماشینی»
یکی از بحران‌های خاموش عشایر، تداخل پروژه‌های توسعه راه‌سازی و عمرانی با مسیرهای سنتی کوچ است. احداث جاده‌ها و ابنیه شهری بدون تعبیه گذرگاه‌های استاندارد برای دام، ایل‌راه‌های باستانی را مسدود و عشایر را مجبور به «کوچ ماشینی» کرده است. 
جابه‌جایی دام با خودروهای باری، هزینه‌های سرسام‌آوری را بر دوش خانوارهای عشایری تحمیل می‌کند‌؛ هزینه‌هایی که توازن سود و زیان دامداری سنتی را بر هم زده است. گرچه طرح پرداخت حداقل ۵۰درصد از هزینه‌های کوچ ماشینی از محل اعتبارات دولتی بارها پیشنهاد شده اما بلاتکلیفی و اجرایی نشدن آن، جامعه عشایری را در وضعیت انفعال اقتصادی قرار داده است. علاوه بر این، ایلام در فصل قشلاق علاوه بر عشایر بومی، پذیرای حدود ۲۰۰۰ خانوار مهمان از استان‌های همدان، لرستان، کرمانشاه و خوزستان است‌؛ واقعیتی که ضرورت ساماندهی فوری مسیرهای عبور و مدیریت تقویم کوچ با هماهنگی بین‌استانی را دوچندان می‌کند. 
     عدالت آموزشی و بهداشتی‌؛ فراتر از مرزهای جغرافیایی
پراکندگی کانون‌های عشایری هرگز نباید دلیلی بر محرومیت از حقوق بنیادین شهروندی باشد. در حوزه آموزش، توسعه کلاس‌های کانکسی و مدارس منعطف عشایری گامی مؤثر بوده؛ به‌گونه‌ای که حتی در دورافتاده‌ترین گذرگاه‌ها نظیر «ماژین» و «تخت‌نرم»، کلاس‌های درس با ظرفیت دو دانش‌آموز برپا شده تا هیچ کودکی از چرخه تحصیل بازنماند. 
اما در حوزه بهداشت و درمان و خدمات دامپزشکی، شکاف‌ها عمیق‌تر است. ماهیت کوچ‌نشینی امکان ایجاد درمانگاه‌های ثابت برای انسان و دام را سلب می‌کند. گرچه تیم‌های سیار دانشگاه علوم پزشکی و دامپزشکی به‌صورت دوره‌ای اعزام می‌شوند اما نیاز به تقویت لجستیک، گسترش چتر بیمه دام و تداوم دسترسی به تجهیزات تشخیصی برای واکسیناسیون و مهار بیماری‌های مشترک انسان و دام، از مطالبات فوری  و بر زمین مانده است. 
     ابتکار «نوروزگاه‌ها» و اقتصاد اربعین
در سال‌های اخیر، همگرایی گردشگری بومی و اقتصاد عشایری در قالب «نوروزگاه‌ها» مدل موفقی از بازاریابی مستقیم را به نمایش گذاشته است. با استقرار سیاه‌چادرها در محدوده بحرانی ۳۰ کیلومتری ورودی شهرها (به‌ویژه در شهرستان‌های دره‌شهر، بدره و دهلران) علاوه بر ایجاد محلی برای استراحت رانندگان و کاهش تصادفات جاده‌ای ناشی از خواب‌آلودگی، بستری پویا برای فروش بدون واسطه صنایع‌دستی، لبنیات و غذاهای محلی فراهم آمده است. 
همین الگو در گذرگاه مهران (کانون اصلی تردد میلیونی زائران اربعین حسینی) با برپایی ۱۲ موکب عشایری تکرار شد. پیوند میان آیین‌های مذهبی، هویت بومی و عرضه مستقیم کالا، مسیرهای پرتردد مهران را به باراندازی برای معرفی فرهنگ و تقویت بنیه مالی عشایر بدل ساخت‌؛ تجربه‌ای که اثبات کرد با طراحی هوشمندانه می‌توان از ظرفیت‌های فرهنگی برای جهش اقتصادی بهره برد. 

لزوم تدوین نقشه راه توسعه پایدار جامعه عشایری

عشایر ایلام نه یک یادگار نوستالژیک از گذشته بلکه بازیگرانی کلیدی در معادلات امنیت ملی، تولید پروتئین کشور و حفظ محیط‌زیست هستند. صیانت از این سرمایه انسانی و اجتماعی نیازمند عبور از شعارهای مقطعی و تمرکز بر اقدامات راهبردی است؛ تسریع در تصویب یارانه ۵۰درصدی کوچ ماشینی و بازگشایی مسیرهای مسدودشده ایل‌راه‌ها، تجهیز کامل خانوارها به پنل‌های خورشیدی و تأمین پایدار آب شرب و دام در مناطق قشلاقی، ایجاد بازارچه‌های فصلی و دائمی در مبادی پرتردد برای حذف دلالان از بازار گوشت و لبنیات عشایر و درنهایت فراگیرسازی بیمه دام و بیمه درمانی عشایر به منظور کاهش ریسک‌های اقلیمی و زیستی.  تنها با تحقق این اولویت‌هاست که می‌توان چراغ سیاه‌چادرهای مرزی را همچنان روشن و سنگر تولید و امنیت را نفوذناپذیر نگه داشت.