شناسهٔ خبر: 79524121 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

به بهانه آغاز هفته وقف

روایت وقف در مازندران از دیروز تا امروز

ساری- ایرنا- وقف در مازندران فقط بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی این استان نیست؛ روایت چند سده‌ای از مشارکت مردم در ساخت و توسعه جامعه‌ای است که در هر دوره، متناسب با نیازهای زمان، شکل تازه‌ای پیدا کرده است؛ از مسجد و مدرسه و حمایت از طلاب و فقرا در دوره قاجار تا مدرسه‌سازی، آموزش فنی و عالی و خدمات اجتماعی در دوره معاصر که به بهانه آغاز هفته وقفف بر اساس برخی اسناد تاریخی و گزارش‌های رسانه‌ای، نگاهی گذرا به برخی از نمونه‌های شاخص تاریخی و معاصر این سنت در مازندران داریم.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، بخشی از تاریخ اجتماعی شهرها و روستاهای مازندران را می‌توان در وقف‌نامه‌ها جست‌وجو کرد؛ اسنادی که گاه فقط درباره واگذاری یک زمین یا ملک نیستند، بلکه درباره چگونگی اداره مدرسه، سکونت طلاب، تولیت موقوفه و نحوه مصرف درآمد آن نیز اطلاعاتی در اختیار می‌گذارند.

مرور این اسناد و نمونه‌های برجسته موقوفات معاصر نشان می‌دهد که وقف در مازندران همواره خود را با نیازهای جامعه تطبیق داده است؛ سنتی که اصل آن ثابت مانده، اما موضوع و کارکرد آن از دوره‌ای به دوره دیگر تغییر کرده است. امروز –هفتم شهریور- آغاز هفته وقف است و به همین بهانه چند نمونه از موقوفه‌های خاص مازندران را مرور کرده‌ایم.

آصفیه؛ سندی از وقف برای دانش

یکی از نمونه‌های قابل توجه در تاریخ وقف مازندران، موقوفات میرزا محمد شفیع ادملایی مازندرانی، صدر اعظم فتحعلی‌شاه قاجار، در بارفروش یا همان بابل امروزی است.

در متن وقف‌نامه او از مسجد جامع و مدرسه آصفیه واقع در بارفروش مازندران نام برده شده و مدرسه برای طالبان دانش و دین اختصاص یافته است. منبع منتشرکننده متن وقف‌نامه، تاریخ این وقف را ۱۲۲۶ قمری ذکر کرده است.

روایت وقف در مازندران از دیروز تا امروز

اما اهمیت این سند فقط در قدمت آن نیست. در وقف‌نامه، برای استفاده طلاب از حجره‌ها و نحوه اداره مدرسه نیز شروطی تعیین شده است؛ از جمله این‌که اگر طلبه‌ای بیش از یک ماه قصد سفر داشته باشد، نباید حجره خود را قفل کند تا فضای مباحثه و تحصیل بلااستفاده نماند. همچنین درباره تولیت مدرسه و نظارت بر موقوفات، شرایطی تعیین شده است.

این جزئیات نشان می‌دهد که وقف در آن دوره فقط تأمین‌کننده یک بنا و زیرساخت نبود؛ بلکه می‌توانست برای تداوم یک فعالیت آموزشی و نحوه اداره آن نیز برنامه‌ریزی کند.

موقوفاتی برای فقرا؛ روایتی از اسناد قاجاری ساری

وجه دیگری از وقف را می‌توان در مجموعه اسناد مربوط به میرزا مهدی اشرفی مستوفی دید. آرشیو «دنیای زنان در عصر قاجار» سه تصویر از اسناد مرتبط با وقف بخشی از املاک میرزا مهدی اشرفی مستوفی، واقع در روستاهای منصورکنده، کلاک و استردیکلا ثبت کرده است. طبق توضیح این آرشیو، هدف از وقف این املاک، ایجاد درآمد برای فقرا و رد مظالم برای پدر و مادر واقف بوده است.

روایت وقف در مازندران از دیروز تا امروز

در همین مدخل آرشیوی، از بخشی از یک وقف‌نامه خطی برای مادر واقف با تاریخ ۲۶ شوال ۱۲۵۳ قمری، تأیید موقوفات میرزا مهدی برای پدر و مادرش توسط «محمد بن محمدمهدی» در شوال ۱۲۷۱ قمری و نیز یک سند رسمی با تاریخ ۷ جمادی‌الاول ۱۳۳۵ قمری یاد شده که به تأیید و ثبت اداره وقف ساری رسیده است.

این مجموعه اسناد از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد وقف در مازندران تاریخی فقط در خدمت مسجد و مدرسه نبوده و حمایت از فقرا و امور اجتماعی نیز در شمار اهداف آن قرار داشته است.

ملار؛ وقف برای آبادانی یک روستا

نمونه دیگری از این سنت را می‌توان در قریه ملار در لاریجان آمل دید. بر اساس گزارش منتشر شده درباره سوابق این موقوفه، این ملک در سال ۱۳۰۲ شمسی توسط اهالی و مرتع‌داران برای آبادانی روستا و عزاداری سیدالشهدا(ع) وقف شد و بخشی از آن نیز برای تعمیر حمام روستا اختصاص یافت.

این نمونه از آن جهت قابل توجه است که نشان می‌دهد وقف در مقیاس محلی نیز می‌توانست به طور مستقیم با نیازهای روزمره مردم ارتباط داشته باشد؛ از تأمین خدمات عمومی تا حفظ کارکردهای اجتماعی و مذهبی روستا.

نوشیروانی؛ پیوند وقف با توسعه بابل

با ورود به دوره معاصر، مفهوم وقف و خیر عمومی در مازندران ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند. یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها «سید حسین فلاح نوشیروانی» در بابل است؛ چهره‌ای که نام او با توسعه آموزشی و اجتماعی این شهر پیوند خورده است. اقدامات خیرخواهانه‌اش برای کمک به جامعه پرشمار هستند، از ساخت مدرسه و حمام و شبکه آبرسانی و درمانگاه تا ساخت زایشگاه، بانک خون، پرورشگاه، دانشگاه و حتی خدمات حمایتی گسترده از نیازمندان با هدف توانمندسازی جامعه و کاهش مشکلات مردم در کارنامه زنده‌یاد نوشیروانی ثبت شده است.

روایت وقف در مازندران از دیروز تا امروز

بر اساس متن مذاکرات مجلس شورای ملی به تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۴۸، از قول نماینده وقت بابل در آن جلسه پیرامون خدمات نوشیروانی عنوان شده که او برای ساخت چند مدرسه و مجموعه‌هایی از جمله مدرسه متوسطه تکنولوژی و حرفه‌ای، بانک خون، زایشگاه و پرورشگاه تلاش و هزینه کرده و یک قطعه زمین ۱۵۰ هزار مترمربعی در بابل برای ایجاد دانشکده فنی اختصاص داده و برای پرداخت هزینه ساخت نیز متعهد شد. همان مرکز علمی که امروز با نام دانشگاه صنعتی نوشیروانی به عنوان یکی از قطب‌های مهم علمی ایران مطرح است.

در متن همان مذاکرات مجلس عنوان شده که نوشیروانی تا آن زمان، یعنی تا سال ۱۳۴۸ حدود ۱۰ میلیون تومان برای امور خیریه در بابل هزینه کرده و برای ساخت دانشکده فنی نیز تا سقف ۱۰ میلیون تومان تعهد کرده بود. نکته قابل توجه عنوان شده در این سند، همراه شدن بخشی از مردم با زنده‌یاد نوشیروانی و اعلام آمادگی‌شان برای اهدای اموال و زیورآلات به منظور کمک به ساخت دانشکده است. موضوعی که نشان می‌دهد مشارکت اجتماعی در امور خیریه نه فقط در افراد خاص، بلکه در اقشار مردم مازندران نیز اهمیت داشت.

اهمیت این روایت در آن است که نشان می‌دهد فعالیت نوشیروانی را نمی‌توان صرفاً در قالب ساخت یک مدرسه خلاصه کرد. مجموعه اقدامات او، آموزش عمومی و فنی، خدمات اجتماعی و در نهایت آموزش عالی را دربر می‌گرفت و به نوعی وقف و خیر عمومی را به توسعه زیرساخت‌های شهری پیوند می‌زد. دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل نیز امروز یکی از شناخته‌شده‌ترین یادگارهای این مسیر است.

عبدالحمید داراب؛ زمین‌هایی که به فرصت آموزشی تبدیل شدند

در ساری نیز زنده‌یاد «عبدالحمید داراب» از چهره‌های شناخته‌شده خیر و مدرسه‌ساز است. داراب، سال ۱۲۹۹ در ساری چشم به جهان گشود و پس از تحصیل در رشته شیمی دانشگاه تهران، سال‌ها در آموزش و پرورش فعالیت کرد. او نیز مانند نوشیروانی در کنار فعالیت شغلی و حرفه‌ای، بخش مهمی از زندگی خود را به توسعه فضاهای آموزشی اختصاص داد.

روایت وقف در مازندران از دیروز تا امروز

بر اساس گزارشی درباره زندگی و اقدامات او، ساخت مدرسه داراب در ساری در سال ۱۳۵۴ و در زمینی حدود هفت هزار مترمربع از جمله نخستین اقدامات شاخص او در این زمینه بود. در ادامه نیز زمین و امکاناتی برای توسعه مراکز آموزشی و فرهنگی در ساری اختصاص یافت.

در گزارش‌های منتشرشده درباره کارنامه او، از واگذاری زمین برای مجموعه‌هایی همچون اداره آموزش و پرورش ناحیه ۲ ساری، آموزشکده عالی ضمن خدمت فرهنگیان، مهمان‌سرای فرهنگیان، دبیرستان علوم ورزشی، دبیرستان شاهد و برخی مراکز دانشگاهی و علوم پزشکی نام برده شده است. او چندین هکتار زمین را به ایجاد زیرساخت‌های آموزشی و ورزشی در ساری اختصاص داد که اکنون فضاهای مهمی برای شهروندان مرکز استان به شمار می‌آیند.

از مدرسه و حمام تا درمان و حمایت اجتماعی

مرور این نمونه‌ها نشان می‌دهد که موضوع وقف در مازندران هرگز ثابت و متوقف نمانده است. در اسناد تاریخی مرتبط با وقف در مازندران، ساخت مدرسه، مسجد، حجره طلاب، حمایت از فقرا و آبادانی روستا دیده می‌شود و در دوره معاصر، آموزش عمومی، آموزش فنی و آموزش عالی به این فهرست اضافه شده و در سال‌های اخیر نیز نیازهای تازه اجتماعی در وقف‌های جدید استان دیده می‌شود.

در گزارش‌های جدید اوقاف مازندران، نمونه‌هایی از وقف برای درمان، تحصیل، ازدواج، مسکن و حمایت از نیازمندان مطرح شده است. از جمله وقف واحدهای مسکونی برای اسکان زوج‌های جوان و اختصاص بنا برای نگهداری و توانمندسازی کودکان بی‌سرپرست که نشان می‌دهد موضوع وقف در حال حرکت به سمت مسائل اجتماعی روز است.

از موقوفه‌های قدیمی و تاریخی مانند آب‌انبارهای ساری تا موقوفه‌های امروزی همچون درمانگاه فرهنگیان تنکابن که توسط پروانه جواهری ساعتچی و همسرش ساخته شد، موقوفه زنده‌یاد خلعتبری در چالوس برای ساخت بیمارستان فوق‌تخصصی سرطان، وقف ۲ هکتار زمین و یک واحد مسکونی و ۲ دانگ از یک کارخانه شالیکوبی در روستای شیرکلا از توابع شهرستان نور توسط زنده‌یاد حاج محمدعلی محمدپور برای انجام فعالیت‌های پژوهشی با اولویت انرژی هسته‌ای و نمونه‌های متعددی از وقف در زمینه مدرسه‌سازی و ساخت درمانگاه و خانه بهداشت و فضاهای ورزشی، مواردی از موقوفات در مازندران هستند که نشان می‌دهند جریان کمک به توسعه زیرساخت‌ها با دارایی‌های شخصی در این استان همچنان پابرجا و زنده است و با تغییر در موضوع و نوع وقف بسته به نیازهای جامعه ادامه دارد.

این تغییر را می‌توان نشانه‌ای از انعطاف اجتماعی وقف دانست؛ به این معنا که موضوع وقف نیز متناسب با نیاز جامعه تغییر می‌کند.

یک سنت، چند نسل

اگر یک سوی تاریخ وقف مازندران، وقف‌نامه‌ای قرار دارد که در آن برای حجره طلاب مدرسه آصفیه و نحوه اداره آن شرط تعیین شده، در سوی دیگر، واقفی مانند نوشیروانی قرار دارد که زمین و سرمایه خود را برای توسعه آموزش فنی و عالی به کار گرفت و خیرانی مانند عبدالحمید داراب، دارایی خود را در مسیر گسترش زیرساخت‌های آموزشی قرار دادند.

ظاهر این اقدامات با یکدیگر متفاوت است، اما در همه آن‌ها یک اصل مشترک دیده می‌شود: بخشی از دارایی شخصی به منفعت عمومی و ماندگار تبدیل می‌شود.

شاید همین ویژگی است که وقف را از یک کمک مقطعی متمایز می‌کند. مدرسه‌ای که امروز دانش‌آموز دارد، دانشگاهی که دانشجو می‌پذیرد یا خدمتی که یک موقوفه در اختیار مردم قرار می‌دهد، می‌تواند حاصل تصمیمی باشد که سال‌ها پیش گرفته شده است.

در مازندران، از آصفیه بارفروش و موقوفات اجتماعی دوره قاجار تا اقدامات نوشیروانی در بابل و فعالیت‌های آموزشی عبدالحمید داراب در ساری، یک خط مشترک دیده می‌شود: دارایی شخصی زمانی به میراث عمومی تبدیل می‌شود که منفعت آن از عمر صاحبش فراتر رود.

امروز نیز این سنت ادامه دارد، اما مساله‌های جامعه تغییر کرده‌اند. اگر وقف در گذشته برای ساخت مدرسه، مسجد، حمام یا حمایت از طلاب و فقرا به کار می‌آمد، امروز می‌تواند در کنار این کارکردها، بخشی از بار درمان، آموزش عالی، مسکن و حمایت اجتماعی را نیز بر دوش بکشد.

شاید بتوان تاریخ وقف در مازندران را تاریخ تغییر نیازهای جامعه دانست؛ تاریخی که در آن اصل وقف ثابت مانده، اما آنچه مردم برای آینده خود ضروری دانسته‌اند، تغییر کرده است.